تحریریه نیماد – در یادداشتی انتقادی برای الجزیره، بلن فرناندز، نویسنده و ستوننویس شناختهشده آمریکایی، همزمان با روز جهانی کارگر، به بررسی چهره تازه نبرد طبقاتی در عصر هوش مصنوعی میپردازد؛ دورانی که در آن، مبارزه تاریخی برای حقوق کارگران دیگر تنها حول دستمزد و شرایط کار نمیچرخد، بلکه به نبردی بنیادین برای خودِ «حق کار کردن» بدل شده است. فرناندز استدلال میکند که سرمایهداری متأخر، با سرمایهگذاریهای نجومی در فناوریهای هوش مصنوعی، نه در پی رهایی انسان، بلکه در مسیر حذف تدریجی نیروی انسانی از ساختار تولید و تضعیف هرچه بیشتر قدرت چانهزنی کارگران حرکت میکند. در ادامه برگردان فارسی این یادداشت را میخوانید:
***
در اول ماه مه، بخش بزرگی از جهان روز جهانی کارگر را جشن میگیرد؛ روزی برای بزرگداشت حقوق کارگران و تاریخ جنبش کارگری. این روز که در بسیاری از کشورها تعطیل رسمی است، در ایالات متحده، کشوری که هرگز علاقه چندانی به همبستگی بینالمللی کارگری یا حقوق کارگران نداشته، به طور سنتی سرکوب یا کمرنگ شده است.
ایالات متحده و دنبالهرو شمالیاش، کانادا، در عوض روز کارگر اختصاصی خود را در سپتامبر برگزار میکنند. اما ریشههای روز جهانی کارگر دقیقاً در خود آمریکا قرار دارد؛ جایی که در اول ماه مه ۱۸۸۶، اعتصابهای گستردهای در حمایت از روز کاری هشتساعته آغاز شد و خیلی زود با سرکوب خونین پلیس مواجه شد.
امروزه اما حقوق کارگران از جهتی دیگر زیر حمله قرار گرفته است: هوش مصنوعی؛ فناوریای که این بار خودِ حق کار کردن را تهدید میکند.
در ژانویه، آمازون، دومین کارفرمای بزرگ ایالات متحده پس از والمارت، ۱۶ هزار کارمند دیگر را اخراج کرد؛ تازهترین موج از تعدیلهای گستردهای که به دلیل توسعه هوش مصنوعی صورت گرفت. در اکتبر ۲۰۲۵ نیز نیویورک تایمز گزارش داده بود که این شرکت برنامه دارد بیش از نیم میلیون شغل را با رباتها جایگزین کند.
ایالات متحده اکنون پیشتاز جهان در توسعه هوش مصنوعی است؛ موضوعی که با توجه به رابطه ویژه این کشور با سرمایهداری افراطی و این ایده که کارگران باید مانند ماشین عمل کنند، چندان عجیب نیست. چه گام منطقیتری از آنکه در نهایت خودِ انسانها نیز با ماشین جایگزین شوند؟
من شخصاً تا جای ممکن سعی میکنم از آمریکا دوری کنم؛ کشوری که مدتها پیش از سلطه هوش مصنوعی نیز برایم به اندازه کافی هراسآور و ازخودبیگانهکننده بود. در سفری اخیر به سانفرانسیسکو، مرکز جهانی فناوری و هوش مصنوعی، دریافتم که چشمانداز شهر با بیلبوردها و نشانههایی که هوش مصنوعی را به زور به خورد مردم میدهند، بیش از پیش دیستوپیایی شده است.
من برای دیدار با جوانی کلمبیایی به آنجا رفته بودم که در گذرگاه مرگبار دارین با او آشنا شده بودم؛ مهاجری که در مسیر شمال و در جستوجوی رؤیای آمریکایی، یا دستکم پول کافی برای زنده ماندن، سفر میکرد. او اکنون در منطقه خلیج سانفرانسیسکو در بخش ساختمان کار میکرد؛ حرفهای که تصور میکردم دستکم از اختلال ناشی از هوش مصنوعی در امان باشد، اما اینترنت نشان داد که در این مورد هم اشتباه میکنم.
در مسیر ورود به شهر، تقریباً غیرممکن بود بیلبوردی ببینی که چیزی جز هوش مصنوعی تبلیغ کند. یکی از کارزارهای تبلیغاتی محلی، متعلق به شرکت آرتیزان در سانفرانسیسکو، بارها به دلیل بیرحمی آشکارش خبرساز شده بود. پوسترهای این شرکت توصیههایی از این دست ارائه میدادند: «استخدام انسانها را متوقف کنید»، «عصر کارمندان هوش مصنوعی فرا رسیده است» و «آرتیزانها درباره تعادل کار و زندگی شکایت نمیکنند».
جاسپار کارمایکل-جک، مدیرعامل ۲۴ ساله آرتیزان، از این کمپین به عنوان حرکتی عامدانه و «تحریکآمیز» دفاع کرده و گفته بود هدف شرکت، جایگزینی کارهایی است که مردم دوست ندارند انجام دهند تا بتوانند به کارهایی بپردازند که واقعاً از آن لذت میبرند.
اما متأسفانه برای او، چیزی به نام واقعیت وجود دارد. و برای بسیاری از مردم در جهان واقعی، شغل صرفاً وسیلهای برای گذاشتن غذا روی میز و تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی است؛ وظیفهای که بهویژه در کشوری که ترجیح میدهد به جای مسکن و درمان مقرونبهصرفه برای مردم خود، هزینه نسلکشی در غزه و جنگ علیه ایران را تأمین کند، روزبهروز دشوارتر میشود.
به بیان دیگر، بعید است کارگر معمولی آمازون که شغلش را به هوش مصنوعی میبازد، ناگهان خود را در حال انجام کاری «لذتبخش» بیابد؛ مثلاً مدیرعامل ۲۴ ساله یک شرکت هوش مصنوعی در کالیفرنیا شود.
لیزا فدرستون، نویسنده کتاب فروش ارزان زنان: نبرد تاریخی برای حقوق کارگران در والمارت، به من گفت: «طبقه میلیاردرها جهانی بدون کارگر میخواهد؛ یا دستکم جهانی که در آن کارگران تا حد ممکن زائد و ناامن احساس شوند. آنها عاشق هوش مصنوعیاند، چون دیگر نمیخواهند با مطالبات انسانیِ کارگران برای رفتار انسانی مواجه شوند.»
البته اشتغال بیثبات همواره جزء ذاتی سرمایهداری بوده است، زیرا کارگرانی که از دست دادن شغل خود میترسند، کمتر احتمال دارد برای حقوقشان اعتراض کنند.
فقط کافی است به تاریخ شرمآور اخیر سرکوب اتحادیهها توسط شرکتهایی چون آمازون، استارباکس و تریدر جو نگاه کنیم؛ شرکتهایی که با تاکتیکهای آشکارا غیرقانونی مانند اخراج کارگران حامی اتحادیه و تهدید به قطع مزایای درمانی، تلاش کردهاند هرگونه سازماندهی کارگری را سرکوب کنند.
و بدون تردید، ترس در محیط کار با ظهور «کارمندان هوش مصنوعی» که نه حقی مطالبه میکنند و نه اعتراضی دارند، تنها بیشتر خواهد شد.
در نهایت، هوش مصنوعی نهتنها نقطه اوج تلاش دیرینه شرکتها برای تبدیل ساکنان زمین به خودکارهای دیجیتالزده است، بلکه اوج تاریخی سرکوب نیروی کار توسط شرکتها نیز محسوب میشود.
برای تفریح، عبارت «مشکلات هوش مصنوعی» را جستوجو کردم تا ببینم پاسخ نمای کلی هوش مصنوعی چیست. طبق پاسخی که دریافت کردم، مشکلات از «شکستهای فنی فوری و معضلات اخلاقی» تا «خطرات بلندمدت اجتماعی و امنیتی» را شامل میشود.
این مرور در اوایل ۲۰۲۶ تصریح میکرد که مسائل کلیدی شامل «گرایش به تولید اطلاعات نادرست، بازتولید سوگیریها، و ایجاد خطرات زیستمحیطی و امنیت داده» است.
البته هیچیک از این مسائل مانع نشده است که الیگارشهای شرکتی همچنان میلیاردها دلار روی هوش مصنوعی شرطبندی کنند. در ۲۹ آوریل، نیویورک تایمز فاش کرد که تنها در سه ماه نخست سال جاری، گوگل، آمازون، متا و مایکروسافت در مجموع ۱۳۰.۶۵ میلیارد دلار صرف سرمایهگذاریهای زیرساختی، عمدتاً برای مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی، کردهاند.
در همین حال، برخی مدیران نخبه اذعان کردهاند که هوش مصنوعی فعلاً بسیار پرهزینهتر از نیروی انسانی است. اما ظاهراً چنین جزئیاتی چندان اهمیتی ندارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز بهطور کامل حامی هوش مصنوعی است. در بیانیهای از کاخ سفید در ماه مارس آمده بود که دولت ترامپ «متعهد به پیروزی در رقابت هوش مصنوعی برای آغاز عصری تازه از شکوفایی انسانی، رقابتپذیری اقتصادی و امنیت ملی برای مردم آمریکا» است.
اما بدیهی است که در جهانی پساانسانی، جایی برای شکوفایی واقعی انسان باقی نمیماند.
و در این روز جهانی کارگر، همانند هر روز دیگر، نباید هیچ جایی برای هوش مصنوعی وجود داشته باشد.





