دیدگاه

چرا در پساجنگ، بیش از پیش، به گفتوگو نیاز داریم؟
ما در نقطهای از تاریخ ایران ایستادهایم که پرسشِ محوریِ «چرا در پساجنگ به گفتوگو، بیش از پیش، نیاز داریم؟» از سطح پرسشِ روشنفکرانه فرا رفته و به مسألهای موجودیتی برای ایران بدل شده. «پساجنگ» در اینجا لزوما به معنای پایان کاملِ نبردِ نظامیِ نیست، بلکه ناظر به وضعیتی است که در آن فرسایشِ سرمایه اجتماعی، قطبی شدنِ ویرانگرِ جامعه و انسدادِ مجاریِ مفاهمه میان لایههای مختلف اجتماع بهسانِ جنگی خاموش بنیانهای همبستگی ملی ما را همچون موریانه هدف گرفته.

از روایتهای کالایی تا نهادینهسازی نقد؛ بازاندیشی در وضعیت سیاست و رسانه در سالهای اخیر
اتفاقاتی که در چند سال اخیر رخ داد و حاکمیت رسانههایی با جهتگیریهای سیاسی که افکار عمومی را فریب میدادند، همگی موجب شد برخی وقایع آنگونه که بود بازگو نشود. این رسانهها فضایی را ایجاد کردند که گویی همه به شکلی متحد و یکپارچه در حال مبارزهاند؛ اما در واقع به تخریب چهرههای سیاسی و فعالان مدنی در خارج و داخل کشور میپرداختند.

هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید
بنابر آمارهای منتشر شده، از زمان آغاز جنگ چهل روزه تا امروز که بیش از سه ماه میگذرد، سوگمندانه بیش از ۴۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند. شمشیر داموکلس صدورِ حکم اعدام برای اتهام «محاربه» نیز بالای سر متهمانِ پروندۀ اکباتان قرار گرفته و نفسهای اعضای خانواههای دل پریشانشان را در سینهها حبس کرده است. اصرار بر اجرای اعدامهای سیاسی در اوضاع و احوال کنونیِ کشور، تنها پیام «النصر بالرّعب» را به شهروندان منتقل میکند.

روزی ده کودک در جنگ ایران کشته شدهاند؛ خسارت جانبی یا آیندهکشی؟
هر روز نزدیک به ده کودک در جنگ اخیر کشته شدهاند. پزشکی قانونی میگوید ۳۹ روز جنگ، جان ۳۸۳ کودک را گرفته است. آماری تکاندهنده که نمیتوان آن را در میان انبوه اعداد و روایتهای جنگ گم کرد. در میان جنگهای دهههای اخیر جهان، تنها جنگ غزه، از سال ۲۰۲۳ به این سو، است که آمار روزانه کشتار کودکان در آن، به شکل چشمگیری، از این رقم بیشتر است.

اعتراضات دی ماه، تصاویر موبایلی، حقیقت و نبرد روایتها
مسئله اصلی این است که چه کسی حق دارد تعیین کند کدام تصویر واقعی است، کدام تصویر، قابل قبول است و کدام تصویر باید بهعنوان تصویر جعلی و ساختگی یا «پروپاگاندا» کنار گذاشته شود. در شرایطی مانند دیماه، این بحران بهشکل مضاعف رخ نمود. رسانههای دولتی، تصاویر موبایلی شهروندان از خشونت و سرکوب را جعلی، و ساخته و پرداختۀ دشمنان نامیدند. رسانههای اپوزیسیون نیز بدون راستیآزمایی، این تصاویر را در راستای روایت و منافع سیاسی خود مصادره کردند.

اسرائیل و جمهوریهای آسیای میانه؛ وقتی تلآویو خلاء مسکو را پر کرد
همین که رهبران حزب کمونیست جمهوریهای شوروی در آسیای میانه یک شبه به فرمانروایی رسیدند، پای اسرائیل نیز به این جمهوریهای رهاشده از سوی مسکو باز شد. در واقع استقلالی در کار نبود. رهبران سرسپرده حزب کمونیست این جمهوریها حتی در خواب خود نیز نمیدیدند جدا از سیطره مسکو به پادشاهی مطلق برسند.

قاضی درِد؛ دنیای اورول، هاکسلی و هراری در یک قاب
کمیکها فقط جنبه سرگرمی یا تجارت ندارند؛ این «هنر نهم» در بسیاری از مواقع روایتگرِ تاریخ، واکنش به بحرانهای اجتماعی و حتی ـهشداری دربارهی آیندهای در حال شکلگیری است. قاضی درِد یکی از همین روایتهاست؛ شخصیتی که در سال ۱۹۷۷ در بریتانیا خلق شد که هم واکنشی به دوران محافظهکاری مارگارت تاچر بود و هم نقطه تلاقی تکنولوژی، اسطوره و دیستوپیا.

اسرائیل و جمهوری آذربایجان؛ روایتی از نفوذ موساد در مرزهای ایران با خطای تهران
با روی کار آمدن الهام علییف، سطح و سرعت همکاریهای نظامی و امنیتی اسرائیل و جمهوری آذربایجان افزایش یافت. در آن زمان گزارشهایی منتشر میشد که نشان میداد اسرائیل در آموزش سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری آذربایجان نقش دارد و در مناقق مرزی ایران و در امتداد دریای خزر، زیرساختهای شنود و فعالیتهای سایبری و کنترل ارتباطات ایجاد کرده است.

برای یاد و خاطره پرویز قلیچخانی؛ عکسهایی که در ذهنم جا ماند
هوای امروز شهری که در آن زندگی میکنم، دقیقاً شبیه همان روزهای کودکی است؛ خاکستری، ابری و سرد. اما این تنها چیزی نیست که مرا به کودکیام برمیگرداند. درگذشت پرویز قلیچخانی مرا به اتاق کوچکی میبرد؛ اتاقی با تخت چوبی، میز تحریر ساده، کتابخانهای در گوشه و چند تصویر روی دیوار که گویی هنوز نفس میکشند.

ژست توخالی یونسکو در حفاظت از میراث فرهنگی؛ دست خالی میراث فرهنگی ایران در جنگ
سیاست یونسکو در محکوم نکردن تخریب آثار فرهنگی ایران با سیاست کلی سازمان در درگیریهای پیچیده منطقهای همخوانی دارد. این به آن معناست که نه تنها یونسکو پروتکلها و معاهدههای مصوب خود را به شکل انتخابی، منطقهای و متناسب با سلیقه کشورهای غربی تا حدی الزامآور میکند که حتی بر خلاف ادعایش سازمانی سیاستزده است.

زندانیان دوتابعیتی و دیپلماسی پشتپرده؛ آزادی شهاب دلیلی چه پیامی دارد؟
آزادی شهاب دلیلی پس از حدود یک دهه زندان در ایران، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرده است که آیا آزاد شدن زندانیان دوتابعیتی و یا دارندگان اقامت کشورهای غربی، صرفا تصمیمی قضایی و انسانی است یا بخشی از دیپلماسی پنهان جمهوری اسلامی با دولتهای خارجی؟

ضرورت هنر و ادبیات در زمانه جنگ
در ایرانِ زیر بمب و موشک، حرف از ادبیات و سینما، نه نشانۀ تجمل، بیدردی و بیخیالی، بلکه به مثابۀ امید به زندگی و مقاومت در دل جنگ است. جنگ، روزی به پایان میرسد اما اگر هنر خاموش شود، چه چیزی از انسان بودن ما باقی میماند؟ پرداختن به فیلم و رمان و شعر؛ اولویت بقا را انکار نمیکند بلکه آن را انسانیتر میسازد.

اختصاصی نیماد؛ گفتوگو با جودیت باتلر: سوگواری، کنشی جمعی برای پیریزی مبارزات آینده
جامعه جهانیِ بیرون از ایران نباید در محکوم کردن خشونت بیرحمانهی حاکمیت ایران علیه مردم خود هیچ تردیدی به خود راه دهد. اما در همان حال، باید به روشنی اعلام کنیم که نه با تهدیدها و توسعهطلبی امپریالیستیِ ترامپ همپیمانیم، و نه با کسانی که خواهان بازگشت به روزگار شاهاند. ما در کنار مبارزه مردم برای آزادی و برای زیستن بیهراس از سرکوب میایستیم.

پدیده علی کریمی بودن؛ سرمایه اجتماعی که ولخرجی شد
علی کریمی اولین ورزشکار محبوب ایرانی نبود که وارد سیاست شد. پیش از او بسیاری بودند از جمله غلامرضا تختی و پرویز قلیچخانی که هر کدام به شکلی از زمین ورزش فراتر رفتند و به پدیدهای اجتماعی و سیاسی بدل شدند. اما تفاوت بنیادین و ساختاری علی کریمی با پیشگامانش شاید در این بود که او در عصر شبکههای اجتماعی ظهور کرد؛ عصری متمایز با گذشته که در آن، سرمایه اجتماعی با سرعتی باورنکردنی و در مقیاسی تودهای ساخته میشود و شاید با همان سرعتِ برخاسته از الگوریتمها، به هدر برود.

پادشاهیخواهی با طعم فاشیسم
رژۀ اخیر جماعتی از پادشاهی خواهان با لباسهای متحدّالشکل در شهر رگنسبورگ آلمان و یاد و خاطرۀ «ساواکِ» سرکوبگر را زنده کردن، تداعیکنندۀ منش و روشِ لباس مشکیهای ایتالیا در جنگ جهانی دوم است و از سنخ بدل شدنِ کنش سیاسی به نمایش؛ نمایش آشکار حذف دیگرانی که مثل تو نمیاندیشدند. این جماعت، در بیانیۀ خود از «احیای ساواک برای مقابله با نفوذیها و اپوزیسیون جعلی» سخن گفتهاند. کنشِ مقلّدانۀ این جماعت که عاری از خلاقیت است، سوگمندانه و غمگنانه رگههای فاشیستیِ بیّنی دارد.