دیدگاه

«منافع مشترک»، از واقعیت تا رویا؛ نقدی بر دفاعِ واقع‌گرایانه از مداخله خارجی

این مقاله استدلال می‌کند که مفهوم «منافع مشترک» در دفاع از مداخله خارجی، در غیاب نهاد، نمایندگی و قدرت تصمیم‌سازی، بیش از آنکه واقع‌گرایانه باشد، بر حدس سیاسی و خوش‌بینی خطرناک استوار است.

چه کسی زنگوله را گردن خامنه‌ای می‌اندازد؟ نقدی بر نشست خبری رضا پهلوی

این یادداشت با نقد نشست خبری رضا پهلوی، بر دو خلأ اساسی انگشت می‌گذارد: غیبت پرسش‌های سخت در یک نشست کنترل‌شده، و فقدان برنامه‌ای روشن برای «اکنون»؛ زمانی که معترضان هزینه می‌دهند و جان می‌بازند.

فر ایران کجاست؟ راه نجات آنجاست

همان لحظه که ملت یقین کرد که رهبر او شاه او شاهزاده او راهی را می‌رود که گوهر استقلال ملت گم می‌شود، فره ایزدی از او گم می‌شود. جماعت از گرد او پراکنده می‌شود. فره ایران گوهر ایران است. آزادگی است. آنکه آزادگی و سرفرازی و سرکشی نداند از آن گوهر بی خبر است یا می‌یابد و آن را گم می‌کند. و بدون فروغ آن گوهر چیزی نمی‌ماند جز ظلمات تو بر تو. جنگ. نابودی. دریای خون و غرقاب خواری.

آیا اپوزیسیون هم باید پاسخگوی هزینه‌های انسانی باشد؟ مسئولیت رضا پهلوی در قبال معترضان

این یادداشت با تفکیک دقیق میان «مسئولیت در قبال جنایت» و «مسئولیت اخلاقی ناشی از بی‌مبالاتی در کردار»، استدلال می‌کند که رضا پهلوی مسئول کشتار معترضان نیست، اما فراخوان به کنش‌های پرخطر می‌تواند در شرایطی خاص، موضوع داوری اخلاقی قرار گیرد.

«عبور» از جمهوری اسلامی: شش مسیر محتمل

اگر معیار عقلانیت سیاسی را در نظر بگیریم، گذار پیمانی/مذاکره‌ای کم‌هزینه‌ترین مسیر است، و گزینه‌های دیگر صرفا هزینه را به آینده‌ای خطرناک‌تر منتقل می‌کنند.

جشن برنج؛ شامگاه یک جنبش

برنج‌پاشی در آبدانان ایلام کنشی نمادین از امتناع بود: نه غارت، نه تملک، بلکه «نخواستن» وضع موجود و جانشین‌های ازپیش‌تحمیل‌شده؛ حضور جمعیِ فرودستان و بازتولید معنا در دل جنبشی گرفتار هم سرکوب حکومتی و هم گسست‌های درونی.

شاهِ ما این دارد و آن نیز هم…

اعتراض خیابانی زمانی تداوم می‌یابد که «حسِ ما بودن» تقویت شود؛ حسی که از دل روایت‌های مشترک ساخته می‌شود. شعار «جاوید شاه» می‌تواند به جای «نه» جمعی از سوی یک «ما» هم‌بسته، به مرزی سیاسی تبدیل شود که همین «ما» را از درون دچار ترک می‌کند.

شعارهای سلطنت‌طلبانه در اعتراض‌ها؛ صداهای نابرابر در خیابان‌های ایران

جغرافیای شعارهای طرفدار سلطنت تصادفی نیست. این شعارها به‌طور عمده در مناطقی شنیده می‌شوند که فارسی‌زبان، لُرنشین یا کاسپین‌اند، در حالی که در مناطق قومی حاشیه‌ای‌تر و همچنین مناطق با اکثریت سنی تا حد زیادی غایب‌اند.

طغیان و آموزش جغرافیا

با هر طغیان، نام شهرهایی بر ما آشکار می‌شود که تا پیش از آن، چه‌بسا حتی به گوش‌مان نخورده بود. و اگر بخواهیم بنیان بحران و چرایی مسئله را توضیح دهیم، این حقیقت جغرافیایی بیش از هر عامل دیگری روشنگر است.

پرتره‌ای از قدرت؛ جابه‌جایی احمد وحیدی چه معنایی دارد؟

انتصاب احمد وحیدی به جانشینی فرمانده کل سپاه پاسداران بیش از آن‌که جابه‌جایی یک فرمانده باشد، نشانه تثبیت الگویی از قدرت است که تجربه امنیتی، وفاداری و کم‌حاشیه‌بودن را بر فرماندهی پررنگ و حضور رسانه‌ای ترجیح می‌دهد.

اعتراضات معیشتی، تداوم سیاست بازار و جنگ

این اعتراضات با وجود اینکه اعتراضاتی معیشتی جلوه‌ می‌کند اما در آن بسیار به‌ندرت از مسائل رفاهی، عدالت‌طلبی، حقوق کارگر، حقوق بازنشستگان، حقوق اقلیت‌ها، مسئله مرکز-حاشیه و… شنیده‌می‌شود.

«…تا رایِ درفشِ سیاهِ آنان چه باشد»؛ مرگ یزدگرد چه درباره‌ آینده‌ سیاست در ایران به ما می‌گوید؟

مرگ یزدگرد بیضایی نه روایتی تأسف‌بار از گذشته است، نه مابه‌ازای تاریخی مشخصی دارد، بلکه تحلیل سازوکاری است که در آن «داوری» به ابزار تثبیت نظم سیاسی بدل می‌شود. بیضایی هشدار می‌دهد: بدون گسست در منطق قدرت، تغییر پرچم‌ها آینده‌ای متفاوت نمی‌سازد.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

این خواهرانگی است که به موجودیت کسی مثل ترانه هویت می‌بخشد. اوست که به ما می‌گوید مردم به معنای درست و دقیق کلمه مردم چه کسانی هستند. مردمی که فراموش شده‌اند یا لااقل امید حکومت توتالیتر ایران به این است که آنها فراموش شوند.