دیدگاه

معماری زمینهای توخالی
این که وسیعترین اشغالگری سیستماتیک در منطقهای رخ میدهد که ما ساکنان آن هستیم، موضوع را برای ما از مفاهیم انتزاعی به تجربهای مشخص پیوند میزند و رابطه ما را با آنچه مطالعه میکنیم از خواندن فراتر برده و به درک رهنمون میسازد. از همین رو برای آغاز بحثی درباره مطالعه معماری رژیم اشغالگر و چگونگی بهره بردن آن از برنامهریزی فضایی برای تسلط بر سرزمینهای فلسطینی، کتاب «سرزمین توخالی» به عنوان مدلی از اندیشه انتقادی معرفی میشود.

درباره کوروش و محبوبیت بالایش میان ایرانیان؛ نمادین در غیاب زندگان
در فضای قطبی جامعه امروز، ما با تصویری یگانه از کوروش روبهرو نیستیم. ستایش جهانی از او، در متون گذشته یونانی و قرنهای بعدی غربی بیتردید، در محبوبیت او نزد ایرانیان موثر است، اما محبوبیت کنونی او -که به احتمال بالا- بالاترین میزان محبوبیت در نزدیک به ۲۰۰ سالی است که از بازکشفش میگذرد، نوعی انتخاب در وضعیت استیصال است.

رواندرمانی برای چه کسی؛ وقتی تورم وارد اتاق درمان میشود
وقتی کسی در اتاق درمان میگوید «دیگر از پس هزینهاش برنمیآیم»، درمانگر چه باید بشنود؟ معنایی پنهان که باید فهمید، یا واقعیتی که باید باور کرد؟ در ایرانِ امروز، جواب درست اغلب «هر دو» است. حرف این نوشته این است که در اقتصادی که مدام میلرزد، بازشناختن این دو از یکدیگر، یعنی معنای پول و واقعیت پول، دیگر کاری حاشیهای نیست؛ خودش بخشی از تکنیک درمان شده است.

زمزمههای مخملین پاییزی (بخش نخست)
این نوشتار ادامهایست بر «زمزمههای مخملینِ تابستانی» که نیماد تیرماه امسال از سروش دباغ، فیلسوف و رواندرمانگر منتشر کرد، تاملاتی که در قالب نجواهای اگزیستانسیال نگاشته شده است. آن متن پیشین شامل «زمزمههای» ۱ تا ۵ بود که بر مفاهیم همدردی و مهربانی با خود، شرم اگزیستانسیل، مرگآگاهی، نیایش و سلوک مدرن، و پیوند شعر و فلسفه درنگ میکرد. متن کنونی «زمزمههای» ۶ تا ۱۰ را دربرمیگیرد و اینبار نویسنده به مفاهیم سکوت، عشق، آزادی و مسئولیت انسان، معنای زندگی، و سپاسگزاری پرداخته است.

خاموشی آخرین راوی ایرانی از اردوگاههای استالینی
رحیم فاضلپور که از چپگرایان ایرانی بازمانده اردوگاههای کار اجباری حکومت استالین بود، بهتازگی در ایران درگذشت. روایت زندگی او، که به قلم اتابک فتحاللهزاده ثبت شده، بازگوکنندهٔ سرنوشت تلخ مهاجران ایرانی، مهاجرتهای اجباری و پیامدهای حاکمیت استالین در زندگی هزاران خانواده در شوروی سابق است. فتحاللهزاده شرح میدهد که چگونه فاضلپور و همراهانش از زندان کا.گ.ب عشقآباد سردرآورد، و در همان زندان و اردوگاه پدرش را که سالها مفقود شده بود به شکل تصادفی میبیند.

آناتومی ۷ مرحله انقلاب؛ ایران امروز و اپوزسیون جمهوری اسلامی روی میز تشریح کرین برینتون
مدل انقلاب برینتون هفت مرحله دارد: نظم «عادی»، نقد روشنفکران، نارضایتی فراگیر، انتقال قدرت، جنگ داخلی، دوران ترور، و سرانجام واکنش ترمیدوری؛ یعنی بازگشت خسته و محتاطانه به نوعی عادی بودن. این نوشته قصد ندارد برینتون را از نو تعریف کند. میخواهد این نقشه قدیمی را روی میز بگذارد و بپرسد: جمهوری اسلامی امروز کجای این نقشه ایستاده است؟ و مهمتر از آن، ما کجا ایستادهایم؟

ایران؛ آسِ حکم در بازیِ قدرتها
اگر لندن به این ارزیابی برسد که ظرفیتهای ایران ماندگارند و امنیت منطقه بدون مشارکت تهران دستیافتنی نیست، آیا حفظ مسیر تفاهم با ایران میتواند به بخشی از محاسباتش تبدیل شود؟ این فرضیه ادعای وجود توافقی پنهان یا تصمیمی قطعی برای شراکت نیست. اما باید به نشانههای بیرونی چنین محاسبهای با دقت نگریست: تغییر در مواضع رسمی، ابتکارهای دیپلماتیک، تعدیل فشارها، تعریف منافع مشترک و تعهداتی که هزینه عقبنشینی از آنها برای ایران و بریتانیا قابل محاسبه باشد.

پسزمینۀ ذهنیّت فردی و جمعی سخنان مارکو روبیو
به نحوی روزافزون مهاجمان و متجاوزان امپریالیست به ایران، پرده از نیّات نژادپرستانۀ دیرینه کنار میکشند. مارکو روبیو در تلاش و تعقیب رقابت تفرّدجویانه از جیدی ونس و در بازتولید تشخّصی نامی در میان «مردان نامی»، به تقلید از پلوتارک به یونان رفته و همۀ مافیالضمیرهای نژادی و پسزمینههای جمعیِ جنگطلبیهای بیش از یکساله علیه ایران را به تفصیل بازنمایی و رونمایی کرده و در اندازههای محدود دانشی و القاشدهاش، صورت نازلی از جنگ تمدّنها را به تصویر کشیده است.

حاکمیت ملی میان انحلال و مصادره: درباره مرجعیت دولت و حدود نقد جنگطلبی ایرانی
پیش از هر چیز میخواهم از دوست گرامی، بابک مینا برای پاسخ به نقد پیشین من تشکر کنم. اهمیت این گفتوگو از اختلاف نظر ما دو نفر فراتر میرود. در شرایطی که جنگ و امکان تداوم آن به یکی از مسائل تعیینکننده حیات سیاسی ایران بدل شده است بحث درباره دولت و حاکمیت ملی و جایگاه آنها در تصمیمگیری درباره جنگ و صلح ضرورتی ویژه دارد.

اعتراضات در فرانسه: مساله خشونت
فهم جامعهشناختی خشونت با تأیید اخلاقی یا سیاسی آن متفاوت است. پرسش بوردیو این نیست که «چرا معترضان شیشه مغازهها را میشکنند؟» بلکه چرا جامعه شکستن یک ویترین و غارت را فورا خشونت مینامد، اما سازوکارهایی را که به طرد، تحقیر و محرومیت مداوم گروههایی از مردم میانجامند، غالبا بخشی طبیعی از نظم اجتماعی تلقی میکند؟

جنگطلبی ایرانی و فرا رفتن از دولت - ملت، تحریری دوباره
مائو و لنین تکلیف خود را میدانستند: هدفشان تسخیر دولت و استقرار سوسیالیسم بود و طبقه و فرهنگ بورژوایی تا ابد دشمن باقی میماند. جنگطلبان ایرانی مدعی هستند که پس از براندازی ناگهان از حالت پارتیزانی به یک دولت توسعهگرای ملیگرا و عادی بدل میشوند. غافل از اینکه شکافی که شما در پیکر ملت به وجود میآورید، در غیاب دولت فعلی به تعارضی خونینتر بدل خواهد شد.

وقتی شباهت جای تاریخ را میگیرد؛ نقدی بر تبارشناسی جنگطلبی در مقاله بابک مینا
میتوان تشخیص اولیه بابک مینا درباره خطر جنگطلبی را پذیرفت، بیآنکه تبارشناسی او را موجه دانست. ضعف این تبارشناسی در آن است که از اشتراک صوری سیاست انقلابی و جنگطلبی کنونی در خروج تعیین دشمن از انحصار دولت، به پیوندی تاریخی و سیاسی میرسد که برای اثبات آن باید مناسبات اجتماعی، اهداف و شیوههای اعمال قدرت نیز بررسی شوند.

کشتن خدا: «اودیسه» نولان چه چیزی دربارهٔ براندازی جنگطلبانه به ما میآموزد؟
پنلوپه در جریان گفتوگو به حقیقتی هولناک پی میبرد: همان جنگجویانی که گویی از بیرون برای ویران کردن تمدن آمدهاند، در واقع خود اودیسئوس و همراهان او هستند. این لحظه از نظر سیاسی و فلسفی تعیینکننده است. ویرانگر دیگر بیگانهٔ مطلق نیست. او همان قهرمانی است که مدعی دفاع از خانه و جهان خویش بوده است.

عشق از جانی به جان دیگر میرود
راهنمای بزرگ بابک امیرخسروی، عشق به ایران و ملیگراییاش بود. او نه تنها تناقضی بین چپ بودن و ملیگرایی نمیدید، بلکه هر دو را دو روی یک سکه میدید. او همواره به ما گوشزد میکرد: «هر چپِ واقعیِ ایرانی بیگمان ملی است و هر ایرانی با گرایش ملی که درد ملت دارد، عدالتخواه است. اینها دو وجه جداییناپذیر هر ایرانیِ متجدد، ترقیخواه و انسانگراست.»

دوباره میسازمت به تن اگرچه بیش از توان خویش*
پیروزیهای چشمگیر اخیر زنان در المپیک آسیایی بازتابی درخور اهمیت اجتماعی این پیروزیها نیافته است، نه رسانههای حکومتی و نه رسانههای اپوزیسیون. حکومت میتوانست آن را شاهدی بداند بر جایگاه رفیع زنان نزد خود و مخالفان میتوانستند این پیروزیها را یکسره به حساب مقاومت زنان در برابر حکومت بگذارند. چیزی اما در این پیروزیها هست که بهراحتی تن به روایتهای تماما سیاسی نمیدهد.