یکشنبه، ۱ شهریور ۱۴۰۵

گزارش

در عمارت روبه‌رو صدا خاموش شد؛ هیوا، غزل و محدودیت‌های صدای زن

هستی پودفروش

هستی پودفروش

روزنامه‌نگار نیماد

شب نهم اسفند ۱۴۰۳، عمارت روبه‌رو در چهارراه ولی‌عصر تهران، مثل همیشه بازتاب هنر بود و فضا را برای چند ساعت به صدای یک زن سپرده بود. سالن کوچک و صمیمی این خانهٔ قدیمی که سال‌هاست میزبان اجراهای موسیقی، تئاتر و گفت‌وگوهای هنری است، میزبان هیوا سیفی‌زاده بود؛ خواننده‌ای جوان، مدرس آواز ایرانی و نوازنده تنبک که با صدایی نرم و کلاسیک، چند بیت از سعدی را روی صحنه آورده بود.

تنها چند دقیقه از اجرا گذشته بود. قطعه اول تمام شد، قطعه دوم تازه شروع شده بود که نیروهای امنیتی لباس‌شخصی وارد شدند. صدا قطع شد، صحنه متوقف و هیوا سیفی‌زاده، همراه با هومن معمارپناهی، مدیر عمارت و غزل نهانی، مدیر روابط عمومی و برگزارکننده رویداد بازداشت شدند. تماشاگران مبهوت بودند. آن شب فقط شبی از شب های موسیقی سنتی ایران بود که به یکباره به پرونده‌ای قضایی تبدیل شد که حالا، بیش از یک سال بعد، احکام سنگینش خبرساز شده است.

هیوا سیفی‌زاده، متولد ۱۴ آبان ۱۳۷۶ در تهران، از نوجوانی مسیر هنر را انتخاب کرد. آواز کلاسیک ایرانی را در کلاس‌های معصومه مهرعلی آموخت، تنبک را نزد مهدی اصفهانی و تئوری و تصانیف را نزد اعضای خانواده هنری‌اش. فارغ‌التحصیل مهندسی صنایع است، اما زندگی‌اش موسیقی و تدریس بود. در جشنواره نوای خرم برگزیده شد، جشنواره‌ای که خود به دلیل محدودیت صدای زنان متوقف شد، با گروه رستاک در عراق اجرا کرد، در تالار وحدت روی صحنه رفت و در کنسرت-نمایش‌هایی مثل «کافه عاشقی» و «ناکجاآباد» هم بازی کرد و آواز خواند.

حالا او در ویدیویی که در اینستاگرامش منتشر کرده، با صدایی آرام اما قاطع می‌گوید: «من به جرم تشویق به فساد و فحشا به چهار سال حبس تعزیری محکوم شدم… کدام رفتار مشخص من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده؟ اساسا خواندن شعر سعدی یا آواز ایرانی چطور می‌تواند مصداق تشویق به فساد و فحشا باشد؟» او تأکید می‌کند که پرونده را در دادگاه تجدیدنظر پیگیری خواهد کرد و خواسته‌اش بررسی قانونی و دقیق دفاعیاتش است.

احکام اما سنگین‌تر از این‌هاست. بر اساس اطلاعات وکلای پرونده، غزل نهانی به ۱۰ سال حبس، هومن معمارپناهی به ۷ سال و هیوا سیفی‌زاده به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند؛ مجموعا ۲۱ سال. اتهامات مرتبط با برگزاری رویداد موسیقی و عناوینی چون «تشویق به فساد و فحشا» یا «اشاعه فساد از طریق برگزاری کنسرت» اعلام شده. احکام در مرحله تجدیدنظرخواهی است.

این ماجرا فقط داستان یک خواننده نیست. غزل نهانی، زنی که در حوزه روابط عمومی و برگزاری رویدادهای فرهنگی فعالیت می‌کرد، حالا با حکم ۱۰ ساله روبه‌روست. عمارت روبه‌رو، که سال‌ها فضایی نسبتا آزاد برای هنرهای معاصر و موسیقی کمترشنیده‌شده بود، پس از آن شب تا اطلاع ثانوی تعطیل شد و فعالیت‌هایش متوقف ماند. وزارت ارشاد هم اعلام کرد که کنسرت مجوز نداشته، هرچند برخی حاضران و نزدیکان هیوا خلاف این را می‌گفتند.

از نگاه بسیاری از زنان فعال در هنر ایران، این پرونده بار دیگر همان خط قرمز قدیمی را زنده کرده: صدای زن روی صحنه، حتی اگر آواز سنتی باشد و شعر سعدی بخواند، می‌تواند به سرعت به «فساد» تعبیر شود. هیوا خودش در توضیحاتش به محدودیت‌هایی اشاره کرده که سال‌ها برای خوانندگان زن وجود داشته و با وجود آنها به کارش ادامه داده. کارشناسان موسیقی و حقوق هم احکام را «استثنایی و بی‌سابقه» خوانده‌اند. حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی، پرسیده وقتی اجرا اصلا فرصت ادامه پیدا نکرده، اتهامات بر چه اساسی صادر شده؟ جمعی از متخصصان روابط عمومی هم با بیانیه‌ای خواستار بازنگری شده‌اند.

در فضای فرهنگی ایران، زنانی مثل هیوا سیفی‌زاده و غزل نهانی، هر کدام به شیوه‌ای، تلاش کرده‌اند در چارچوب‌های موجود جایی برای هنر باز کنند. یکی با صدای آوازش، دیگری با سازماندهی رویدادها. حالا هر دو با احکام سنگین روبه‌رو هستند. عمارت روبه‌رو که زمانی «روبه روی» تئاتر شهر و مرکز شهر، فضایی برای نفس کشیدن هنر بود، حالا نمادی شده از محدودیت‌هایی که هنوز بر صدای زنان سایه انداخته.

پرونده در تجدیدنظر است و هیوا منتظر بررسی دقیق‌تر. اما برای بسیاری از زنان هنرمند ایرانی، این ماجرا یادآوری تلخی است: گاهی چند بیت سعدی هم می‌تواند گران تمام شود. صدایی که برای چند دقیقه روی صحنه عمارت روبه‌رو پیچید، حالا در دادگاه‌ها و شبکه‌های اجتماعی طنین‌انداز شده و پرسش‌های بسیاری را درباره آزادی بیان هنری و جایگاه زن در فرهنگ معاصر ایران زنده کرده است.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

گزارش

در عمارت روبه‌رو صدا خاموش شد؛ هیوا، غزل و محدودیت‌های صدای زن

در فضای فرهنگی ایران، زنانی مثل هیوا سیفی‌زاده و غزل نهانی، هر کدام به شیوه‌ای، تلاش کرده‌اند در چارچوب‌های موجود جایی برای هنر باز کنند. یکی با صدای آوازش، دیگری با سازماندهی رویدادها. حالا هر دو با احکام سنگین روبه‌رو هستند.