
چگونه تنگه هرمز دست بر گلوی هژمونی آمریکا انداخت؟
بعد از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده نه فقط بهعنوان یک قدرت برتر، بلکه بهمثابه مرکز یک نظم جهانی عمل میکرد؛ نظمی که در آن سلطه، چه بهصورت عریان و چه در قالب نهادها، ائتلافها و قواعد بهظاهر «بیطرف» اعمال میشد. سازمان ملل متحد، پیمانهای نظامی و شبکههای اقتصادی جهانی، نه صرفاً ابزارهای همکاری، بلکه سازوکارهای تثبیت این برتری بودند. در این سازوکار، نیروهای متحد آمریکا نمیتوانستند بهسادگی به خواستههای این کشور «نه» بگویند.