نشریه «اسمال وارز» (جنگهای کوچک) که از منابع معتبر و تاثیرگذار در حوزه تفکر نظامی محسوب میشود در مقالهای به قلم طاهر محمود آزاد، مدیر اجرایی اندیشکده «لندن دایالوگ»، به بررسی رویکرد متفاوت دو قدرت بزرگ در قبال بحران کنونی خاورمیانه و جنگ ایالات متحده با ایران پرداخته است.
نویسنده تاکید دارد که اگر چه نه مسکو و نه پکن بهصورت علنی وارد جنگ نشدهاند، با این حال، هر دو از این جنگ با دلایل و ابزارهای متفاوت بهرهبرداری راهبردی میکنند، چنانکه میزان آسیبپذیریشان در برابر هزینههای جنگ نیز تفاوت فاحشی دارد.
ترجمه این مقاله را به قلم امین زرگرنژاد، پژوهشگر و مترجم حوزه اندیشه سیاسی، به همراه توضیحات و اضافات مترجم در رسانه نیماد میخوانید.
***
نویسنده: طاهر محمود آزاد
مترجم: امین زرگرنژاد
آمریکا، روسیه و چین سه کشوریاند که بیتردید جاهطلبی جهانی دارند و هر سه در دهه گذشته خود را برای جهانی آماده کردهاند که در آن برتری آمریکا دیگر بدیهی فرض نمیشود. هیچیک از این سه کشور تمایلی به رویارویی تسلیحاتی مستقیم با دو کشور دیگر ندارند. در عوض، رقابت میان آنها از مسیر نیروهای نیابتی، تحریمها، فناوری و اطلاعات پیش میرود و هریک از آنها گرفتاری رقیب در منازعات را نه بحرانی برای مهار، بلکه فرصتی برای بهرهبرداری میبینند. جنگی که اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران آغاز کردند روشنترین نمونه اخیر همین وضعیت است.[۲] این جنگ برای مسکو و پکن جنگِ دیگران است و هر دو بیسروصدا میکوشند تا تقلاهای واشینگتن را به برتری راهبردیِ خود بدل کنند.
همواره این وسوسه وجود دارد که روسیه و چین را جبهه تجدیدنظرطلبِ واحدی بدانیم که در مسیری مشترک گام برمیدارند. این چارچوب توصیفی علیرغم رواج و سهلالوصولیاش، به لحاظ تحلیلی سادهانگارانه است. تصویر دقیقتر، تصویر دو قدرت بسیار متفاوت با منافعی است که تا حدی همپوشانی دارند. روسیه قدرتی رو به افول اما اخلالگر است که تقریبا بهطور کامل از انحرافِ توجه آمریکا سود میبرد. در مقابل چین قدرتی در حال اوجگیری است که در این منازعه خاص منافعی کاملاً چندوجهی و متقاطع دارد. تشخیص درست این تمایز، تفاوت میان شعار و ارزیابی است.
لحظه تکقطبیِ[۳] رو به افول
تقریبا تا سه دهه پس از ۱۹۹۱، آمریکا از چنان برتری و حاشیهی قدرتی برخوردار بود که باعث میشد عنوان «ابرقدرت» توصیفگرِ واقعیت باشد. در حال حاضر این برتری کاهش یافته است اما کاهش آن یکنواخت نبوده و لازم است چگونگی آن را بهدقت بررسی کنیم. چین در ابعاد اقتصادی و بهطور فزایندهای در ابعاد نظامیِ قدرت، به رقیبی همتراز برای آمریکا تبدیل شده است. روسیه وضعیت متفاوتی دارد. چهار سال جنگ فرساینده در اوکراین، بهجای آنکه قدرت نیروهای متعارف روسیه را به رخ بکشد، ضعفهای آنها را آشکار کرد و توانشان را کاهش داد. نقطه قوت کنونی روسیه نه در توانایی ایجاد نظم، بلکه در ظرفیت اخلال در آن نهفته است. این ظرفیت شامل تهدیدگری در حوزه انرژی، عملیات اطلاعاتی، سرویسهای امنیتی و آمادگی برای تحمل هزینههایی است که قدرتهای حافظِ وضع موجود معمولا حاضر به پرداخت آنها نیستند.
بنابراین، صورتبندی درست این نیست که دو رقیب همتراز در برابر واشینگتن سر برآوردهاند. واقعیت این است که تکقطبی آمریکا رو به افول نهاده، چین در حال کاهش فاصله است، روسیه از موضعی نسبتا ضعیف نقش برهمزننده را بازی میکند و هر دو کشور جنگ ایران را راهی کمهزینه برای شتاببخشی به حرکت بهسوی نظامی مناقشهپذیرتر و چندقطبیتر میدانند. اقداماتی که هر یک از آنها در پسِ لفاظیهای عمومی درباره خویشتنداری انجام میدهند، مستقیما از همین تفاوت ناشی میشود.
روسیه: بهرهبرداری از طریق ایجاد اختلال
محاسبات روسیه در خلیج فارس را نمیتوان از جنگ اوکراین جدا کرد. مسکو چهار سال است که فشار فزاینده کمکهای ناتو و بهویژه کمکهای آمریکا به کییف را تحمل میکند.[۴] بنابراین، مسکو انگیزه فراوانی دارد تا هرجا بتواند، با کمترین هزینه برای خود، بهای متقابلی بر واشینگتن تحمیل کند. ایران دقیقا چنین فرصتی را فراهم میکند. تهران در جریان جنگ اوکراین پهپاد و موشک در اختیار روسیه گذاشت. اکنون این رابطه معکوس شده و در صحنهای رقم میخورد که بار آن بهجای روسیه بر دوش آمریکا است.
مهمترین نمود این همکاری حوزهی اطلاعات است. چندین رسانه آمریکایی، در ابتدا واشینگتنپست[۵] و سپس سیانان[۶] و آسوشیتدپرس[۷]، گزارش دادهاند که روسیه اطلاعاتی درباره محل استقرار و تحرکات نیروها، کشتیها و هواگردهای آمریکایی در اختیار ایران گذاشته است. بخش عمده این اطلاعات شامل تصاویری است که از منظومه ماهوارهای مسکو به دست آمدهاند. اداره اطلاعات دفاعی اوکراین نیز بهطور جداگانه تأیید کرده است که روسیه سیگنالها و بروندادهای تصویری را در اختیار تهران میگذارد. واشینگتن در موضعگیریهای عمومی کوشید این گزارشها را کماهمیت جلوه دهد.[۸] اما دقیقا در همان بازه زمانی دقت حملات پهپادی و موشکی ایران به داراییهای آمریکا در خلیج فارس بهبود محسوسی یافت و افسران ارشد پیشین آمریکا نیز بهسرعت به ارتباط این دو مسئله اشاره کردند.
ادعای دیگری که اکنون در دست بررسی قرار دارد از این هم جدیتر است. بنا بر گزارشها، تحلیلگران آمریکایی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا روسیه محل تأسیسات مخفی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیآیای) در منطقه را در اختیار ایران گذاشته است؟[۹] این مسئله هنوز صرفا در حد یک ادعاست و چیزی نیست که اثبات شده باشد و باید با همین ملاحظه با آن مواجه شد. بااینحال، اگر این ادعا درست از آب درآید، میتوان آن را نشانه تشدیدی کیفی دانست که از سطح کمک به شناسایی و هدفگیری فراتر میرود و به آسیبپذیری زیرساختهای مخفی آمریکا میرسد.
بهرهبرداری مسکو از این وضعیت سه وجه دارد. نخست، انحراف منابع: هر گروه ناو هواپیمابر، هر آتشبارِ پدافند هوایی و هر تجهیزات اطلاعاتی که به خلیج فارس اختصاص مییابد، دیگر برای بازدارندگی در برابر روسیه در اروپا در دسترس نیست. دوم، مقابلهبهمثل: روسیه دقیقا همان نوع حمایت خارجی را که واشینگتن در اوکراین علیه این کشور به کار گرفته است به شکلی معکوس بر خود واشینگتن تحمیل میکند. سوم، تثبیت موقعیت: روسیه تمام این اقدامات را بدون درگیر شدن در جنگ انجام میدهد. این کشور نه نیرویی اعزام کرده، نه راههای دیپلماتیک را به روی خود بسته و در شورای امنیت نیز بهجای رأی صریح به رأی ممتنع اکتفا کرده است.[۱۰] از این منظر، اقدام روسیه شیوهای تقریبا بیهزینه برای تحلیل قوای هژمون (آمریکا) است.
چین: فرصتهای آمیخته با مخاطرات
موقعیت پکن پیچیدهتر است. تصویر رایجی که چین «پشت پرده مشغول طرحریزی تجاوزگری است»[۱۱] این موقعیت را بهدرستی توضیح نمیدهد. چین از این جنگ واقعا منفعت راهبردی به دست میآورد اما همزمان با هزینههای واقعی و بیواسطه نیز مواجه است و رفتارش همین دوگانگی را بازتاب میدهد.
از نظر منفعت، این جنگ فناوری نظامی چین را در شرایط واقعی به آزمون میگذارد. چین در سال ۲۰۲۱ دسترسی نظامیِ سطحبالا به سامانه ناوبری ماهوارهای بیدو[۱۲] را برای ایران فراهم کرد و بدینترتیب جایگزینی برای جیپیاسِ تحت کنترل آمریکا در اختیار جنگافزارهای ایرانی قرار داد.[۱۳] از اطلاعات برآمده از منابع علنی نمیتوان با قطعیت گفت که آیا ایران اکنون برای هدایت حملاتش در لحظه و همزمان از بیدو استفاده میکند یا نه. کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین[۱۴] نیز که مرجعی معتبر است در این باره احتیاط به خرج میدهد. بااینحال، شواهد ضمنیِ بهدستآمده از بهبود دقت تسلیحات ایرانی پس از دورهای از اختلال در جیپیاس، تحلیلگران متعددی را به این نتیجهگیری سوق داده است. پکن همچنین جریان مداومی از دادههای رزمی دربارهی عملکرد سامانه ناوبری خود و احتمالا اجزا و قطعات آن در برابر جنگ الکترونیک غربی به دست میآورد و این اطلاعاتی است که هیچ رزمایشی نمیتواند جایگزین آن شود. افزونبراین، گزارش شده که در بنادر چینی کشتیهای ایرانی با پرکلرات سدیم، که پیشمادهای برای سوخت موشکهای جامد است، بارگیری شدهاند. سرویسهای اطلاعاتی آمریکا نیز ارزیابی کردهاند که چین ممکن است در حال آمادهسازی برای تأمین لوازم یدکی و قطعات موشک باشد. هر یک از این مبادلات در راستای منافع پکن است تا تمرکز آمریکا را منحرف کند و آن را در وضعیتی فرسوده نگه دارد.
در برابر همه این منفعتها، محدودیتی دشوار قرار دارد که روسیه با آن مواجه نیست: انرژی. چین بزرگترین واردکننده نفت خام در جهان است و روزانه حدود یازده میلیون بشکه نفت وارد میکند که تقریبا نیمی از این واردات از خاورمیانه تأمین میشود.[۱۵] جنگی که تنگه هرمز را تهدید کند، مستقیما چین را در معرض خطر قرار میدهد. دقیقا به همین دلیل مقامهای آمریکایی پکن را طرفِ محتاطتر ماجرا و کشوری میدانند که واقعا میخواهد جنگ پایان یابد، زیرا جنگ جریان نفت را تهدید میکند. رسانههای دولتی چین آشکارا از هرگونه اشاره به مشارکت پکن در رزمایش دریایی امسال ایران و روسیه در تنگه هرمز خودداری کردند.[۱۶] برخی تحلیلگران این سکوت را نشانه فاصلهگذاری آگاهانه دانستهاند. تجارت چین با ایران نیز پس از آغاز درگیریها بهشدت کاهش یافت. در این وضعیت، پکن بهجای پیشروی تهاجمی، در حال پوشش ریسکهای خود است.
مقوله انرژی: تصحیح یک باور نادرست
لازم است دربارهی رابطه انرژی با دقت بیشتری صحبت کنیم زیرا این رابطه اغلب بهصورت وارونه بیان میشود. باور رایجی وجود دارد که چین برای تأمین حدود ۸۰ درصد نفت مورد نیازش به ایران وابسته است. رقم ۸۰ درصد صحت دارد، اما جهت این معادله برعکس است. چین حدود ۸۰ درصد یا بیشتر از صادرات نفت خام ایران را خریداری میکند.[۱۷] در مقابل، ایران تنها حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از واردات نفت خام چین را تأمین میکند. بر اساس دادههای ردیابی نفتکشها، این عدد در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیون و سیصد و هشتاد هزار بشکه در روز بوده که بخش اعظم آن نیز برای پنهان کردن منشأ، با نشان مالزی عرضه شده است.[۱۸]
جهت این وابستگی اهمیت زیادی دارد. این بدان معناست که چین بهجای آنکه وابسته به ایران باشد، در واقع شریان حیاتیِ اقتصاد ایران محسوب میشود. بنابراین، اهرم فشار نه در دستان تهران که در دستان پکن است. چین نیز دقیقا از همین موقعیت استفاده کرده است و بنا بر گزارشها ایران را تحت فشار قرار داده تا تنگه را برای کشتیهای مرتبط با چین باز نگه دارد. آسیبپذیری واقعی چین مشخصا نه بهطور خاص از جانب ایران، بلکه از کلیت خلیج فارس و گلوگاه تنگهی هرمز است که یکپنجم نفت حملشده از راه دریا در جهان از آن عبور میکند. هر ارزیابی جدی باید این عدم تقارن را در نظر داشته باشد.

نمودار ۱. چه کسی به دیگری وابسته است؟ عدم تقارن در تجارت نفت (۲۰۲۵)
در واقعیت آن سهم ۸۰ درصدی در جهت معکوس است. چین بخش عمده نفت تحریمشده ایران را میخرد اما سهم ایران از سبد تأمین انرژی چین ناچیز است. همین وضعیت، پکن را به طرف صاحب «اهرم فشار» بدل کرده است. منابع: دادههای اداره کل گمرک چین و ردیابی نفتکشهای کپلر، به نقل از مرکز سیاستگذاری جهانی انرژی (دانشگاه کلمبیا) و مدرن دیپلماسی.
| منبع تأمین | سهم | توضیح |
| روسیه | ٪۱۹~ | پس از ۲۰۲۲ با تخفیف؛ بزرگترین کشور تأمینکنندهی نفت چین |
| عربستان سعودی | ٪۱۴~ | تأمینکننده دیرینه و اتکاپذیر |
| ایران | ٪۱۳~ | برای دور زدن تحریمها عمدتا عرضه با نشان «مالزی» |
| عراق | ٪۱۱~ | خاورمیانه؛ در معرض آسیبپذیری در برابر اختلال در تنگهی هرمز |
| امارات متحده عربی | ٪۷~ | خاورمیانه؛ در معرض آسیبپذیری در برابر اختلال در تنگه هرمز |
| عمان | ٪۶~ | خاورمیانه؛ مجاور تنگهی هرمز |
| سایر | ٪۳۰~ | شاملِ مالزی (با نشانگذاری مجدد)، برزیل، آنگولا و غربِ آفریقا |
جدول ۱. تأمینکنندگان اصلی نفت خام چین در سال ۲۰۲۵ (سهم تقریبی از واردات)
ارقام ارائهشده تقریبی و گردشدهاند. تقریبا نیمی از نفت خام چین از خاورمیانه تأمین میشود که نقطه کانونی آسیبپذیری این کشور در تنگه هرمز به شمار میرود. این دادهها با تکیه بر آمار اداره کل گمرک چین و سامانه ردیابی نفتکشهای کپلر و با بهرهگیری از گزارشهای مرکز سیاستگذاری جهانی انرژی و ویژوال کپیتالیست تدوین شده است.
شوک قیمتی و پیامدهای آن بر نظم جهانی
تأثیر جنگ بر بازارهای نفت نشان میدهد که چرا چین نمیتواند تنها به دشواریهای واشینگتن دلخوش کند. با گسترش درگیری به تنگه هرمز، قیمت نفت برنت از حوالی ۸۰ دلار پیش از آغاز حملات، تا پایان آوریل ۲۰۲۶ به بالاترین سطح خود در چهار سال گذشته رسید و به حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه نزدیک شد.[۱۹] نفت خام آمریکا نیز بزرگترین افزایش هفتگی خود را از زمان آغاز معاملات قراردادهای آتی در سال ۱۹۸۳ تجربه کرد.[۲۰] چنین قیمتهایی به تمام واردکنندگان بزرگ انرژی و بیش از همه به چین آسیب وارد میکند. این قیمتها همچنین مستقیما به تورم داخلی چین دامن میزند و این چیزی است که پکن کمتر از هر چیز دیگری توان تحمل آن را دارد. جنگی که آمریکا را بیش از حد درگیر و فرسوده کند برای پکن مطلوب است، اما جنگی که تنگه هرمز را ببندد مطلوب نیست.

نمودار ۲. برآورد تقریبی قیمت دلاری هر بشکه نفت خام برنت در طی جنگ، فوریه تا مه ۲۰۲۶
این شوک قیمتی تیغی دو لبه بود که دو سوی معادله را تحتتأثیر قرار داد. با آغاز جنگ، قیمت نفت برنت به حدود ۱۲۶ دلار رسید و این رکوردی بیسابقه در چهار سال اخیر بود که تمامی واردکنندگان بزرگ، از جمله چین، را متضرر کرد. این روند بازتابی از گزارشهای بازار در حین بحران تنگهی هرمز در سال ۲۰۲۶ است.
جنگ در این نقطه با اساسیترین وجه قدرت آمریکا پیوند میخورد و این واقعیت را برجسته میکند که هر تغییر عمده در خاورمیانه، نظم جهانی را از نو ترسیم خواهد کرد. از سال ۱۹۷۴ نظام پترودلار[۲۱] زیربنای برتری دلار بوده است.[۲۲] نفتی که با دلار قیمتگذاری و معامله میشود تقاضای جهانی دائمی برای این ارز ایجاد میکند. این سیستم به واشینگتن اجازه میدهد کسریهای بودجهی خود را با هزینهی اندک تأمین کند و همزمان به تحریمهای آمریکا نیز قدرت اثرگذاری میبخشد. خلیج فارس برای ایالات متحده صرفا یک منطقه انرژی نیست، بلکه شالوده جایگاه دلار در نقش ارز ذخیرهی جهانی است.
جنگ ایران به گونهای این شالوده را تحت فشار قرار داده است که به سود پکن تمام میشود. گزارشها حاکی از آن است که ایران به برخی نفتکشها اجازه داده از تنگه هرمز عبور کنند، مشروط بر اینکه بهای نفت و هزینههای ترانزیت با یوآن چین یا استیبلکوینها[۲۳] پرداخت شود.[۲۴] تحلیلگران دویچه بانک این اقدام را نقطه عطف بالقوهای در شیوه پرداخت تجارت نفت دانستهاند.[۲۵] چین از هر معامله انرژیِ خارج از چارچوب دلار بهصورت ساختاری سود میبرد: هم نفت را با تخفیف تأمین میکند و هم به بینالمللی شدن ارز خود شتاب میبخشد. چشمانداز واقعبینانه نه فروپاشی ناگهانی پترودلار، بلکه فرسایش تدریجی آن است.[۲۶] جنگ با ایران این فرسایش را از خطری نظری به روندی ساختاری سوق داده است. برای پکن این بازآراییِ تدریجی در نظام مالی انرژی جهان ممکن است در نهایت به بزرگترین دستاورد بلندمدت کل جنگ تبدیل شود.
| جنبه | روسیه | چین |
| انگیزه محوری | مقابلهبهمثل در قبال اوکراین؛ فرسوده کردن و ایجاد انحراف در توجه آمریکا | تضعیف برتریِ آمریکا، همزمان با حفاظت از امنیت انرژیِ خود |
| ابزارهای اصلی | اطلاعات و تصاویرِ ماهوارهای دربارهی داراییهای آمریکا | دسترسی به سامانه بِیدو، تجهیزات دومنظوره و خریدِ نفت |
| موضعگیری | اخلالگری فعال؛ مشارکت با هزینهای تقریبا ناچیز | موازنهگر محتاط؛ خواهان مهارِ جنگ |
| مهمترین آسیبپذیری | محدود؛ عمدتاً تحتتأثیر جنگ اوکراین | بالا؛ حدود نیمی از نفت خام چین از خاورمیانه تأمین میشود و در معرضِ خطرِ تنگه هرمز قرار دارد |
| دستاوردِ راهبردی | منحرف شدن منابع آمریکا از اروپا | تضعیفِ نظامِ پترودلار؛ آزمودن عملیاتی فناوریها در میدان نبرد |
جدول ۲. دو قدرت، دو راهبرد
نتیجهگیری
جنگی که واشینگتن و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، برای دو رقیب بزرگ آمریکا موهبتی راهبردی است که بدون پرداخت هرگونه بهای جانی به چنگ آوردهاند. با اینحال، این موهبت برای روسیه و چین یکسان نیست. روسیه برنده آشکارتر است. این کشور توجه و منابع آمریکا را منحرف میکند، حمایت غرب از اوکراین را به همان شکل پاسخ میدهد، برتریهای پنهان و متعارف آمریکا در منطقه را تحلیل میبرد و همه این اقدامات را بدون ورود مستقیم نیروهای خود به جنگ انجام میدهد. چین نیز از آزمودن رزمیِ فناوری خود و مهمتر از آن از فرسایش شتابگرفتهی نظم دلاری سود میبرد. اما پکن همزمان بهای واقعیِ ناامنی انرژی و شوکهای قیمتی را نیز میپردازد و به همین دلیل پکن به جای طولانی شدن، خواهان مهار منازعه است.
باید از این خطای تحلیلی پرهیز کرد که روسیه و چین را به یک بلوک خصمانه واحد تقلیل دهیم. بهتر است این دو کشور را فرصتجویانی بدانیم که منافعشان همپوشانی دارد اما کاملا منطبق نیست. وجه مشترک آنها این محاسبه بنیادین است که آمریکایی که توان خود را در خلیج فارس تحلیل میبرد، توانایی کمتری برای شکلدهی به نظم چندقطبیِ در حال ظهور خواهد داشت. بر اساس شواهد پنج ماه گذشته، این محاسبهگری در حال به ثمر نشستن است. هر تغییر پایدار در خاورمیانه، در تعیین نظم جهانی آتی نقش خواهد داشت. این تغییر میتواند در امنیت تنگه هرمز، در بقای پترودلار و یا در توازن میان قدرتهای فرامنطقهای رخ دهد. بر اساس روندهای کنونی، این نظم با گذشت هر ماه از جنگ، اندکی بیشتر به سود مسکو و پکن و اندکی کمتر به سود واشینگتن در حال تحریر است.
——-
پانوشتها:
[۱]. این مقاله ترجمهای است از:
Tahir Azad (2026). “Russian and Chinese Strategic Gains from the US–Iran War”. Small Wars Journal. 6 Aug 2026. Available at:
https://smallwarsjournal.com/2026/08/06/russian-and-chinese-strategic-gains-from-the-us-iran-war/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۲]. https://www.uscc.gov/research/china-iran-fact-sheet-short-primer-relationship [Accessed 10 Aug 2026]
در متن اصلی انگلیسی تمامی ارجاعات نویسنده بهصورت پیوند درون متنیاند و در ترجمه فارسی به پانویس منتقل شدهاند. صحت دسترسی به تمامی پیوندها توسط مترجم بررسی شدهاند و تاریخ قیدشده در مقابل هر پیوند تاریخ آخرین دسترسی مترجم است.
[۳]. اشاره به اصطلاح «لحظه تکقطبی» که با انتشار مقالهای با همین عنوان از چارلز کراوتهامر (۱۹۹۰) وارد ادبیات روابط بینالملل شد و به ظهور نظم تکقطبی آمریکایی پس از سقوط دیوار برلین و بلوک شرق اشاره داشتـ م.
بنگرید به:
Charles Krauthammer (1990). “The Unipolar Moment”. Foreign Affairs. Vol. 70, No. 1, America and the World 1990/91 (1990/1991), pp. 23-33 (11 pages). Published By: Council on Foreign Relations.
[۴]. https://www.nato.int/en/what-we-do/partnerships-and-cooperation/relations-with-ukraine [Accessed 10 Aug 2026]
[۵]. https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/06/russia-iran-intelligence-us-targets/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۶]. https://edition.cnn.com/2026/03/06/politics/russia-aiding-iran-targeting [Accessed 10 Aug 2026]
[۷]. https://www.pbs.org/newshour/amp/world/russia-gave-iran-information-that-can-help-tehran-hit-u-s-military-targets-ap-sources-say [Accessed 10 Aug 2026]
[۸]. https://www.aljazeera.com/news/2026/3/7/us-downplays-reports-russia-gave-iran-intel-to-help-tehran-strike-us-assets [Accessed 10 Aug 2026]
[۹]. https://intelnews.org/2026/07/23/01-3446/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۰]. https://www.uscc.gov/research/china-iran-fact-sheet-short-primer-relationship [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۱]. https://www.cnn.com/2026/04/11/politics/us-intelligence-iran-china-weapons [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۲]. BeiDou satellite navigation system
[۱۳]. https://www.uscc.gov/research/china-iran-fact-sheet-short-primer-relationship [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۴]. The U.S.-China Economic and Security Review Commission
[۱۵]. https://www.visualcapitalist.com/mapped-where-china-gets-its-oil/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۶]. https://chinarussiareport.substack.com/p/plan-skips-or-downplays-naval-exercises [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۷]. https://moderndiplomacy.eu/2026/01/13/chinas-dependence-on-iranian-oil-strategic-leverage-and-exposure/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۸]. https://www.energypolicy.columbia.edu/implications-of-the-conflict-in-the-middle-east-for-chinas-energy-security/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۱۹]. https://edition.cnn.com/2026/04/30/energy/oil-prices-iran-war-wartime-high-blockade-hnk [Accessed 10 Aug 2026]
[۲۰]. https://finance.yahoo.com/news/us-oil-prices-notch-biggest-weekly-surge-since-at-least-1985-as-iran-war-disrupts-strait-of-hormuz-190633977.html [Accessed 10 Aug 2026]
[۲۱]. petrodollar
نظام پترودلار سازوکاری است که در آن بخش اعظم تجارت جهانی نفت با دلار آمریکا قیمتگذاری و تسویه میشود. این امر تقاضای جهانی برای دلار و نفوذ مالی آمریکا را تقویت میکندـ م.
[۲۲]. https://fortune.com/2026/03/28/dollar-dominance-dedollarization-global-oil-trade-iran-war-petroyuan-us-security-shield/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۲۳]. stablecoin
«استیبلکوین» نوعی دارایی دیجیتال است که ارزش آن معمولاً به یک ارز رایج یا دارایی نسبتا باثبات، مانند دلار آمریکا، یورو یا طلا، پیوند میخورد تا از نوسانهای شدید رمزارزها بکاهد. از نمونههای آن میتوان به تِتِر، یورو کوین و تتر گُلد اشاره کردـ م.
[۲۴]. https://asiatimes.com/2026/03/irans-hormuz-yuan-play-a-direct-hit-on-the-petrodollar/ [Accessed 10 Aug 2026]
[۲۵]. https://dc.fortune.com/2026/03/28/dollar-dominance-dedollarization-global-oil-trade-iran-war-petroyuan-us-security-shield [Accessed 10 Aug 2026]
[۲۶]. https://www.gisreportsonline.com/r/petrodollar-decline/ [Accessed 10 Aug 2026]







