وبسایت میدلایستآی در یادداشتی به قلم جان ریس، پژوهشگر مهمان دانشگاه گلداسمیتس لندن و از بنیانگذاران «ائتلاف توقف جنگ»، نقش کمتر دیدهشده مجتمعهای نظامیـصنعتی در تشدید بحران اقلیمی را بررسی کرده است.
ریس با اشاره به اینکه فعالیتهای نظامی در دوران صلح حدود ۵.۵ درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص میدهند، نشان میدهد که جنگ چگونه از مصرف عظیم سوخت و تولید تسلیحات تا ویرانی شهرها، بازسازی پس از جنگ و نابودی منابع طبیعی جذب کربن، سیاره را در معرض تخریبی مداوم قرار میدهد. او همچنین هشدار میدهد که افزایش بیسابقه بودجههای نظامی ناتو، نهتنها انتشار کربن را بهشدت افزایش خواهد داد، بلکه منابع ضروری برای گذار به انرژیهای پاک را نیز میبلعد.
ترجمه این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد بخوانید.
****
نقش صنعت تسلیحات در تغییرات اقلیمی، اغلب کوچک جلوه داده میشود، نادیده گرفته میشود یا بهکلی مسکوت میماند.
اما تدارک جنگ و خود جنگ، با سرعتی بیش از هر عامل منفرد دیگری، سیاره را نابود میکنند. مجتمعهای نظامیـصنعتی بیش از صنعت هوانوردی غیرنظامی یا صنعت کشتیرانی جهانی به محیط زیست آسیب میزند؛ در واقع، براساس گزارشی تازه، ردپای کربنی آن به طور نسبی با مجموع ردپای کربنی این دو صنعت برابری میکند.
این آسیب هم از فعالیتهای معمول در دوران صلح ناشی میشود و هم از خود جنگ.
شناختهشدهترین تلاش برای برآورد ردپای کربنی نیروهای نظامی جهان، در پژوهشی در سال ۲۰۲۲ انجام شد؛ پژوهشی که محققان «دانشمندان برای مسئولیتپذیری جهانی» و «دیدهبان منازعه و محیط زیست» آن را انجام دادند.
آنان برآورد کردند که فعالیتهای نظامی حدود ۵.۵ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص میدهد؛ دامنه محتمل این رقم بین ۳.۳ تا ۷ درصد است. این میزان از کل انتشار ملی روسیه بیشتر است و تازه، گازهای گلخانهای ناشی از جنگهای واقعی را نیز در بر نمیگیرد.
پس چرا فعالیتهای زمان صلح صنعت تسلیحات چنین سهم بزرگی در تغییرات اقلیمی دارند؟
نخست اینکه نیروهای مسلح مدرن بهشدت به نفت وابستهاند. جنگندهها، بمبافکنها، بالگردها، ناوهای جنگی، تانکها و ناوگان ترابری نظامی مقادیر بسیار زیادی سوخت جت و گازوئیل مصرف میکنند. رزمایشهای نظامی و جابهجایی نیروها و تجهیزات در سراسر جهان نیز بر این میزان میافزاید.
ناتو اکنون خود بهصراحت میپذیرد که فعالیتها و تأسیسات نظامی از منابع انتشار گازهای گلخانهایاند و حتی روشی برای اندازهگیری این انتشار تدوین کرده است.
ردپای دائمی
زیرساختهای نظامی ردپایی دائمی بر جا میگذارند. پایگاهها، فرودگاهها، تأسیسات دریایی، سامانههای راداری، خانههای سازمانی نظامیان و میدانهای آموزشی برق و سوخت گرمایشی مصرف میکنند و به ساختوساز و نگهداری نیاز دارند.
بنابراین، حفظ شبکهای جهانی از تأسیسات نظامی، حتی در غیاب جنگ نیز گازهای گلخانهای تولید میکند. روش محاسبه ناتو نیز بهصراحت مراکز و تأسیسات نظامی را در این محاسبات میگنجاند.
دوم اینکه تولید تسلیحات ــ از هواپیما، کشتی، خودروی زرهی و موشک گرفته تا تجهیزات الکترونیکی، ساختمان و مهمات ــ ردپای صنعتی بزرگی دارد. این تولید به فولاد، آلومینیوم، تیتانیوم، سیمان، مواد شیمیایی و زنجیرههای عظیم تأمین بینالمللی نیازمند است.
اما این تازه آغاز ماجراست. هنگامی که سربازان استفاده از سلاحهایشان را آغاز میکنند، سیاره نیز در شمار نخستین قربانیان قرار میگیرد. با شروع جنگ، هواپیماها پروازهای عملیاتی بسیار بیشتری انجام میدهند، خودروهای زرهی بیوقفه فعالیت میکنند، مهمات باید جابهجا شود، کشتیها به مأموریت اعزام میشوند و سامانههای عظیم تدارکاتی، سوخت، غذا، سلاح و نیروی انسانی را منتقل میکنند. بنابراین، ردپای کربنی یک نیروی نظامی در حال جنگ بهمراتب بزرگتر از ردپای آن در دوران صلح است.
ویرانی ناشی از جنگ، آسیبهای زیستمحیطی را چند برابر میکند. حمله به پالایشگاههای نفت، انبارهای سوخت، کارخانهها، نیروگاهها و مراکز صنعتی میتواند به طور مستقیم گازهای گلخانهای آزاد کند و آتشسوزیهای عظیمی به راه اندازد.
جنگ شهری همچنین میتواند ساختمانها و خودروها را به آتش بکشد. از همین رو، «دیدهبان منازعه و محیط زیست»، گازهای گلخانهای ناشی از جنگ را مقولهای جداگانه و افزوده بر سهم برآوردشده ۵.۵ درصدی فعالیتهای نظامی در نظر میگیرد.
حتی پس از پایان درگیری نیز هزینههای زیستمحیطی همچنان افزایش مییابد. بازسازی میتواند بهشدت کربنزا باشد. ویران کردن یک شهر هنگام حمله گازهای گلخانهای تولید میکند، اما بازسازی آن نیز به حجم عظیمی از سیمان، بتن، فولاد، شیشه و آسفالت نیاز دارد.
تولید سیمان و فولاد، خود از منابع اصلی انتشار دیاکسید کربن است. بنابراین، جنگ میتواند موج دومی از انتشار کربن به راه اندازد که سالها پس از توقف نبرد ادامه پیدا کند. برآورد ۵.۵ درصدی، گازهای گلخانهای ناشی از بازسازی پس از جنگ را شامل نمیشود.
پیامدهای فاجعهبار
حتی این هم پایان پیامدهای ویرانگر نیست. جنگ میتواند مخازن طبیعی جذب کربن را نابود کند. آتشسوزی جنگلها، جنگلزدایی، تخریب تالابها، فرسایش خاک و آسیب به زیستبومها میتواند کربن ذخیرهشده را آزاد کند و همزمان توان آینده زمین برای جذب دیاکسید کربن را کاهش دهد.
درگیری همچنین میتواند مقررات زیستمحیطی را تضعیف کند و راه را برای قطع غیرقانونی درختان یا استخراج مهارنشده منابع هموار سازد.
شاید همه این عوامل کمتر از میزان واقعی برآورد شدهاند، نه بیشتر. گزارشدهی درباره انتشار گازهای گلخانهای نیروهای نظامی، از نظر تاریخی بسیار ناقص بوده و دولتها نیز در تعیین آنچه باید محاسبه شود، تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر دارند.
این وضعیتی است که اکنون با آن روبهرو هستیم. اما هنوز در آغاز موجی جهانی و مهارنشده از تسلیح مجدد قرار داریم؛ موجی که پیامدهای فاجعهبارتری برای اقلیم خواهد داشت.
چنانکه دیدیم، اگر مجموعه نیروهای نظامی جهان را کشوری فرضی در نظر بگیریم، این «ارتش جهانی» پس از چین، ایالات متحده و هند، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای روی زمین خواهد بود. ناتو سهمی فوقالعاده بزرگ از مخارج نظامی جهان دارد؛ مخارجی که در سال ۲۰۲۵ به نزدیک ۲.۹ تریلیون دلار رسید. ۳۲ عضو ناتو نزدیک به نیمی از این مبلغ را هزینه کردند.
اما ناتو برای سال ۲۰۳۵ هدف بسیار بزرگتری تعیین کرده و قصد دارد هزینههای دفاعی را به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برساند. بیانیه لاهه در ژوئن ۲۰۲۵، اعضای ناتو را متعهد میکند که ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف نیازهای اصلی نظامی و تا ۱.۵ درصد دیگر را صرف زیرساختها و هزینههای مرتبط با دفاع و امنیت کنند.
مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم پیامدهای این تصمیم را محاسبه کرده است. در سال ۲۰۲۴، میانگین سهم هزینههای نظامی از تولید ناخالص داخلی اعضای ناتو ۲.۲ درصد بود و مجموع هزینههای این ائتلاف به ۱.۵ تریلیون دلار رسید. اگر هدف ۵ درصدی محقق شود، هزینههای مرتبط با امنیت ناتو به حدود ۴.۲ تریلیون دلار در سال خواهد رسید.
این افزایش، در کنار پیامدهای دیگر، آسیب نیروهای نظامی به محیط زیست را بهشدت گسترش خواهد داد.
رقابت بر سر منابع
پژوهشی مهم که در سال ۲۰۲۵ در نشریه «نیچر کامیونیکیشنز» منتشر شد، رابطه میان هزینههای نظامی و انتشار کربن را بررسی کرد. یافتههای این پژوهش نشان داد میان افزایش سهم مخارج نظامی از تولید ناخالص داخلی جهان و افزایش شدت انتشار کربن، رابطهای از نظر آماری معنادار وجود دارد.
با در نظر گرفتن هدف اصلی ۳.۵ درصدی ناتو، پژوهشگران برآورد کردهاند که این افزایش میتواند تا سال ۲۰۳۵، سالانه حدود ۵۴۰ میلیون تا ۱.۲۵ میلیارد تن گاز گلخانهای اضافی تولید کند؛ رقمی که به میزان انتشار یکی از کشورهای بزرگ تولیدکننده گازهای گلخانهای نزدیک میشود. این مقدار نیز علاوه بر انتشار ناشی از فعالیتهای نظامی کنونی خواهد بود.
طعنهآمیز اینکه سازمانهای بینالمللی کشتیرانی به طور رسمی متعهد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای شدهاند. بنابراین، ممکن است با واگرایی چشمگیری روبهرو شویم: حملونقل غیرنظامی در مسیر کربنزدایی حرکت کند، در حالی که بخش نظامی با شتاب بر ردپای کربنی خود بیفزاید.
این وضعیت، مخارج نظامی را به عاملی منحصربهفرد و بهطور فزاینده مخرب در تغییرات اقلیمی تبدیل میکند. هر یک تریلیون دلار اضافی که به این بخش اختصاص داده شود، به معنای بهکارگیری سرمایه، ظرفیت صنعتی، نیروی کار ماهر، فولاد، تجهیزات الکترونیکی، منابع پژوهشی و استقراض دولتی است؛ منابعی که نمیتوان همزمان در جای دیگری به کار گرفت.
بنابراین، گسترش بخش نظامی به طور دقیق بر سر همان منابعی رقابت میکند که برای تولید انرژیهای تجدیدپذیر ضروریاند: شبکههای برق، راهآهن و حملونقل عمومی، عایقکاری ساختمانها، پمپهای حرارتی، فولاد کمکربن، تولید باتری و اقدامات لازم برای سازگاری با تغییرات اقلیمی.
به همین دلیل، نزدیکبینی اقتصادی برخی رهبران کارگری، مانند شارون گراهام از اتحادیه یونایت، هزینههای پنهان مخارج نظامی را نادیده میگیرد؛ هزینههایی که به طور مستقیم به بهای از دست رفتن مشاغل و کاهش دستمزد اعضای این اتحادیه و نیز نابودی آینده سیاره تمام میشوند. این پیامد در نهایت ممکن است به اندازه انتشار مستقیم گازهای گلخانهای نیروهای نظامی اهمیت داشته باشد.
اکنون شواهد تجربی محکمی برای این استدلال وجود دارد که تسلیح مجدد در ابعادی که ناتو در نظر گرفته، صرفاً از نظر مالی با گذار سبز رقابت نمیکند؛ اگر تولیدات نظامی بهشدت کاهش نیابد، مجتمعهای نظامیـصنعتی ممکن است پیش از آنکه فرصت بمباران سیاره را پیدا کند، آن را بسوزاند.





