در پایان گفتوگوی جان مرشایمر، نظریهپرداز روابط بینالملل، و رزمری کلانیک، متخصص امنیت انرژی و راهبرد آمریکا در خاورمیانه، در برنامهٔ «سوئیس با تام سوئیتزر» که دوم شهریور منتشر شده است، بحث دربارهٔ محاصرهٔ دریایی، فشار اقتصادی و آیندهٔ جنگ ایران به نگرانکنندهترین سناریوی ممکن میرسد: احتمال بررسی استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی علیه ایران.
مرشایمر تأکید میکند که مدعی نیست دولت آمریکا تصمیم به چنین حملهای گرفته یا حتی این گزینه را بهطور جدی بررسی کرده است. بااینحال، او به بحثهایی در فضای سیاسی آمریکا اشاره و ابراز نگرانی میکند از اینکه دولت این احتمال را بهصراحت رد نکرده است.
رزمری کلانیک پیشتر در همین گفتوگو برای توصیف رفتار احتمالی دولتی که نمیتواند پیروز شود اما شکست را هم نمیپذیرد، از تعبیر «قمار برای احیا» (gamble for resurrection) استفاده میکند: اقدامی بسیار پرخطر با این امید که مسیر جنگ ناگهان تغییر کند. مرشایمر هنگام طرح نگرانی هستهای خود به همین تعبیر کلانیک بازمیگردد.
این هشدار به معنای قریبالوقوعبودن حملهٔ هستهای نیست. ادعاهایی دربارهٔ بررسی این گزینه در دولت آمریکا مطرح شده، اما تاکنون شواهد مستقلی برای تأیید آنها یا نشانهای از اتخاذ تصمیمی عملیاتی منتشر نشده است. نگرانی مرشایمر بیش از آنکه بر وجود چنین تصمیمی استوار باشد، به شرایطی بازمیگردد که ممکن است زمینهٔ تصمیمهای پرخطر را فراهم کند: آمریکا به اهداف خود نرسیده، راه روشنی برای پیروزی ندارد و در عین حال هنوز حاضر نیست از سیاست اجبار دست بکشد.
نزدیک به شش ماه پس از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات مستقیم تا حد زیادی فروکش کردهاند؛ اما محاصرهٔ دریایی، فشار اقتصادی، اختلال در کشتیرانی، استقرار نظامی و تهدیدهای متقابل ادامه دارند. نه توافق صلحی شکل گرفته، نه اختلافات اصلی حل شدهاند و نه احتمال بازگشت حملات از میان رفته است.
از حملهٔ مستقیم تا فشار اقتصادی
مرشایمر آغاز جنگ را نتیجهٔ یک خطای محاسباتی میداند. به گفتهٔ او، دولت آمریکا تصور میکرد با یک کارزار سریع و سنگین میتواند ساختار فرماندهی ایران را از کار بیندازد، حکومت را دچار فروپاشی کند و جنگ را در مدت کوتاهی به پایان برساند. اما ایران تسلیم نشد و توانست با موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای خود به آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنها هزینه تحمیل کند. جنگی که قرار بود کوتاه و قاطع باشد، بدون پیروزی روشن ادامه یافت.
از نگاه مرشایمر، واشینگتن پس از ناکامی کارزار نظامی، مرکز ثقل راهبرد خود را به فشار اقتصادی منتقل کرده است. هدف، علاوه بر محدود کردن صادرات نفت، منزوی کردن اقتصاد ایران و دشوار کردن روابط تجاری و مالی آن با کشورهایی مانند چین، روسیه، پاکستان، ترکیه، عراق و امارات است.
هدف سیاسی تغییر نکرده؛ ابزار اجبار تغییر کرده است. در مرحلهٔ نخست، بمب و موشک نقش اصلی را داشتند؛ اکنون تحریمهای ثانویه، محدودیتهای مالی، فشار بر شرکای تجاری و ناامنشدن مسیرهای دریایی همان سیاست را دنبال میکنند. رویترز در ۳۰ مرداد گزارش داد که واشینگتن شدیدترین مجموعهٔ تحریمهای خود علیه ایران را آماده میکند و امیدوار است از این طریق نیاز به عملیات نظامی گستردهتر را کاهش دهد.
آیا آمریکا جنگ ایران را باخته است؛ ادراک شکست، بازدارندگی و بنبست در سیاست بینالملل
تنگهٔ هرمز؛ میدان ادامهٔ رویارویی
مرشایمر تحولات جنگ را به دو دورهٔ محاصره تقسیم میکند: دورهٔ نخست از ۲۴ فروردین تا ۲۷ خرداد و دورهٔ دوم از ۲۳ تیر تا کنون.
محاصرهٔ دریایی فقط صادرات ایران را کاهش نمیدهد؛ حضور و اعمال قدرت نظامی در دریا را نیز در پی دارد. شرکتهای کشتیرانی باید خطر توقیف یا حمله، افزایش هزینهٔ بیمه و احتمال بستهشدن مسیرها را در محاسبات خود وارد کنند. بنابراین، حتی در غیاب بمبارانهای روزانه، دریا یکی از میدانهای عملیاتی منازعه باقی مانده است.
تنگهٔ هرمز در مرکز این تقابل قرار دارد. بر اساس گزارش رویترز که پنجم شهریور منتشر شده، حجم عبور نفت از تنگه که پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود، روز دوشنبه دوم شهریور به پنج میلیون بشکه کاهش یافت؛ پایینترین سطح در سه ماه گذشته. تلاشهای قطر برای میانجیگری نیز بر بازگرداندن شرایط پیش از جنگ و آزادی کشتیرانی متمرکز شدهاند.
کلانیک میگوید وضعیت هرمز را نباید به دو حالت «کاملا باز» یا «کاملا بسته» تقلیل داد. ایران احتمالا نمیتواند برای همیشه عبور همهٔ کشتیها را متوقف کند؛ آمریکا نیز نتوانسته امنیت کامل کشتیرانی و بازگشت تردد به سطح پیش از جنگ را تضمین کند. رقابت اصلی بر سر حجم جریان انرژی، هزینهٔ حفاظت و بیمه و توان دو طرف برای تحمل یک منازعهٔ فرسایشی است.
چرا جنگ اقتصادی کمخطر نیست؟
مرشایمر و کلانیک میگویند آمریکا با فشار بر امارات و دیگر شرکای ایران میکوشد شبکههای تجاری و مالی تهران را مسدود کند. مرشایمر بهویژه بر نقش امارات در دسترسی ایران به ارز و سازوکارهای مالی تأکید دارد.
اما فشار اقتصادی میتواند واکنش نظامی ایران را در پی داشته باشد. اگر تهران کشوری در منطقه را شریک طرح آمریکا برای فروپاشاندن اقتصاد خود بداند، ممکن است بنادر، پالایشگاهها یا دیگر زیرساختهای حیاتی آن را هدف قرار دهد.
رویترز نیز در ارزیابی ششماههٔ جنگ نوشته است که ایران، با وجود خسارتهای سنگین نظامی و اقتصادی، همچنان توان ایجاد اختلال در منطقه و حمله به منافع و متحدان آمریکا را حفظ کرده است.
ازاینرو، تشدید تحریمها، قطع یک مسیر مالی، توقیف یک کشتی یا حمله به یک نفتکش میتواند چرخهای از اقدام و واکنش را آغاز کند. در چنین وضعیتی، جنگ اقتصادی دیگر فقط اقتصاد را هدف نمیگیرد؛ بلکه ممکن است به مقدمهٔ درگیری نظامی تازه تبدیل شود.
آتشبس به معنای پایان جنگ نیست
آتشبس ۲۷ خرداد حملات مستقیم را کاهش داد؛ اما آتشبس با صلح یکسان نیست. از منظر نظامی، چنین توقفی میتواند «وقفهای عملیاتی» برای جایگزینی مهمات، تعمیر تجهیزات، بازسازی سامانههای فرماندهی و آمادهشدن برای مرحلهٔ بعدی باشد.
نمونهٔ عراق پس از جنگ خلیج فارس این تفاوت را نشان میدهد. قطعنامهٔ ۶۸۷ شورای امنیت در ۱۴ فروردین ۱۳۷۰ آتشبس رسمی میان عراق و ائتلاف را برقرار کرد؛ اما تحریمها، مناطق پرواز ممنوع و حملات مقطعی ادامه یافتند تا اینکه در اسفند ۱۳۸۱ جنگی تمامعیار آغاز شد.
در سوریه نیز دورههای کاهش خشونت و آتشبسهای موقت به پایان مخاصمه نینجامیدند. برای نمونه، شورای امنیت در ۵ اسفند ۱۳۹۶ خواستار توقف سیروزهٔ درگیریها شد، اما جنگ و محاصرهها ادامه یافتند. این نمونهها با وضعیت ایران یکسان نیستند؛ با این حال نشان میدهند کاهش بمباران میتواند بیانگر تغییر مرحلهٔ جنگ باشد، نه پایان آن.
مرشایمر و کلانیک همچنین به کاهش ذخایر مهمات دفاعی آمریکا و اسرائیل اشاره میکنند. مقابله با موشکها و پهپادهای ایران به رهگیرهای پیشرفته و گرانقیمتی نیاز دارد که جایگزینی آنها زمانبر است. بنابراین، توقف حملات ممکن است نه نتیجهٔ حل اختلاف، بلکه پیامد محدودیتهای عملیاتی باشد.
کلانیک همچنین میگوید قرار بود پس از تفاهم ۲۷ خرداد و گشایش تنگهٔ هرمز، مسائل باقیمانده طی شصت روز مذاکره شوند؛ اما به روایت او، ایران معتقد است آمریکا از چارچوب تفاهم فاصله گرفته است.
روزی ده کودک در جنگ ایران کشته شدهاند؛ خسارت جانبی یا آیندهکشی؟
از نگاه حقوق بینالملل، جنگ چه زمانی پایان مییابد؟
در حقوق بشردوستانهٔ بینالمللی، صرف کاهش یا توقف موقت حملات به معنای پایان مخاصمهٔ مسلحانه نیست. آتشبس نیز، بر اساس مادهٔ ۳۶ مقررات لاهه، عملیات نظامی را به موجب توافق طرفهای درگیر معلق میکند، اما بهخودیخود مخاصمه را پایان نمیدهد.
معیار مورد استناد کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ برای پایان یک مخاصمهٔ مسلحانهٔ بینالمللی، «پایان عمومی عملیات نظامی» است؛ مفهومی که در مادهٔ ۶ کنوانسیون چهارم ژنو آمده است. این ارزیابی بر واقعیتهای میدانی استوار است، نه صرفا بر وجود آتشبس یا پیمان صلح. برای آنکه بتوان مخاصمه را پایانیافته دانست، نهفقط درگیریهای فعال، بلکه تحرکات نظامی خصمانه نیز باید با ثبات و دوام کافی متوقف شده باشند و احتمال ازسرگیری آنها را بتوان بهطور معقول منتفی دانست. ادامهٔ تحرکات خصمانه و احتمال نزدیک بازگشت حملات میتواند نشان دهد که این مرحله هنوز فرا نرسیده است.
تحریم اقتصادی بهتنهایی از نظر حقوقی با حملهٔ مسلحانه برابر نیست و دلیل قطعی ادامهٔ یک مخاصمه محسوب نمیشود. «جنگ اقتصادی» بیشتر مفهومی سیاسی و راهبردی است تا عنوانی حقوقی. اما هنگامی که فشار اقتصادی با محاصرهٔ دریایی، عملیات علیه کشتیرانی، حضور نظامی و احتمال واقعی بازگشت حملات همراه باشد، نمیتوان وضعیت را صرفا اختلافی اقتصادی یا دورهای عادی پس از جنگ توصیف کرد.
بنابراین، میتوان گفت جنگ در معنای سیاسی و راهبردی پایان نیافته است. داوری دربارهٔ پایان حقوقی مخاصمه نیز به مجموعهٔ واقعیتهای میدانی بستگی دارد؛ واقعیتهایی که هنوز تصویر یک پایان پایدار و قطعی را نشان نمیدهند.
جنگ تمام نشده؛ صدای آن تغییر کرده است
آسمان ایران آرامتر شده، اما محاصره و فشار دریایی ادامه دارد، تردد از تنگهٔ هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته و نیروهای نظامی همچنان در منطقه حضور دارند. هیچیک از طرفها نیز امکان حملهٔ مجدد را از محاسبات خود کنار نگذاشتهاند.
در چنین شرایطی، هشدار مرشایمر دربارهٔ احتمال تشدید هستهای را باید نه پیشبینی یک حملهٔ قریبالوقوع، بلکه هشداری دربارهٔ خطر تصمیمهای افراطی در جنگی بدون پیروزی و بدون راه خروج سیاسی دانست.
جنگی که در ۹ اسفند آغاز شد، به صلح نینجامیده؛ فقط از مرحلهای آشکار و پرصدا وارد مرحلهای فرسایشیتر شده است. آرامشدن آسمان را نباید با پایان جنگ اشتباه گرفت. بمباران فعلاً فروکش کرده است؛ اما سازوکارهای اجبار و خطر تشدید دوباره همچنان پابرجاست.







