جوزف کرینیسیون, تحلیلگر امنیت ملی آمریکا در جدیدترین گزارش خود خبر داده که سیاست هستهای جدیدی در خفا و توسط گروه کوچکی از مقامات پنتاگون در حال تدوین است که گزینههای بیشتری را برای آغاز یک جنگ هستهای در اختیار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قرار میدهد.
او در یادداشت خود که در بولتن دانشمندان هستهای منتشر شده تصریح کرده استراتژی جدید پنتاگون که توسط گروه کوچکی از مقامات دفاعی و پشت درهای بسته تدوین شده، با هدف گسترش گزینههای هستهای در میدان نبرد و محو مرز میان جنگ متعارف و هستهای دنبال میشود و این رویکردیست که ضمن دور زدن نظارت عمومی، خطر تشدید منازعات جهانی را بهشدت افزایش میدهد.
هرچند اطلاعات اندکی درباره «بازنگری راهبردی هستهای» که هماکنون در دولت ترامپ در جریان است وجود دارد، اما به اعتقاد این تحلیلگر امنیت ملی اظهارات مقامات آمریکایی حاکی از آن است که این سیاست ممکن است یکی از خطرناکترین سیاستهای دوران جنگ سرد را احیا کند که گسترش تسلیحات هستهای میدان نبرد و استفاده زودهنگام از آنها در جریان یک جنگ متعارف است.
کرینیسیون که رییس صندوق پلوشیر، یک بنیاد عمومی اعطاکننده کمکهای مالی با تمرکز بر منع گسترش سلاحهای هستهای و حل منازعات است، در این گزارش هشدار داده نشانههای اولیه نشان میدهد که بررسی استراتژی هستهای که پنتاگون در حال انجام آن است، مستلزم سلاحهای جدید برای پر کردن هر بخش از نردبان به اصطلاح تشدید تنش خواهد بود.
بهگقنه او، همانطور که البریج کولبی، معاون وزیر دفاع در امور سیاسی، در سخنرانی خود در ماه اوت توضیح داد، نکته اصلی این بررسی «افزودن گزینههای بیشتر» است. این بدان معناست که ترامپ که در حال حاضر اختیار انحصاری و نامحدود برای پرتاب هزاران سلاح هستهای در یک لحظه را دارد، به زودی انواع بیشتری از سلاحها را که میتواند برای پرتاب انتخاب کند، در اختیار خواهد داشت.
به عقیده این تحلیلگر امنیت ملی، این ایده که در بررسی وضعیت هستهای و در طول اولین دولت ترامپ توسعه یافت، از بین بردن شکاف بین نیروهای متعارف و نیروهای هستهای است و اگرچه امریکا مدتهاست که سلاحهای هستهای تاکتیکی را برای استفاده در میدان نبرد، از جمله بمبهای بی-۶۱ که از هوا پرتاب میشوند و موشکهای کروز با کلاهک هستهای، حفظ کرده است، اما طرفداران این ایده ادعا میکنند که سلاحهای جدید باید اضافه شوند تا «شکافهای بازدارندگی» فرضی را پر کنند و ترس رئیس جمهور از «هستهای شدن» را کاهش دهند.
در تحلیل تاریخی او از این پرونده، دولت نخست ترامپ، استقرار کلاهک هستهای دبلیو۷۶-۲ را برای موشکهای بالستیک ترایدنت که توسط زیردریاییهای راهبردی حمل میشوند، پیش برد و نهایی کرد. اما خلاف کلاهکهای عظیم ۴۵۵ کیلوتنی دبلیو ۸۸ که بر روی بیشتر این موشکها نصب شدهاند، اکنون یک یا دو موشک از میان ۲۰ موشکِ موجود در هر یک از ۱۴ زیردریایی مستقر، حامل این بمب اتمی با قدرت انفجاری ۸ کیلوتن هستند، قدرتی که تقریبا معادل نصفِ بمبی است که هیروشیما را ویران کرد.
به عقیده کرینیسیون، ایده اصلی این است که رئیسجمهور آمریکا برای استفاده از یک سلاح هستهای کوچک، تمایل بیشتری نشان میدهد تا استفاده از سلاحی عظیم که قادر به نابودی کامل یک شهر است.
او میافزاید دولت بایدن در متوقف کردن استقرار این سلاحها ناکام ماند. مقامات دولت بایدن همچنین با شتاب، برنامههایی عظیم و غیرضروری به ارزش ۲ تریلیون دلار را برای جایگزینی تمام تسلیحاتِ «سهگانه راهبردی» پیش بردند. آنها بهجای تدوین سیاستی منطقیتر و خویشتندارانهتر، با پیشنهادهای ساخت سلاحهای هستهای جدید و «با قابلیت استفاده بیشتر» موافقت کردند.
بولتن دانشمندان هسته ای آورده است، سلاحهایی که اکنون در مسیر استقرار قرار دارند شامل یک موشک کروز جدیدِ هواپایه با قدرت انفجاری قابلتنظیم و یک موشک کروز جدیدِ دریاپایه اس ال سی ام-ان است که برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد، روند مجهز کردن مجدد ناوگان سطحی نیروی دریایی به سلاحهای هستهای را آغاز خواهد کرد.
به گفته کرینیسیون، بدون شک بازنگریِ دولت ترامپ مهر تأییدی بر این سلاحها خواهد زد، شاید حجم خرید آنها را افزایش دهد و حتی پیشنهاد ساخت تسلیحات بیشتری را مطرح کند. پس تحلیلگران و کنگره باید نسبت به درخواستهای بودجه برای تحقیق و توسعه چنین سلاحهای جدیدی هوشیار باشند.
کرینیسیون هشدار داده است اگر دولت ترامپ و حامیانش در احیا و اجرای دکترینهای بیاعتبار دوران جنگ سرد موفق شوند، ممکن است ایالات متحده محکوم به تکرار آن مسابقه تسلیحات هستهای عظیم، پرهزینه، غیرضروری و حقیقتا هولناکِ دهه ۱۹۸۰ شود.






