Tag: فروغ فرخزاد

زمزمه‌های مخملین پاییزی (بخش نخست)

این نوشتار ادامه‌ای‌ست بر «زمزمه‌های مخملینِ تابستانی» که نیماد تیرماه امسال از سروش دباغ، فیلسوف و روان‌درمانگر منتشر کرد، تاملاتی که در قالب نجواهای اگزیستانسیال نگاشته شده است.  آن متن پیشین شامل «زمزمه‌های» ۱ تا ۵ بود که ‌بر مفاهیم همدردی و مهربانی با خود، شرم اگزیستانسیل، مرگ‌آگاهی، نیایش و سلوک مدرن، و پیوند شعر و فلسفه درنگ می‌کرد. متن کنونی «زمزمه‌های» ۶ تا ۱۰ را دربرمی‌گیرد و این‌بار نویسنده به مفاهیم سکوت، عشق، آزادی و مسئولیت انسان، معنای زندگی، و سپاسگزاری پرداخته است.

زمزمه‌های مخملینِ تابستانی

چهل زمزمه/ نجوا/ نیایشی را که قوام بخش جلد اولِ « زمزمه‌های مخملین»اند، در بازۀ زمانیِ یک ساله نگاشتم. کتاب آخر پاییز سال گذشته منتشر شد. پس از شش ماه وقفه و سکوت و نظاره‌گری، بر آن شده‌ام تا نوشتنِ این سنخ زمزمه‌ها را پی بگیرم و ما حصل این گفت‌وگوهای تنهاییِ تکمیلی و از پیش خود راه افتادن و به پیش خود رسیدن‌ها را که از جنس «سلوک افقی» است، با مخاطبان در میان نهم.