رسانههای ایران روز سهشنبه ۲۰ آبان از درگذشت احمد بالدی، جوان اهوازی که اقدام به خودسوزی اعتراضی کرده بود، خبر دادند.
این رویداد موجی از واکنشها را در فضای عمومی به دنبال داشت و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز دستور «برخورد قاطع با خاطیان» را داد.
روایت این خودسوزی و رویدادهای منجر به آن و تبعاتش طی روزهای اخیر توجه رسانهها را به جنوب غرب ایران و پارک کوچکی در اهواز، مرکز استان خوزستان، جلب کرده است، جایی که احمد بالدی ۲۰ ساله کمتر از ۱۰ روز قبل برای ممانعت از ماموران شهرداری که قصد تخریب دکه محل کسب و کار خانوادگی او را داشتند، دست به خودسوزی زد.
شرح کلی رخداد از لابهلای گزارشهای رسانههای ایران این است که شهرداری اهواز در راستای اجرای طرح عمران و توسعه فضای سبز پارک زیتون با ارسال اخطاریههای متعدد خواستار تخلیه رستوران/دکهای شده بود که خانواده بالدی طی بیش از بیست سال با آن چرخ زندگی خود را میچرخاندند، اما حضور ماموران شهرداری در روز ۱۱ آبان برای تخلیه و تخریب این فضا، با تنشهایی همراه بود و شرایطی را به وجود آورد که منجر به خودسوزی احمد بالدی شد.
بازداشت مقامات شهرداری اهواز
شهرداری اهواز با صدور بیانیهای تاکید داشته که اقدامش قانونی و با حکم قضایی بوده است، اما بازداشتهای متعاقب خودسوزی احمد بالدی، ادعای شهرداری این شهر را به چالش میکشد و نشان میدهد این روایت کامل نیست.
مقامات قضایی شهر اهواز یک روز قبل از درگذشت احمد بالدی از بازداشت چندساعته شهردار و مسئول اجراییات شهرداری اهواز خبر داده بودند. امیر خلفیان، دادستان عمومی و انقلاب اهواز، اعلام کرد که «شهرداری در این حادثه بر اساس دستور مقام قضایی عمل نکرده است».
این مقام قضایی گزارشها درباره اخطارهای پیشین درباره تخلیه این واحد کسب و کار را تایید کرد، اما گفت که «شهرداری بدون توجه به تاکیدهای مقام قضایی، شروط تعیین شده و به صورت خودسرانه و در زمان نامناسب برای تخلیه این واحد» به محل مراجعه کرده، حال آنکه معاون دادستان اهواز دستور داده بود که «تخلیه این واحد با رعایت کامل موازین قانونی، حقوقی، شرعی و حقوق شهروندی، صیانت از اموال نامبرده، در زمان مناسب و بدون هیچگونه تنشی انجام شود».
«کبریت میخواهی یا فندک؟»
روزنامه شرق روز ۱۸ آبان در گزارشی به شرح روایت مجاهد بالدی، پدر احمد، که از شهروندان عرب در استان خوزستان است، پرداخت.
آقای بالدی در این گزارش توضیح داده که بیش از ۲۰ سال است در پارک زیتون رستورانی خانوادگی دارند و به شکل جمعی آن را اداره میکنند: «نان ما از آن درمیآید. زمین برای شهرداری است، اما ما تا سه ماه پیش که شهرداری شروع کرد به برهمزدن کاسبیمان، به آنها اجاره میدادیم».
او سپس به بازداشت خود در صبح روز حادثه خودسوزی اشاره میکند که نشان میدهد فرایند تخلیه این محل کسب و کار با تنش و بحران پیش رفته است. اما ماجرا با مواجهه اتفاقی احمد با ماموران شهرداری بالا میگیرد: «رستوران ما در مسیر دانشگاه تا خانه قرار گرفته است و احمد بین مسیر دید که عده زیادی دور رستوران جمع شده و در حال تخریب آن هستند. او با دیدن این شرایط با ریموت درِ پشتی مغازه را باز کرد و وارد رستوران شد.»
آقای بالدی با استناد به گفته شاهدان عینی روایت خود را اینگونه ادامه میدهد: «احمد که وارد مغازه شد، ماموران شهرداری برق را قطع میکنند و او در رستوران گیر میافتد. بعد از آن دیگر کسی نمیتواند وارد مغازه شود. همان موقع پسرم به آنها میگوید اگر دست به مغازه بزنید، خودم را آتش میزنم. در این بین مادر احمد هم که دلنگران شده بود، خود را به رستوران رسانده و از ماموران خواست اجازه دهند در باز شود. حتی تلاش کرد دست مسئول خدمات شهری اهواز را ببوسد، اما او را کنار زدند.»
بخشی از این روایت که در فضای عمومی تاثیرگذار بوده و کاربران شبکههای اجتماعی آن را به صورت گسترده بازتاب دادهاند، لحظهای است که به گفته پدر احمد بالدی، ماموران شهرداری تهدید احمد مبنی بر خودسوزی را به تمسخر گرفتهاند: «با اعصابش بازی کردند، به مادرش توهین کردند، وقتی دوباره گفت که خودم را میسوزانم، با تمسخر گفتند کبریت میخواهی یا فندک؟»
دیدگاه یک پژوهشگر شهری: «این رخداد، معلول شرایط نابسامان اقتصادی است»
یک پژوهشگر حوزه مدیریت شهری که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با نیماد چنین تحلیلی ارائه داد:
«در اغلب موارد، شهرداریها مسئولیت بروز خطا را نمیپذیرند و روایت آنها از ماجرا نیز در ظاهر منطقی به نظر میرسد. در این پرونده ملک مورد نظر در مالکیت شهرداری بوده و کاربری آن با طرج جدید شهرداری همخوانی نداشته است. خانواده بهرهبردار تا پیش از این به شهرداری اجاره پرداخت میکردهاند، اما اکنون شهرداری برنامهای دیگر برای این فضا در نظر دارد. در چنین مواردی، قانون معمولا در حمایت از نهاد شهرداری عمل میکند. با این حال، آنچه بهعنوان جملهای تحقیرآمیز از سوی مأموران شهرداری نقل شده -کبریت میخواهی یا فندک؟ – بهعنوان جرقهای در شکلگیری این فاجعه نقش داشته است.»
او سپس در پاسخ به این پرسش که آیا آموزش یا آمادگی لازم برای مواجهه با چنین موقعیتهایی در میان نیروهای شهرداری وجود داشته است یا خیر، گفت که بسیار بعید به نظر میرسد.
این پژوهشگر در ادامه توضیحات خود به حاشیههایی که پیش از این رخداد در رابطه با شهردار کنونی اهواز وجود داشته است، پرداخت و گفت: «رضا امینی، شهردار فعلی اهواز، اصالتا اهل اصفهان است و پیشتر در شورای شهر اصفهان عضویت داشته است. در اهواز نسبت به وی و تیم مدیریتیاش که اغلب از مدیران غیربومی تشکیل شده، نارضایتیهایی وجود دارد. مشخص نیست این نارضایتی ناشی از عملکرد اوست یا صرفا به دلیل غیربومی بودنش، اما در هر صورت، نمیتوان انتظار شفافیت و صداقت کامل را از سیستمی داشت که تحت فشارهای متعدد قرار دارد.»
وی افزود: «از سوی دیگر، شهرداری با محدودیتهای جدی در منابع درآمدی مواجه است و در تلاش است تا از طریق بهرهبرداری اقتصادی از املاکی که در اختیار دارد، منابع مالی جدیدی ایجاد کند. در این میان، شهروندانی که سالها در این فضاها فعالیت داشتهاند، خود را محق میدانند و در برابر این تغییرات مقاومت میکنند در حالی که اشتباه میکنند و محق نیستند.»
به باور این پژوهشگر، آنچه در نهایت رخ داد، «گرچه بهشدت تلخ و فاجعهبار بود، اما ریشه در بحرانهای اقتصادی و ساختاری دارد که زمینهساز بروز چنین تنشهایی در سطح جامعه شدهاند و معضل را باید در آنجا جست».





