همکاری صدراعظم آلمان با اسرائیل و آمریکا علیه ایران، از حمایت بیقید و شرط نظامی و کلامی به بدبینی و تحقیر اسرائیل و آمریکا تغییر جهت داده است. فردریش مرتس که در حمله نخست اسرائیل به ایران در سال گذشته با هیجانی زبانزد لب به ستایش نتانیاهو و ارتش اسرائیل گشود و گفت «این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام میدهد»، امروز در مرور عملکرد حملههای اخیر آمریکا و اسرائیل و روند مذاکرات با ایران در جمع دانشجویان ماربورگ آلمان گفت ایران به وضوح آمریکا و اسرائیل را تحقیر کرد. او با بیاستراتژی خواندن آمریکا و اسرائیل، جنگ علیه ایران را «کاملا غیرضروری» توصیف کرد و در مورد تأثیر منفی آن بر اقتصاد جهانی، به ویژه برای آلمان هشدار داد.
آلمان دومین کشور صادرکننده تسلیحات نظامی به اسرائیل پس از آمریکاست. حمایتهای نظامی آلمان از ارتش اسرائیل و تجهیز آن در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به اوجی رسید که علیه آلمان در دیوان بینالمللی دادگستری رسما اقامه دعوی شد و آلمان به «تسهیل نسلکشی در غزه» متهم شد. تظاهراتهای ضد جنگ و از دست رفتن محبوبیت مقامهای سیاسی، آلمان را مجبور کرد در ۸ اوت ۲۰۲۵، پس از آنکه کابینه اسرائیل برنامههایی را برای اشغال کامل غزه اعلام کرد، فروش سلاح به اسرائیل را متوقف کند.
افزایش تورم
اکنون پیامدهای حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، چالشهای درونی آلمان را هر روز بیش از پیش آشکار میکند. با افزایش تورم، تهدید منابع تولیدی و انرژی صنایع و شرکتهای تولیدی آلمان به چارهاندیشی افتادهاند. عبور قیمت نفت خام برنت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، میرود تا شرکتهای آلمانی و صنایع این کشور را عملا با هزینههای ورودی بالاتری روبرو کند.
نظرسنجیها نشان میدهد افزایش ۱.۵ درصدی تورم آلمان در یک مدت شوکآور کوتاه موضوعی نیست که مرتس و سیاستهای او را از حافظه تاریخی آلمان محو کند. افول محبوبیت مرتس به جایی رسیده که دویچهوله، رسانه آلمانی در اعلام نتایج نظرسنجی داخلی در روز چهارم حمله آمریکا واسرائیل به ایران اعلام کرد « صدراعظم آلمان هرگز تا این حد منفور نبوده است».
۷۰ درصد شهروندان نیز اعلام کردهاند اعتمادی به اینکه دولت اقدامات لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی انجام میدهد ندارند.
افول محبوبیت و چرخش کامل
مرتس در دوره اول حمله اسرائیل به ایران در سال گذشته هیچگاه نتوانست هیجان تندگویی علیه ایران و آشکار کردن میزان تنفر خود را پنهان کند. با حمله اسرائیل به ایران کار ایران را یکسره دید و با پیشبینی این که برنامه هستهای ایران موضوعی پایانیافته است گفت: «رژیم ملاها مرگ و ویرانی را برای جهان به ارمغان آورده؛ حمله و قتل و کشتار با حزبالله و حماس و ارسال پهپاد به روسیه. ۷ اکتبر بدون رژیم تهران هرگز امکانپذیر نبود.»
در دوره دوم حملات اسرائیل به ایران اما چهره دیگری از مرتس در صفحه شبکههای جهانی ظاهر شد.
او اکنون آشکارا فقدان یک برنامه روشن برای «روز بعد» حملههای اسرائیل و آمریکا به ایران را زیر سوال میبرد و اظهار کرده که استراتژی قانعکنندهای از سوی واشینگتن و اورشلیم برای دستیابی به یک نتیجه پایدار نمیبیند. او به سمت ترغیب یک «مسیر دیپلماتیک» و راهحل ی مبنی بر مذاکره تغییر جهت داده و از تهران خواسته تا ضمن دور کردن آلمان از نقش مستقیم متخاصم، تنشزدایی کند، حتی اگر قبلا پیشنهاد اعزام مینروب به تنگه هرمز را داده بود.
مرتس امروز در جمع دانشجویان آلمانی گفت: «ایرانیها آشکارا در مذاکره بسیار ماهر هستند. یا بهتر بگوییم، در مذاکره نکردن بسیار ماهرند. میگذارند آمریکاییها تا اسلامآباد سفر کنند و بعد بدون هیچ نتیجهای دوباره برگردند.»
او بار دیگر با مقایسه وضعیت پس از حمله به ایران و مقایسه با جنگهای قبلی آمریکا در عراق و افغانستان گفت: «اگر میدانستم که اوضاع به این شکل و پنج یا شش هفته ادامه پیدا میکند و به تدریج بدت رهم میشود» با قاطعیت بیشتری به ترامپ و نتانیاهو هشدار میدادم.
آلمان در دهمین روز از حمله آمریکا-اسرائیل به ایران روابط دیپلماتیک با ایران را از سرگرفت.
مرور روزنامهها و رسانههای آلمانی نشان میدهد حمله به ایران، امیدهای داخلی آلمان برای بهبود اقتصادی را به طور چشمگیری نقش بر آب کرده است. برای دولت، این به این معنی است که اکنون باید استراتژی جدیدی به کار گیرد و درصدد رضایت مردم برآید. آنچه آشکار است نگرانی بسیار در صنایع و شرکتهای تولیدی آلمان است که این نگرانی را قوت میگیرد که در کنار کوچک شدن صنایع داخلی، بخشی از تولید و مشاغل به خارج از کشور منتقل شوند.
مرتس نخستین صدراعظم در تاریخ مدرن آلمان است که در دور اول رأیگیری پارلمانی نتوانست اکثریت مطلق را به دست آورد. او سرانجام در همان روز با ۳۲۵ رأی در دور دوم تایید شد، اما تحلیلگران این شکست اولیه را نشانهای منفی برای توانایی او در مدیریت یک ائتلاف شکننده پیشبینی کردند.






