شنبه، ۲۵ مهر ۱۴۰۵

خبر

آوی شلایم از فروپاشی پروژه صهیونیسم لیبرال گفت؛ «آنچه کج آغاز شود، کج باقی می‌ماند»

آوی شلایم، مورخ اسرائیلی و استاد بازنشسته روابط بین‌الملل دانشگاه آکسفورد، می‌گوید که جنگ اسرائیل در غزه و تحولات داخلی اسرائیل و رخدادهای کرانه باختری نشان می‌دهد صهیونیسم با دموکراسی لیبرال سازگاری ندارد و این پروژه شکست خورده است.

او در مقاله‌ای که رسانه زیتئو منتشرش کرده است، به مسیری که ایده «صهیونیسم لیبرال» طی می‌کند و آینده آن پرداخته است و می‌نویسد که رخدادهای سه سال گذشته، به‌ویژه جنگ در غزه پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، بحران عمیقی را در این ایده ایجاد کرده است، ایده‌ای که می‌کوشید میان صهیونیسم، دموکراسی و ارزش‌های لیبرال پیوند برقرار کند.

از نگاه او، آنچه را که امروز در اسرائیل و سرزمین‌های فلسطینی می‌گذرد نمی‌توان صرفا نتیجه عملکرد دولت راست‌گرای کنونی یا فقدان یک قانون اساسی مدون دانست؛ بلکه باید ریشه‌های آن را در تاریخ شکل‌گیری دولت اسرائیل و در ماهیت جنبش صهیونیسم جست‌وجو کرد.

شلایم در آغاز به کتاب «اسرائیل: چه چیزی به خطا رفت؟» نوشته عمر بارتوف، استاد مطالعات هولوکاست و نسل‌کشی، اشاره می‌کند. بارتوف که خود از خانواده‌ای با گرایش‌های صهیونیستی لیبرال می‌آید، تلاش کرده است توضیح دهد چگونه کشوری که در آغاز برای بسیاری نماد امید یک اقلیت تحت آزار بود، به گفته او، به دولتی متهم به ارتکاب نسل‌کشی و در معرض انزوای بین‌المللی تبدیل شد.

جنگ ۱۹۴۸ به آوارگی حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی انجامید؛ رویدادی که فلسطینی‌ها آن را «نکبه»، به معنای فاجعه، می‌نامند. شلایم تأکید می‌کند که از نگاه فلسطینی‌ها، نکبه تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه روندی ادامه‌دار است.

به روایت بارتوف، مشکل از همان آغاز تأسیس اسرائیل وجود داشت: بنیان‌گذاران کشور نتوانستند تکلیف رابطه میان «یهودی بودن» دولت و «دموکراتیک بودن» آن را روشن کنند. از نظر او، تنش میان ملی‌گرایی قومی و جامعه‌ای چندقومیتی از ابتدا حل‌نشده باقی ماند. بارتوف معتقد است اگر اسرائیل در همان آغاز قانون اساسی مکتوبی همراه با منشور حقوق شهروندی تصویب می‌کرد، شاید روند رشد تبعیض و نژادپرستی مهار می‌شد و واکنش جامعه اسرائیل به آنچه او نسل‌کشی در غزه و خشونت‌های روزمره در کرانه باختری می‌داند، متفاوت بود.

شلایم اما می‌گوید در اینکه قانون اساسی می‌توانست مسیر تاریخ اسرائیل را تغییر دهد، تردید جدی وجود دارد. به نوشته او، اسرائیل از همان ابتدا سندی داشت که قرار بود چارچوب اخلاقی و سیاسی دولت جدید را تعیین کند: اعلامیه استقلال ۱۵ مه ۱۹۴۸. این سند وعده برابری کامل اجتماعی و سیاسی همه شهروندان، بدون تمایز نژادی، مذهبی یا جنسیتی، را داده بود. به اعتقاد شلایم، این وعده هرگز به‌طور کامل تحقق نیافت.

از دید او، فاصله میان زبان لیبرال و جهان‌شمول رهبران اسرائیل و سیاست‌های واقعی دولت در قبال فلسطینی‌ها یکی از ویژگی‌های مهم تاریخ اسرائیل بوده است. شلایم معتقد است دولت‌های کارگر در گذشته این فاصله را پشت نوعی زبان معتدل و لیبرال پنهان می‌کردند، در حالی که در دولت‌های تحت رهبری لیکود و متحدان مذهبی و راست‌گرای آن، این تضاد آشکارتر شده است.

از نکبه تا اشغال

شلایم برای توضیح این روند به تاریخ ۱۹۴۸ بازمی‌گردد. او صهیونیسم را جنبشی با ویژگی‌های «استعمار اسکان‌گر» توصیف می‌کند و دولت اسرائیل را نیز محصول سیاسی چنین روندی می‌داند؛ تعبیری که در ادبیات دانشگاهی و سیاسی درباره مناقشه اسرائیل و فلسطین محل بحث و اختلاف جدی است.

میان تیتر دوم: شلایم به بنیامین نتانیاهو می‌پردازد و به سخنانی که به نقل از او در سال ۱۹۷۷ در گفت‌وگو با مورخ بریتانیایی، مکس هستینگز، منتشر شده استناد می‌کند. در آن اظهارات، نتانیاهو گفته بود که جنگ آینده می‌تواند فرصتی برای بیرون راندن شمار زیادی از فلسطینی‌ها از کرانه باختری فراهم کند.

به گفته او، جنگ ۱۹۴۸ به آوارگی حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی انجامید؛ رویدادی که فلسطینی‌ها آن را «نکبه»، به معنای فاجعه، می‌نامند. شلایم تأکید می‌کند که از نگاه فلسطینی‌ها، نکبه تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه روندی ادامه‌دار است. او جنگ ۱۹۶۷ و اشغال کرانه باختری و نوار غزه را مرحله دیگری از همین روند می‌داند و به آوارگی حدود ۲۵۰ هزار فلسطینی دیگر در آن دوره اشاره می‌کند.

شلایم سپس به بنیامین نتانیاهو می‌پردازد و به سخنانی که به نقل از او در سال ۱۹۷۷ در گفت‌وگو با مورخ بریتانیایی، مکس هستینگز، منتشر شده استناد می‌کند. در آن اظهارات، نتانیاهو گفته بود که جنگ آینده می‌تواند فرصتی برای بیرون راندن شمار زیادی از فلسطینی‌ها از کرانه باختری فراهم کند.

از نظر شلایم، حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در چنین زمینه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. او معتقد است این حمله برای دولت نتانیاهو امکان اجرای سیاست‌هایی را فراهم کرد که پیش از آن به دلیل موانع سیاسی و بین‌المللی دشوارتر بود.

در مورد هشدارهای پیش از حمله ۷ اکتبر نیز شلایم به گزارش‌هایی اشاره می‌کند که بر اساس آنها محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، و دیگر منابع به نتانیاهو درباره احتمال یک عملیات بزرگ حماس هشدار داده بودند. دفتر نتانیاهو این ادعا را رد کرده و گفته است هیچ هشدار مشخصی از سوی امارات پیش از حمله دریافت نشده بود. شلایم همچنین می‌نویسد که برخی روایت‌های اولیه درباره ابعاد جنایات حماس، از جمله ادعاهای اثبات‌نشده درباره نوزادان سر بریده، در فضای تبلیغاتی جنگ مورد استفاده قرار گرفتند.

از اخراج جمعی تا جنگ ویرانگر غزه

شلایم به سندی محرمانه که به بیرون درز کرده و تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ را داشته نیز اشاره می‌کند. به نوشته او، وزارت اطلاعات اسرائیل در این سند طرح انتقال جمعیت نوار غزه به صحرای سینا در مصر را بررسی کرده بود؛ طرحی که با مخالفت مصر عملی نشد.

از نگاه شلایم، جنگ سپس وارد مرحله‌ای بسیار گسترده‌تر شد. او با استناد به آمارهای مورد استفاده در مقاله خود می‌نویسد که ده‌ها هزار فلسطینی در غزه کشته شده‌اند، بخش بزرگی از خانه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی تخریب شده و نظام بهداشت و آموزش با آسیب‌های گسترده روبه‌رو شده است. او نتیجه این روند را ایجاد شرایطی می‌داند که زندگی عادی در غزه را بسیار دشوار یا، در بخش‌هایی، ناممکن کرده است.

در کرانه باختری نیز به گفته شلایم، حملات و فشارهای شهرک‌نشینان افراطی علیه فلسطینی‌ها افزایش یافته و او معتقد است این اقدامات از سوی بخش‌هایی از دولت و نیروهای نظامی اسرائیل تسهیل یا حمایت شده است.

او مجموعه این تحولات را شامل مواردی می‌داند که سازمان‌های بین‌المللی و گروه‌های حقوق بشری درباره آنها از احتمال یا وقوع جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت سخن گفته‌اند. شلایم پا را فراتر می‌گذارد و اقدامات اسرائیل در غزه را «نسل‌کشی» می‌خواند؛ تعبیری که در عرصه حقوق بین‌الملل موضوع مناقشه و رسیدگی‌های قضایی و سیاسی است.

شکاف‌های درونی اسرائیل

به اعتقاد شلایم، بحران کنونی فقط به رابطه اسرائیل با فلسطینی‌ها محدود نمی‌شود و جامعه اسرائیل نیز با شکاف‌های عمیق سیاسی، مذهبی و اجتماعی روبه‌روست.

میان تیتر سوم: جمع‌بندی شلایم بسیار صریح است. او معتقد است آنچه «صهیونیسم لیبرال» نامیده می‌شود، دیگر نمی‌تواند مانند گذشته میان صهیونیسم و دموکراسی سازگاری ایجاد کند. از دید او، تجربه سه سال اخیر نشان داده است که تضاد میان ملی‌گرایی قومی، اشغال سرزمین‌های فلسطینی و ادعای برابری دموکراتیک را نمی‌توان صرفا با اصلاحات نهادی یا تصویب قانون اساسی حل کرد.

پیش از حمله ۷ اکتبر، یکی از مهم‌ترین اختلافات داخلی اسرائیل بر سر طرح اصلاحات قضایی دولت نتانیاهو بود. مخالفان این طرح آن را تلاشی برای محدود کردن قدرت دیوان عالی و افزایش اختیار دولت می‌دانستند و اعتراض‌های گسترده‌ای علیه آن شکل گرفت.

شلایم اما یادآوری می‌کند که بخش عمده این جنبش اعتراضی در دفاع از حقوق دموکراتیک یهودیان اسرائیل شکل گرفت و مسئله حقوق فلسطینی‌های شهروند اسرائیل یا فلسطینی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی، در مرکز آن قرار نداشت.

او جامعه یهودی اسرائیل را نیز میان گروه‌های مذهبی، که برای «یهودی بودن» دولت اهمیت بیشتری قائل‌اند، و بخش‌های سکولارتر که بر ارزش‌های دموکراتیک تأکید دارند، تقسیم‌شده می‌بیند. با این حال، به اعتقاد او، شکاف عمیق‌تر میان جامعه یهودی و جامعه عرب اسرائیل است؛ شکافی که پس از حمله ۷ اکتبر و واکنش‌های متقابل تشدید شده است.

پایان حمایت بی‌قیدوشرط خارجی؟

اما شلایم عامل مهم‌تر در آینده اسرائیل را فشار خارجی می‌داند. او یادآوری می‌کند که اسرائیل در دهه‌های نخست تأسیس خود از حمایت گسترده بین‌المللی، به‌خصوص در کشورهای غربی، برخوردار بود. این حمایت، به گفته او، تا حدی تحت تأثیر احساس گناه ناشی از هولوکاست و همچنین تصویر اسرائیل به‌عنوان یک دموکراسی در منطقه‌ای عمدتا اقتدارگرا قرار داشت.

به نظر شلایم، سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری و غزه و افزایش انتقادهای مربوط به تبعیض و نقض حقوق فلسطینی‌ها باعث شده این سرمایه اخلاقی و سیاسی در سطح بین‌المللی به‌شدت کاهش یابد.

او حکم بازداشت صادرشده از سوی دیوان کیفری بین‌المللی علیه بنیامین نتانیاهو را یکی از نشانه‌های تغییر جایگاه اسرائیل در نظام بین‌المللی می‌داند. همچنین به تغییر تدریجی افکار عمومی در کشورهای غربی اشاره می‌کند و می‌گوید در بسیاری از این کشورها، افکار عمومی زودتر از دولت‌ها نسبت به سیاست‌های اسرائیل انتقاد نشان داده‌اند.

در اروپا نیز، به نوشته شلایم، شمار کشورهایی که فلسطین را به‌عنوان یک کشور به رسمیت شناخته‌اند افزایش یافته است. او این روند را نشانه کاهش فاصله میان سیاست رسمی دولت‌های اروپایی و افکار عمومی آنها می‌داند.

«صهیونیسم لیبرال» در نقطه پایان؟

جمع‌بندی شلایم بسیار صریح است. او معتقد است آنچه «صهیونیسم لیبرال» نامیده می‌شود، دیگر نمی‌تواند مانند گذشته میان صهیونیسم و دموکراسی سازگاری ایجاد کند. از دید او، تجربه سه سال اخیر نشان داده است که تضاد میان ملی‌گرایی قومی، اشغال سرزمین‌های فلسطینی و ادعای برابری دموکراتیک را نمی‌توان صرفا با اصلاحات نهادی یا تصویب قانون اساسی حل کرد.

شلایم مقاله را با ضرب‌المثلی عربی به پایان می‌برد: «آنچه کج آغاز شود، کج باقی می‌ماند.» از نگاه او، آنچه امروز به‌عنوان بحران اخلاقی، سیاسی و بین‌المللی اسرائیل دیده می‌شود، نتیجه یک انحراف تازه نیست، بلکه حاصل انباشته‌شدن تناقض‌هایی است که از آغاز شکل‌گیری دولت اسرائیل وجود داشته‌اند.

شلایم نتیجه می‌گیرد که بحران کنونی را باید در ساختار تاریخی شکل‌گیری دولت اسرائیل و رابطه آن با فلسطینی‌ها جست‌وجو کرد، نه فقط در شخصیت نتانیاهو یا دولت راست‌گرای کنونی.

او در عین حال تأکید می‌کند که از این تحولات نمی‌توان نتیجه گرفت که دولت اسرائیل در آینده نزدیک فروخواهد پاشید یا تغییر حکومت در آن رخ خواهد داد. پرسش اصلی، به باور او، این است که آیا پروژه‌ای که می‌کوشد صهیونیسم را با دموکراسی لیبرال سازگار نشان دهد، می‌تواند دوام بیاورد یا نه.

پاسخ خودش روشن است: از نظر او این پروژه پیشاپیش در حال فروپاشی است؛ هم به دلیل شکاف‌های داخلی اسرائیل و هم به علت فشار فزاینده خارجی.

شلایم مقاله را با ضرب‌المثلی عربی به پایان می‌برد: «آنچه کج آغاز شود، کج باقی می‌ماند.» از نگاه او، آنچه امروز به‌عنوان بحران اخلاقی، سیاسی و بین‌المللی اسرائیل دیده می‌شود، نتیجه یک انحراف تازه نیست، بلکه حاصل انباشته‌شدن تناقض‌هایی است که از آغاز شکل‌گیری دولت اسرائیل وجود داشته‌اند.

در این چارچوب، شلایم پایان «صهیونیسم لیبرال» را اعلام می‌کند؛ مفهومی که از نظر او بر این فرض استوار بود که صهیونیسم می‌تواند هم‌زمان با دموکراسی و ارزش‌های جهان‌شمول انسانی سازگار باشد. او بر این باور است که تحولات سه سال گذشته این فرض را به چالش کشیده و نشان داده است که بدون حل مسئله حقوق و وضعیت سیاسی فلسطینی‌ها، ادعای سازگاری میان دولت یهودی، برابری دموکراتیک و نظام اشغال، با تناقضی بنیادی روبه‌رو خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

«تهدید ترامپ به نابودی ایران، عادی‌سازی خشونت علیه یک ملت و جنایت جنگی‌ست»

روزنامه گاردین در یادداشتی به قلم محمد بزی، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه نیویورک، نسبت به ادبیات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در قبال ایران هشدار داد و گفت که تهدیدهای مکرر او به نابودی ایران، عادی‌سازی خشونت علیه یک ملت و جنایت جنگی است.

اختصاصی نیماد؛ گفت‌وگو با سوزان ابوالهوی: وقتی همبستگی با زنان فلسطینی هزینه دارد، فمینیسم غربی فرو می‌ریزد

در این گفت‌وگو، سوزان ابوالهوی، نویسنده فلسطینی-آمریکایی، از تجربهٔ کار با شاهدان و بازماندگان غزه، نقش ادبیات در برابر زبان سرد آمار و سیاست، شیوه‌های روایتِ رسانه‌های غربی از غزه، استانداردهای دوگانهٔ فمینیسم غربی، و پیوند میان اشکال مختلف خشونت و سلطه سخن می‌گوید.

لابی اسرائیل چقدر علیه عبدال‌ السیّد در میشیگان هزینه کرده است؟ و چرا؟

ایپک، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل، به موضوع اصلی بحث در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها در ایالت میشیگان تبدیل شده است؛ رقابتی که تحلیل‌گران می‌گویند می‌تواند رویکرد این حزب به اسرائیل را برای سال‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.

خبر

آوی شلایم از فروپاشی پروژه صهیونیسم لیبرال گفت؛ «آنچه کج آغاز شود، کج باقی می‌ماند»

آوی شلایم، مورخ اسرائیلی و استاد بازنشسته روابط بین‌الملل دانشگاه آکسفورد، می‌گوید تضاد میان ملی‌گرایی قومی، اشغال سرزمین‌های فلسطینی و ادعای برابری دموکراتیک را دیگر نمی‌توان صرفا با اصلاحات نهادی یا تصویب قانون اساسی حل کرد.