Tag: دیاسپورای ایرانی

«صدای مردم ایران»، اما در خدمت کدامین افق؟

داریوش محمدپور در این یادداشت با نقد شعار رایج «صدای مردم ایران باشید» نشان می‌دهد که چگونه این دعوت به‌ظاهر انسانی، در برخی موارد به ابزاری برای توجیه فشار، تحریم و حتی مداخله نظامی تبدیل می‌شود. متن با واکاوی سه منطق پنهان—انتزاع اخلاقیِ خشونت، عادی‌سازی فشار اقتصادی، و جسارتِ بی‌هزینه از راه دور—استدلال می‌کند که همبستگی واقعی نه در مصادره رنج، بلکه در حفظ استقلال صدا و پرهیز از تبدیل آن به ابزار سیاست نهفته است.

وقتی ویرانی رویا می‌شود: کالبدشکافی یک فانتزی سیاسی در میان ایرانیان

برای درک استقبال دیساپورای ایرانی از جنگ، باید از سطح قضاوت‌های ساده فاصله گرفت و آن را در چارچوبی چندلایه بررسی کرد، چارچوبی که در آن سطح روانی، اجتماعی، شناختی و دیاسپوریک به هم گره می‌خورند. این رویکرد نشان می‌‌دهد که آنچه در نگاه نخست به‌ عنوان یک خطای تحلیلی یا موضع سیاسی افراطی دیده می‌شود، در واقع حاصل یک سازمان پیچیده روانی-اجتماعی است.

میراث خاکستر؛ تحلیل مسئولیت دیاسپورای جنگ‌طلب در فروپاشی زیرساخت‌های ایران

کسانی که در مراکز قدرت غرب بر طبل ادامه این فاجعه می‌کوبند، در پیشگاه تاریخ نه به عنوان «آزادی‌خواه»، بلکه به عنوان کنشگرانی ثبت خواهند شد که آرمان دموکراسی ملی را به بهای نابودی سرزمینی به حراج گذاشتند. حمایت اصیل از ملت ایران، نه در تشویق بمباران، بلکه در صیانت از «عاملیت» مردمی نهفته بود که بر ساختن سرنوشت خویش به دست خود اصرار داشتند.