Tag: سقوط جمهوری اسلامی

تسلیم از ترس فروپاشی؛ نقدی بر «مسئولیت حاکمیت را پذیرفتن: برای چپ علیه فروپاشی از امید مهرگان»

اگر بپذیریم که تهدید فروپاشی جدی است، و دلایل جدی گرفتنش کم نیستند، آنگاه پرسش اصلی این نیست که آیا باید نگران بود. پرسش این است که این نگرانی چه تکلیفی به دنبال می‌آورد. تاریخ معاصر خاورمیانه نشان داده که فروپاشی حکومت‌ها، از لیبی تا سوریه، نه از طریق نقد داخلی، بلکه از طریق ترکیبی از مداخله خارجی و انسداد مزمن سیاسی رخ داده است.

جایگاه مردم به مثابه سازمان در فانتزیِ سقوط آسان

 مردم، در معنای عام، می‌توانند کنشگری نمادین و بسیار قدرتمند باشند. می‌توانند حامل خشم، رنج، آرزو و مشروعیت اخلاقی باشند. می‌توانند در خیابان ظاهر شوند و بدن‌های خود را به عرصه اعتراض بدل کنند. اما کنشگر نمادین بودن، با کنشگر سازمان‌یافته بودن یکی نیست. نام «مردم» در زبان سیاسی، به‌خودی‌خود حامل ویژگی‌های لازم برای پیش‌بردن و تثبیت یک دگرگونی قهری نیست.

پیامد این جنگ جز نابودی ایران نیست

نتیجه این جنگ جز ویرانی، کشتار و سیاهی نیست. فردا در تاریخ خواهند نوشت ‌که روزگاری در ایران مردمی بودند که از حاکمان خود زخم خورده بودند اما به‌جای ساختن نیرویی درونی و همبستگی مدنی، به قدرت‌های خارجی متوسل شدند و نه تنها از آنها کمک خواستند بلکه حتی در خیابان‌ها و فضای مجازی برای بمباران کشورشان شادی کردند و رقصیدند.