سه‌شنبه، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاه

پیامد این جنگ جز نابودی ایران نیست

پرویز جاهد

پرویز جاهد

پرویز جاهد فیلمساز. منتقد و مدرس سینما است

اکنون سرزمین ما زیر بمباران شدید دشمنان قسم خورده ایران است. جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی، شبانه‌روز در آسمان ایران چرخ می‌زنند و همه جا را می‌کوبند. هیچ کس و هیچ جا در امان نیست؛ از مراکز نظامی گرفته تا مدرسه ها، بیمارستان‌ها، مخازن نفت و بنزین، پالایشگاه‌ها، تاسیسات برق و خانه‌های مسکونی مردم.

تا الان صدها نفر کشته و زخمی شده‌اند، و طبق گزارش‌های رسمی و مستقل، بخش قابل‌توجهی از قربانیان این حملات، غیرنظامیان بوده‌اند.

در چنین وضعیتی، می‌بینیم که عده‌ای از ایرانیان خارج از کشور به ویژه هواداران رضا پهلوی، از حمله نیروهای خارجی به ایران استقبال کرده‌اند و از فرط خوشحالی در خیابان‌ها می‌رقصند و شادی می‌کنند با این توجیه که «بمب افکن‌های آمریکایی و اسرائیلی دارند برای آزادی ما از شر رژیمی تلاش می‌کنند که خودمان سال‌ها نتوانستیم از پس‌اش برآییم».

به اعتقاد من شادمانی از ویرانی شهرها، از کشته شدن کودکان و مردم بی‌گناه، از فرو ریختن خانه‌ها، از نابودی منابع انرژی و زیرساخت‌های کشور و از دیدن شعله‌های جنگ بر فراز آسمان ایران، اگر از روی حماقت و سادگی نباشد چیزی جز خیانت و سقوط اخلاقی نیست حتی اگر انگیزۀ این شادی، «انتقام و نفرت از جمهوری اسلامی» باشد.

می‌توان جمهوری اسلامی را به دلیل رساندن مردم به چنین حدی از نفرت، خشم و استیصال مقصر دانست و محکوم کرد؛ می‌توان از سال‌ها استبداد، تحقیر، سرکوب، کشتار، بی عدالتی و فساد حاکم بر کشور ناراحت و خشمگین بود اما هیچ خشم و نفرتی نمی‌تواند جنگ و حملۀ خارجی به ایران را توجیه کند. این کین‌توزی و انتقام‌جویی از حکومت؛ نباید چشم ما را بر جنایات جنگی اسرائیل و آمریکا و کشتار هموطنان بی‌گناه ‌ببندد.

چگونه می‌توان از اشخاص دیوانه، قلدر و تبهکاری مثل نتانیاهو و ترامپ خواست که بیایند و این نظام را با بمب و موشک بردارند و به جای آن یک نظام دمکراتیک و آزاد منتخب مردم بگذارند؟ چه کسی تضمین می‌کند که بعد از پایان این جنگ آینده بهتری در انتظار ایران باشد؟

آنچه که روشن است این است که نتیجه این جنگ جز ویرانی، کشتار و سیاهی نیست. فردا در تاریخ خواهند نوشت ‌که روزگاری در ایران مردمی بودند که از حاکمان خود زخم خورده بودند اما به‌جای ساختن نیرویی درونی و همبستگی مدنی، به قدرت‌های خارجی متوسل شدند و نه تنها از آنها کمک خواستند بلکه حتی در خیابان‌ها و فضای مجازی برای بمباران کشورشان شادی کردند و رقصیدند.

این عمل شرم‌آور و خائنانه شما هرگز فراموش نخواهد شد و همچون زخم عمیقی بر پیکر ایران خواهد ماند؛ زخمی که آیندگان با دیدن آن خواهند پرسید: در آن روزهای وحشتناک جنگ، نسبت شما با وطن و جان هم‌وطنان‌تان چه بود؟

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

چگونه می‌توان یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا را بازسازی کرد؟

اگر تهران و واشینگتن از منطق «همه یا هیچ» فاصله بگیرند و به جای انتظار برای یک توافق کامل و ایده‌آل، مجموعه‌ای از توافق‌های کوچک، مرحله‌ای و قابل راستی‌آزمایی را دنبال کنند، می‌توانند از بازتولید بحران جلوگیری کنند.

میراث خامنه‌ای؛ بازسازی استبداد، نهادینگی نظم سیاسی و افق‌های چندمرکزی قدرت

حکایت علی خامنه‌ای، همانا روایت تراژدی سیاست در ایران است. مردی که سال‌ها با نظام استبدادی جنگیده بود چون به قدرت رسید خود دستگاه استبداد را بازسازی کرد. بدین‌سان، تراژدی سیاست ایرانی تکرار شد: انقلاب، هرج‌ومرج و سپس استبداد. چرخه‌ای که بارها در تاریخ ایران باز تولید شده است.

تشییع پیکر خامنه‌ای و ترس مواجهه با جمعیت: چگونه رسانه‌های براندازی با امتناع از نگاه به دیگری، خود را نامشروع می‌کنند؟

جمعیت عظیمی که در تشییع جنازه آیت‌الله علی خامنه‌ای ظاهر شد، پیش از آن‌که موضوعی برای ستایش یا انکار باشد، یک واقعیت سیاسی‌-اجتماعی‌ست. برای اپوزیسیون ایران، چنین صحنه‌هایی معمولا ناراحت‌کننده‌اند؛ چون این صحنه‌ها تصویر ساده‌شده‌ای را که بخشی از اپوزیسیون از «مردم» ساخته است، برهم می‌زند.

دیدگاه

پیامد این جنگ جز نابودی ایران نیست

نتیجه این جنگ جز ویرانی، کشتار و سیاهی نیست. فردا در تاریخ خواهند نوشت ‌که روزگاری در ایران مردمی بودند که از حاکمان خود زخم خورده بودند اما به‌جای ساختن نیرویی درونی و همبستگی مدنی، به قدرت‌های خارجی متوسل شدند و نه تنها از آنها کمک خواستند بلکه حتی در خیابان‌ها و فضای مجازی برای بمباران کشورشان شادی کردند و رقصیدند.