
سرپرست تیم سلامت روان رضا پهلوی به اتهام تعرض جنسی به بیمار خود دستگیر شد
فرخ صدیق دیلمی، سرپرست سلامت روان پروژه گذار رضا پهلوی به اتهام تعرض و مداخله جنسی دستگیر شد.

فرخ صدیق دیلمی، سرپرست سلامت روان پروژه گذار رضا پهلوی به اتهام تعرض و مداخله جنسی دستگیر شد.

مسئله اصلی این است که چه کسی حق دارد تعیین کند کدام تصویر واقعی است، کدام تصویر، قابل قبول است و کدام تصویر باید بهعنوان تصویر جعلی و ساختگی یا «پروپاگاندا» کنار گذاشته شود. در شرایطی مانند دیماه، این بحران بهشکل مضاعف رخ نمود. رسانههای دولتی، تصاویر موبایلی شهروندان از خشونت و سرکوب را جعلی، و ساخته و پرداختۀ دشمنان نامیدند. رسانههای اپوزیسیون نیز بدون راستیآزمایی، این تصاویر را در راستای روایت و منافع سیاسی خود مصادره کردند.

رژۀ اخیر جماعتی از پادشاهی خواهان با لباسهای متحدّالشکل در شهر رگنسبورگ آلمان و یاد و خاطرۀ «ساواکِ» سرکوبگر را زنده کردن، تداعیکنندۀ منش و روشِ لباس مشکیهای ایتالیا در جنگ جهانی دوم است و از سنخ بدل شدنِ کنش سیاسی به نمایش؛ نمایش آشکار حذف دیگرانی که مثل تو نمیاندیشدند. این جماعت، در بیانیۀ خود از «احیای ساواک برای مقابله با نفوذیها و اپوزیسیون جعلی» سخن گفتهاند. کنشِ مقلّدانۀ این جماعت که عاری از خلاقیت است، سوگمندانه و غمگنانه رگههای فاشیستیِ بیّنی دارد.

نشریه آتلانتیک در گزارشی به کارزار سلطنتطلبان حامی رضا پهلوی پرداخته و ضمن برشمردن شباهتهایش به جنبش ماگا در آمریکا، آن را جنبشی با گرایشهای خشونتآمیز توصیف میکند چنانکه به نوشته آتلانتیک، تهدیدها و تنشها حتی به درون این جریان نیز کشیده شده است.

وبسایت «میدلایست آی» در گزارشی به کارزار سلطنتطلبان ایرانی علیه مخالفان رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران، پرداخته و نوشته است که آنها «برای ساکت کردن منتقدان خود به اقداماتی غیرمعمول از جمله حملات خشونتآمیز متوسل شدهاند».

درباره کشتار دیماه نقاط روشن و مبهم بسیاری وجود دارد. پروژههای رسانهای با سادهسازی و انداختن مسئولیت به گردن طرف مقابل از کنار آن عبور میکنند. به نظرم این فاجعه آزمونی است بزرگ برای همه بازیگران سیاست. پرسشهای بسیاری را باید دربارهاش پاسخ بدهند تا ابعاد ماجرا روشن شود.

بیش از یکصد فعال فرهنگی و دانشگاهی در سوئد در نامهای سرگشاده به رئیس پارلمان این کشور به دعوت احزاب محافظهکار از شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، برای سخنرانی در پارلمان اعتراض کردند و با اشاره به حمایتهای او از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، آن را با سنت سیاسی صلحطلبانه در سوئد در تعارض دانستند.

در حالی که جنگ وارد ماه دوم شده، تبعات ویرانگر آن آشکارتر از هر زمان دیگری هویدا گشته است. اکنون که بحث به نابودی زیرساختها، عقبگرد به «عصر حجر» و ضربالاجلهای تحقیرآمیز دونالد ترامپ رسیده و تشت رسوایی «کمکهای آمریکا و اسرائیل به ایرانیان» از بام افتاده است، بحث اخلاقی درباره مسئولیت جنگ بیش از پیش برجسته شده است.

آیا میتوان مدعی دموکراسی بود، اما از لرزش پایههای قدرت آینده در برابر یک نقد ساده هراس داشت؟ حادثه تلخ مدرسهٔ میناب، فراتر از یک سوگواری ملی، پرده از مسئلهای عمیقتر برداشت: مسئلهٔ فرهنگ سیاسی. در فضایی که نقد بهسرعت به «خیانت» تعبیر میشود و سکوتها توجیه میشوند، شکلگیری یک هژمونی دموکراتیک دشوار خواهد بود. زیرا دموکراسی پیش از آنکه در نهادها متولد شود، باید در تحملِ نقد و پاسخگوییِ قدرت، حتی قدرتی که هنوز مستقر نشده، تمرین شود.

فحاشی به پدیدهای در اعتراضات اخیر تبدیل شده است. بیشتر در خارج کشور و تا حدی هم در داخل. چرا؟ از قرار زبان مشترکی بین صاحبان قدرت و معترضان باقی نمانده است. بنابرین ابراز نفرت مانده که آن هم در قویترین صورت زبانی خود همین فحش و بدوبیراه گفتن است. اما چطور به اینجا رسیدیم؟ این خود داستانی است به درازای داستان انقلاب. انقلابی که میخواست به سبک خاص خود به تربیت انسان طراز نوین دست یابد.

نتیجه این جنگ جز ویرانی، کشتار و سیاهی نیست. فردا در تاریخ خواهند نوشت که روزگاری در ایران مردمی بودند که از حاکمان خود زخم خورده بودند اما بهجای ساختن نیرویی درونی و همبستگی مدنی، به قدرتهای خارجی متوسل شدند و نه تنها از آنها کمک خواستند بلکه حتی در خیابانها و فضای مجازی برای بمباران کشورشان شادی کردند و رقصیدند.

وبسایت آکسیوس به نقل از سه منبع مطلع گزارش داد که دونالد ترامپ روز یکشنبه با رهبران کرد در عراق بهصورت تلفنی گفتوگو کرد تا درباره جنگ آمریکا و اسرائیل و تحولات پس از آن رایزنی کند، امری که با لابیگری بنیامین نتانیاهو انجام گرفته است.