وبسایت «میدلایست آی» در گزارشی به کارزار سلطنتطلبان ایرانی علیه مخالفان رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران، پرداخته و نوشته است که آنها «برای ساکت کردن منتقدان خود به اقداماتی غیرمعمول از جمله حملات خشونتآمیز متوسل شدهاند».
این گزارش که روز جمعه ۱۱ اردیبهشت منتشر شد شامل مصاحبه با افراد مختلفی است که هدف این آزارها، تهدیدها و خشونتها قرار گرفتهاند.
میدلایست آی گزارش خود را با روایت ارژنگ علیدایی، مهندس ایرانی-بریتانیایی مقیم بریتانیا، از این آزارها شروع میکند و مینویسد که او در ماههای اخیر صدها پیام تهدیدآمیز از هموطنان سلطنتطلب خود دریافت کرده است. یکی از این پیامها میگوید: «پیدایت میکنیم، بهت تجاوز میکنیم و میکشیمت.»
علیدایی نخستینبار زمانی هدف قرار گرفت که در انتخابات ریاستجمهوری ایران سال ۱۴۰۳ رأی داد؛ انتخاباتی که بسیاری از ایرانیان مخالف حکومت آن را تحریم کردند. آنها رأیدهندگان را همدست جمهوری اسلامی میدانستند و اکنون نیز بسیاری از ایرانیانی را که با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفاند، به همین چشم میبینند.
علیدایی از یک کارزار مداوم ارعاب سخن میگوید که با آغاز اعتراضات در ایران در دی ماه گذشته بهطور چشمگیری شدت گرفت.
او بهطور مرتب در تجمعات ضد جنگ علیه ایران و همچنین در راهپیماییهای حمایت از غزه شرکت میکند و میگوید اغلب از سوی سلطنتطلبانی که در تجمعات متقابل حضور دارند، مورد آزار و شعارهای توهینآمیز قرار میگیرد.
او به «میدلایستآی» میگوید: «به من میگویند به کشورم خیانت کردهام.» علیدایی چندین پست در شبکههای اجتماعی را نشان میدهد که از سوی حسابهای مرتبط با سلطنتطلبان منتشر شده و در آنها تصاویر او همراه با زبان تهدیدآمیز و توهینآمیز منتشر شده است.
او میگوید: «از زبان بسیار جنسی استفاده میکنند و توهینهایشان کاملا شخصی است. اطلاعات تماس مرا پیدا کردند و آن را در اینترنت منتشر کردند. مجبور شدم حسابهای شبکههای اجتماعیام را ببندم.»
علیدایی میگوید از طریق تماسهای تلفنی از شمارههای بینالمللی نیز تهدید به مرگ شده است. او همه این موارد را به پلیس منچستر بزرگ گزارش داده، اما تنها توصیهای که دریافت کرده این بوده که حسابهای شبکه اجتماعی خود را ببندد و شماره تلفنش را تغییر دهد.
وی میگوید: «ناامیدکننده است، ما نادیده گرفته میشویم. مجبورم مدام پشت سرم را نگاه کنم.»
«از زمین محوت میکنیم »
میدلایست آی مینویسد که تجربه علیدایی منحصر به فرد نیست و اینبار به روایت غزل دیانی، بنیانگذار یک استارتاپ فناوری، میپردازد که میگوید: «پیامهایی دریافت کردهام با این مضمون که پیدایم میکنند، مرا با چاقو میزنند و از روی زمین محو میکنند.»
او میافزاید: «ماه گذشته در یک تجمع ضد جنگ علیه ایران بودم و یکی از افراد طرف سلطنتطلب مرا با چاقو تهدید کرد. توهینهایشان بسیار زنستیزانه است و فقط از سوی مردان هم نیست.»
او ادامه میدهد: «در ابتدا فکر میکنید اینها فقط حرف است و جدی نمیگیرید، اما این مسائل میتواند تشدید شود. واقعا احساس ترس میکنم.»
دیانی این تهدیدها را به پلیس متروپولیتن لندن گزارش داد، اما به او گفته شد که فقط در صورت وقوع اتفاق جدیتر بررسی انجام میشود.
و سپس اتفاق جدیتری رخ داد: در ۲۲ آوریل، محمدرضا، پدر دو فرزند ایرانی که مقابل دفتر نخستوزیری بریتانیا در داونینگ استریت در حال اعتراض به جنگ علیه ایران بود، توسط یک معترض مخالف با اصالت ایرانی چندین بار با چاقو مورد حمله قرار گرفت. او پیشتر نیز مورد آزار کلامی و فیزیکی قرار گرفته بود، اما از این حمله جان سالم به در برد.
«فرزندان کوروش»
میدلایست آی مینویسد که جنبش سلطنتطلبی نقطه مقابل کامل جمهوری اسلامی محسوب میشود؛ سلطنتطلبان ایرانی خود را سکولار و ملیگرا میدانند و از زبان و نمادهایی مرتبط با گذشته پیشااسلامی ایران استفاده میکنند، چنانکه خود را «فرزندان کوروش» مینامند. در تجمعاتشان، پرچم شیر و خورشید را برافراشته میکنند؛ پرچمی که تا پیش از سرنگونی شاه در انقلاب ۱۳۵۷، نماد ایران بود.
میدلایست آی یادآوری میکند که چهره اصلی این جریان، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، به دودمانی تعلق دارد که با با وجود اینکه شیعه بود اما خود را طرفدار غرب و در برابر اسلام معرفی میکرد. حتی نام «پهلوی» نیز به شکل قدیمی زبان فارسی اشاره دارد و یادآور میراث پیشااسلامی ایران است.
رضاشاه، بنیانگذار این سلسله در سال ۱۳۰۴، این ایدئولوژی را با آغاز کارزاری برای «اسلامزدایی» از ایران ترویج کرد؛ از جمله ممنوع کردن برخی اعمال مذهبی، اجبار زنان به کنار گذاشتن حجاب، و آموزش ایدئولوژیک مردم با برنامههای گسترده که در آن اعراب بهعنوان مهاجمان به سرزمین نیاکان ایرانیان معرفی میشدند.
رضا ضیاءابراهیمی، استاد تاریخ ملیگرایی و نژاد در کالج کینگ لندن، میگوید: «میتوان این پیشزمینه ایدئولوژیک را نوعی ملیگرایی گسستهساز دانست.»
او توضیح میدهد که این تفکر از ایدههای استعمار اروپایی ریشه میگیرد و تلاش دارد ایران را از واقعیت خود بهعنوان کشوری مسلمان در خاورمیانه جدا کرده و آن را بهعنوان نوعی ملت اروپایی گمشده بازتصور کند که بر اساس نظریه نژاد آریایی تعریف میشود.
او میگوید: «این دیدگاه اساسا اسلامهراس است و از استعمار و سلطه غرب حمایت میکند.»
این منطق توضیح میدهد چرا برخی سلطنتطلبان از بمباران کشور خود استقبال میکنند؛ آنها دهههاست خواستار مداخله نظامی و تحریمهای غرب بودهاند، چرا که آن را راهی برای بازگرداندن ایران به وضعیت پیش از ۱۳۵۷ میدانند. به همین دلیل، حمایت آنها از جنگ اسرائیل علیه فلسطینیان نیز قابل توضیح است.
ضیاءابراهیمی میگوید: «مسئله از این واقعیت ناشی میشود که فلسطینیان عرب هستند و سلطنتطلبان، اعراب را مسئول سقوط خود میدانند، چون اسلام را به ایران آوردند.»
سلطنتطلبان، صهیونیستها و راست افراطی
به نوشته میدلایست آی، یکی از ویژگیهای کلیدی این جنبش، همسویی آن با گروههای حامی اسرائیل و راست افراطی است، بهگونهای که این جریانها یکدیگر را تقویت میکنند. در تجمعات آنها، پرچمهای اسرائیل و صلیب سنت جورج در کنار پرچم شیر و خورشید دیده میشود و شعارهای ضداسلامی سر داده میشود.
این تجمعات چهرههایی مانند مارک بیربک، فعال حامی صهیونیسم، گیدئون فالتر، مدیر کارزار علیه یهودستیزی، و تامی رابینسون، فعال راست افراطی بریتانیایی را جذب کرده است.
ضیاءابراهیمی میگوید: «این اتحاد به شکل رسمی و نهادی درآمده است.»
او معتقد است هدف قرار دادن ایرانیان ضد جنگ بخشی از یک کارزار گسترده و هماهنگ است و میگوید: «سرمایهگذاری زیادی از سوی اسرائیل برای تقویت پیامهای سلطنتطلبان در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و شبکههای اجتماعی انجام شده، جایی که ارتشی از رباتها برای حمله، توهین و ارعاب صداهای جایگزین ایرانی ایجاد شده است.»
ویدیوهای اخیر حتی نشان میدهد که سلطنتطلبان در شهرهای بریتانیا با لباس سیاه و پرچمهای ساواک، پلیس مخفی بدنام دوران شاه، تجمع کردهاند.
او میگوید: «قبلا با گروهی مضحک طرف بودیم، اما حالا این موضوع به چیزی بسیار خطرناکتر تبدیل شده است.» وی اضافه میکند: «آنها بهدلیل حمایت آشکار بازیگران سیاسی اصلی در غرب، جسورتر شدهاند.»
قتل به نام آرمان
فراز آخر گزارش میدلایست آی به قتل مسعود مسجودی، استاد دانشگاه ایرانی-کانادایی منتقد دولت ایران و رضا پهلوی، اختصاص دارد و مینویسد که قتل او نشان میدهد این جنبش تا چه حد میتواند پیش برود.
دو فرد که با مسجودی آشنا بودند و از حامیان سلطنتطلبی محسوب میشدند، به اتهام قتل او متهم شدهاند.
سمیرا محیالدین، روزنامهنگار ایرانی-کانادایی، میگوید: «مسعود ماهها تلاش کرد هشدار دهد که در معرض تهدید است و این واقعاً نگرانکننده است.»
وی میافزاید: «بسیاری از ما هر روز تهدید میشویم و متأسفانه پلیس تا زمانی که اتفاقی نیفتد اقدامی نمیکند.»
او همچنین به وجود «فهرستهایی» در جامعه اشاره میکند که شامل افرادی است که بهعنوان اهداف مشروع این جریان در نظر گرفته میشوند. محیالدین هشدار میدهد که اگر این جنبش مهار نشود، میتواند خطرناکتر و خشونتبارتر شود.
او میگوید: «شعارهایی مثل “یک پرچم، یک رهبر، یک کشور” را شنیدهام، این شبیه شعارهایی است که برای هیتلر داده میشد.»
او در پایان میگوید: «این مسیر هیچ ارتباطی با آزادی، عدالت و برابری ندارد؛ ما به سمت نوعی دیگر از فاشیسم میرویم که بسیار خطرناک است و احتمالا شاهد افراطیتر شدن یک گروه سختهستهای خواهیم بود.»








