مجله اکونومیست در گزارشی تفصیلی به شرح میزان آلودگی منطقه خلیج فارس بر اثر جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران پرداخته و نسبت به فاجعه زیست محیطی هشدار داده است. این گزارش میگوید جنگ خلیج فارس احتمال وقوع فاجعهبار نشتهای نفتی را افزایش داده و در شرایط کنونی نیز مهار فاجعه بسیار دشوار مینماید.
ترجمه این گزارش را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد میخوانید:
***
در طول جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، نیروهای عراقی که کویت را اشغال کرده بودند، عمدا شیرهای نفتکشها، پایانهها و یک پالایشگاه را باز و میلیونها بشکه نفت خام را به خلیج فارس سرازیر کردند. صدام حسین سپس دستور داد صدها حلقه چاه نفت در کویت آتش زده شود. یکی از مقامهای آمریکایی بعدها گفت: «اگر جهنم یک پارک ملی داشت، احتمالا شبیه همان منظره میشد.»
خاموش کردن آن آتشها شش ماه زمان برد و با مشارکت آتشنشانان بینالمللی انجام شد. بیش از ۷۰۰ کیلومتر از سواحل عربستان سعودی به نفت آلوده شد. پاکسازی این فاجعه دههها طول کشید و بیش از ۵۰۰ میلیون دلار هزینه برداشت. بخشی از آسیبهای زیستمحیطی واردشده به سواحل نیز هرگز جبران نشد.
جنگ کنونی در خلیج فارس هنوز به چنین ابعادی نرسیده است. با این حال، در ششم مه یک نشت بزرگ نفتی در غرب جزیره خارگ، مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، از فضا قابل مشاهده شد. تصاویر ماهوارهای نشان دادند که لکه نفتی حدود ۶۰ کیلومتر مربع آبهای اطراف را پوشانده است. ابعاد واقعی حادثه هنوز مشخص نیست و برآوردهای اولیه از هرز رفتن ۳ هزار تا نزدیک ۹۰ هزار بشکه نفت متغیر است.
هر چند این مقدار در مقایسه با ۶ تا ۱۰ میلیون بشکه نفتی که در سال ۱۹۹۱ وارد خلیج فارس شد ناچیز به نظر میرسد، اما همین حادثه و نشتهای مشابه اخیر نگرانیهایی را ایجاد کردهاند که جنگ جاری میتواند به یک فاجعه زیستمحیطی بزرگ منجر شود، فاجعهای که خود جنگ نیز مهار و پاکسازی آن را بسیار دشوارتر کرده و خسارت های اقتصادی موجود را تشدید خواهد کرد.
حمله به خارگ؛ بالاترین خطر
حمله به جزیره خارگ آشکارترین خطر را در آلودهسازی منطقه به همراه دارد. زیرساختهای نفتی این جزیره ظرفیت ذخیرهسازی حدود ۳۰ میلیون بشکه نفت را دارند. آمریکا پیشتر برخی تاسیسات نظامی خارگ را هدف قرار داده و دونالد ترامپ نیز بارها تهدید کرده است که زیرساختهای نفتی این جزیره را نابود کند.
انفجار نفتکشها و شناورها
نفتکشها نیز یکی دیگر از منابع خطر هستند. تا اواخر ماه مه، هیچیک از طرفین به نفتکشهای حامل بار کامل حمله نکرده بودند. اما در ۲۶ مه (۵ خرداد)، نفتکش غولپیکر یونانی «المپیک لایف» که توانایی حمل دو میلیون بشکه نفت خام را دارد، هنگام حرکت در سواحل عمان از وقوع یک «انفجار خارجی» خبر داد. علت این انفجار هنوز مشخص نیست، اما در همان روز ایران وعده داده بود حملات هوایی آمریکا را تلافی خواهد کرد.
فاجعهای بزرگ رخ نداد. این نفتکش با وجود نشت بخشی از سوخت خود توانست به مسیرش ادامه دهد، هر چند میزان محموله نفتی آن مشخص نشده است. با این حال، خلیج فارس مملو از شناورهای آسیبپذیر است. امین ناصر، مدیرعامل آرامکوی عربستان، پیشتر اعلام کرده بود که بیش از ۶۰۰ کشتی در منطقه گرفتار شدهاند و امکان عبور از تنگه هرمز را ندارند.
اما خطر فقط به نفتکشها محدود نمیشود. ناو پهپادبر «شهید باقری» ایران در روزهای ابتدایی جنگ هدف حمله قرار گرفت و از آن زمان بهطور مداوم سوخت سنگین خود را وارد آبهای اطراف میکند. آمریکا همچنین مدعی است که در جریان جنگ دستکم ۱۶۰ شناور نظامی ایرانی را منهدم کرده است. هر یک از این شناورها میتواند منبع جدیدی از آلودگی نفتی شود.
اگر نشت بزرگی در تنگه هرمز رخ دهد، مدیریت آن بسیار دشوارتر از شرایط عادی خواهد بود. در وضعیت معمول، قوانین بینالمللی دریانوردی ایجاب میکنند که کشتیهای نزدیک، مقامات بندری و کشورهای ساحلی برای مهار آلودگی و کمک به خدمه وارد عمل شوند و سپس شرکت بیمه کشتی هزینه پاکسازی را پرداخت کند.
موانع راهحلهای دیپلماتیک
اما در یک منطقه جنگی فعال، بازیگران ثالث بهشدت محتاط شدهاند. در روزهای ابتدایی جنگ، یک یدککش نجات که برای کمک به یک کشتی آسیبدیده اعزام شده بود، خود هدف حمله قرار گرفت و دستکم چهار نفر از خدمه آن کشته شدند. راهحلهای دیپلماتیک نیز در شرایط کنونی دشوارتر شدهاند. مقابله با یک حادثه بزرگ نفتی نیازمند هماهنگی گسترده بینالمللی است، اما ادامه درگیریها چنین همکاریهایی را پیچیده میکند. اگرچه کانالهای دیپلماتیک میان کشورهای منطقه هنوز کاملا بسته نشدهاند، اما به گفته نیل کویلیام از اندیشکده چتم هاوس، بعید است کشورهایی مانند عربستان سعودی و ایران تا پیش از دستیابی به توافق صلح پایدار وارد همکاری مشترک شوند. همه طرفها نگرانند که پیشنهادهای همکاری با سوءنیت مطرح شوند یا آنها را در معرض حملات جدید قرار دهند.
کشتیهای سایه
بسته شدن تنگه هرمز مشکل دیگری نیز ایجاد کرده است. ایران سالها برای دور زدن تحریمها از ناوگان موسوم به «سایه» استفاده کرده است، کشتیهایی که هویت یا موقعیت خود را پنهان میکنند. اکنون استفاده از این کشتیها رو به افزایش است. بر اساس دادههای شرکت نظارت دریایی ویندوارد، کشتیهای ناوگان سایه در فاصله دوم تا نهم مارس بزرگترین گروه عبوری از تنگه هرمز بودند و تعداد آنها با طولانی شدن جنگ بیشتر نیز شده است. همین مسئله پاکسازی نشتهای نفتی را پیچیدهتر میکند.
شرکتهای قانونی کشتیرانی و نجات دریایی نگراناند که در صورت کمک به این شناورها، به نقض تحریمها متهم شوند. به گفته دیوید اسمیت، کارگزار بیمه دریایی در شرکت مکگیل پارتنرز، بسیاری از آنها در حال حاضر «به نوعی از انجام کار درست و پاکسازی آلودگی میترسند.»
کشتیهای ناوگان سایه معمولا فرسوده و فاقد نگهداری مناسب هستند، بنابراین در صورت آسیب دیدن یا به گل نشستن، احتمال نشت نفت از آنها بیشتر است. از آنجا که این شناورها فاقد هویت روشن و پوشش بیمهایاند، هیچ دولت یا نهادی نیز مسئولیت مالی پاکسازی آلودگی ناشی از آنها را بر عهده نخواهد گرفت.
هزینههای انسانی و محیطی
ابعاد زیستمحیطی این خطر بسیار گسترده است. نشت نفت حیات دریایی، از جمله صخرههای مرجانی ارزشمند تنگه هرمز را تهدید میکند. اما هزینههای انسانی آن شاید حتی سنگینتر باشد. حدود ۱۰۰ میلیون نفر در کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تامین آب آشامیدنی به تاسیسات آبشیرینکن وابستهاند.
نفت میتواند آب دریا را به موادی مانند بنزن آلوده کند، مادهای که با سرطان خون، سایر سرطانها و همچنین آسیبهای کبدی و کلیوی ارتباط دارد. نشتهای نفتی سال ۱۹۹۱ برای سالها ظرفیت آبشیرینکنهای کویت را از کار انداختند.
نشتهای کنونی آنقدر بزرگ نیست که حرکت کشتیها را مختل کند. اما نشتهای بزرگتر میتوانند حتی پس از بازگشایی تنگه هرمز نیز بازگشت جریان عادی صادرات نفت را دشوار کنند. نفتکشهایی که از میان لکههای نفتی عبور میکنند، خود به عامل انتقال آلودگی تبدیل میشوند و ممکن است از ورود آنها به برخی بنادر جلوگیری شود.
در سال ۱۹۹۱، نشتهای نفتی عمدی بودند. امروز احتمال وقوع یک حادثه ناخواسته بیشتر است. اما پیامدهای آن میتواند به همان اندازه ویرانگر باشد.







