شبکه خبری الجزیره در گزارشی با اشاره به حملات فزاینده ایالات متحده به مناطق جنوبی ایران، تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد که آیا واشینگتن برای تصرف خاک ایران آماده میشود؟
این گزارش که به قلم نیلز ادلر، گزارشگر و تحلیلگر میدانی الجزیره در منطقه، نوشته است، میگوید چنین عملیاتی اگرچه نمایشی نظامی بزرگ و دراماتیکی خواهد بود، اما هزینههایی در پی خواهد داشت که تحلیلگران شک دارند واشینگتن تمایلی به پرداخت آنها داشته باشد.
نیروهای ایالات متحده در روزهای اخیر به جزایر قشم، کیش و ابوموسی ایران حمله کردهاند؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، نیز بار دیگر از تمایلش به تصرف جزیره خارک سخن گفته است. قبل از آن، در میانه جنگ ۳۹ روزه، دو مقام ناشناس آمریکایی به واشینگتنپست گفته بودند که وزارت دفاع ایالات متحده در حال آمادهسازی برای حمله به جزیره خارک است؛ جزیرهای که حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت خام ایران از آن عبور میکند. این اظهارات به گمانهزنیها درباره عملیات زمینی دامن زد.
اما صحبت از تصرف جزایر ایرانی پس از امضای تفاهمنامه بین دو طرف فروکش کرد. با این حال چنین بحثی روز دوشنبه در مصاحبه دونالد ترامپ با فاکس نیوز، بار دیگر مطرح شد. ترامپ در پاسخ به سوالی درباره احتمال چنین عملیاتی گفت: «نمیتوانم این را به شما بگویم، چون اگر بگویم کار احمقانهای خواهد بود.»
بنابراین، آیا این اظهارات صرفا در حد لفاظی است یا واقعا چنین احتمالی وجود دارد؟
توانایی آمریکا در اشغال جزایر ایران
اندراس کریگ، دانشیار مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن، به الجزیره گفت که از منظر «تاکتیکی»، آمریکا توانایی نظامی لازم برای تصرف جزایر ایران را دارد.
او گفت که ایالات متحده با داشتن قدرت هوایی و دریایی و تمایل به پذیرش تنشهای شدیدی که در پی آن رخ خواهد داد، میتواند یک جزیره کوچک ایرانی را تصرف کند. تخمین زده میشود که آمریکا حدود ۵۰ هزار سرباز در سراسر خاورمیانه مستقر کرده که شامل پرسنل پایگاههای دائمی و بزرگ و همچنین سایتهای عملیاتی کوچکتر میشود.
نادر هاشمی، استاد سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورجتاون نیز به الجزیره گفت که فراتر از تصرف جزایر، ایالات متحده توانایی نظامی و لجستیکی برای اشغال آنها را نیز دارد، چرا که همچنان «قدرت نظامی برتر جهان» به شمار میرود. به گفته هاشمی، مسئله اصلی هزینه این کار است.
کریگ دراینباره گفت: «تصرف موقت یک جزیره با حفظ، پشتیبانی و بهرهبرداری استراتژیک از آن بسیار متفاوت است.»
او اشاره کرد که تصرف جزیره قشم بهویژه کار سختی خواهد بود، زیرا قشم جزیرهای بزرگ است که در کنار خاک اصلی ایران قرار دارد، نه پایگاهی منزوی در میان دریا.
به گفته کریگ، جزایر کوچکتری مانند هنگام را میتوان راحتتر تصرف کرد، اما آنها هم در تیررس توپخانه، پهپادها، موشکها و قایقهای تندروی ایران باقی خواهند ماند.
او افزود که تصرف جزایر حتی مانع از مختل کردن تنگه هرمز توسط ایران نخواهد شد؛ بلکه در مقابل، نیروهای مستقر آمریکا را زیر آتش مداوم قرار میدهد و روایت «آمریکا به عنوان یک نیروی اشغالگر» را در اختیار تهران میگذارد.
کارزاری پرهزینه
چنین اقدامی به نیروی انسانی قابلتوجهی نیاز دارد. کریگ تخمین میزند که «عملیات محدود با احتساب نیروهای رزمی، پدافند هوایی، مهندسی، لجستیک، پشتیبانی پزشکی و عناصر فرماندهی، احتمالا در ابتدا به حداقل ۵,۰۰۰۵ هزار تا ۱۰ هزار پرسنل نیاز خواهد داشت.»
او گفت در صورتی که پای چند جزیره در میان باشد یا اهداف عملیات از تصرف اولیه فراتر رود، نیاز به نیروی نظامی به سرعت افزایش مییابد.
او افزود: «این نیروها تحت آتش مستقیمی خواهند بود که از خاک ایران خواهد بارید. شناورهای پشتیبانی، شناورهای فرود و بالگردها باید از آبهایی عبور کنند که در معرض موشکها، پهپادها، مینها و توپخانه قرار دارند.»
وی در ادامه گفت: «ایران نیازی به بازپسگیری سریع جزایر ندارد. این کشور میتواند با جنگ فرسایشی مداوم، این جزایر را به مواضعی هزینهبر و از نظر سیاسی شرمآور برای آمریکا تبدیل کند.»
کریگ گفت: «آمریکا میتواند این نیروها را پشتیبانی کند، اما انجام این کار مستلزم حفاظت مداوم نیروی دریایی، برتری هوایی و سرکوب سامانههای آتش ایران است. در این صورت، تامین و نگهداری نیروها خود به ماموریت اصلی تبدیل میشود. عملیاتی که برای محافظت از کشتیرانی آغاز شده بود، میتواند به سرعت به یک تعهد سرزمینی پایانناپذیر بدل شود.»
هاشمی نیز گفت که نسبت به اقدام آمریکا برای تصرف هر یک از جزایر جنوبی، بهویژه خارک، «بسیار بدبین» است.
به گفته او، هزینه جانی برای سربازان آمریکایی و بازخورد منفی شدید آن در داخل کشور، بهویژه در میان پایگاه رأی شخص ترامپ و جنبش موسوم به ماگا (عظمت را دوباره به ایران بازگردانید)، بسیار سنگین خواهد بود؛ یک ریسک سیاسی بزرگ که مقایسه این اقدام با جنگ عراق را به دنبال خواهد داشت.
از نظر تئوری، ایالات متحده میتواند پا را فراتر گذاشته و خاک اصلی ایران را نیز اشغال کند. آمریکا در گذشته نیم میلیون سرباز به ویتنام فرستاده و ظرفیت تکرار آن را دارد. اما تحلیلگران میگویند فراتر از اثرات بیثباتکننده بر خاورمیانه و روابط واشینگتن با جهان عرب، حتی فکر کردن به این سناریو از نظر سیاسی غیرممکن است.
هاشمی گفت: «همه اینها در سطح تئوری مطرح است، نه احتمالات عملی و واقعی.»
آیا پدافند ایران باید ابتدا نابود شود؟
کریگ معتقد است برای اینکه آمریکا بتواند هر یک از جزایر ایران را تصرف کند، ابتدا باید پدافند ایران را سرکوب کند، اما قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند آنها را برای همیشه نابود کند.
بسیاری از سیستمهای راداری، سکوهای موشکی ساحلی، سایتهای پهپادی و مراکز فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متحرک، استتارشده یا در عمق خاک مستقر هستند. بنابراین، هواپیماهای آمریکایی میتوانند تهدیدها علیه یک عملیات فرود را خنثی کنند، اما استمرار این خنثیسازی نیازمند یک کارزار مستمر است.
کریگ استدلال میکند که این نقطه ضعف اصلی چنین ایدهای است. او افزود که ایران برای تهدید کشتیرانی نیازی به جزایر ندارد، زیرا موشکها و پهپادها میتوانند از خاک اصلی نیز پرتاب شوند.
به گفته او، متوقف کردن واقعی توانایی ایران در مختل کردن ترافیک تنگه هرمز به معنای حمله و احتمالا اشغال بخش وسیعی از سواحل جنوبی ایران خواهد بود؛ «در آن نقطه، عملیات دیگر صرفا تصرف یک جزیره نخواهد بود، بلکه آغاز یک جنگ زمینی بسیار بزرگتر است.»
هاشمی نیز اشاره کرد که این سناریو محتمل نیست، زیرا به بمبارانی بسیار شدیدتر و مستمرتر از آنچه تاکنون دیده شده نیاز دارد؛ به همین دلیل او همچنان بعید میداند که واشینگتن در این مسیر حرکت کند.
پیامدها برای کشتیرانی، تجارت و امنیت انرژی
کریگ گفت که هر گونه اقدام آمریکا برای تصرف جزایر ایرانی، واکنش شدید ایران را به دنبال خواهد داشت و احتمالاً منجر به افزایش مینگذاری در تنگه و حمله به کشتیها، پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس میشود.
او افزود صرفنظر از اینکه چه کسی کنترل جزایر را در دست دارد، کشتیها احتمالا از عبور از تنگه هرمز خودداری خواهند کرد، نرخ بیمهها به شدت افزایش خواهد یافت و پاکسازی مینها زمانبر خواهد بود. او همچنین اشاره کرد که تصرف جزایر، روابط آمریکا با کشورهای خلیج فارس را که خواهان بازگشایی تنگه هرمز هستند اما از تبدیل شدن به اهداف تلافیجویانه واهمه دارند، تیره خواهد کرد.
نتیجهگیری او این است که تصرف جزایر شاید تصویر نظامی دراماتیکی ایجاد کند، اما نبرد بر سر آزادی کشتیرانی را به جنگی سرزمینی تبدیل خواهد کرد و واشینگتن را به سمت همان تعهد بزرگ زمینی سوق میدهد که به دنبال اجتناب از آن است.







