سه‌شنبه، ۲۳ تیر ۱۴۰۵

نگاه جهان

برای جهانی آماده شوید که بر پایه ائتلاف‌های موردی اداره می‌شود

طرح: دن ویلیامز / اکونومیست

نه چندجانبه‌گرایی آرمان‌گرایانه کارآمد است و نه واقع‌گرایی سرد قدرت؛ مارک کارنی و الکساندر استاب راه سومی پیشنهاد می‌کنند.

 

نشریه اکونومیست در شماره تازه خود یادداشتی به قلم رهبران کانادا و فنلاند منتشر کرده است که مدعایش فروپاشی نظم جهانی پسا ۱۹۴۵ است و می‌گوید در این فضا که با تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیک همراه است، ساختارهای چندجانبه سنتی دیگر کارآمد نیستند. مارک کارنی، و الکساندر استاب در این یادداشت کلیدی با رد آرمان‌گرایی محض و واقع‌گرایی سرد، دکترین «واقع‌گرایی مبتنی بر ارزش‌ها» را پیشنهاد می‌کنند. اهمیت این نوشتار در ارائه نقشه راهی نوین برای «قدرت‌های میانی» است تا از طریق «چندجانبه‌گرایی محدود» و شکل‌دهی به ائتلاف‌های موردی و پویا (هندسه متغیر)، امنیت دفاعی، زنجیره‌های تأمین و فناوری‌های نوظهور نظیر هوش مصنوعی را مدیریت کنند؛ رویکردی عمل‌گرایانه که مبنای تعاملات بین‌المللی آینده را فراتر از نهادهای بین‌المللی قدیمی بازتعریف می‌کند.

ترجمه این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد می‌خوانید.

 

***

ما رهبران دو کشوری هستیم که دیگر از این امتیاز برخوردار نیستند که بتوانند به نظم‌های قدیمی جغرافیا تکیه کنند. فنلاند با روسیه‌ای مرز مشترک دارد که علیه اوکراین جنگی تجاوزکارانه به راه انداخته و به جای اصلاح ساختارهای داخلی خود، به طور فعال در امور سایر جوامع مداخله می‌کند. کانادا نیز طولانی‌ترین مرز زمینی جهان را با ایالات متحده دارد؛ کشوری که در حال بازنگری در اولویت‌های خود و دگرگون کردن تمامی روابط تجاری‌اش است.

در عین حال، ما در حال گسترش روابط خود با قدرت‌هایی مانند هند و همچنین روابط بدون ایجاد وابستگی‌های راهبردی، با چین هستیم و همکاری با کشورهای جنوب جهانی را نیز تقویت می‌کنیم؛ چرا که قدرت دیگر صرفا در یک واحد غربی متمرکز نیست. امروز قدرت میان سه مجموعه توزیع شده است: غرب جهانی، شرق جهانی و جنوب جهانی که هر یک روزبه‌روز مستقل‌تر عمل می‌کنند. افزون بر این، روندهای واقعا جهانی، از جمله قدرت در حوزه توان پردازشی، داده‌ها و مدل‌های هوش مصنوعی، در حال شکل دادن به مجموعه چهارمی هستند؛ مجموعه‌ای فناورانه که نحوه زندگی، کار و ارتباط ما را تعیین می‌کند، بدون آنکه به مرزهای ملی محدود باشد یا تابع قواعد روشنی باشد.

نظم جهانی‌ای که پس از سال ۱۹۴۵ شکل گرفت، در حال فروپاشی است. نهادهای موجود نیز در شکل کنونی خود آمادگی جلوگیری از این روند را ندارند. ما در مقطعی قرار گرفته‌ایم که شاید تنها یک‌بار در هر قرن رخ دهد؛ لحظه‌ای که رفاه جمعی ما به آنچه انتخاب می‌کنیم بسازیم و شیوه ساختن آن بستگی خواهد داشت.

کار پیش رو نه به چندجانبه‌گرایی آرمان‌گرایانه نیاز دارد که تنها از وضع موجود دفاع می‌کند، و نه به واقع‌گرایی سردی که می‌خواهد همه چیز را از هم بپاشاند. راه جایگزین، «واقع‌گرایی مبتنی بر ارزش‌ها» است؛ رویکردی تازه که هم اصول‌گراست و هم عمل‌گرا. اصول‌گرا، زیرا به ارزش‌های بنیادینی مانند آزادی، حقوق بشر، پایداری و همبستگی پایبند است؛ و عمل‌گرا، چرا که می‌پذیرد همه شرکا الزاما همه این ارزش‌ها را با ما سهیم نیستند. به بیان ساده، باید ائتلاف‌هایی متناسب با شرایط تشکیل دهیم؛ با کشورهایی که ارزش‌های مشترک دارند، همکاری عمیق برقرار کنیم و در عین حال، با چشمانی باز با کشورهایی که چنین اشتراکی ندارند نیز تعامل داشته باشیم.

در هسته این رویکرد، پذیرش فعالانه جهان آن‌گونه که هست قرار دارد، نه انتظار منفعلانه برای جهانی که آرزو داریم وجود داشته باشد. این یعنی پذیرفتن اینکه پیشرفت تدریجی است و منافع کشورها همواره یکسان نیست. باید تفاوت‌های اجتناب‌ناپذیر میان کشور خود و دیگران را به رسمیت بشناسیم و سپس تلاش‌ها را بر حوزه‌هایی متمرکز کنیم که در آنها منافع مشترک و ظرفیت اثرگذاری واقعی وجود دارد. پیشرفت را شاید بتوان با تک‌گویی اعلام کرد، اما تنها از مسیر گفت‌وگو به دست می‌آید.

 

برداشتن تابلو از ویترین؛ کارنی و اعلام پایان یک توهم راهبردی

 

واقعیت دیگر این است که جهان از یک نظم عمدتا چندجانبه به سوی نظمی چندقطبی حرکت می‌کند. نظم چندجانبه، با همه کاستی‌هایش، بر همکاری و مجموعه‌ای روشن از قواعد و هنجارها استوار بود. اما جهان چندقطبی بیشتر با معامله، دادوستد و بی‌نظمی شناخته می‌شود. با این حال، انتخاب ما نباید صرفا میان این دو باشد. گزینه سومی نیز وجود دارد که بر «چندجانبه‌گرایی محدود»  (Plurilateralism)استوار است. ما باید هم برای احیای نظام چندجانبه با نهادهایی اصلاح‌شده و نمایندگی عادلانه‌تر تلاش کنیم و هم در کنار آن، ترتیبات چندجانبه محدود و هدفمند را توسعه دهیم.

این رویکرد که می‌توان آن را نوعی «هندسه متغیر» نامید، شبکه‌ای متراکم از ارتباطات ایجاد خواهد کرد؛ ائتلاف‌هایی موردی که برای هر مسئله به‌طور جداگانه شکل می‌گیرند. در بسیاری از موارد، چنین ائتلاف‌هایی زمانی بیشترین کارایی را خواهند داشت که با کشورهایی همکاری کنیم که در بسیاری از موضوعات با آنها اختلاف نظر داریم، اما در برخی حوزه‌ها اشتراک کافی برای اقدام مشترک وجود دارد.

در آینده، ائتلاف‌های پویا و هدفمند بیش از آنکه بر پایه عضویت در یک نهاد مشترک شکل بگیرند، بر اساس منافع مشترک سازمان خواهند یافت. ائتلاف کشورهایی که اکنون برای تامین امنیت اوکراین پس از جنگ برنامه‌ریزی می‌کنند، به یکی از مهم‌ترین مجامع هماهنگی میان کشورهای همفکر و ناتو تبدیل شده است. ابزارهای اتحادیه اروپا، از جمله پیمان SAFE * به شرکا امکان می‌دهد بروکراسی را دور بزنند و با سرعت بیشتری توانمندی‌های دفاعی مشترک ایجاد کنند. ائتلاف مواد معدنی حیاتی گروه هفت نیز در حال ایمن‌سازی و متنوع‌سازی زنجیره‌های تامین است؛ زنجیره‌هایی که هر اقتصاد مدرن به آنها وابسته است.

در حوزه هوش مصنوعی نیز می‌توان ائتلاف‌هایی برای ارتقای ایمنی و دسترس‌پذیری فناوری ایجاد کرد؛ ائتلاف‌هایی که از توانمندی‌های مشترک در حوزه‌هایی مانند رایانش کوانتومی و انرژی بهره بگیرند. دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا باید همکاری کنیم یا نه؛ بلکه این است که با چه سرعتی می‌توانیم ائتلاف‌های موفقی بسازیم که در سراسر مناطق مختلف جهان گسترش یابند.

پاسخ به دگرگونی‌های جغرافیای سیاسی، تجارت و اقتصاد جهانی و همچنین نگرانی‌هایی که این تحولات برای شهروندان ایجاد کرده‌اند، سوگواری برای نظم گذشته نیست؛ بلکه ساختن جهانی است که اکنون با آن روبه‌رو هستیم. جهانی که باید با کدهای نرم‌افزاری، بتن و فولاد ساخته شود؛ با نهادهایی کارآمد و ائتلاف‌هایی نیرومند که از آ‌ها محافظت کنند. باید مشارکت‌های کشورهایمان را، با واقع‌بینی و اعتمادبه‌نفس، با هرچه بیشتر نقاط جهان گسترش دهیم.

 

قدرت‌های میانی جهان، متحد شوید!

در این مسیر، کانادا و فنلاند می‌توانند نقشی محوری ایفا کنند؛ چرا که هم از طریق دسترسی گسترده به بازارهای جهانی، از متصل‌ترین اقتصادهای جهان هستند؛ هم با افزایش بی‌سابقه هزینه‌های دفاعی، توانمندی‌های ملی خود را تقویت کرده‌اند؛ و هم در تعهد به تمامیت ارضی، حقوق بشر و تکثرگرایی ارزش‌های مشترکی دارند. در جهانی که با سرعت در حال تغییر است، ما از استقامت، اراده و روحیه «سیسو» برخورداریم تا مسیر آینده را ترسیم کنیم و می‌دانیم کشورهای بسیاری نیز هستند که آماده‌اند در این مسیر به ما بپیوندند.

 

*پیمان SAFE  به توافق‌نامه‌ها و سازوکارهای حمایتی و امنیتی اتحادیه اروپا اشاره دارد که فرآیندهای اداری را برای توسعه و تأمین سریع‌تر توانمندی‌های دفاعی مشترک میان کشورهای عضو و شرکای آن‌ها تسهیل می‌کند.

 

انتخابات کانادا؛ پیروزی چشم‌گیر مارک کارنی در بحبوحه تنش با دونالد ترامپ

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

چرا دانشگاه‌های ایران به هدف حملات آمریکا و اسرائیل تبدیل شدند؛ کارزار «دانش‌کُشی»

«میدل‌ایست آی» در گزارشی به حملات ایالات متحده و اسرائیل به دانشگاه‌ها و مراکز علمی پژوهشی ایران طی جنگ ۳۹ روزه پرداخته است. این گزارش که با برخی جزییات و مصاحبه‌هایی با دانشگاهیان ایرانی و مسئولان نهادهای آکادمیک بین‌المللی همراه است که .حملات یادشده را کارزاری برای «دانش‌کٌشی» در ایران می‌دانند

«پروژه منهتن چین»؛ ساخت محرمانه ماشین تراشه‌های فوق‌پیشرفته در شنژن

خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی نوشت که دانشمندان چینی در آزمایشگاهی با امنیت بسیار بالا در شنژن، موفق به ساخت نمونه اولیه‌ای از دستگاهی شده‌اند که واشنگتن سال‌ها برای جلوگیری از دستیابی چین به آن تلاش کرده بود.

نگاه جهان

برای جهانی آماده شوید که بر پایه ائتلاف‌های موردی اداره می‌شود

نه چندجانبه‌گرایی آرمان‌گرایانه کارآمد است و نه واقع‌گرایی سرد قدرت؛ مارک کارنی و الکساندر استاب راه سومی پیشنهاد می‌کنند.