سه‌شنبه، ۹ تیر ۱۴۰۵

نگاه جهان

پایان دکترین «زور»؛ چرا نتانیاهو بازنده بزرگ توافق آمریکا و ایران است؟

در یادداشتی تحلیلی که در روزنامه انگلیسی گاردین منتشر شده، سایمون تیزدال ستون‌نویس این روزنامه استدلال می‌کند که اگرچه توافق اخیر میان آمریکا و ایران ممکن است برای دونالد ترامپ هزینه‌ای سیاسی در پی داشته باشد، اما بازنده اصلی این تحولات کسی جز بنیامین نتانیاهو نیست؛ سیاستمداری که به باور نویسنده، میراث سیاسی خود را بر پایه جنگ، زور و تشدید تنش بنا کرد و اکنون با پیامدهای آن روبه‌رو شده است.

به نوشته تیزدال، نتانیاهو طی سال‌های طولانی زمامداری خود تقریبا برای هر چالش منطقه‌ای یک پاسخ واحد داشت: استفاده از قدرت نظامی. از جنگ غزه و برخورد با حماس گرفته تا رویارویی با حزب‌الله، گروه‌های همسو با ایران در منطقه و در نهایت خود جمهوری اسلامی، راه‌حل مورد علاقه او همواره توسل به زور بوده است؛ رویکردی که از نگاه نویسنده نه تنها مشکلات را حل نکرده، بلکه اغلب آنها را پیچیده‌تر کرده است.

این مقاله حمله اسرائیل به ایران را اوج دکترین سیاسی نتانیاهو می‌داند؛ دکترینی که بر استفاده نامتناسب از قدرت نظامی استوار است. به اعتقاد نویسنده، این جنگ نیز مانند نمونه‌های پیشین نتوانست به اهداف اعلام‌شده خود دست یابد. تیزدال می‌نویسد ترامپ اکنون تلاش می‌کند توافق آتش‌بس و تفاهم اخیر با ایران را موفقیتی دیپلماتیک جلوه دهد، اما بسیاری از ناظران آن را نوعی عقب‌نشینی از اهداف اولیه آمریکا و اسرائیل تلقی می‌کنند.

در ادامه، نویسنده کارنامه سیاسی نتانیاهو را مورد نقد قرار می‌دهد. از مخالفت طولانی‌مدت او با راه‌حل دو کشوری برای مسئله فلسطین گرفته تا ناتوانی در جلوگیری از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و سپس جنگ ویرانگر غزه. همچنین به نقش او در ائتلاف با جریان‌های راست افراطی اسرائیل و مخالفتش با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میان ایران و قدرت‌های جهانی اشاره می‌شود؛ توافقی که به باور نویسنده، خروج آمریکا از آن زمینه‌ساز بحران‌های بعدی شد.

اما از نگاه تیزدال، مهم‌ترین ضربه‌ای که اکنون به نتانیاهو وارد شده، نه جنگ غزه و نه حتی جنگ با ایران، بلکه آسیب دیدن روابط راهبردی اسرائیل و آمریکا است. او می‌نویسد رابطه ویژه‌ای که دهه‌ها ستون اصلی امنیت اسرائیل محسوب می‌شد، اکنون دچار شکاف شده است. به گفته نویسنده، در واشینگتن این تصور شکل گرفته که نتانیاهو آمریکا را وارد جنگی پرهزینه و فاقد چشم‌انداز پیروزی کرده است.

مقاله سپس مروری تاریخی بر روابط دو کشور دارد. اگرچه آمریکا و اسرائیل در دهه‌های نخست پس از تأسیس اسرائیل بر سر موضوعات مختلف اختلاف‌هایی داشتند، اما پس از پایان جنگ سرد همکاری‌های راهبردی آنها گسترش یافت. با این حال، نویسنده نقطه آغاز شکاف‌های جدید را کارزار گسترده نتانیاهو علیه توافق هسته‌ای دولت باراک اوباما با ایران در سال ۲۰۱۵ می‌داند؛ اقدامی که به باور برخی تحلیلگران آمریکایی، حمایت دوحزبی سنتی از اسرائیل را تضعیف کرد.

تیزدال معتقد است روندهای بعدی نیز این شکاف را عمیق‌تر کرد: نزدیکی نتانیاهو به جریان‌های ملی‌گرای راست‌گرا، حمایت از گسترش شهرک‌سازی‌ها، جنگ‌های پیاپی در غزه، لبنان و ایران، و بی‌توجهی به انتقادهای فزاینده در آمریکا. او به نظرسنجی‌هایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند نگاه افکار عمومی آمریکا نسبت به اسرائیل تغییر کرده و برای نخستین بار شمار بیشتری از آمریکایی‌ها همدلی خود را با فلسطینیان ابراز می‌کنند.

به نوشته نویسنده، گزارش‌هایی که از تنش شخصی میان ترامپ و نتانیاهو حکایت دارند، بازتاب‌دهنده یک اختلاف عمیق‌تر هستند؛ اختلافی که می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیک بلندمدتی برای منطقه داشته باشد. از نگاه او، نتانیاهو موفق شد آمریکا را وارد جنگی مستقیم با ایران کند، اما اکنون خود در مرکز یک شکاف بی‌سابقه میان دو متحد قرار گرفته است.

مقاله همچنین به واکنش‌های داخل اسرائیل اشاره می‌کند. بسیاری از اسرائیلی‌ها از توافق اخیر آمریکا با ایران ناخشنودند، زیرا انتظار داشتند جنگ به تضعیف اساسی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران یا حتی تغییر نظام سیاسی این کشور منجر شود. اما به باور نویسنده، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده و ایران پس از جنگ، با وجود خسارت‌ها، همچنان توانسته موقعیت خود را حفظ کند.

تیزدال می‌نویسد ترامپ پس از نشست گروه هفت، مواضعی اتخاذ کرد که با خطوط قرمز مورد نظر نتانیاهو فاصله زیادی داشت. از جمله پذیرش ادامه غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران، مخالفت با ادامه جنگ در لبنان و حمایت از کاهش تنش‌های منطقه‌ای. به ادعای نویسنده، این مواضع با واکنش تند دولت اسرائیل مواجه شده و نشانه‌ای از فاصله گرفتن واشینگتن از سیاست‌های نتانیاهو تلقی می‌شود.

در بخش پایانی، نویسنده به پیامدهای احتمالی این شکاف می‌پردازد. از نظر او، این تحول می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ معاصر خاورمیانه باشد؛ رخدادی که شاید به کاهش حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل، بازنگری در معادلات امنیتی منطقه و حتی کاهش انزوای بین‌المللی ایران بینجامد. او هشدار می‌دهد که نتیجه نهایی این روند ممکن است کاهش امنیت اسرائیل باشد، نه افزایش آن.

نویسنده در جمع‌بندی استدلال می‌کند که نتانیاهو تمام سرمایه سیاسی خود را بر دستیابی به یک پیروزی تاریخی علیه ایران گذاشت، اما در تحقق این هدف ناکام ماند. به باور او، نخست‌وزیر اسرائیل اکنون با دشوارترین بحران سیاسی دوران فعالیت خود روبه‌رو است و آینده سیاسی‌اش بیش از هر زمان دیگری در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

تایمز اسرائیل: حامیان اسرائیل در آمریکا بدترین هفته را تجربه کردند

روزنامه تایمز اسرائیل در یادداشتی با بازخوانی پیروزی چهره‌های مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در انتخابات مقدماتی این ایالت و همچنین مذاکرات ایران و ایالات متحده در سوئیس، هفته گذشته را یکی از سخت‌ترین هفته‌ها برای فعالان حامی اسرائیل در آمریکا دانست.

روایت آکسیوس از پشت پرده توافق لبنان و اسرائیل: ائتلاف نانوشته علیه نفوذ ایران

وبسایت آکسیوس در گزارشی به پشت پرده توافق صلح میان لبنان و اسرائیل پرداخت و نوشت که چهار روز مذاکرات فشرده میان مقامات این دو کشور و با میانجی‌گری واشینگتن تنها با هدف تضعیف نفوذ حزب‌الله و ایران در لبنان انجام گرفته است.

رسانه‌های اسرائیلی: ترامپ اسرائیل را در چندین جبهه محدود کرده است

تلویزیون اسرائیل گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نه تنها در لبنان بلکه در چندین جبهه محدودیت‌های فزاینده‌ای را برای اسرائیل اعمال کرده است و فشارهای واشینگتن بر ارتش و دولت اسرائیل روز به روز بیشتر می‌شود.

نگاه جهان

پایان دکترین «زور»؛ چرا نتانیاهو بازنده بزرگ توافق آمریکا و ایران است؟

در یادداشتی تحلیلی که در روزنامه انگلیسی گاردین منتشر شده، سایمون تیزدال ستون‌نویس این روزنامه استدلال می‌کند که اگرچه توافق اخیر میان آمریکا و ایران ممکن است برای دونالد ترامپ هزینه‌ای سیاسی در پی داشته باشد، اما بازنده اصلی این تحولات کسی جز بنیامین نتانیاهو نیست.