پنجشنبه، ۲۲ مرداد ۱۴۰۵

نگاه جهان

قمار خزر: تنش‌های ایران و اوکراین «جغرافیای بی‌ثباتی» را گسترش می‌دهد

وبسایت میدل‌ایست در گزارشی به بازخوانی حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر پرداخته و تاکید داشته که این قائله هنوز به پایان نرسیده و  خطر آن وجود دارد جبهه جدیدی در جنگ علیه ایران گشوده شود که به نفع اسرائیل باشد.

این گزارش که به قلم آمارا صوفیه الهی نوشته شده و به ابتکار خود او در اختیار نیماد هم قرار گرفته است،  ماجرا را «قمار ولودیمیر زلنسکی» برای جلب مجدد حمایت‌های واشینگتن از کی‌یف، کشاندن پای اروپا به درگیری و کشف جبهه‌ای تازه در شمال ایران دانسته است. متن همچنین نگاهی تاریخی به روابط ایران و روسیه و اهمیت ژئوپلتیک خزر دارد و این پرسش را به میان می‌آورد که جنگ احتمالی در خزر معادله را چگونه تغییر خواهد داد.

ترجمه کامل این گزارش را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد می‌خوانید.

 

***

نیما مرادی، ملوان ۲۳ ساله، نخستین سفر دریایی خود با کشتی «آنا» را تجربه می‌کرد، یک کشتی تجاری در دریای خزر که از روسیه با بار آهن عازم ایران بود. او اهل بندرانزلی در شمال ایران بود و از کودکی رویای دریانوردی در سر داشت.

شناوری که او بر آن سفر می‌کرد، روز ۳ مرداد مورد اصابت یک پهپاد دوربرد اوکراینی قرار گرفت؛ مرادی در این حمله کشته شد و یکی دیگر از خدمه زخمی گردید.

مسعود، پدر نیما مرادی، در پیامی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «پسرم چگونه باور کنم غم هرگز نبودنت را… رخت بربستی و رفتی من ولی رخت ترا / تا سحر با یاد تو بو می‌کشم تا می‌کنم/ مویه مویه درد می‌گریم بدون اشک خیس / من فلک با آتش این سوز رسوا می‌کنم.»

پس از این حادثه عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، این حمله را «نقض آشکار منشور ملل متحد» توصیف کرد که «به دستور اسرائیل برای کشاندن اروپا به جنگ خود» انجام شده است.

با این حال، اسرائیل درباره این حمله سکوت اختیار کرده است.

ایران تاکید کرده بود که پاسخ خواهد داد و طبق گزارش‌ها، مهیای آن شده بود تا سه نقطه را در اوکراین هدف حملات موشک‌های بالستیک خود قرار دهد. اما با عذرخواهی کی‌یف، از تشدید بیشتر تنش‌ها جلوگیری شد، هر چند ایران به دنبال غرامت مالی برای این حمله مرگبار است.

ادغام دو جنگ

به گفته تریتا پارسی، معاون اندیشکده کوئینسی برای کشورداری مسئولانه، حمله اوکراین به کشتی ایرانی غیرمنتظره نبود.

پارسی به میدل‌ایست آی گفت: «روایت‌هایی از سوی اوکراین شکل گرفته بود که برای مدتی ایران و روسیه را کاملا هم‌راستا به تصویر می‌کشید و آن دو جنگ را به عنوان یک جنگ واحد تلقی می‌کرد.»

همچنین اوکراین از این ناراضی بود که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توجه و منابع را از درگیری این کشور با روسیه منحرف کرده است.

پارسی گفت: «اوکراینی‌ها از همان ابتدا می‌دانستند که آن جنگ به هزینه آنها تمام خواهد شد. ما نمونه‌هایی داریم که مهمات و باتری‌های پاتریوت به اوکراین فرستاده شده بودند اما آنها را برگرداندند و به اسرائیلی‌ها دادند.»

از نگاه پارسی، کشیده شدن ایران به جنگ با اوکراین همچنان سناریوی محتملی است. او گفت: «من باور ندارم که ایران واقعا [این حمله] را لغو کرده باشد. فکر می‌کنم آنها صرفا به این دلیل وقفه‌ای ایجاد کرده‌اند که درگیر مسائل دیگری هستند. نمی‌خواهند به این دام بیفتند که در شرایط کنونی به اوکراین پاسخ متقابل بدهند.»

پارسی معتقد است ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، دست به قمار ادغام جنگ روسیه و اوکراین با جنگ آمریکا-اسرائیل-ایران زده است.

او گفت: «فکر نمی‌ کنم اوکراین در حال حاضر کار چندان درخشانی انجام دهد. روایت رسانه‌ها این است که آنها در حال پیروزی هستند، اما من نشانه‌های روشنی از آن نمی‌بینم. حالا به دلیل آسیب‌پذیری [دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا] در جنگ ایران، اوکراینی‌ها فرصتی یافته‌اند تا به او بگویند که اگر به ما در اوکراین کمک کنید، ما می‌توانیم در اینجا برای شما مفید باشیم.»

 

گسترش جنگ به دریای خزر؛ عراقچی می‌گوید حمله اوکراین به کشتی ایرانی «بی‌پاسخ نمی‌ماند»

 

وی افزود: «مزیت این کار این است که اگر این دو جنگ را ادغام کنید، به مشارکت ایالات متحده در جنگ اوکراین منجر می‌شود و این همان چیزی است که اوکراین از همان ابتدا خواسته است، اما ایرانی‌ها به وضوح چنین چیزی نمی‌خواهند.»

ایالات متحده پیوسته از کشیده شدن به رویارویی مستقیم با روسیه خودداری کرده است. جو بایدن، رئیس‌جمهور پیشین، درخواست‌های اوکراین برای اعزام نیروی زمینی و جنگنده‌های اف-۱۶ آمریکا و همچنین درخواست آنها برای ایجاد منطقه پروازممنوع بر فراز کشورشان را رد کرد.

با این حال، اوکراینی‌ها با حمله به کشتی تجاری ایران، تلاش می‌کنند خود را به عنوان دارایی ارزشمندی برای ایالات متحده در جنگ علیه ایران معرفی کنند.

پارسی گفت: «اوکراینی‌ها در تلاشند تا همان نوع تشدید افقی را ایجاد کنند که ایرانی‌ها به‌طور مؤثری علیه ایالات متحده با هدف قرار دادن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، انجام داده‌اند. آنها می‌توانند به ایالات متحده کمک کنند تا جبهه جدیدی در دریای خزر ایجاد کند و به این ترتیب تنش را افزایش دهد؛ امری که ایرانی‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد و در عین حال کارآمدی آنها را برای ایالات متحده نشان می‌دهد.»

چهارچوب‌بندی دوباره جنگ اسرائیل علیه ایران

به گفته پارسی، ادغام این دو جنگ نه تنها به نفع اوکراین، بلکه به نفع اسرائیل نیز خواهد بود. او توضیح داد: «اول از همه، این امر جنگ میان ایالات متحده و ایران را طولانی‌تر می‌کند که این چیزی است که اسرائیل پیوسته در تلاش برای انجام آن است. همچنین اروپایی‌ها را وارد جنگ می‌کند که اسرائیل نیز از آن خشنود خواهد شد.»

وی افزود: «اما شاید مهم‌تر از همه، این به اسرائیلی‌ها فرصتی می‌دهد تا جنگ را دوباره چهارچوب‌بندی کنند؛ جنگ با ایران دیگر به بهانه دفاع از اسرائیل نخواهد بود، بلکه بهانه‌اش دفاع از اوکراین خواهد بود و با توجه به اینکه جایگاه اسرائیل در افکار عمومی ایالات متحده نزول کرده است در حالی که اوکراین همچنان از حمایت قابل توجهی برخوردار است، این راه‌حل خوبی برای اسرائیلی‌ها خواهد بود.»

اسرائیل پیش‌تر وارد منطقه خزر شده بود. ژوئن گذشته و در ماه مارس سال جاری، این کشور شناورها و زیرساخت‌های نظامی ایران را در آنجا هدف قرار داد.

پارسی خاطرنشان کرد: «این وضعیت بی‌سابقه‌ای نخواهد بود اگر خزر در نهایت به جبهه‌ای در این جنگ تبدیل شود، اما تفاوت‌هایی از نظر نحوه هدایت جنگ طی هفته‌های گذشته وجود خواهد داشت و اگر اوکراین با قابلیت‌های پهپادی دوربرد خود وارد آن شود، قطعا متفاوت خواهد بود.»

او ادامه داد: «اگر اوکراین نام خود را روی این جنگ بگذارد، اهمیت زیادی در اروپا خواهد داشت. اروپایی‌ها در حال حاضر از حمایت ایران از روسیه در درگیری اوکراین بسیار ناراحت هستند.»

روسیه و ایران: از سوءظن تا عمل‌گرایی

از نظر تاریخی، ایران و روسیه همیشه متحد نبوده‌اند. در قرن نوزدهم، ایران به دلیل توسعه‌طلبی امپراتوری روسیه که منطقه قفقاز جنوبی را تصرف کرد، تقریبا یک پنجم قلمرو خود را از دست داد.

به گفته پروفسور لانا راوندی‌فدائی، رئیس مرکز فرهنگ شرقی در انستیتو مطالعات شرقی آکادمی علوم روسیه، روابط قرن بیستم با نحوه برخورد دو کشور با چالش‌های مشترک و تحولات نظم بین‌المللی تعریف شد.

راوندی‌فدائی توضیح داد: «برای مدت طولانی در حافظه تاریخی ایران، روسیه شریک نبود بلکه قدرت بزرگی بود که در نزدیکی مرزهای ایران قرار داشت و بارها در امور داخلی این کشور مداخله کرده بود.»

در جریان جنگ جهانی دوم، ایران به اشغال اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا درآمد؛ دو کشوری که می‌خواستند مسیر تدارکاتی برای کمک‌های نظامی غرب را امن کنند و مانع از تصرف چاه‌های نفت منطقه توسط آلمان نازی شوند.

راوندی‌فدائی گفت: «اگرچه ایران رسما بی‌طرفی خود را در جنگ اعلام کرد، اما رهبری آن در حال تقویت روابط با آلمان بود که تهران را به عنوان یک “نیروی سوم” احتمالی برای موازنه‌سازی در برابر نفوذ بریتانیا و شوروی می‌دید.»

در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، ایران بیشتر با غرب هم‌راستا شد، به‌ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پشتیبانی سی‌آی‌ای که دولت محمد مصدق را سرنگون کرد و پهلوی را به عنوان شاه بازگرداند.

اگرچه در ابتدا اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یک تهدید تلقی می‌شد، اما نگرش شاه نسبت به آنها از دهه ۱۳۴۰ به بعد تغییر کرد.

راوندی‌فدائی گفت: «او متحد آمریکا باقی ماند، اما در عین حال همکاری اقتصادی با اتحاد جماهیر شوروی را توسعه داد.»

«اتحاد جماهیر شوروی در ساخت کارخانه ذوب آهن اصفهان مشارکت داشت و به توسعه زیرساخت‌های مهندسی، معدنی و انرژی کمک کرد. در ازای آن، ایران گاز طبیعی به شوروی صادر کرد.»

پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در ایران، روابط خصمانه‌تر شد و آیت‌الله روح الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران، روسیه را به عنوان «شیطان کوچک» محکوم کرد.

راوندی‌فدائی گفت: «رهبری جمهوری اسلامی هم سرمایه‌داری لیبرال و هم کمونیسم بی‌خداکننده شوروی را با الگوی اسلامی بیگانه می‌دانستند.»

ایران همچنین با حمله شوروی به افغانستان در دهه ۱۳۶۰ مخالفت کرد، اما در آن زمان خود درگیر جنگ با تهاجم عراق به رهبری صدام حسین بود  و اتحاد جماهیر شوروی نیز به صدام حسین رئیس‌جمهور وقت عراق تسلیحات می‌رساند.

راوندی‌فدائی گفت: «در مسکو، این نگرانی افزایش یافت که سقوط رژیم صدام ممکن است به گسترش مدل انقلابی ایران در جهان عرب منجر شود و تعادل منطقه‌ای را بی‌ثبات کند.»

 

چرا ایران کویت را نمک‌نشناس خواند؛ بازخوانی پنج دهه فراز و نشیب روابط تهران و کویت

 

نقطه عطف

ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) تغییر در روابط ایران و شوروی را رقم زد.

راوندی‌فدائی خاطرنشان کرد: «در سال ۱۳۶۸ رفسنجانی به مسکو سفر کرد و در آنجا توافق‌های عمده‌ای در زمینه‌های همکاری‌های نظامی، فنی و اقتصادی به دست آمد. این امر نشان‌دهنده گذار مهمی از سیاست خارجی انقلابی و مبتنی بر ایدئولوژی به رویکردی عمل‌گرایانه‌تر برای همکاری با شرق بود.»

نزدیکی میان دو کشور در دهه‌های بعدی ادامه یافت. هر دو دولت ائتلافی نظامی برای محافظت از دولت بشار اسد در سوریه تشکیل دادند و ایران در جریان جنگ اوکراین با ارائه فناوری پهپادهای شاهد، خود را با روسیه هماهنگ کرده است. امضای معاهده مشارکت جامع راهبردی ۲۰ ساله بین ایران و روسیه هم در سال گذشته، همکاری‌های دوجانبه از جمله در زمینه‌های نظامی و امنیتی را رسمیت بخشید.

راوندی‌فدائی گفت: «مسکو و تهران در تلاشند تا خود را با نظم بین‌المللی چندقطبی جدیدی تطبیق دهند که در آن دولت‌ها به دنبال تنوع‌بخشی به شراکت‌های اقتصادی و سیاسی خود هستند.»

روسیه و ایران هر دو با انزوای بین‌المللی مواجه شده و تحت تأثیر تحریم‌های غرب قرار گرفته‌اند. به گفته راوندی‌فدائی، از بسیاری جهات، این معاهده نشان‌دهنده شراکتی عمل‌گرایانه میان دو قدرت بزرگ منطقه‌ای است که مجبور شده‌اند وابستگی مالی و سیاسی خود را به غرب کاهش دهند.

این امر همچنین ممکن است در تصمیم ترامپ برای ادامه جنگ با ایران یا پایان آن، تاثیر داشته باشد.

جنگ در آبراهه‌ها

هم تنگه هرمز و هم دریای خزر اهرم فشار قابل توجهی در جنگ امسال برای ایران فراهم کرده‌اند. با مسدود کردن تنگه هرمز، ایران توانسته است به شدت تجارت جهانی را مختل کند، قیمت انرژی را بالا ببرد و دارایی‌های نظامی ایالات متحده را در منطقه هدف قرار دهد.

خزر همچنین بخشی از معماری تاب‌آوری ایران، یعنی عنصر کلیدی سپر دفاعی آنها در برابر تهدید قدرت‌های غربی است.

این دریا بزرگ‌ترین بدنه آبی بسته در جهان است که توسط ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان احاطه شده است. بر اساس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در سال ۲۰۱۸، کشورهای خارج از منطقه از ایجاد حضور نظامی در آن منع شده‌اند.

خزر همچنین حاوی میادین بزرگ نفت و گاز فراساحلی و همچنین بندرها و خطوط لوله‌ای است که آسیای مرکزی را به بازارهای جهانی متصل می‌کند. علاوه بر این، منطقه مهمی برای همکاری‌های انرژی و تجارت میان ایران و روسیه است که از این آبراه برای دور زدن تحریم‌های غربی و محاصره‌های نظامی استفاده کرده‌اند.

راوندی‌فدائی توضیح داد: «برای قرن‌ها، این دریا به‌طور همزمان به عنوان یک مرز، یک مسیر تجاری و عرصه‌ای برای رقابت راهبردی عمل کرده است.  خزر یک پل ژئوپلیتیک بین اروپا، خاورمیانه و آسیا است. هر کس کنترل مسیرهای اصلی حمل‌ونقل را در خزر به دست گیرد، مزایای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی به دست می‌آورد.»

وی افزود: «اگرچه سرایت درگیری در اوکراین به منطقه خزر، حتی در حوادثی محدود، لزوما به معنای ادغام این دو جنگ در یک درگیری واحد نیست، اما باید به عنوان یک هشدار تلقی شود. ما شاهد گسترش جغرافیای بی‌ثباتی هستیم.»

دور زدن تنگه هرمز

از نگاه پارسی، خزر امکانی برای ایران و سایر کشورها در برابر شرایط غیرقابل‌پیش‌بینی تنگه هرمز است. او گفت: «یکی از اتفاقاتی که در نتیجه این جنگ رخ داده این است که سایر کشورها در حال ساخت خطوط لوله‌ای هستند که هرمز را دور می‌زند و ایرانی‌ها نیز سرمایه‌گذاری بیشتری روی راه‌آهن و سایر راه‌های تجارت با چین و شرق، از طریق آسیای مرکزی انجام می‌دهند.»

«فکر می‌کنم در نهایت اکوسیستمی از زنجیره‌های تامین را خواهید دید که اهمیت تنگه هرمز را کاهش خواهد داد. این کار ۱۰ تا ۱۵ سال طول می‌کشد تا مؤثر واقع شود، اما نه تنها توسط کشورهای دیگر، بلکه توسط خود ایرانی‌ها هدایت خواهد شد تا زنجیره تامین خود را متنوع کنند و آسیب‌پذیری خود را در تنگه کاهش دهند.»

علی‌رغم مزایای راهبردی و اهرم‌های فشاری که ایرانی‌ها با این دو پیکره آبی دارند، پارسی معتقد است که آنها به تنهایی برای پایداری ایران در این جنگ کافی نیستند.

او گفت: «بله، ایرانی‌ها توانسته‌اند شکستی راهبردی به اسرائیل و ایالات متحده در این جنگ تحمیل کنند، اما در بلندمدت، اگر ایران صرفا امکان تجارت با روسیه، چین و چند کشور آسیایی را داشته باشد، نمی‌تواند به پتانسیل کامل خود دست یابد یا خود را برای هرگونه رویارویی آینده با ایالات متحده یا اسرائیل آماده کند.»

«در این راستا، از دیدگاه ایران، رفع تحریم‌ها نه تنها برای رشد اقتصاد خود، بلکه برای احیای دفاع و بازدارندگی خود ضروری است.»

روزهای پس از حمله به کشتی ایرانی در خزر، ایران حمله‌ای پهپادی به شهر بندری دمیاط مصر انجام داد که به گفته پارسی، تلاشی از سوی ایران برای به نمایش گذاشتن قابلیت‌های جنگ نامتقارن خود بود.

او خاطرنشان کرد: «این احتمالا با هدف بازدارندگی ایالات متحده از رفتن به مسیر تشدید تنش در خزر و نشان دادن این بود که ایرانی‌ها پتانسیل تشدید تنش را دارند، امری که احتمالا کاخ سفید را به مکث واداشت، چرا که این تنش کاملا متفاوت است.»

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

آمریکا هرگز به لامردِ کوچک حمله نمی‌کند؛ گزارش تحقیقی یک رسانه نروژی از حمله موشکی مرگبار به لامرد

حمید امینی برای گذراندن مرخصی پدری و کمک به همسرش که پس از تولد فرزندشان روزهای سختی را می‌گذراند، از نروژ به ایران رفته بود. چند ساعت پیش از آغاز حملات هنوز به همسرش اطمینان می‌داد: «آمریکا هیچ‌وقت به لامرد کوچک حمله نمی‌کند.» همان روز حمید در حمله‌ای کشته شد که ارتش آمریکا می‌گوید کار نیروهایش نبوده است، اما بررسی تصاویر و نظر کارشناسان نظامی و تسلیحاتی، روایت دیگری را پیش می‌کشد.

بن‌بست ترامپ در قبال ایران: او در جنگی بدون افقِ پایان گرفتار شده است

خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت موج تهدیدها و فعالیت‌های دیپلماتیک یک هفته اخیر نشان داد دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ ایران با چه تنگنایی مواجه است، جنگی که او در ابتدا ادعا می‌کرد تنها چند هفته طول خواهد کشید، اما اکنون وارد ششمین ماه خود شده است.

فایننشال تایمز: ورود اوکراین به جبهه ایران جنگ‌های منطقه‌ای را جهانی می‌کند

روزنامه فایننشال‌تایمز در یادداشتی به قلم گیلون راکمن، سرمقاله‌نویس ارشد امور بین‌الملل این رسانه، ورود اوکراین به جبهه متخاصم علیه ایران را بررسی کرده و آن را گامی کلیدی در پیوند خوردن منازعات منطقه‌ای و تحول آنها به یک بحران سرتاسری و جهانی دانسته است.

نگاه جهان

قمار خزر: تنش‌های ایران و اوکراین «جغرافیای بی‌ثباتی» را گسترش می‌دهد

وبسایت میدل‌ایست در گزارشی به بازخوانی حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر پرداخته و تاکید داشته که این قائله هنوز به پایان نرسیده و  خطر آن وجود دارد جبهه جدیدی در جنگ علیه ایران گشوده شود که به نفع اسرائیل باشد.