وبسایت میدلایست آی در گزارشی به بهانه نوشته اخیر اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در شبکههای اجتماعی که کویت را به نمکنشناسی متهم کرده بود، فراز و نشیب روابط تهران با این کشور حاشیه خلیج فارس طی پنج دهه اخیر را بررسی کرده است.
این گزارش که به قلم آمارا صوفیه الهی نوشته شده و به ابتکار خود او در اختیار نیماد هم قرار گرفته است، بیان میکند که چگونه ایران طی جنگ خلیج فارس با پذیرش هزاران پناهجو از کویت و همچنین اعزام تیمهای تخصصی خود به کویت برای اطفای آتش چاههای نفت این کشور به دولت آن کمک کرد، چنانکه متخصصان ایرانی در شرایطی بسیار پرخطر این ماموریت را به انجام رساندند. اما این دوستی اکنون بر سر پایگاههای نظامی آمریکا به بیاعتمادی گراییده است.
ترجمه کامل این گزارش را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد میخوانید.
***
از زمانی که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، هفته گذشته در شبکههای اجتماعی کویت را متهم کرد که «بخشی از آتش اهریمنان» شده است، مشخص شد که روابط پیشتر دوستانه میان دو کشور اکنون رو به تیرگی نهاده است.
بقایی هشدار داد: «ایران همواره به حسن همجواری پایبند بوده است اما دود ناسپاسی و فقدان آیندهنگری به چشم ناسپاسان خواهد رفت..»
سخنان او اشارهای بود به حمایتی که ایران در جریان جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱) از کویت کرده بود؛ اظهاراتی که درست همزمان با حملات موشکی ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در کویت مطرح شد.
از زمان آغاز تنشهای اخیر، پایگاههای آمریکایی در سراسر خلیج فارس هدف حملات ایران قرار گرفتهاند؛ کشوری که مدتهاست نبرد نامتقارن را به درگیری مستقیم ترجیح میدهد و این پایگاهها در اثر این حملات متحمل خسارات قابل توجهی شدهاند.
کویت انجام حمله از پایگاههای هوایی موجود در خاک خود توسط ایالات متحده را تکذیب کرده و سخنگوی وزارت دفاع آن، اقدامات ایران را «تجاوز مجرمانه» خوانده است.
روابط میان این دو کشور پیش از تنشهای اخیر نیز طی دهههای گذشته بارها آزموده شده است. در سال ۱۹۸۰، پس از حمله صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق، به ایران، کویت در کنار عراق قرار گرفت و روابط رو به تیرگی نهاد؛ اما پس از پایان جنگ خلیج فارس، این روابط مجددا دوستانهتر شد.
ایران و کویت مدتها روابط دیپلماتیک، تجاری و فرهنگی داشتند، اما جنگ صدام علیه ایران (۱۹۸۰-۱۹۸۸) این مسیر را تغییر داد.
کویت با اعطای میلیاردها دلار وام و اجازه استفاده از بنادر خود برای حملونقل تسلیحات و تدارکات عراق، از تلاشهای جنگی صدام حمایت مالی و لجستیکی کرد.
علم صالح، استاد دانشگاه ملی استرالیا، در گفتوگو با میدلایست آی اظهار داشت: «آنها نگران ایرانِ پس از انقلاب بودند.»
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در ایران، رهبران کویت بیم آن داشتند که حکومت جدید ایران بر منطقه خلیج فارس مسلط شود. آنها همچنین نگران بودند که ایران جمعیت قابل توجه شیعه کویت را به شورش علیه پادشاهی آلصباح تحریک کند.
در طول جنگ دهه ۱۹۸۰، ایران متهم به حمله به نفتکشهای کویتی، هدف قرار دادن سفارتخانههای آمریکا و فرانسه، فرودگاه بینالمللی کویت و هواپیماربایی پروازهای خطوط هوایی کویت شد.
صالح اشاره کرد: «مسئولیت مستقیم و دولتی ایران در این حملات هرگز به طور قطعی اثبات نشد.»
جنگهای بیپایان
در اوت ۱۹۹۰، تنها دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، صدام به کویت حمله کرد؛ اقدامی که ادعا میشد به دلیل تولید بیش از حد نفت توسط این کشور حاشیه خلیج فارس با استفاده از فناوری آمریکایی برای استخراج از میدان الرمیله در جنوب عراق بوده است. این امر باعث افت شدید قیمت جهانی نفت و آسیب به اقتصاد شکننده عراق شده بود که از قبل زیر بار دیون جنگ با ایران قرار داشت.
چند روز پیش از این حمله، صدام با اپریل گلاسپی، سفیر وقت آمریکا در عراق، دیداری داشت که در آن بهنظر میرسید آمریکا قصد مداخله در منازعات منطقهای عربی را ندارد. صدام این را چراغ سبزی برای حمله به کویت تلقی کرد؛ سرزمینی که عراق از قبل ادعای آن را داشت.
با این حال، آمریکا در نهایت وارد عمل شد و ائتلافی از ۴۲ کشور را برای نبرد هوایی و زمینی علیه نیروهای صدام رهبری کرد.
این جنگ بحرانی انسانی به وجود آورد و بیش از یک میلیون نفر از ساکنان کویت به کشورهای همسایه گریختند. ایران پذیرای هزاران پناهجو شد؛ از جمله اتباع خارجی شاغل در کویت، افراد بدون شناسنامه و اتباع عراقی.
کمپهای متحرکی در استان خوزستان در جنوب غربی ایران و در مرز با عراق و کویت برپا شد که غذا، پناهگاه و مسیر عبور امن فراهم میکردند؛ همچنین دولت ایران اسکان سیاسی اعطا کرد و پروازهایی را برای افرادی که در اثر منازعه سرگردان شده بودند، سازماندهی نمود.
نمایندگان پارلمان بریتانیا که از این کمپها بازدید کردند، بر اساس اسناد آن زمان، تلاشهای ایران برای کمک به پناهجویان کویتی را ستودند.
مایکل جاپلینگ، نماینده وقت حزب محافظهکار در پارلمان بریتانیا، در جریان مناظرهای در سال ۱۹۹۱ گفت: «برداشت من از کمپها این بود که اوضاع نسبتا خوب پیش میرود. به نظر میرسید ایرانیها به شکل شایستهای در حال مدیریت این بحران عظیم هستند.»
چاههای نفت در آتش
پیش از آنکه نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا، نیروهای عراقی را مجبور به عقبنشینی از کویت کنند، صدام به آنها دستور داد تا زیرساختهای کلیدی از جمله شبکههای برق، سیستمهای آب، ساختمانهای غیرنظامی و صنعت نفت کویت را خراب کنند.
آنها نه تنها پالایشگاهها، مخازن ذخیره و ایستگاههای پمپاژ را منفجر کردند، بلکه میلیونها بشکه نفت را به خلیج فارس ریختند که باعث بروز فاجعه زیستمحیطی بیسابقهای شد و بزرگترین نشت نفتی دریایی در تاریخ را رقم زد.
علاوه بر این، نیروهای عراقی به عمد بیش از ۶۰۰ چاه نفت را در کویت آتش زدند که منجر به نشت نفت خام و ایجاد دودهای سمی و بارانهای سیاه شد که تا ایران نیز زبانه کشید.
صالح توضیح داد: «دود حاصل از چاههای نفت به جنوب غربی ایران گسترش یافت و باعث آلودگی هوا، نگرانیهای بهداشتی و خسارات زیستمحیطی شد.»
در نتیجه، ایران با اعزام تیمی ۴۷ نفره از کارشناسان و مهندسان صنعت نفت به کویت، در تلاشهای بینالمللی برای مهار چاههای نفت سوزان مشارکت کرد؛ اقدامی که بزرگترین عملیات اطفا حریق نفت در تاریخ محسوب میشود.
صالح گفت: «آنها تجربه گستردهای در بازسازی تأسیسات نفتی و مهار آتشسوزی در طول جنگ ایران و عراق پس از حملات مکرر عراق به زیرساختهای انرژی ایران به دست آورده بودند.»
تیم ایرانی به میدان نفتی بورگان در جنوب شرقی کویت اعزام شد؛ جایی که بزرگترین و شدیدترین چاههای آسیبدیده کویت در آن قرار داشت. آنها پس از انتقال تجهیزات و ماشینآلات خود به کویت، موفق شدند آتش ۲۸ چاه نفت را مهار کنند، آن هم در شرایطی بسیار خطرناک از جمله محاصره شدن توسط مینهای زمینکوب عملنکرده عراقی.
این عملیات به عنوان یک ژست دیپلماتیک حسن نیت از سوی تهران نسبت به همسایه حاشیه خلیج فارس خود تلقی شد، چرا که هر دو کشور اکنون دشمن مشترکی به نام عراق داشتند؛ امری که به بهبود روابط آنها در دهه بعد کمک شایانی کرد.
صالح توضیح داد: «در طول دهه ۱۹۹۰، ایران و کویت گفتوگوهای دیپلماتیک، تجارت و همکاریهای امنیتی خود را گسترش دادند و در عین حال اختلافات خود را به صورت واقعبینانه مدیریت کردند.»
گسترش حضور آمریکا
در پی جنگ خلیج فارس، ایالات متحده شروع به احداث پایگاههای نظامی در منطقه کرد و طی دهههای بعد حضور خود را توسعه داد.
امروزه ۱۹ پایگاه آمریکایی در سراسر خاورمیانه وجود دارد. کویت با میزبانی از ۵ پایگاه نظامی و ۱۳ و ۵۰۰ نیروی آمریکایی، بیشترین تعداد پایگاههای آمریکا در میان کشورهای خاورمیانه را داراست.
برخی از تحلیلگران معتقدند که آمریکا عمدا عراق را برای حمله به کویت تحریک کرد تا بهانهای مشروع برای استقرار دائمی نیروهای نظامی خود در خلیج فارس و کنترل تولید نفت منطقه داشته باشد.
ایران همواره حضور آمریکا در خاورمیانه را تهدیدی برای تمامیت ارضی خود و نمادی از امپریالیسم دانسته است.
به گفته صالح، «ایران با تمامی پایگاههای نظامی بلندمدت آمریکا در خلیج فارس مخالف است و استدلال میکند که این پایگاهها امنیت منطقه را تضعیف میکنند؛ اما معمولا این مسئله را از روابط دوجانبه خود با کویت تفکیک میکند.»
کویت ادعا میکند بر خلاف گزارشهای رسانهای، از خاک، آسمان یا آبهای خود برای عملیات تهاجمی استفاده نمیکند.
این در حالی است که روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده است کویت به همراه بحرین، اوایل این ماه مخفیانه جتهای نظامی خود را برای حمله به انبار پهپادها و موشکها در ایران اعزام کردهاند.
صالح گفت: «کویت به عنوان یک مرکز مهم لجستیکی و فرماندهی برای آمریکا عمل کرده است. شواهد عمومی نشان میدهد که تأسیسات آن از عملیاتهای نظامی منطقهای پشتیبانی کردهاند.»
علاوه بر این، دونالد ترامپ بهطور علنی از کویت و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس به خاطر حمایت از جنگ با ایران تشکر کرده است؛ امری که از سوی تحلیلگران ایرانی همچون حسن احمدیان، استاد مطالعات غرب آسیا در دانشگاه تهران، به عنوان همدستی تلقی شده است.
پیمان دفاعی جدید
این هفته، کویت پیمان دفاعی پنجسالهای با پاکستان به تصویب رساند؛ کشوری که به عنوان میانجی در مذاکرات ایران و آمریکا انتخاب شده است. این اقدام باعث بروز نگرانیهایی در میان برخی ناظران ایرانی شده مبنی بر اینکه ممکن است موقعیت اسلامآباد را به عنوان یک طرف مذاکرهکننده پیچیده کند.
کویت و پاکستان پیش از این در سال ۲۰۲۳ یک شراکت دفاعی امضا کرده بودند، اما گفتوگوهای اخیر بر آموزشهای نظامی و همچنین تبادل پرسنل، اطلاعات و فناوری متمرکز بوده است.
برخی تحلیلگران اشاره کردهاند در حالی که خود این پیمان امر غیرعادی نیست، اما زمانبندی آن قابل تأمل است و نشاندهنده تغییر در نحوه تفکر کویت درباره امنیت منطقهای در سایه جنگ فعلی است.
صالح خاطرنشان کرد: «ایران این توافق را زیر نظر خواهد داشت، اما بعید است با آن مخالفت کند مگر اینکه علیه منافع ایران به کار گرفته شود.»
وی افزود: «از آنجا که پاکستان نقش میانجی را نیز ایفا کرده است، انتظار میرود تهران روابط سازنده خود را با هر دو کشور حفظ کند و در عین حال تحولات خلیج فارس را از نزدیک دنبال نماید.»








