امضای توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، گامی مهم در بازآرایی موازنه قدرت و تحولات امنیتی خاورمیانه به شمار میرود، امری که در میانه جنگهای بزرگ منطقه به وقوع پیوسته است، جنگهایی که یک سوی آن هم ایران قرار دارد.
این توافقنامه تصریح میکند که حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور، حمله به تمامی آنها محسوب خواهد شد. با این حال فاطمه امان، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و جنوب آسیا، تاکید میکند هنوز زود است آن را معادل یک «ناتوی اسلامی» بدانیم.
به گفته او، اهمیت این پیمان در همافزایی قدرت مالی ریاض، توان نظامی آنکارا و ظرفیت هستهای اسلامآباد است؛ ساختاری که یادآور پیمانهای تاریخی سنتو و بغداد است، با این تفاوت که اینبار ایران خارج از آن قرار گرفته و همین مسئله ابعاد تازه و پیچیدهای به تعهدات طرفین در صورت بروز درگیری میان تهران و ریاض میدهد.
گفتوگوی نیماد با این تحلیلگر مقیم واشینگتن را میخوانید.
***
امضای قرارداد دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان چه تاثیری بر موازنه قدرت در منطقه خواهد داشت؟
این توافق میتواند موازنه امنیتی منطقه را تغییر دهد، اما هنوز زود است که آن را معادل یک «ناتوی اسلامی» بدانیم. اهمیت آن در کنار هم قرار گرفتن سه نوع قدرت متفاوت است: توان مالی و سیاسی عربستان، قدرت نظامی و صنایع دفاعی ترکیه، و توان نظامی و هستهای پاکستان.
از نظر تاریخی، این توافق تا حدودی یادآور پیمان بغداد و سپس سنتو است. ترکیه و پاکستان در آن ساختار امنیتی حضور داشتند و ایران نیز یکی از اعضای اصلی آن بود. پیمان بغداد در سال ۱۹۵۵ شکل گرفت و پس از خروج عراق در سال ۱۹۵۹، همان ساختار با نام سنتو ادامه یافت.
جابهجایی بازیگران امروز قابل توجه است. در پیمان بغداد و سنتو، ایران در کنار ترکیه و پاکستان قرار داشت و عربستان عضو آن نبود. امروز عربستان در کنار ترکیه و پاکستان یک چارچوب دفاعی جدید ایجاد کرده و ایران خارج از آن قرار گرفته است. البته تفاوت مهمی وجود دارد. پیمان بغداد و سنتو محصول جنگ سرد و بخشی از سیاست مهار شوروی سابق با حمایت قدرتهای غربی بودند. توافق جدید، دستکم در ظاهر، بیشتر نشاندهنده تلاش قدرتهای منطقه برای ایجاد نوعی بازدارندگی جمعی با اتکای بیشتر به ظرفیتهای خودشان است.
از این نظر، این توافق میتواند بخشی از روند گستردهتر متنوع کردن روابط امنیتی عربستان نیز باشد. ریاض همچنان روابط امنیتی بسیار مهمی با آمریکا دارد، اما در سالهای اخیر تلاش کرده است گزینههای بیشتری برای خود ایجاد کند. ترکیه و پاکستان در این چارچوب دو شریک مهم هستند.
با این حال، نباید این توافق را از همین حالا یک اتحاد ضد ایرانی تلقی کرد. بر خلاف پیمان بغداد که در چارچوب جنگ سرد دشمن مشخصی، یعنی شوروی، داشت، هنوز روشن نیست که توافق جدید بر مبنای مقابله با یک تهدید مشخص شکل گرفته باشد. تاثیر واقعی آن بر موازنه قدرت بستگی به این دارد که آیا از یک تعهد سیاسی فراتر میرود و به برنامهریزی نظامی مشترک، پدافند هوایی، تبادل اطلاعات، رزمایشهای مشترک و سازوکار مشخص واکنش به بحران منجر میشود یا نه.
تعهدات دو جانبه یا سه جانبه این کشورها چه خواهد بود؟
مهمترین بخش اعلام شده توافق این است که حمله نظامی به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد. این اصل در ظاهر یک تعهد دفاعی مهم ایجاد میکند. علاوه بر آن، میتوان انتظار داشت همکاری در زمینه آموزش نظامی، تبادل اطلاعات، پدافند هوایی، صنایع دفاعی، رزمایشهای مشترک و هماهنگی در شرایط بحران گسترش پیدا کند.
اما باید بین «تعهد به دفاع مشترک» و «تعهد خودکار به ورود به جنگ» تفاوت قائل شد. هنوز مشخص نیست که اگر یکی از اعضا مورد حمله قرار بگیرد، دو کشور دیگر ملزم خواهند بود به طور مستقیم وارد جنگ شوند یا میتوانند از طریق کمک اطلاعاتی، تسلیحاتی، پدافندی یا لجستیکی به تعهد خود عمل کنند.
تجربه پیمان بغداد و سنتو از این نظر قابل توجه است. این پیمانها نیز چارچوب دفاعی و امنیتی ایجاد کردند، اما هرگز به یک اتحاد نظامی یکپارچه مثل ناتو تبدیل نشدند. وجود یک پیمان دفاعی لزوما به این معنا نیست که اعضا در هر بحرانی آمادگی یا الزام یکسانی برای ورود مستقیم به جنگ داشته باشند.
این موضوع به خصوص برای ترکیه و پاکستان اهمیت دارد. ترکیه عضو ناتو است و مجموعهای از تعهدات و ملاحظات امنیتی دیگر دارد. پاکستان نیز باید همزمان روابط خود با چین، ایران، عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس را مدیریت کند. بنابراین جزئیات مربوط به نحوه اجرای اصل دفاع متقابل بسیار مهم تر از خود عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» خواهد بود.
اگر ایران با عربستان سعودی درگیر شود، این توافق چه الزاماتی برای پاکستان یا ترکیه ایجاد میکند؟
این احتمالا یکی از دشوارترین آزمونهای توافق خواهد بود. اگر ایران به طور مستقیم به خاک عربستان حمله کند، از نظر سیاسی پاکستان و ترکیه دیگر نمیتوانند آن را صرفا یک درگیری دو جانبه میان تهران و ریاض تلقی کنند، زیرا بر اساس توافق جدید حمله به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها محسوب می شود.
اما این لزوما به معنای ورود فوری پاکستان و ترکیه به جنگ مستقیم با ایران نیست. آنها میتوانند ابتدا از طریق پدافند هوایی، تبادل اطلاعات، تامین تجهیزات، حمایت لجستیکی یا حتی استقرار نیرو برای دفاع از خاک عربستان وارد عمل شوند. مشارکت در عملیات تهاجمی علیه خاک ایران مرحله بسیار متفاوت و پرهزینهتری خواهد بود.
پاکستان در این زمینه با محدودیتهای جدی روبهرو است. این کشور مرز طولانی با ایران دارد و بیثباتی در مناطق مرزی برای هر دو کشور یک نگرانی امنیتی است. اسلام آباد همچنین روابط نزدیک و دیرینهای با عربستان دارد، اما در گذشته نیز تلاش کرده است از قرار گرفتن مستقیم در جنگهای منطقهای میان ایران و کشورهای عربی خودداری کند. بنابراین در صورت جنگ ایران و عربستان، پاکستان احتمالا میان تعهد جدید خود به ریاض و ضرورت جلوگیری از جنگ مستقیم با ایران گرفتار خواهد شد. علاوه بر این باید توجه داشت که بخش نه چندان کوچکی از شیعیان پاکستان، ایران را کشور برادر میدانند و رویارویی مستقیم ایران و پاکستان را برنمیتابند.
ترکیه نیز روابط پیچیدهای با ایران دارد. تهران و آنکارا در برخی پروندههای منطقهای رقیب هستند، اما همزمان روابط اقتصادی و امنیتی مهمی دارند. ترکیه احتمالا میان کمک به دفاع از خاک عربستان و مشارکت در عملیات نظامی تهاجمی علیه ایران تفاوت قائل خواهد شد.
در اینجا تجربه تاریخی سنتو نیز جالب است. ایران، ترکیه و پاکستان زمانی در یک پیمان امنیتی مشترک قرار داشتند. امروز دو عضو سابق آن ساختار، یعنی ترکیه و پاکستان، در کنار عربستان قرار گرفتهاند و ایران بیرون این چارچوب است. اما همان طور که تجربه سنتو نشان داد، عضویت در یک پیمان دفاعی لزوما به معنای آمادگی برای جنگ در هر شرایطی نیست.
بنابراین اگر ایران و عربستان وارد درگیری شوند، توافق جدید فشار سیاسی و امنیتی بسیار بیشتری بر پاکستان و ترکیه برای حمایت از عربستان ایجاد خواهد کرد، اما هنوز نمیتوان گفت آنها به طور خودکار موظف به ورود به جنگ مستقیم با ایران خواهند بود. ماهیت حمله، اینکه چه کسی آغازگر درگیری بوده، دامنه جنگ و مهمتر از همه جزئیات اجرایی توافق تعیین خواهد کرد که تعهد دفاع جمعی در عمل چه معنایی پیدا میکند.





