وبسایت روزنامه گاردین در یادداشتی به قلم دیوید اسمیت، رئیس دفتر این روزنامه در واشینگتن، نشانههای افول نفوذ سیاسی دونالد ترامپ در بیستمین ماه از دومین دوره ریاستجمهوری او را بررسی کرده است.
اسمیت با اشاره به مهارشدن ترامپ از سوی دادگاههای فدرال، فاصلهگرفتن شماری از جمهوریخواهان و سقوط محبوبیت او در پی تورم ماندگار، افزایش بهای سوخت و جنگ هرچه نامحبوبتر در ایران، نشان میدهد که چگونه شکاف میان تصور ترامپ از شکستناپذیری خود و واقعیت قدرت روبهکاهش او در حال گسترش است. او در عین حال هشدار میدهد که همین افول میتواند ترامپ را به استفاده بیمحاباتر از اختیارات اجرایی و نهادهای حکومتی سوق دهد.
ترجمه این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد بخوانید.
****
دونالد ترامپ روز سهشنبه در برابر سازمان ملل متحد ایستاد و تهدید کرد که ایران را «نابود» خواهد کرد. با این همه، حتی در همان حال که قدرتمندترین مرد کره زمین قدرت نظامی خود را به رخ میکشید، از مهار کشش گریزناپذیر سیاست داخلی ناتوان بود.
هنگامی که رئیسجمهور آمریکا وارد ساختمان سازمان ملل در نیویورک میشد، کیتلن کالینز، مجری شبکه سیانان، از او سوالی پرسید؛ شبکهای که ترامپ آن را از کاخ سفید منع کرده بود، پیش از آنکه قاضیای علیه او حکم دهد. رئیسجمهور ۸۰ساله با تندی گفت: «تعجب میکنم که سیانان اینجاست و اخبار مرا پوشش میدهد. شما نباید اینجا باشید و اخبار مرا پوشش دهید.»
این پرخاش یادآوری کرد که حتی ترامپ، که دامنه قدرت اجرایی را گسترش داده و بر ذهن و آگاهی عمومی جامعه مسلط شده است، با اموری روبهروست که از کنترلش خارجاند. در واقع، اکنون که ۲۰ ماه از دومین دوره ریاستجمهوری او میگذرد، شکاف میان تصور ترامپ از شکستناپذیری خود و واقعیت نفوذ روبهکاهش او در حال گسترش است.
دادگاههای فدرال در حال مهار او هستند. جمهوریخواهان کنگره از خط تعیینشده فاصله میگیرند. ارقام نظرسنجیها، زیر فشار تورم ماندگار، افزایش بهای سوخت و جنگی هرچه نامحبوبتر در ایران، به پایینترین سطوح تاریخی سقوط میکنند. برای نخستین بار از زمان بازگشت سیاسی دور از انتظار ترامپ، هاله اقتدار او در حال رنگباختن است.
ریک ویلسون، استراتژیست باسابقه جمهوریخواه، پیشبینی کرد: «این آغاز پایان است. این همان افول است. با همه قدرت و هنجارشکنیاش، اکنون چشمانداز مثبتی در کشور وجود ندارد. در واقع، میزان بدبینی و احساس منفی در میان رایدهندگان به سطحی رسیده که از دوران جیمی کارتر تاکنون بیسابقه بوده است.»
باور ترامپ به خودش هرگز متزلزل نمیشود. او پیش از پیروزی در انتخابات ۲۰۲۴، با چهار پرونده کیفری و دو سوءقصد روبهرو شد. شعار همیشگی او این بوده است که «سرانجام همهچیز بهخوبی پیش خواهد رفت»؛ در همان حال که هوادارانش کلاههایی به سر میگذارند که روی آنها نوشته شده است: «ترامپ درباره همهچیز درست میگفت.»
با این حال، ماه سختی بر او گذشته است. فدرال رزرو در موضوع نرخ بهره در برابر او ایستاد. دیوان عالی تلاش دولت او برای اعمال محدودیتهای تازه بر رایگیری پستی در انتخابات میاندورهای نوامبر را متوقف کرد. یک قاضی مانع شد که او نامش را به مرکز کندی اضافه کند؛ حکمی که ترامپ را بر آن داشت تا این مجموعه ملی هنری را به تخریب تهدید کند. قاضی دیگری نیز ممنوعیت حضور سه رسانه در محوطه کاخ سفید را متوقف کرد و به دولت دستور داد دسترسی آنها را «بیدرنگ بازگرداند، برقرار و احیا کند».
اکنون حتی پایگاه قدرت قابلاتکای ترامپ، یعنی حزب جمهوریخواه، نیز در بحبوحه نگرانی از اینکه حضور او باعث شود حزب در ماه نوامبر کرسیهایی را از دست بدهد، نشانههایی از شکاف بروز میدهد. در فلوریدا، ایالت محل سکونت ترامپ، بایرون دونالدز، نامزد فرمانداری، بیسروصدا بیشتر ارجاعها به ترامپ را از وبسایت کارزار انتخاباتی خود حذف کرد. ماریا الویرا سالازار، نماینده کنگره، نیز آگهیهای انتخاباتیای منتشر کرد که در آنها آشکارا گفته میشد اجرای قوانین مهاجرتی دولت فدرال «بیش از حد پیش رفته» و رایدهندگان لاتینتبار «احساس میکنند به آنها خیانت شده است».
ویلسون، از بنیانگذاران «پروژه لینکلن»، گروهی مخالف ترامپ، در میان جمهوریخواهان کنگره نوعی رفتار گلهوار میبیند و فضای کنونی را به یک مستند حیات وحش تشبیه میکند.
او گفت: «این صحنه به صدای دیوید اتنبرو نیاز دارد. مثل غزالهایی است که در علفزارهای ساوانا پرسه میزنند. حالا دارند هوا را بو میکشند و بوی چیزی را در باد حس میکنند. میدانند پای یک شکارچی در میان است، اما هنوز نمیدانند در برابرش چه کنند. چیزی که هنوز نفهمیدهاند این است که شکارچی از همان ابتدا در میان خودشان بوده است. عامل خطری که اکنون با آن روبهرو هستند، ترامپ است.»
نزدیک به یک دهه، جمهوریخواهان منتخب در برابر ترامپ سر فرود آوردند؛ از ترس آنکه رقیبی در انتخابات مقدماتی در برابرشان قرار گیرد یا آماج نوشتهای گزنده در شبکه تروث سوشال شوند. اما اکنون، با نزدیکشدن انتخابات و در خطر بودن کنترل کنگره، غریزه حفظ خود با شتاب جای وفاداری به رئیسجمهور را میگیرد.
ویلسون گفت: «اکنون کار به جایی رسیده که دیگر آن جادو اثر نمیکند. وقتی رئیسجمهوری در برخی نظرسنجیها تنها ۲۹ درصد محبوبیت دارد، جنگی فاجعهبار را رقم زده و در نهایت بهای انرژی و مواد غذایی را افزایش داده است، دیگر همراهی با او هیچ سود سیاسی ندارد؛ اینها همه واقعیتهاییاند که نمیتوانند با تبلیغات وارونه جلوهشان دهند.»
«رایدهندگان اکنون این قطعات را بهروشنی کنار هم گذاشتهاند. آنها جنگ را به ترامپ نسبت میدهند. بهای بنزین را به ترامپ نسبت میدهند. قیمت مواد غذایی را به ترامپ نسبت میدهند.»
به گفته ویلسون، این وضعیت دوری باطل ایجاد میکند: «هرچه بیشتر به یک بار اضافی تبدیل میشود، بیشتر دست به رفتارهای تهاجمی میزند. هرچه بیشتر از مردم وفاداری میخواهد و به دستش نمیآورد، باز هم بیشتر وفاداری میطلبد و باز هم به دستش نمیآورد. آن حزب یک دهه همهچیز را در اختیار او گذاشت و حالا که دارد بهایش را میپردازد، اعضایش به این نتیجه رسیدهاند که اوضاع کمی بیش از حد خطرناک شده است.»
ترامپ در برابر اقتداری روبهکاهش و چشماندازی اقتصادی که با او سر سازگاری ندارد، بار دیگر به شیوههای آشنای خود بازگشته است: به راهانداختن نمایشهای سیاسی، دامنزدن به نبردهای فرهنگی و خشمگرفتن بر رسانهها. منتقدان، تصمیم اخیر او برای ممنوعکردن حضور سیانان، اماس ناو و پولیتیکو در محوطه کاخ سفید پس از انتشار گزارشهای انتقادی را نه نمایش قدرت، بلکه نشانه درماندگی عمیق او دانستند.
دولت این اتهامها را رد میکند و اصرار دارد که برنامه رئیسجمهور موفق بوده است. دیویس اینگل، سخنگوی کاخ سفید، در ایمیلی نوشت: «رئیسجمهور ترامپ رهبر بیچونوچرای حزب جمهوریخواه، بهترین پیامرسان و انگیزهبخشی بیرقیب برای این حزب است و خود را متعهد میداند که اکثریت جمهوریخواهان در کنگره را حفظ کند.
او افزود: «رئیسجمهور بزرگترین کاهش مالیاتی تاریخ برای طبقه کارگر را امضا کرد، هزینه داروهای تجویزی را کاهش داد، مرز را بست، میزان جرایم خشونتآمیز را به پایینترین سطح در نزدیک به یک قرن رساند، انقلابی در بخش انرژی به راه انداخت، بیش از یک میلیون شغل در بخش خصوصی ایجاد کرد و ارزش حسابهای بازنشستگی ۴۰۱(k) آمریکاییها را به بالاترین حد تاریخی رساند. انتخاب هیچگاه تا این اندازه روشن نبوده است: یا بر برنامه پیروزمندانه و مبتنی بر عقل سلیم رئیسجمهور ترامپ پافشاری کنیم، یا سیاستهای بهشدت لیبرال و کارشکنی دموکراتها را برگزینیم.»
اما روندها نشان میدهند که اوضاع برای ترامپ فقط بدتر خواهد شد. اگر دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورند، قصد دارند تحقیقاتی را درباره این اتهامها آغاز کنند که او چگونه از مقام خود برای ثروتمندکردن خانوادهاش، امتیازدادن به حامیانش، تهیکردن دولت فدرال و اجرای پروژههای ساختمانی پرهزینه سوءاستفاده کرده است. در همین حال، اقتصاد توجه بهناگزیر به سوی رقابت ریاستجمهوری ۲۰۲۸ و مساله جانشینی متمایل خواهد شد.
بیل گالستون، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروکینگز در واشینگتن، گفت چرخش گریزناپذیر توجهها به سوی نامزدهای احتمالی، از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، یا مارکو روبیو، وزیر خارجه، زمینهساز اصطکاک خواهد شد.
گالستون، مشاور پیشین سیاست داخلی بیل کلینتون، گفت: «هیچچیز به اندازه دورشدن نورافکن از او دیوانهاش نخواهد کرد. تصور سپردن مشعل به دیگری و کناررفتن از مرکز توجه، برایش بهشدت دردناک است. توجه برای او حکم اکسیژن را دارد. آیا از نظر روحی و عاطفی میتواند بدون آن نفس بکشد؟»
ترامپ نخستین رئیسجمهوری نیست که پس از انتخاب دوباره گرفتار دردسر میشود. از سقوط ریچارد نیکسون در رسوایی واترگیت تا استیضاح کلینتون و باتلاق عراق برای جورج دبلیو بوش، دوره دوم ریاستجمهوری در تاریخ آمریکا اغلب به گورستان بلندپروازیهای روسای جمهور تبدیل شده است.
آلن لیکتمن، نویسنده کتاب تازه «رئیسجمهوران بزرگ آمریکا: دوازده نفری که کشور را دگرگون کردند»، این پدیده را «نفرین دوره دوم» مینامد. او گفت: «دوره دوم برای روسای جمهور به شکلی چشمگیر دشوار بوده است.»
لیکتمن، استاد تاریخ دانشگاه امریکن در واشینگتن، معتقد است دو چیز محرک ترامپاند: پول و افتخار. او گفت: «ترامپ نمیتواند تحمل کند که در مرکز توجه نباشد و همین خطرناک است. پرخاشهای کلامی او چندان نگرانم نمیکند؛ فکر نمیکنم این رفتارها هیچ کمکی به او کند. اما چه کسی میداند برای آنکه بار دیگر توجهها را به خود معطوف کند، ممکن است دست به چه کارهای جنونآمیزی بزند؟ همین ترسناک است.
«هرگز قدرت رئیسجمهور را دستکم نگیرید. صرف اینکه جمهوریخواهان از او انتقاد میکنند، ارقام نظرسنجیهایش پایین است و چشمانداز جمهوریخواهان تیره به نظر میرسد، به این معنا نیست که او از قدرت عظیمی برخوردار نیست؛ و بهطور قطع آماده است که بیهیچ قیدوبندی از این قدرت استفاده کند. او نه برای دادگاهها اهمیتی قائل است و نه برای کنگره.»
از این منظر، آخرین پناه ترامپ استفاده مهارنشده از اختیارات اجرایی، وزارت دادگستری سیاستزده و اختیار گسترده عفو خواهد بود. او که در دو سال پایانی دورهاش دیگر چیزی برای ازدستدادن ندارد، ممکن است با تمام قوا به میدان بیاید.
چارلی سایکس، نویسنده و گوینده محافظهکار، گفت: «دونالد ترامپ بیش از هر چیز از بیاهمیتشدن میترسد و تا هر زمان که بتواند، خشمگینانه در برابر آن مقاومت خواهد کرد. تصور اینکه او بیسروصدا کنار برود، به شکل باورنکردنی سادهلوحانه است.
«ما به سوی برخورد میان رئیسجمهوری میرویم که دورهاش رو به پایان است و هیچ احترامی برای هنجارهای قانون اساسی قائل نیست، و مخالفانی که ممکن است از میزانی قدرت برای پاسخگوکردن او برخوردار شوند. تناقض ماجرا این است: هرچه ضعیفتر میشود، خطرناکتر میشود.»








