بنبست نظامی بین آمریکا و کره شمالی، پس از سه سال بمبارانهای روزانه دو کشور را متقاعد کرد تا بی امضای هیچ پیمان صلحی، دست از یکدیگر بکشند، و در این بین، و تا رسیدن رهبران سیاسی و نظامی به این خستگی، بیش از سه میلیون انسان جان و خانواده خود را از دست دادند.
با فروکش کردن جنگ پس از سه سال در ۱۹۵۳، ویرانی در کره شمالی چنان مطلق بود که آمریکاییها معتقد بودند پیونگ یانگ دیگر نیازمند «ساخت و ساز از نو، به جای بازسازی» است. ۳۶ هزار و ۵۷۴ آمریکایی در این جنگ از دست رفتند، تلفات کره شمالی از یک میلیون نفر گذشت، و این دو رقم به جز دو میلیون قربانی دیگر از ۲۲ کشور درگیر در این نبرد بودند.
ثبت شد آمریکا ۶۳۵ هزار تن بمب و ۳۲ هزار و ۵۵۷ تن سلاح شیمیایی ناپالم بر کره شمالی ریخت و پیونگیانگ، پایتخت، به علاوه ۱۸ شهر از ۲۲ شهر بزرگ وقت کره شمالی را با خاک یکسان کرد. اما پیونگ یانگ چگونه سه سال حملات مداوم آمریکا را تاب آورد، کشور را بازسازی کرد و در پیمان با چین و روسیه (شوروی وقت) تنها دو سال بعد آغاز و توسعه نیروگاههای هستهای خود را کلید زد؟
استراتژی بقا در نبردی نابرابر
کره شمالی با وجود اینکه بسیاری از شهرهایش خاک شد، با بهکارگیری چندین استراتژی کلیدی بقا از فروپاشی و شکست جلوگیری کرد که انتقال کشور و هدایت جنگ به زیرزمین از قابل تاملترین آنهاست.
کره شمالی در مواجهه با برتری هوایی کامل آمریکا، با حفر کوهها و انتقال کل عملیات جنگی خود به زیر زمین، خود را برای بقا در نبرد حفظ کرد. هزاران تأسیسات زیرزمینی (یوجیاف) از جمله کارخانههای مخفی، پادگانهای نظامی، انبارهای مهمات و بیمارستانها از زیر زمین هدایت و عملیاتی شدند و پس از چندی حتی مردم کره برای زندگی در تونلهای عظیم زیر شهرهای ویرانشده هدایت شدند تا از حملههای بیرحمانه و شیمیایی ناپالم آمریکا در امان بمانند. ناپالم یک سلاح مایع چسبنده و قابل اشتعال بود که از بنزین ژلهای ساخته شده و به اهداف میچسبید و در دمای بالا به شدت میسوخت.
تخریب زیر ساختها، پلها و ریلها
نیروی هوایی آمریکا زیرساختهای اصلی انرژی کره شمالی را هدف قرار داد که برجستهترین نمونه آن حملات هوایی سنگین به سد سوئی-هو بر روی رودخانه یالو در ژوئن ۱۹۵۲ بود.
از سوی دیگر حملات مشترک نیروی هوایی و دریایی آمریکا در همراهی نیروهای سازمان ملل توانست بخش بزرگی از ظرفیت تولید نیروی کره شمالی را صفر کرده و خاموشی کامل دو هفتهای در سراسر کره شمالی را حکفرما کند. به این ترتیب عرضه برق به چین نیز کاهش یافت.
خطوط راهآهن و پلها، بهویژه آنهایی که از رودخانه یالو عبور میکردند، هدف مداوم جنگندههای آمریکایی قرار گرفتند تا خطوط تدارکاتی، ارتباطات و نیروهای کمکی نظامی که از چین و روسیه برای کره شمالی میرسیدند مسدود شوند.
مردم کره برای تابآوری فرمان داده شده و بسیج شدند. حتی مدرسهها به زیر زمین منتقل شدند. بیمارستانها، درمانگاهها و کسب و کار حتی زیرزمینی شد و با تخریب سدهای کشاورزی و کمبود شدید مواد غذایی، رژیم طاقتفرسای جیرهبندی غذا خصوصا برای سربازان خط مقدم در اولویت قرار گرفت.
مقاومت در عین نابرابری قوا
کره شمالی که در ظاهر از نظر تسلیحات و ارتش ضعیفتر از آمریکا بود، با بهرهگیری از نظم و انضباط سختگیرانه و استتارهای نامتقارن معروف به «شکار» ارتش خلق کره (کیپیای) در کوهستانها و صخرهها از دور زدن برتریهای تکنولوژیکی آمریکا غفلت نکرد.
در کنار زیرزمینی کردن زندگی، چین و روسیه پیونگیانگ را در برابر دشمن مشترک آمریکا تجهیز کردند. در هوا، روسیه تجهیزات نظامی کره شمالی را حمایت کرد، جتهای جنگنده پیشرفته میگ-۱۵ را که توسط خلبانان کهنهکار جنگ جهانی دوم شوروی هدایت میشدند، برای کره شمالی مستقر کرد، و از سوی دیگر روی زمین، یک میلیون نفر از ارتش داوطلب خلق چین در اکتبر ۱۹۵۰، درست زمانی که نیروهای آمریکا و سازمان ملل علیه کره شمالی فعال تر شده بودند، از طریق رودخانه یالو به کمک کرهایها آمدند.
تدارکات مداوم چین و روسیه شامل توپخانه، تانک، مهمات و غذا در اختیار کره شمالی قرار میگرفت و آنچه با عملیاتهای گسترده ارتش آمریکا نابود شده بود هرچند با تاخیر اما جایگزین میشد.
برخاستن از خاکستر
پس از سه سال حمله و دفاع و دست کشیدن سیاستمداران آمریکا و کره شمالی از جنگ، زمان بیرون آمدن از صخرهها و زیر زمین برای کرهایها فرارسید. وقتی برای تعلل نبود و شهرها باید برافراشته شده و زندگی روی زمین باز جاری میشد.
کیم ایل سونگ رهبر کره یک برنامه سه ساله تهاجمی برای بهبودی کشور کلید زد که شامل بسیج کامل دولت، کار اجباری، و کمکهای خارجی که در ابتدا بیش از ۸۰ درصد از نیازهای صنعتی کره شمالی را تشکیل میداد، می شد.
با انظباطی سختگیرانه و تنها طی هفت سال، تولیدات صنعتی کره شمالی به رشد متوسط سالانه ۳۹ درصد رسید که همچنان از آن به عنوان یکی از سریعترین بهبودهای کوتاهمدت پس از جنگ در جهان یاد میشود.
مسکو بدهیهای پیونگیانگ را لغو کرد و یک میلیارد روبل کمک مالی، ماشینآلات سنگین و کالاهای مصرفی برای پیونگیانگ ارسال کرد. چین نیز بدهیهای جنگی کره شمالی را پرداخت و ۸۰۰ میلیون یوان کمک مالی ارائه کرد.
از سوی دیگر در حالی که کارشناسان روسی مستقیما نظارت بر بازسازی کارخانههای کره شمالی را بر عهده گرفتند، هزاران نیروی نظامی چینی برای بازسازی جادهها، پلها و سدهای بمباران شده کره شمالی مشغول به کار شدند. آلمان شرقی نیز بازسازی هامهونگ، دومین شهر بزرگ کره شمالی را بر عهده گرفت، و این در حالی بود که دیگر کشورهای بلوک شرق تجهیزات پزشکی، دامی و کارشناسان فنی خود را برای پیونگ یانگ ارسال کردند.
میراث بازدارندگی مدرن
درسهای مقاومت و تابآوری کره شمالی در برابر آمریکا در همان سه سال نبرد، دکترین دفاعی مدرن کره شمالی را نیز شکل داد. تخمین زده شده، امروز آنها هنوز صاحب شش هزار تا ده هزار تأسیسات زیرزمینی، توپخانه بسیار متحرک پنهان در کوهها و یک انبار سلاحهای هستهای مدرن که به طور خاص برای جلوگیری از تکرار حملات هوایی دهه ۱۹۵۰ ساخته شد، هستند.
امروز کره شمالی با بیاعتمادی به عرصه بینالملل و هر چند در کف فهرست، در بین نه کشور مجهز به سلاح هستهای نشسته و با ذخیره ۶۰ کلاهک هسته ای، رتبه پس از اسرائیل (صاحب ۹۰ کلاهک هسته ای ) را گرفته است. تحلیلگران مستقل و مرکز تحقیقات کنگره آمریکا معتقدند کره شمالی به راحتی مواد شکافتپذیر خام کافی (پلوتونیوم و اورانیوم غنیشده با غنای بالا) را برای تولید بالقوه ۷۰ تا ۹۰ کلاهک هستهای را داراست.





