
سرپرست تیم سلامت روان رضا پهلوی به اتهام تعرض جنسی به بیمار خود دستگیر شد
فرخ صدیق دیلمی، سرپرست سلامت روان پروژه گذار رضا پهلوی به اتهام تعرض و مداخله جنسی دستگیر شد.

فرخ صدیق دیلمی، سرپرست سلامت روان پروژه گذار رضا پهلوی به اتهام تعرض و مداخله جنسی دستگیر شد.

در ماههای اخیر، هر که به صفوف پادشاهیخواهان نمیپیوست متهم میشد به حافظ وضع موجود و مورد هجوم این پرسش قرار میگرفت که «پس چه کسی؟» اما پرسش درست چه میتواند باشد؟ حالا و پس از جنگ، آنچه باید طلب کنیم میتواند دولتی باشد مراقبتکننده که سیاست را نه از منظر اعمال سلطه بر دیگران که از منظر مراقبت از زندگیهای آسیبپذیر میفهمد. همانطور که در مادری شاهدیم: حفظ حیات، رشد و شکوفایی.

ما در نقطهای از تاریخ ایران ایستادهایم که پرسشِ محوریِ «چرا در پساجنگ به گفتوگو، بیش از پیش، نیاز داریم؟» از سطح پرسشِ روشنفکرانه فرا رفته و به مسألهای موجودیتی برای ایران بدل شده. «پساجنگ» در اینجا لزوما به معنای پایان کاملِ نبردِ نظامیِ نیست، بلکه ناظر به وضعیتی است که در آن فرسایشِ سرمایه اجتماعی، قطبی شدنِ ویرانگرِ جامعه و انسدادِ مجاریِ مفاهمه میان لایههای مختلف اجتماع بهسانِ جنگی خاموش بنیانهای همبستگی ملی ما را همچون موریانه هدف گرفته.

جامعه جهانیِ بیرون از ایران نباید در محکوم کردن خشونت بیرحمانهی حاکمیت ایران علیه مردم خود هیچ تردیدی به خود راه دهد. اما در همان حال، باید به روشنی اعلام کنیم که نه با تهدیدها و توسعهطلبی امپریالیستیِ ترامپ همپیمانیم، و نه با کسانی که خواهان بازگشت به روزگار شاهاند. ما در کنار مبارزه مردم برای آزادی و برای زیستن بیهراس از سرکوب میایستیم.

رژۀ اخیر جماعتی از پادشاهی خواهان با لباسهای متحدّالشکل در شهر رگنسبورگ آلمان و یاد و خاطرۀ «ساواکِ» سرکوبگر را زنده کردن، تداعیکنندۀ منش و روشِ لباس مشکیهای ایتالیا در جنگ جهانی دوم است و از سنخ بدل شدنِ کنش سیاسی به نمایش؛ نمایش آشکار حذف دیگرانی که مثل تو نمیاندیشدند. این جماعت، در بیانیۀ خود از «احیای ساواک برای مقابله با نفوذیها و اپوزیسیون جعلی» سخن گفتهاند. کنشِ مقلّدانۀ این جماعت که عاری از خلاقیت است، سوگمندانه و غمگنانه رگههای فاشیستیِ بیّنی دارد.

نشریه آتلانتیک در گزارشی به کارزار سلطنتطلبان حامی رضا پهلوی پرداخته و ضمن برشمردن شباهتهایش به جنبش ماگا در آمریکا، آن را جنبشی با گرایشهای خشونتآمیز توصیف میکند چنانکه به نوشته آتلانتیک، تهدیدها و تنشها حتی به درون این جریان نیز کشیده شده است.

آنچه در این جستار مدّ نظر است، بررسیِ سویۀ مشروعیتبخشی جنگ و مشخصا « تحلیل گفتمانِ» روایتهایی است که در کار موجهسازیِ جنگ متجاوزانه دوازده روزه و چهل روزۀ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در فضای فارسی زبان طی یازده ماه گذشته تولید شدهاند. روایتهایی که با معناسازی و خلق شبکههای معنایی جدید، در کار مشروعیت بخشیدنِ به جنگ گامهای محسوس و موفقی برداشته و در این راستا، شماری از هموطنان را در داخل و خارج کشور با خود همراه و همداستان کردهاند.

وبسایت «میدلایست آی» در گزارشی به کارزار سلطنتطلبان ایرانی علیه مخالفان رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران، پرداخته و نوشته است که آنها «برای ساکت کردن منتقدان خود به اقداماتی غیرمعمول از جمله حملات خشونتآمیز متوسل شدهاند».

برنجپاشی در آبدانان ایلام کنشی نمادین از امتناع بود: نه غارت، نه تملک، بلکه «نخواستن» وضع موجود و جانشینهای ازپیشتحمیلشده؛ حضور جمعیِ فرودستان و بازتولید معنا در دل جنبشی گرفتار هم سرکوب حکومتی و هم گسستهای درونی.

این اعتراضات با وجود اینکه اعتراضاتی معیشتی جلوه میکند اما در آن بسیار بهندرت از مسائل رفاهی، عدالتطلبی، حقوق کارگر، حقوق بازنشستگان، حقوق اقلیتها، مسئله مرکز-حاشیه و… شنیدهمیشود.

آنچه برای نرگس محمدی رخ داد نشان میدهد که فرم نظام سیاسی، محتوا را تعیین میکند. اساساً چیزی به نام استقلال محتوا وجود ندارد، هرچه هست فرم است. فرم سلطنتخواهی تولیدکننده چنین رفتارهایی است.