چهارشنبه، ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

نامه خوانندگان

«انتظاری کوچک از شاهزاده رضا پهلوی»؛ نامه یکی از خوانندگان نیماد

یکی از خوانندگان نیماد نوشته: 

درباره‌ کشتار دی‌ماه نقاط روشن و مبهم بسیاری وجود دارد. پروژه‌های رسانه‌ای با ساده‌سازی و انداختن مسئولیت به گردن طرف مقابل از کنار آن عبور می‌کنند. به نظرم این فاجعه آزمونی است بزرگ برای همه‌ بازیگران سیاست. پرسش‌های بسیاری را باید درباره‌اش پاسخ بدهند تا ابعاد ماجرا روشن شود.

من از پرسش‌های بسیار درباره‌ این فاجعه‌ هولناک در این یادداشت می‌گذرم و فعلا تنها یکی را با شاهزاده رضا پهلوی و اطرافیان او که خود را به عنوان سامانه‌ پادشاهی معرفی می‌کنند، در میان می‌گذارم.

شاهزاده دیروز بیانیه‌ای صادر کرده است و در آن از ۴۰ هزار جان‌باخته یاد کرده است. من شخصا به عنوان یک شهروند مسئولیت اصلی این کشتار بزرگ را بر عهده‌ حکومت می‌دانم، اما نمی‌دانم باید به چه عددی اعتماد کنم. از سویی راستی‌آزمایی این اعداد هم برایم مهم است و نمی‌توانم به صرف اعلام آن از زبان ترامپ یا شاهزاده یا هر کس دیگر به خاطر نفرتم از جمهوری اسلامی بلافاصله آن را قبول کنم.

این برخورد با جان‌باختگان را بی‌احترامی به نام آنان و خانواده‌هایشان می‌دانم. وقتی می‌گوییم ۴۰ هزار یا ۳۰ هزار یعنی عدد را رو‌ به بالا یا پایین گرد کرده‌ایم. هیچ وقت کشته‌شدگان و مجروحان حادثه‌ یا جنایتی عددی سرراست با سه صفر نیست. رند کردن و گرد کردن تعداد آدم‌ها یعنی انسانیت‌زدایی از آنان. از آن‌جا که این عدد در طول زمان بسیار تغییر کرده است و عددهای متنوعی از ۳۱۷۰ نفر اعلامی دولت تا ۱۲ هزار نفر و ۳۰ هزار و ۴۰ هزار و ۴۵ هزار و ۶۰ هزار و حتی ۹۰ هزار نفر در رسانه‌ها یاد شده است، به نظرم از کسی که خود را در قامت رهبری مردم می‌بیند و از نظر دسترسی به منابع مالی لازم مشکلی ندارد و چنان‌که تبلیغ می‌کنند، شبکه‌ای منسجم در داخل کشور با عنوان گارد جاویدان یا هر عنوان دیگری دارد و رسانه‌های طرفدارش معتقدند ۹۰ درصد مردم طرفدارش هستند، انتظار زیادی نباید باشد که خواسته شود، نام، نام‌خانوادگی و شماره‌ ملی دست‌کم ۱۰ هزار نفر از آن ۴۰ هزار جان‌باخته را تهیه و منتشر کند. نه تنها انتظار زیادی نیست که حداقل احترام به کسانی است که به فراخوان او جواب مثبت داده‌اند.

این کار فقط راستی‌آزمایی تعداد جانباختگان نیست، بلکه آزمونی است برای سنجش توان رهبری و مدیریت او و سامانه، وجود یا عدم وجود شبکه‌ منسجم هواداران و سازماندهندگان، میزان محبوبیتش در کشور، توان سازماندهی، کارآمدی و در نهایت آزمونی اخلاقی است برای صداقتش و ارزش قائل شدنش برای کسانی که به فراخوانش پاسخ گفته‌اند.

کسی که اهل تحقیق باشد، می‌داند که مشخصات بخش زیادی از این اسامی را به راحتی می‌توان با مراجعه به سایت‌های آرامستان‌های شهری به دست آورد.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

آتلانتیک: تهدید، خشونت و شکاف در میان حامیان رضا پهلوی

نشریه آتلانتیک در گزارشی به کارزار سلطنت‌طلبان حامی رضا پهلوی پرداخته و ضمن برشمردن شباهت‌هایش به جنبش ماگا در آمریکا، آن را جنبشی با گرایش‌های خشونت‌آمیز توصیف می‌کند چنان‌که به نوشته آتلانتیک، تهدیدها و تنش‌ها حتی به درون این جریان نیز کشیده شده است.

اعتراض به دعوت احزاب محافظه‌کار سوئد از رضا پهلوی برای سخنرانی در پارلمان

بیش از یکصد فعال فرهنگی و دانشگاهی در سوئد در نامه‌ای سرگشاده به رئیس پارلمان این کشور به دعوت احزاب محافظه‌کار از شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، برای سخنرانی در پارلمان اعتراض کردند و با اشاره به حمایت‌های او از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، آن را با سنت سیاسی صلح‌طلبانه در سوئد در تعارض دانستند.

نامه خوانندگان

«انتظاری کوچک از شاهزاده رضا پهلوی»؛ نامه یکی از خوانندگان نیماد

درباره‌ کشتار دی‌ماه نقاط روشن و مبهم بسیاری وجود دارد. پروژه‌های رسانه‌ای با ساده‌سازی و انداختن مسئولیت به گردن طرف مقابل از کنار آن عبور می‌کنند. به نظرم این فاجعه آزمونی است بزرگ برای همه‌ بازیگران سیاست. پرسش‌های بسیاری را باید درباره‌اش پاسخ بدهند تا ابعاد ماجرا روشن شود.