روزنامه فایننشالتایمز در یادداشتی به قلم گیلون راکمن، سرمقالهنویس ارشد امور بینالملل این رسانه، ورود اوکراین به جبهه متخاصم علیه ایران را بررسی کرده و آن را گامی کلیدی در پیوند خوردن منازعات منطقهای و تحول آنها به یک بحران سرتاسری و جهانی دانسته است.
راکمن با اشاره به حملات اخیر اوکراین به کشتیرانی ایران در دریاچه خزر و حضور نیروهای کره شمالی در کنار روسیه، هشدار میدهد که جنگهای مجزا در اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا در حال همپوشانی هستند. به باور او، شرایط کنونی برخی معیارهای جنگ جهانی را دارد، به ویژه آنکه چین و آمریکا نیز خود را برای رویارویی آماده میکنند.
ترجمه این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد بخوانید.
***
تجاوز روسیه به اوکراین به خونینترین جنگ در اروپا از سال ۱۹۴۵ تاکنون تبدیل شده است. درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل نیز پای ۱۲ کشور در خاورمیانه را بهطور مستقیم به نبرد باز کرده و آن را به گستردهترین جنگ منطقه در چند دهه اخیر بدل ساخته است. در شرق آسیا، کره شمالی با شتاب در حال تقویت توان نظامی خود است و هدف پیشین خود برای ادغام مسالمتآمیز با جنوب را کنار گذاشته است. در همین حال، چین مانورهای دریایی خود را در اطراف تایوان افزایش داده و به نظر میرسد در حال تمرین برای قطع خطوط مواصلاتی و امدادی این جزیره است.
در حال حاضر، این درگیریهای منطقهای در اروپا، خاورمیانه و آسیا بهطور عمده از یکدیگر مجزا هستند؛ اما همپوشانی آنها در حال آغاز است. در پایان هفته، ایران اعلام کرد که اوکراین یک کشتی تجاری ایرانی را در دریاچه خزر غرق کرده و باعث کشته شدن یک دریانورد شده است. اوکراینیها حملات دوربرد به کشتیهای ایرانی در خزر را تأیید کرده و گفتهاند که این حملات کشتیهای باری نظامی به مقصد روسیه را هدف قرار داده است. ولودیمیر زلنسکی نیز به تازگی هشدار داده که کره شمالی در حال آمادهسازی برای ارسال ۳۰ هزار نیروی تازه به جنگ روسیه علیه اوکراین است.
هنگامی که نخستین گروه از نیروهای کره شمالی در سال ۲۰۲۴ به خطوط مقدم رسیدند، رئیسجمهور اوکراین حضور آنها را «نخستین گام به سوی جنگ جهانی» توصیف کرد. اکنون که اوکراینیها بهطور مستقیم وارد درگیری با ایران شدهاند، میتوان گفت گام دوم نیز برداشته شده است.
جنگهای جهانی اول و دوم، همانطور که از نامشان پیداست، به طور همزمان در چند قاره رخ دادند. هر دو درگیری شامل ائتلافهای جهانی کاملا مشخصی بودند. بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵، قدرتهای محور (آلمان، ایتالیا و ژاپن) در برابر ائتلافی به محوریت بریتانیا، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند. این دو جنگ جهانی همچنین مستلزم درگیری مستقیم میان قدرتمندترین کشورهای جهان بودند.
مجموعه درگیریهای کنونی از همین حالا واجد برخی از این معیارها هستند. جنگهای دارای همپوشانی اکنون دو قاره — اروپا و آسیا — را در بر گرفتهاند و بر درگیریها در آفریقا نیز تأثیر میگذارند. همسویی روزافزون میان روسیه، چین، ایران و کره شمالی، برخی از استراتژیستهای آمریکایی را بر آن داشته تا این چهار کشور را «محور متخاصمان» (یا «محور آشوب») بنامند.
با این حال، رویکرد اغلب متخاصمانه دونالد ترامپ نسبت به بسیاری از متحدان سنتی آمریکا — و همچنین این واقعیت که اسرائیل به طور فزایندهای در اروپا و بخشهایی از خلیج فارس به عنوان کشوری مطرود دیده میشود — شناسایی بلوکی متحد را که در برابر این گروه ضدآمریکایی ایستادگی کند، دشوارتر میسازد.
گسترش جنگ به دریای خزر؛ عراقچی میگوید حمله اوکراین به کشتی ایرانی «بیپاسخ نمیماند»
تصمیم اوکراین برای رویارویی با ایران ممکن است تا حدی تلاشی برای ایجاد بلوکی منسجمتر جهت چالش کشیدن محور متخاصمان باشد. هر گونه تحلیل درباره انگیزههای کییف باید با احتیاط انجام شود، زیرا جزئیات آنچه در دریاچه خزر رخ میدهد مورد اختلاف است. اما اوکراینیها دلایل کافی برای پاسخدادن به ایران دارند؛ کشوری که پهپادهای شاهد را در اختیار روسیه قرار داده و این پهپادها باعث کشتهشدن شمار زیادی از اوکراینیها شدهاند.
در عین حال، کییف ممکن است با برجستهکردن میزان کمکهای روسیه به ایران در مبارزه با آمریکا، فرصتی برای بهبود چشمگیر روابط خود با دولت ترامپ ببیند. زلنسکی پیش از این به ارائه اطلاعات جاسوسی از سوی روسیه به ایران اشاره کرده که تهران از آنها برای هدف قرار دادن نیروها و پایگاههای آمریکایی در منطقه استفاده کرده است. تلاشهای آمریکا برای محاصره اقتصادی ایران نیز به دلیل امکان عبور کالا و نفت ایران از طریق خزر به روسیه با مانع مواجه شده است. برهمزدن این مسیر میتواند به هر گونه تلاش آمریکا برای فروپاشی اقتصاد ایران کمک کند.
اوکراینیها احساس میکنند که به آرامی در حال بهدستگرفتن ابتکار عمل در جنگ با روسیه هستند. اما ورود نیروهای تازه از کره شمالی بلاشک به پوتین کمک خواهد کرد. متأسفانه، کیم جونگ اون، رهبر مستبد کره شمالی، تمام انگیزههای لازم را برای کمک به کرملین دارد؛ چرا که روسیه فناوریهای پیشرفته در اختیار کره شمالی قرار میدهد و به رژیم پیونگیانگ کمک میکند تا از انزوای اقتصادی و دیپلماتیک خارج شود.
کمکهای چین به ایران و روسیه محسوستر و مخفیانهتر است، اما ناظران آگاه بر این باورند که این کمکها با این وجود حیاتی هستند. توماس رایت، مدیر ارشد سابق برنامهریزی راهبردی در کاخ سفیدِ بیدن، اخیرا خاطرنشان کرد: «چین به روسیه کمک کرده است تا ظرفیت نظامی خود را بسیار سریعتر از آنچه در غیر این صورت امکانپذیر بود بازسازی کند؛ آن هم از طریق تأمین ماشینآلات، میکروالکترونیک و سایر فناوریهای حیاتی و همچنین همکاری در تولید پهپاد.» چینیها همچنین «کالاهای با کاربرد دوگانه»، مانند سوخت قابل استفاده در موشکها و تصاویر ماهوارهای تجاری، را در اختیار ایران قرار دادهاند.
هیچ ائتلاف رسمی بین «محور متخاصمان» وجود ندارد، اما چین، روسیه، کره شمالی و ایران اهداف مشترکی دارند. هر چهار کشور میخواهند به افول قدرت آمریکا شتاب ببخشند و بر مناطق پیرامونی خود تسلط یابند. چین همچنین جاهطلبیهای واقعبینانهای برای جایگزینی آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشور جهان دارد. جاهطلبیهای یک ملت نوظهور برای جایگزینی قدرت مسلط جهانی در گذشته بارها به جنگ انجامیده است؛ پدیدهای که گراهام آلیسون، استاد دانشگاه هاروارد، آن را «تله توسیدید» نامیده و شی جینپینگ، رهبر چین، بارها درباره آن بحث کرده است.
تردیدی نیست که هم چین و هم آمریکا فعالانه در حال آمادهشدن برای جنگ علیه یکدیگر هستند. اما به نظر میرسد واشینگتن و پکن همزمان در تلاشند تا از تبدیل رقابت خود به یک درگیری تمامعیار جلوگیری کنند. این مسئله امیدوارکننده است، اما تضمین نمیکند که وقوع یک جنگ جهانی دیگر غیرممکن باشد. همانطور که تاریخ قرن بیستم نشان داد، درگیریهای منطقهای و محاسبات اشتباه قدرتهای بزرگ میتوانند ترکیبی مرگبار را رقم بزنند.







