یکشنبه، ۲ شهریور ۱۴۰۴

نگاه جهان

ایران و راه‌هایی که نرفت؛ بازخوانی روایت ولی نصر از دشمنی میان تهران و واشنگتن

ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز، در مقاله‌ای در مجله فارن افرز، جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل را – که با مداخله مستقیم آمریکا همراه شد – نه یک حادثه ناگهانی، بلکه سرانجام طبیعی چهار دهه بی‌اعتمادی و دشمنی میان تهران و واشنگتن می‌خواند. او تأکید می‌کند که از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی هویت سیاسی خود را بر ضدیت با آمریکا تعریف کرد و ایالات متحده نیز همواره با فشار و تقابل پاسخ داد. حاصل این روند، چرخه‌ای از فرصت‌های ازدست‌رفته و اشتباهات سیاسی بود که در نهایت منطقه را به پرتگاه جنگ کشاند. در ادامه به خوانشی انتقادی از روایت او می‌پردازیم.

 

ریشه‌های خصومت:  تسخیر سفارت و جنگ پنهان در دهه هشتاد میلادی

در روایت ولی نصر، تسخیر سفارت آمریکا در آبان ۱۳۵۸ نقطه عطفی در دشمنی تهران و واشنگتن بود؛ رخدادی که روابط دو کشور را به‌طور کامل قطع کرد و ضدیت با آمریکا را به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل ساخت. در ادامه نصر یادآوری می‌کند که در اواخر دهه ۱۹۸۰، آمریکا به سکوهای نفتی ایران و شناورهای نیروی دریایی این کشور حمله کرد و سپس هواپیمای مسافربری ایران (پرواز ۶۵۵) را بر فراز خلیج فارس سرنگون ساخت. به نظر تهران، این‌ها نشانه آغاز «جنگ اعلام‌نشده» بود. هرچند آمریکا به‌زودی توجه خود را به عراق و جنگ خلیج فارس معطوف کرد، اما دشمنی دو کشور ریشه‌دارتر شد.

نصر در مقاله خود اما به ریشه‌های عمیق‌تر ضدیت ایران با آمریکا اشاره نمی‌کند. پیش از انقلاب، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش مستقیم واشنگتن در بازگرداندن شاه به قدرت، آمریکا را در حافظه جمعی ایرانیان به نماد سلطه خارجی بدل کرد. خاطره کودتای ۲۸ مرداد و حضور گسترده آمریکا در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران بستر اجتماعی و روانی لازم برای این ضدیت در هنگامه‌ انقلاب را فراهم کرده بود. جمهوری اسلامی اما بعد از بسط قدرت خود، این حافظه تاریخی را مصادره کرد، به سرمایه ایدئولوژیک خود بدل ساخت و آن را از نقد امپریالیسم به نفع سیاستی مترقی، به دگم هویتی و ابزاری تبلیغاتی تبدیل کرد. این لایه تاریخی اگرچه در تحلیل نصر کم‌رنگ است، اما برای فهم چرایی ریشه‌دار شدن بی‌اعتمادی کنونی اهمیت کلیدی دارد.

پس از ۱۱ سپتامبر: همکاری محدود، تقابل گسترده

به روایت نصر، حملات ۱۱ سپتامبر و جنگ‌های آمریکا در افغانستان و عراق، ایران را بیش از پیش در محاصره قرار داد و امکان مصالحه از میان رفت. اما اینجا یک لایه از نظر نصر مغفول مانده است: در نخستین ماه‌های پس از حمله به افغانستان، ایران همکاری امنیتی و اطلاعاتی محدودی با آمریکا داشت. این همکاری با سخنرانی جورج بوش در ۲۰۰۲ و گنجاندن ایران در «محور شرارت» پایان یافت. این تصمیم واشنگتن نشان داد که مسیر مصالحه نه فقط به دلیل لجاجت تهران، بلکه به‌خاطر سیاست‌های ایدئولوژیک آمریکا نیز بسته شد.

برجام: فرصت بزرگ ازدست‌رفته

نصر برجام را «بزرگ‌ترین فرصت ازدست‌رفته» می‌خواند. او یادآور می‌شود که این توافق می‌توانست تنش‌ها را کاهش دهد و راه گفت‌وگوهای وسیع‌تر را بگشاید. اما با روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج آمریکا از توافق، همه‌چیز فروپاشید. به گفته نصر، این رویداد بی‌اعتمادی را به اوج رساند و دست تندروها در ایران و آمریکا را تقویت کرد.
با این حال، باید افزود که ضعف‌های ساختاری برجام نیز نقش داشت: محدودیت زمانی، ابهام در آینده برنامه موشکی و ناتوانی اروپا در حفظ تعهدات اقتصادی. اینها لایه‌هایی است که مقاله نصر کمتر به آنها پرداخته است.

ترور قاسم سلیمانی: نقطه عطف خصومت

در ادامه روایت نصر، ترور قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ توسط آمریکا آخرین میخ بر تابوت امید مصالحه بود. او می‌نویسد ایران این اقدام را اعلان جنگ دانست و از آن پس، خصومت به مرحله‌ای بی‌پرده رسید. اما باید توجه داشت که این حادثه در داخل ایران بحث‌های تازه‌ای هم برانگیخت: برخی نخبگان سیاسی این رخداد را هشداری برای بازنگری در سیاست «مقاومت فعال» می‌دیدند، هرچند دست بالا با ادامه همان خط‌مشی بود. این پیچیدگی‌های درونی در روایت نصر چندان برجسته نمی‌شود.

جنگ دوازده‌روزه: خطای محاسباتی یا بن‌بست ساختاری؟

نصر جنگ اخیر را نتیجه «خطاهای محاسباتی» می‌داند. به باور او، تهران بر این تصور بود که با سیاست مقاومت و بازدارندگی موشکی می‌تواند آمریکا را عقب براند، و واشنگتن گمان داشت که فشار حداکثری توان محدودسازی ایران را دارد. هر دو طرف اشتباه کردند و اسرائیل توانست بازی را به مرحله‌ای برساند که آمریکا مستقیم وارد میدان شود.
اما پرسش اساسی این است: آیا ما صرفاً با خطاهای تاکتیکی روبه‌رو هستیم، یا با بن‌بست ساختاری؟ به بیان دیگر، آیا منطق ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در ستیز با آمریکا و منطق هژمونیک ایالات متحده در مهار ایران، هرگونه مصالحه پایدار را ناممکن نکرده است؟ نصر کمتر به این لایه ساختاری می‌پردازد.

ولی نصر در پایان هشدار می‌دهد که اگر این چرخه ادامه یابد، روابط ایران و آمریکا در دهه‌های آینده نیز صرفاً در سایه رویارویی امنیتی و نظامی رقم خواهد خورد؛ وضعیتی پرهزینه برای دو ملت و برای کل خاورمیانه. اما او همچنان بر این باور است که «راه‌های نرفته» باقی مانده‌اند و امکان بازگشت به دیپلماسی وجود دارد.

منبع:

فارن افرز

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

نگاه جهان

ایران و راه‌هایی که نرفت؛ بازخوانی روایت ولی نصر از دشمنی میان تهران و واشنگتن

جنگ ۱۲روزه فقط یک نبرد کوتاه نبود؛ ولی نصر آن را حاصل چهار دهه بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا می‌داند. اما آیا این دشمنی ریشه در خطاهای مقطعی دارد یا در بن‌بستی تاریخی؟