در بیانیه پایانی اجلاس سازمان همکاری شانگهای در تیانجین چین، روز دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، کشورهای عضو حملات نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران را قویاً محکوم کردند. در متن بیانیه آمده است:
« اینگونه اقدامات تهاجمی علیه تأسیسات غیرنظامی، از جمله زیرساختهای هستهای-انرژِی، که منجر به جانباختن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان شده، نقض آشکار اصول و قواعد بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد، و تجاوز به حاکمیت ایران محسوب میشود. این اقدامات به امنیت منطقهای و بینالمللی آسیب جدی وارد مینمایند و پیامدهای خطرناکی برای صلح و ثبات جهانی در پی دارند.»
این موضع تازه زمانی اهمیت دوچندان پیدا میکند که هند نیز برای نخستینبار به این جمع پیوست؛ کشوری که پیشتر از امضای بیانیه مشابه خودداری کرده بود. بیانیه پایانی ضمن محکومیت حملات، بر لزوم پرهیز از اقدامات یکجانبه و حل اختلافات از مسیر گفتوگو تأکید کرد. ایران نیز که با هیأتی بلندپایه در این نشست حضور داشت، از این موضع استقبال کرد و آن را «حمایتی آشکار از حقوق ملت ایران» خواند.
این تغییر لحن از سوی هند – کشوری که همواره کوشیده است روابط خود را میان غرب و شرق در حالت تعادل نگه دارد – از چند منظر قابل توجه است:
نخست، نشاندهندهی نزدیکی بیشتر سیاست خارجی هند به محور آسیایی متشکل از ایران، چین و روسیه است.
دوم، بیانگر آن است که بحرانهای ژئوپولیتیک اخیر، از جمله جنگ مستقیم ایران و اسرائیل، در حال شکل دادن به اجماع تازهای در بلوکهای غیرغربی است.
سوم، این موضع میتواند زمینهساز همکاریهای گستردهتر میان هند و ایران در عرصههای انرژی و ترانزیت، بهویژه در پروژههایی چون بندر چابهار، شود.
کارشناسان بر این باورند که همصدایی هند با ایران در شانگهای صرفاً یک موضع نمادین نیست، بلکه پیامی به واشنگتن و تلآویو نیز به همراه دارد: دهلینو دیگر نمیخواهد تنها بهعنوان شریک راهبردی آمریکا شناخته شود، بلکه در پی تثبیت موقعیت خود بهعنوان بازیگری مستقل و قدرتی آسیایی است. روندی که با وضع تعرفههای سنگین دولت ترامپ شدت یافته است.
در مجموع، این تحول نهتنها میتواند جایگاه ایران را در معادلات منطقهای تقویت کند، بلکه بازتابی از بازترسیم خطوط توازن قدرت در آسیا پس از جنگ ایران و اسرائیل به شمار میرود.





