شنبه، ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

نگاه جهان

نظم مالی جهانی زیر سایه سیاست؛ پایان نولیبرالیسم؟

سه دهه است که از جهانی‌سازی نئولیبرالی در بازارهای مالی می‌گذرد؛ دوره‌ای که با جریان بی‌وقفه سرمایه، گسترش بازارهای آزاد و اعتماد به «کارایی اقتصادی» تعریف می‌شد. اما امروز، آن تصویر کلاسیک از بازار جهانی فرو ریخته و وارد مرحله‌ای تازه شده‌ایم: دوره‌ای که پول، سرمایه، ذخایر ارزی و حتی زیرساخت‌های بازار به ابزار ژئوپولیتیک بدل شده‌اند. به بیان دیگر، همان‌طور که روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه گزارش می‌دهد، ما شاهد یک «چرخش ژئواکونومیک» هستیم.

دلار به‌عنوان سلاح

ایالات متحده دیگر دلار را تنها یک ارز مرجع نمی‌بیند؛ بلکه آن را به اهرم قدرت بدل کرده است. تحریم‌ها، حذف از سامانه‌ی سوئیفت و قوانین سختگیرانه برای سرمایه‌گذاری، همگی در خدمت اهداف سیاسی و امنیتی به‌کار می‌روند.
نمونه چین روشن است: سال ۲۰۱۴، ورود گروه «علی‌بابا» بزرگ‌ترین شرکت اینترنتی و فروش آنلاین چین به بورس نیویورک نماد اعتماد به ادغام مالی بی‌مرز بود، اما امروز خبرها از «خروج شرکت‌ها»، «الزامات افشاگری شدیدتر» و «تیترهای سیاسی‌شده» حکایت دارد. حتی جلسات کنگره آمریکا بانک‌ها را وادار می‌کند توضیح دهند چرا هنوز در چین فعال‌اند. در این شرایط، ریسک مالی دیگر صرفاً اقتصادی نیست؛ ژئوپولیتیکی است.

براساس مقاله فرانکفورتر آلگمانیه نتیجه می‌گیریم که امروز «ورق برگشته» است. می‌توان نمونه‌هایی برای صحت این ادعا آورد: بسیاری از شرکت‌های چینی یکی پس از دیگری از بورس‌های آمریکا خارج می‌شوند.  برای مثال، پلتفرم حمل‌ونقل «دی‌دی» که شبیه اسنپ ایرانی‌ست، یا اپراتور «چاینا موبایل»، از نیویورک حذف و فقط در هنگ‌کنگ یا شانگهای معامله شدند. واشنگتن با تصویب قوانین تازه، شرکت‌ها را به افشای اطلاعات مالی بسیار دقیق‌تر وادار می‌کند. طبق قانون «HFCAA»، اگر شرکت‌های چینی ظرف سه سال مدارک حسابرسی‌شان را کامل در اختیار آمریکا نگذارند، از بورس اخراج می‌شوند؛ موضوعی که پکن به دلایل امنیتی با آن موافق نیست.

حتی فضای رسانه‌ای نیز به شدت سیاسی شده است. هر خبر درباره شرکت‌هایی مثل علی‌بابا یا هواوی، بلافاصله به «رقابت استراتژیک واشنگتن–پکن» گره می‌خورد. این «تیترهای سیاسی‌شده» ارزش سهام را مستقیم بالا و پایین می‌کند.

تلاش برای رهایی از دلار

این فشارها کشورهایی مثل روسیه، ایران و ونزوئلا را بیش از همه هدف گرفته، اما دایره نگرانی گسترده‌تر است: بسیاری از کشورها نمی‌خواهند در برابر تصمیمات یک‌جانبه واشنگتن بی‌دفاع باشند.
به همین دلیل روند «دولارزدایی» سرعت گرفته است. در سال ۲۰۰۸، بیش از نیمی از اوراق خزانه آمریکا در دست سرمایه‌گذاران خارجی بود؛ امروز این رقم به ۳۰ درصد سقوط کرده. در عوض، سهم طلا در ذخایر ارزی جهانی دو برابر شده و از ۱۱ درصد به ۲۳ درصد رسیده است. پیامی روشن: کشورها به‌دنبال پناهگاه امنی غیر از دلار می‌گردند.

بازار جهانی تکه‌تکه می‌شود

اما واقعیت این است که دلار هنوز بی‌رقیب است. آنچه رخ می‌دهد جایگزینی کامل نیست، بلکه «تکه‌تکه شدن» نظم مالی است. دلار همچنان ارز مسلط است، اما نفوذش نسبی شده است. چین با یوان به‌ویژه در جنوب جهانی جایگاه خود را رفته رفته به دست می‌آورد، کشورهای خلیج فارس سامانه‌های مالی موازی می‌سازند، و حتی در آفریقا و کارائیب طرح‌های منطقه‌ای به‌وجود می‌آید.
این روند برای بازیگران خصوصی هم هزینه دارد: بانک‌های سرمایه‌گذاری، مؤسسات رتبه‌بندی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری دیگر «اربابان کائنات» نیستند؛ بلکه میان قوانین آمریکا، مقررات اتحادیه اروپا و قواعد چین گیر کرده‌اند. نتیجه روشن است: معاملات پیچیده‌تر، هزینه‌ها بالاتر و جریان سرمایه جهانی پر اصطکاک‌تر از گذشته.

چالش اروپا

اروپا و آلمان شاید بیش از دیگران آسیب‌پذیر باشند، چون سال‌ها به رویای «بازار آزاد» دل بسته بودند. حالا اما آن‌چه اهمیت دارد نه آزادی، بلکه تاب‌آوری و توان دولت است. سیاست «کاهش ریسک» کافی نیست. اروپا نیاز دارد زیرساخت‌های بومی برای پرداخت، ذخیره‌سازی دارایی و مدیریت داده ایجاد کند. تنها از این مسیر می‌توان استقلال واقعی به‌دست آورد.
یوهانس پِتری، استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه گوته فرانکفورت، تأکید می‌کند که این کار تنها با استراتژی ملی ممکن نیست. باید یک طرح مشترک اروپایی شکل بگیرد؛ طرحی که یورو را به یک ارز بین‌المللی قوی‌تر بدل کند، وابستگی‌ها را کاهش دهد و قاره سبز را در برابر فشارهای اقتصادی بیرونی مقاوم سازد.

و مخاطب ایرانی چه می‌بیند؟

برای ما ایرانی‌ها، این بحث بی‌ارتباط نیست. سال‌هاست که تحریم‌های مالی، دسترسی به دلار و شبکه‌های پرداخت جهانی را محدود کرده و حتی تجارت معمولی را پرهزینه کرده است. حالا که کشورهایی دیگر هم – از چین تا عربستان – به فکر ساخت سامانه‌های موازی افتاده‌اند، می‌توان پرسید: آیا این روند فرصتی برای اقتصاد ایران خواهد بود یا تهدیدی تازه؟ آیا نظم مالی تکه‌تکه‌شده می‌تواند فشاری که بر اقتصاد ایران وارد شده را کاهش دهد یا برعکس، باعث انزوای بیشتر شود؟

یک نکته روشن است: نظم مالی جهانی دیگر یک نظام «خنثی و تکنیکی» نیست؛ به شدت سیاسی شده است. و این همان چیزی است که باید سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و حتی شهروندان عادی در ایران هم درک کنند. چراکه پیامدهای این دگرگونی دیر یا زود به سفره و زندگی روزمره ما خواهد رسید.

منبع:

فرانکفورتر آلگماینه

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

نگاه جهان

نظم مالی جهانی زیر سایه سیاست؛ پایان نولیبرالیسم؟

بازارهای مالی جهان دیگر فقط اقتصادی نیستند؛ دلار، طلا و حتی سامانه‌های پرداخت به ابزار سیاست و رقابت قدرت‌ها بدل شده‌اند. از چین و روسیه تا اروپا، کشورها به‌دنبال راه‌های تازه‌اند و نظم مالی جهانی در حال تکه‌تکه شدن است.