جمعه، ۴ مهر ۱۴۰۴

گزارش خبری

کانادا پس از به رسمیت شناختن فلسطین؛ خطوط گسل سیاسی پررنگ‌تر می‌شود

سجاد زند

سجاد زند

سجاد زند روزنامه‌نگار رسانه‌های متعدد داخل و خارج ایران از جمله اعتماد ملی و چلچراغ و از اعضای تحریریه نیماد است

به رسمیت شناخته‌شدن دولت فلسطین توسط کانادا، فرانسه و انگلیس جدای از این‌که کاربردی عملی برای پایان «جنایت‌های جنگی» اسرائیل در غزه ارائه دهد، شاید بتواند توجه جهانی را به «نسل‌کشی» در این منطقه از جهان بیشتر جلب کند و نقطه پایانی بر «نسل‌کشی» گسترده فلسطینی‌ها که سازمان ملل نیز به آن اذعان داشته است، باشد.

تصمیم دولت مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در کنار رهبران سیاسی بریتانیا و فرانسه برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین را می‌توان یکی از مهم‌ترین تغییرات سیاست خارجی کانادا در دهه‌های اخیر دانست. این تصمیم نه‌فقط در عرصه بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشت، بلکه خطوط گسل سیاسی داخلی کانادا را هم به‌وضوح آشکار کرد.

لیبرال‌ها، که در جایگاه قدرت قرار دارند، این اقدام را به‌عنوان «حرکتی متعادل و مشروط» معرفی کردند. یعنی از یک سو می‌کوشند که چشمی بر غزه و فاجعه‌ای که در آن روی داده و در حال تداوم است داشته باشند و از سوی دیگر، به رسمیت شناخته‌شدن دولت فلسطین را «مشروط به اصلاحات»، «برگزاری انتخابات به شرط حذف حماس» و «غیرنظامی شدن» آن کرده‌اند. تلاش لیبرال‌ها در مورد مساله فلسطین همه همچون اغلب موارد دیگر، میانه روی و پیروی از تلاش‌های دیپلماتیک است که گاهی دو‌گانه می‌نماید.

اما تصمیم دولت کارنی گرچه با حمایت قاطع لیبرال‌ها همراه بوده، منتقدانی هم داشته است، منتقدانی که علاوه بر مسائل حزبی و رقابت سیاسی در داخل کشور، مبنای فکری خاص خود را دنبال می‌کنند.

 

طرفداران اسرائیل

پیِر پالیِو، رهبر حزب محافظه‌کار کانادا، که در انتخابات اخیر پارلمان نتوانست در منطقه خودش رای اکثریت را کسب کند و به جای یک عضو دیگر به پارلمان کانادا راه یافت، یکی از مخالفان جدی دولت لیبرال برای به رسمیت شناختن دولت فلسطین است. بخشی از این تصمیم، به ماهیت او و این‌که اغلب منتقد تصمیم‌های کارنی است برمی‌گردد، اما بخش مهم‌تری را باید در نوع نگاه او و حزب متبوع‌ش به سیاست‌های جهانی مرتبط دانست.

محافظه‌کاران این حرکت را اشتباهی پرخطر دانسته و استدلال می‌کنند که شناسایی یک‌جانبه فلسطین امنیت اسرائیل را تضعیف می‌کند، به جایگاه کانادا در میان متحدان سنتی‌اش آسیب می‌زند و در نهایت ممکن است به گروه‌های تندرو مشروعیت ضمنی بدهد

او در وهله اول کوشید تصمیم دولت کارنی را تلاش او برای «انحراف» از موضوع‌های داخلی ادعایی همچون «افزایش شدید جرم و جنایت»، «هزینه‌ها»، «بدهی»، «مهاجرت» و «بیکاری» مرتبط کند و از سویی دیگر آن ‌را «پاداش» به  «تروریست‌ها برای تجاوز به غیرنظامیان، گروگان‌گیری، سرکوب فلسطینیان و آغاز یک جنگ» دانست و با این‌که لیبرال‌ها حضور نداشتن حماس در انتخابات دولت فلسطین را به عنوان پیش‌شرط عنوان کرده‌اند، او پذیرش دولت فلسطین را، به منزله ساختن «دولت حماس» عنوان کرد.

رهبر محافظه‌کاران کانادا در متنی که در شبکه اجتماعی ایکس نوشت تاکید کرد حزب محافظه‌کار «همیشه در کنار حق اسرائیل برای موجودیت و دفاع از خود خواهند ایستاد». گرچه همزمان نیز کوشید تا از یک کشور فلسطینی صلح‌آمیز که «عاری از ترور و غیرنظامی‌گری» است، حمایت کند.

کوتاه کلام این‌که محافظه‌کاران این حرکت را اشتباهی پرخطر دانسته و استدلال می‌کنند که شناسایی یک‌جانبه فلسطین امنیت اسرائیل را تضعیف می‌کند، به جایگاه کانادا در میان متحدان سنتی‌اش آسیب می‌زند و در نهایت ممکن است به گروه‌های تندرو مشروعیت ضمنی بدهد.

 

موافقان فلسطین؛ نئودموکرات‌ها و سبزها

از سوی دیگر، نئودموکرات‌ها و سبزها مدت‌هاست شناسایی فلسطین را مطالبه کرده‌اند و برای آن‌ها این تصمیم دیرهنگام اما ضروری بوده‌است. با این حال، حمایت‌شان مشروط به امری فراتر از چیزی است که دولت لیبرال در جست‌وجوی آن است. نئودموکرات‌ها که می‌توان آن‌ها را چپ‌های میانه‌رو دانست، تصمیم دولت کانادا را نمادین دانسته‌اند و معتقدند که اقدام عملی برای پذیرش دولت فلسطین را باید در توقف صادرات تسلیحات به اسرائیل، تضمین کمک‌های بشردوستانه به غزه و موضع‌گیری فعال در برابر اشغالگری جست. نئودموکرات‌ها که هنوز رهبر جدیدشان را انتخاب نکرده‌اند، دولت را متهم می‌کنند که شجاعت کافی برای رفتن تا انتهای مسیر عدالت را ندارد.

نئودموکرات‌ها تصمیم دولت کانادا را نمادین دانسته‌اند و معتقدند که اقدام عملی برای پذیرش دولت فلسطین را باید در توقف صادرات تسلیحات به اسرائیل، تضمین کمک‌های بشردوستانه به غزه و موضع‌گیری فعال در برابر اشغالگری جست.

حزب کمونیست و کبکی‌ها

حزب کمونیست کانادا تصمیم دولت این کشور درباره به رسمیت شناختن دولت فلسطین را به شمشیری دولبه تشبیه کرده است. در یک سوی این شمشیر، حمایت از مردمان سرزمینی است که در جست‌وجوی مسائل ابتدایی زندگی خود هستند و در سوی دیگر این هشدار داده شده که «خلع سلاح فلسطین» آن‌ها را از  رسیدن به «حق واقعی» خود باز می‌دارد. آن‌ها سیاست‌های نئولیبرالی کانادا، فرانسه و انگلیس را نقد و در بیانیه‌ای که به این مناسبت منتشر کرده‌اند نوشته‌اند که «هیچ‌کدام از این کشورها دربارهٔ مرزها، پایتخت بودن بیت‌المقدس شرقی یا حق بازگشت آوارگان چیزی نگفته‌اند. در عوض مدام از «حق دفاع اسرائیل» حرف می‌زنند، در حالی که اسرائیل اشغالگر است و خودش باید خلع سلاح و ملزم به اجرای قوانین بین‌المللی شود.»

حزب کمونیست کانادا خواستار «تشکیل دولت فلسطینی بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی بیت‌المقدس شرقی»، «برچیدن شهرک‌ها و بازگشت آوارگان»، «آزادی زندانیان سیاسی»« توقف جذب نیرو برای ارتش اسرائیل در کانادا» و «خلع سلاح اسرائیل و لغو قوانین تبعیض‌آمیز علیه فلسطینی‌ها» شده است.

در کنار حزب‌های فدرال، حزب «بلوک کبکی» گرچه تنها به استان کبک تعلق دارد، از سیاست به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین حمایت کرده است. این حزب در سال‌های اخیر توانسته صندلی‌های قابل ملاحظه‌ای در مجلس کانادا داشته باشد و بخشی از جریان قدرت در این کشور به حساب بیاید. «بلوک کبکی» که ساختاری چپ‌گرایانه دارد سال‌ها موضوع پذیرش دولت فلسطین را در دستور کار خود داشت و حالا می‌تواند ادعا کند که دولت فدرال پس از سال‌ها به موضع آن‌ها رسیده است.

حزب «همبستگی کبک» هم سال‌هاست همین روند را دنبال کرده  و در جست‌وجوی پذیرش حقوق قانونی فلسطینی‌ها بوده است.

 

تشکل‌های دانشگاهی

یکی از بازتاب‌های تصمیم دولت کانادا برای به رسمیت شناختن دولت فلسطین شاید این باشد که بحث فلسطین را از سطح جامعه مدنی و دانشگاهی به قلب سیاست حزبی این کشور کشاند. آنچه زمانی به‌عنوان مطالبه‌ای شاید حاشیه‌ای یا موضوعی صرفاً اخلاقی تلقی می‌شد، امروز به سیاست رسمی دولت فدرال تبدیل شده است. اگر زمانی حمایت از مردم فلسطین تنها به تجمع‌هایی کوچک معدود می‌شد یا مقالاتی دانشگاهی، امروز در عرصه سیاست عمومی بحث در این بازه طرح شده‌است.

آینده نشان خواهد داد که آیا این شناسایی صرفاً یک ژست دیپلماتیک است یا آغازی برای تغییر جدی‌تر در روابط خارجی. کانادا که این روزها متحد قدیمی‌اش، آمریکا، را در کنارش نمی‌بیند، ظاهرا در حال حرکت به سمتی است که جایگاه‌اش را با گذشته متفاوت می‌کند. یا شاید کانادا به دورانی برمی‌گردد که همواره به عنوان یکی از ارکان صلح، در سازمان‌هایی همچون صلح‌بانان سازمان ملل داشته است. کانادایی‌ها در جریان نبرد دو کره یا در مساله کانال سوئز نقشی مهم برای ایجاد صلح ایفا کردند.

اما آن‌چه در عرصه سیاست کانادا در حال روی دادن است رادیکال‌تر شدن احزاب سیاسی‌ست؛ چپ‌ها منتقدتر شده‌اند و  محافظه‌کاران در مسیر حرکت به سویی که سرمایه و قدرت در جست‌وجوی آن است در حرکتند و لیبرال‌ها در میانه‌ این دو حرکت و کمی نامشخص.

 

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

پاپ لئوی چهاردهم: راه‌حل دو کشوری تنها گزینه پایان منازعه اسرائیل و فلسطین است

پاپ لئوی چهاردهم در نخستین سفر بین‌المللی خود، بر موضع دیرینه واتیکان در حمایت از راه‌حل دو کشوری تأکید کرده و آن را «تنها راه‌حل» برای پایان دادن به منازعه میان اسرائیل و فلسطینی‌ها دانسته است. 

کانادا ایران را به جاسوسی با هوش مصنوعی متهم کرد

مدیر سازمان امنیت داخلی کانادا، ایران را متهم کرد که از هوش مصنوعی و ابزارهای پیشرفته برای اجرای عملیات جاسوسی در کانادا استفاده کرده و این کشور در دست‌کم چند مورد، تهدیدهای «بالقوه مرگبار» را پیش از اجرا متوقف کرده است.

اسرائیل دیگر نمی‌تواند فلسطین را نادیده بگیرد اما «به رسمیت شناختن نمادین» درمان درد فلسطینیان نیست

فارن افرز: موج تازه به‌رسمیت‌شناختنِ فلسطین از سوی کشورهایی چون استرالیا، کانادا، فرانسه و بریتانیا با پاسخ تند تل‌آویو روبه‌رو شده و اگر به اقدام عملی گره نخورد، نه برای فلسطینی‌ها دستاوردی ملموس دارد و نه از انزوای رو‌به‌افزایش اسرائیل می‌کاهد.

گزارش خبری

کانادا پس از به رسمیت شناختن فلسطین؛ خطوط گسل سیاسی پررنگ‌تر می‌شود

تصمیم دولت مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در کنار رهبران سیاسی بریتانیا و فرانسه برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین را می‌توان یکی از مهم‌ترین تغییرات سیاست خارجی کانادا در دهه‌های اخیر دانست. این تصمیم نه‌فقط در عرصه بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشت، بلکه خطوط گسل سیاسی داخلی کانادا را هم به‌وضوح آشکار کرد.