سه شنبه، ۸ مهر ۱۴۰۴

نگاه جهان

ظهور سوسیالیست‌های جوان در آمریکا

وال استریت ژورنال- نسلی در آمریکا قد کشیده که سقوط ۲۰۰۸ را با پوست و استخوان حس کرد: از وام‌های مسکنِ گیج‌کننده تا اخراج‌های پی‌درپی، از قبض‌های درمان تا اجاره‌های افسارگسیخته. همین تجربه‌ی زیسته امروز بدل شده به انرژیِ سیاسی تازه‌ای که در محله‌ها، اتحادیه‌ها و کمپین‌های انتخاباتی موج می‌زند—و اوج نمادینش پیروزی قاطع زوهران ممدانیِ ۳۳ ساله در رقابت درون‌حزبیِ دموکرات‌ها برای شهرداری نیویورک است. این یک «اتفاق» نیست؛ نتیجه‌ی روندی است که از رنج ۲۰۰۸ شروع شد و با شبکه‌سازی میدانی، آموزش سیاسیِ جمعی، و کارِ مداوم روی سیاست‌های ملموس جان گرفت.

گِیب توبیاس سال ۲۰۰۶ در سانتا آنا، کالیفرنیا، به‌عنوان سازمان‌دهنده‌ی اجتماعی کنار خانواده‌های کم‌درآمد کار می‌کرد. مأموریت اولیه‌اش مشاوره‌ی درمانی بود، اما خیلی زود با موج خانواده‌هایی (بخصوص مهاجران اسپانیولی‌زبان) روبه‌رو شد که زیر بار وام‌های با نرخِ شناور خانه‌هایشان را از دست می‌دادند. او از نزدیک ترفندهای دلالان وام—از چند دست مدارک تا سوءاستفاده از اعتماد رهبران محلی—را دید و به جمع‌بندی تلخی رسید: «صنعتی هست که برای بیرون‌کشیدن پول از جیبِ کارگران ساخته شده است.»

همین نسل، از دلِ همان تجربه‌ها، آرام‌آرام از خدمات اجتماعیِ پراکنده به سازماندهیِ پیگیر رسید: گروه‌های محلی، شوراهای مستأجران، اتحادیه‌های نوپا و سپس پیوستن به کمپین‌های انتخاباتی. آن حلقه‌های کوچک همبستگی امروز کادرهایی را شکل داده که ستون فقرات چپِ نو در شهرهای بزرگ شده‌اند.

«اشغال وال‌استریت» دانشگاهِ میدانیِ این نسل بود: فهم نابرابری ساختاری، تمرین تصمیم‌جمعی و شبکه‌سازی. کهنه‌سربازان آن روزها حالا در سازمان‌هایی چون «حزب خانواده‌های کارگر» و «دموکرات‌های عدالت‌خواه» نقش‌های ارشد دارند و «سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا» (DSA)—خانه‌ی سیاسی ممدانی و الکساندریا اوکاسیو-کورتز—به سکوی اصلی آموزش و پشتیبانی بدل شده است. به تعبیر گِیب توبیاس، «بذرِ چپِ احیاشده امروز همان‌جا کاشته شد.»

چپِ تازه با یک صورت‌بندی اخلاقی روشن پیش می‌رود: در کشوری به این اندازه مولد و ثروتمند، فقر گسترده و فرسودگی نیروی کار پذیرفتنی نیست. چهره‌هایی چون برنی سندرز، اوکاسیو-کورتز و ممدانی این گزاره‌ی اخلاقی را به سیاست‌های عملی گره می‌زنند: «علت موجه» برای محدودکردن اخراج مستأجران، سقف‌گذاری بر اجاره‌ها، توسعه‌ی پوشش درمانی، شفافیت منافع و نظم‌دادن به رانت‌های شهری. راز اثرگذاری‌شان پیوند زدن آرمان با «کارِ کسل‌کننده‌ی بوروکراسی» است—همان‌چیزی که توبیاس درباره‌ی ممدانی می‌گوید «خوب بلد است».

برای بسیاری، محورِ سیاست امروز «خانه» است. جنِویو رَند، کنشگر ۲۸ ساله‌ی حقوق مستأجران، روایت می‌کند که چگونه تنگنای مالیِ خانواده‌اش بعد از ۲۰۰۸ به حذف کلاس‌های موسیقی و ورزش، نقل‌مکان اجباری و تکیه‌ی والدین به کلیسایی با خوانش آخرالزمانی انجامید. او در دانشگاه میان کارِ فست‌فودی و درس، با کارزار ۲۰۱۶ سندرز سیاسی شد؛ ۲۰۱۹ با همکارانش در ایتاکا اتحادیه زد، در دوران همه‌گیری نگران اخراج از خانه بود و نهایتاً به راه‌اندازی اتحادیه‌ی مستأجران ایتاکا کمک کرد—اتحادیه‌ای که با سازمان‌دهیِ DSA موفق شد اکثریتِ شورای شهری را با نمایندگانِ همدل با مستأجران ببیند. برای رَند، دموکراسی وقتی معنا دارد که «سقف» و «سفره» تأمین شود؛ وگرنه شعاری توخالی است.

این خطِ پیوند مستقیم از تجربه‌ی شخصی به کنش جمعی، امروز در بروکلین به درِ خانه‌ها می‌رسد: رَند با تی‌شرت «اجاره را فریز کنید» برای ممدانی خانه‌به‌خانه می‌چرخد؛ صدای مستأجران، سیاست شهری را صورت‌بندی می‌کند و «مسکن» را به محور بسیج بدل می‌سازد.

بسیاری از فعالان با امیدِ پاسخ‌گو کردن وال‌استریت به کارزار ۲۰۰۸ باراک اوباما پیوستند، اما از پاسخ‌های نیم‌بند سرخورده شدند. به‌جای انزوا، به عمل‌گراییِ محلی رو آوردند: حمایت از نامزدهای کم‌پول اما پرانرژی (مثل کارزار زِفیر تیچ‌آوت علیه اندرو کوئومو در ۲۰۱۴)، پیروزی غافلگیرکننده‌ی اوکاسیو-کورتز در ۲۰۱۸، و امروز کارزار ممدانی. توبیاس شبِ پیروزی ترامپ را دور از وطن، در صحرای مراکش تماشا کرد و وقتی به بروکلین برگشت، همین شبکه‌های قدیمی او را دوباره به قلب سیاست پیوند زد؛ حالا او «صندوق DSA» را برای کمک به حکمرانیِ منتخبین سوسیالیست هدایت می‌کند: «پیروزی زوهران فقط گام اول است.»

هم‌زمان، اقلیت‌هایی هم یک گام فراتر رفته‌اند. در کلاس کوچکی در دانشگاه توماس جفرسون فیلادلفیا، هسته‌ی محلی «کمونیست‌های انقلابی آمریکا» گرد هم می‌آیند؛ نه از نمادهای نسل‌های پیشین خبری هست و نه از شعارزدگی. بحث‌هایشان درباره‌ی «طبقه‌ی حاکم» و «دیالکتیک» بیش از هر چیز شبیهِ گروه‌های همیاری است: اذعان می‌کنند کمونیسمِ واقعی تا امروز در هیچ‌جا جواب نداده، اما بر سرِ روایتشان از شکست ۲۰۰۸ می‌مانند—یکی پدرِ بیکار و جامعه‌ی آب‌رفته‌اش در پنسیلوانیا را مثال می‌زند، دیگری سرخوردگی‌اش از مدرسه‌ی وارتون را.

در پس‌زمینه، نزاع ملی جریان دارد: افتِ تاریخی محبوبیت میانه‌روهای حزب دموکرات، بلاتکلیفی در مواجهه با ترامپ، و در مقابل، انرژی و سازمان‌یافتگی چپ میان جوانان (تا آنجا که نظرسنجیِ کِیتو/یوگاو نشان می‌دهد ۶۲ درصدِ ۱۸ تا ۲۹ ساله‌ها نگاهی مثبت به «سوسیالیسم» دارند). حتی کناره‌گیری اریک آدامز از تلاش برای انتخاب مجدد هم به میدان نیویورک شکل تازه‌ای داده است. مخالفانِ ممدانی پراکنده‌اند و پیروزی احتمالیِ او، بحثِ «چگونه حکمرانی کردن» را از فردا روی میز می‌گذارد.

پیروزی در صندوق پایان راه نیست؛ آغاز سخت‌ترین مرحله است. چپِ نو اگر می‌خواهد پایدار بماند، باید همان دقت و صبوریِ خیابان را به بودجه‌نویسی، مقرره‌گذاری و اجرا منتقل کند: متنِ لوایح، کمیته‌های شورا، چانه‌زنی با ذی‌نفعان و پاسخ‌گویی عمومی. اگر این «زنجیره» کار کند، موج‌های انتخاباتی به نهاد تبدیل می‌شود—و آن‌وقت سیاست شهری آمریکا دگرگونی‌ای پایدار را تجربه خواهد کرد.

منبع:

وال استریت ژورنال

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

نگاه جهان

ظهور سوسیالیست‌های جوان در آمریکا

نسلِ پس از بحران ۲۰۰۸ در آمریکا از خیابان و اتحادیه‌ها به قلب سیاست شهری رسیده و نمادش پیروزی زوهران ممدانی در رقابت شهرداری نیویورک است. این جنبش با محوریت مسکن، سازماندهی محلی و پیوند آرمان با بوروکراسی، می‌کوشد عدالت را از شعار به مقررات و حکمرانی تبدیل کند.