چهارشنبه، ۵ آذر ۱۴۰۴

گزارش خبری

آتش در جنگلِ پیر؛ الیت چالوس چگونه به نمادی از یک بحران ملی تبدیل شد؟

تحریریه نیماد – باد، دود را تا روستا می‌آورد. بوی چوب خیس‌نخورده و برگ‌های خشک‌شده در ششمین پاییزِ خشکِ پیاپی، در کوچه‌های الیت می‌پیچد؛ روستایی کشیده بر شیب کوه‌های چالوس.

در اخبار رسمی ابتدا «چند هکتار» سوخته معرفی شد و بعد، تصاویر ماهواره‌ای نشان داد ابری از دود، مساحتی به‌مراتب بزرگ‌تر را پوشانده است؛ جایی که نقشه‌های جهانی آن را یکی از کهن‌ترین جنگل‌های کره زمین می‌شناسند.

آتش‌سوزی جنگل الیت، فقط یک حادثه طبیعی در یک نقطه جغرافیایی نیست؛ روایتی فشرده از تقاطع بحران اقلیمی، فرسودگی ساختار مدیریتی، امنیتی شدن محیط‌زیست و خستگی افکار عمومی در ایران است.

 

جنگل هیرکانی؛ جنگلی ۵۰ میلیون ساله در آتش

الیت در حاشیه جنگل‌های هیرکانی نشسته؛ مجموعه‌ای از جنگل‌های پهن‌برگِ همیشه‌سبز که از شرق استان گلستان تا غرب گیلان و اردبیل کشیده شده و در سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. این جنگل‌ها را «بازمانده دوران سوم زمین‌شناسی» می‌دانند؛ اکوسیستمی حدوداً ۵۰ میلیون ساله که امروز بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاه عروقی را در خود جای داده و صدها گونه از آن‌ها بومی و در خطر انقراض‌اند.

همین ویژگی است که از آتش‌سوزی الیت فراتر از یک «حادثه محلی» می‌سازد؛ هر هکتاری که می‌سوزد، بخشی از میراث جهانی است که در چند دهه‌ی اخیر در برابر چرای بی‌رویه، جاده‌کشی، ویلاسازی، برداشت چوب و حالا موج‌های پیاپی آتش‌سوزی آسیب دیده است.

 

از «چند هکتار» تا ده‌ها هکتار؛ اختلافی که خودش خبر است

درباره این‌که آتش در الیت دقیقاً از کِی شعله‌ور شده، دست‌کم دو روایت وجود دارد. استاندار مازندران می‌گوید حریق از شامگاه ۲۴ آبان آغاز شده و تیم‌های عملیاتی بلافاصله اعزام شده‌اند. اما داوطلبان محلی و فعالان محیط‌زیست، شروع آتش را حدود ۱۰ آبان می‌دانند؛ یعنی زمانی که اولین دودها از شیب‌های صعب‌العبور منطقه چهار باغ و دره‌های اطراف الیت به‌چشم آمده بود. بر اساس این روایت، جنگل نزدیک به سه هفته است که درگیر آتش است.

اختلاف فقط بر سر زمان نیست. استاندار در روزهای اول، سطح حریق را حدود پنج هکتار اعلام کرد؛ «به تعداد انگشتان یک دست». اما بررسی‌های مستقل و نقشه‌های ماهواره‌ای که در رسانه‌هایی چون فرارو منتشر شده، از سوختن دست‌کم ۱۸۰ هکتار جنگل در منطقه الیت و چهار باغ خبر می‌دهند؛ بعضی برآوردهای بین‌المللی هم برای کل آتش‌سوزی‌های اخیر هیرکانی، رقم‌هایی تا چندصد هکتار را محتمل می‌دانند.

این شکاف عددی، صرفاً بحث کارشناسی نیست؛ در کشوری که افکار عمومی سال‌هاست تجربه «کوچک‌نمایی» فجایع را پشت سر گذاشته، هر اختلافِ آماری به‌سرعت به نشانه‌ای از بی‌اعتمادی ساختاری تبدیل می‌شود.

 

ایرانِ خشک، جنگلِ خشک‌تر؛ زمینه اقلیمی یک فاجعه

آتش الیت در خلأ شکل نگرفته است. داده‌های رسمی نشان می‌دهد که ایران امسال در ششمین پاییز خشکِ متوالی خود به‌سر می‌برد. به‌گفته سازمان هواشناسی، مجموع بارش‌ها از ابتدای پاییز تا ۱۹ آبان، نسبت به میانگین بلندمدت بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد کاهش داشته و کشور در این بازه فقط حدود ۰/۸ میلی‌متر باران دریافت کرده؛ رقمی که عملاً خاک و پوشش گیاهی را به موادِ آماده‌احتراق تبدیل کرده است.

هم‌زمان پایداری جو و نبود بارش در هفته‌های اخیر، کلان‌شهرهایی چون تهران، کرج، اصفهان، تبریز و مشهد را در وضعیت هوای ناسالم و نزدیک به مرز «خطرناک» نگه داشته است.

 این تصویر دوگانه – آسمانی خاکستری بر شهرها و شعله‌هایی که کوه و جنگل را می‌بلعد – برای بسیاری از ایرانیان به تجربه زیسته‌ی روزمره تبدیل شده: کشوری که هم‌زمان هم از خشکسالی رنج می‌برد، هم از آلودگی هوا.

در چنین زمینه‌ای، یک جرقه کوچک – چه انسانی، چه طبیعی – کافی‌ست تا آتش، در برگ‌های خشکِ کف جنگل و شیب‌های بادخورِ الیت، با سرعتی غیرقابل‌مهار پیش برود.

 

نبرد نابرابر با آتش؛ از داوطلبان محلی تا هواپیماهای ترکیه

زمینی که آتش در آن افتاده، فقط «جنگل» نیست؛ مجموعه‌ای از دره‌ها و پرتگاه‌ها و شیب‌های تند است که دسترسی زمینی را سخت می‌کند. گزارش‌ها از صخره‌ای و بسیار شیب‌دار بودن توپوگرافی الیت و بادهای شدید کوهستانی می‌گویند که هر بار شعله‌ها را دوباره بیدار کرده‌اند.

در روزهای اول، بارِ اصلی اطفای حریق بر دوش جنگلبانان، نیروهای منابع طبیعی، محیط‌بانان و داوطلبان محلی بود که با ابزارهای ابتدایی، در ارتفاعات صعب‌العبور تلاش می‌کردند «خط آتش» بسازند. تصاویر گریه جنگلبانان هنگام سوختن درختان – که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد – شاید دقیق‌ترین تصویر از احساسِ ناتوانی در برابر آتشی بود که هر بار مهار می‌شد و دوباره، با یک باد گرم، از جایی دیگر جان می‌گرفت.

با گسترش شعله‌ها، دولت ناچار شد برای مهار آتش در جنگلی که خود به‌عنوان «میراث جهانی» معرفی‌اش کرده، از خارج کمک بخواهد. هواپیماهای ایلیوشین و چند بالگرد ترکیه وارد مازندران شدند و بر فراز جنگل‌های الیت آب‌ریزی کردند. اگرچه اعزام هواپیماها و بالگرد ترکیه تأیید شده، اما گزارش‌های موجود به روشنی نمی‌گویند دقیقاً چه زمانی این هواپیماها وارد منطقه شدند و چقدر سهم عملیاتی داشتند، از جمله چند فرود، چه مقدار آب‌ریزی، و در کدام بخش‌ها.

در روایت رسمی، این همکاری، نشانه‌ای از «دیپلماسی موفق بحران» معرفی شد. اما از نگاه منتقدان، اینکه جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها تجربه آتش‌سوزی در جنگل‌های شمال و غرب کشور، همچنان فاقد ناوگان مؤثر هواپیماهای آب‌پاش و بالگردهای ویژه اطفای حریق است و در اوجِ بحران ناچار به درخواست کمک فوری می‌شود، خود برگه‌ای دیگر از کارنامه ضعف مدیریت محیط‌زیست و بحران در ایران است.

مقام‌های مدیریت بحران، حالا می‌گویند آتش «به‌طور کامل یا تا حد زیادی مهار شده» و دیگر شعله‌ای از جنگل زبانه نمی‌کشد، هرچند کارشناسان هشدار می‌دهند که در چنین شرایط خشکی، کوچک‌ترین جرقه می‌تواند آتش را دوباره روشن کند.

 

افکار عمومی؛ از اشک جنگلبان تا امنیتی شدن یک فاجعه زیست محیطی

آتش الیت در شبکه‌های اجتماعی، سریع‌تر از رسانه‌های رسمی شعله کشید. هشتگ‌ها، ویدیوها و روایت‌های شخصی از داوطلبانی که با دست‌های خالی به جنگ آتش رفته بودند، بسیاری را به این پرسش کشاند که چرا در پوشش رسمی ماجرا، چنین تأخیری و چنین سکوتی دیده می‌شود.

رسانه‌هایی در داخل کشور مستقیماً از مجریان صداوسیما پرسیدند چرا همان شبکه‌هایی که آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا را لحظه‌به‌لحظه و با لحنی تمسخرآمیز علیه آمریکا پوشش می‌دادند، حالا بعد از نزدیک به سه هفته از آتش گرفتن جنگل‌های هیرکانی مازندران، تقریباً سکوت کرده‌اند.

هم‌زمان، انتشار شایعه‌ی بازداشت دهیار روستای الیت – به‌اتهام اطلاع‌رسانی درباره ابعاد آتش‌سوزی – موج دیگری از نگرانی را دامن زد. قوه قضاییه در نهایت، با صدور بیانیه، این خبر را «کذب» خواند و رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی، ماجرا را به «رسانه‌های معاند» نسبت دادند.

گزارش‌هایی هم از فشار بر روی فعالان حوزه‌ی محیط زیست که سعی در اطلاع‌رسانی شدت آتش‌سوزی داشتند، حکایت می‌کند. از جمله حامد تیزرویان که خواستار پاسخ‌گویی مسئولان در زمینه آتش سوزی شد، اما چندی بعد صفحه اینستاگرام او خالی از محتوا شد.

شکل‌گیری فضای مراقبت و فشار بر روی فعالان مستقل و ناچارشدن از اعلام واکنش رسمی در مقابل اخبار مربوط به سرکوب اعتراض فعلان محیط زیست، به خوبی نشان‌دهنده حساسیت امنیتی اطرافِ یک مسئله زیست‌محیطی است: حادثه‌ای که در بسیاری از کشورها به‌طور طبیعی با حضور فعال رسانه‌ها، خبرنگاران محلی و گروه‌های مدنی پوشش داده می‌شود، در ایران به پرونده‌ای تبدیل می‌شود که در آن، افکار عمومی باید مرتباً «اقناع» شود که کسی به خاطر حرف‌زدن درباره آتش‌سوزی بازداشت نشده است.

در یک نمونه دیگر، خبرنگاران هنگام پرسش از رئیس سازمان منابع طبیعی درباره میزان خسارت، با پاسخی طفره‌آمیز و «عجیب» روبه‌رو شدند؛ ویدئوی این واکنش، خود به سند دیگری از فاصله میان زبان رسمی و انتظار افکار عمومی برای شفافیت تبدیل شد.

 

علت آتش‌سوزی؛ میان طبیعت و خطای انسان

مقام‌های مسئول می‌گویند علت آتش‌سوزی در جنگل‌های الیت «در دست بررسی» است و اگر ثابت شود عوامل انسانی دخیل بوده‌اند، اعلام خواهد شد.

در افکار عمومی اما چند دسته فرضیه دست‌به‌دست می‌شود:

علل طبیعی و اقلیمی: خشکسالی، کاهش شدید بارندگی، گرمای غیرمعمولِ پاییز و پوشش متراکم برگ‌های خشک، جنگل را به انبار باروت تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، یک صاعقه، یک شیشه شکسته یا حتی اصطکاک شدید درختان در باد شدید می‌تواند جرقه اولیه را ایجاد کند.

سهل‌انگاری و خطای انسانی: تجربه آتش‌سوزی‌های سال‌های گذشته در جنگل‌های شمال نشان می‌دهد که بخش بزرگی از حریق‌ها، مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از خطای انسانی است؛ از رها کردن آتشِ روشن در پیک‌نیک و سوزاندن بقایای کشاورزی گرفته تا بی‌احتیاطی شکارچیان و رانندگان ماشین‌آلات. در یک نمونه مشابه در همین جنگل‌های هیرکانی، مقام‌های منابع طبیعی پیش‌تر «غفلت شکارچیان غیرقانونی و حفاران» را علت شعله‌ور شدن آتش دانسته بودند.

انگیزه‌های سوداگرانه و توسعه‌محور: خاطره‌ی عمومی از تغییر کاربری، ویلاسازی، جاده‌سازی و پروژه‌های عمرانی در دل جنگل، باعث شده بخشی از جامعه به هر آتش‌سوزی با عینک سوء‌ظن نگاه کند: آیا این آتش، در خدمت خالی کردن عرصه برای پروژه‌ای تازه نیست؟ تا این لحظه، هیچ سند رسمی‌ای این فرضیه را درباره الیت تأیید نکرده، اما خودِ وجود چنین ظنی، نشانه‌ای از شکاف عمیق اعتماد است.

این فرضیه‌ها همه به نقطه‌ای مشترک می‌رسند: حتی اگر آتش، در سطح فردی ناشی از یک خطای کوچک باشد یا در سطح طبیعی، محصول خشکسالی و باد، ساختار حاکمیتی است که باید با سیاست‌های پیشگیرانه، آموزش عمومی، تجهیز ناوگان اطفای حریق، مدیریت کاربری زمین و شفافیت اطلاعاتی، این خطاها و آسیب‌پذیری‌ها را به حداقل برساند. وقتی چنین سیستم پیشگیرانه‌ای وجود ندارد، آتش‌سوزی‌ها از «حادثه» به «نشانه» تبدیل می‌شوند؛ نشانه‌ای از حکمرانی فرسوده بر محیط‌زیست.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

گزارش خبری

آتش در جنگلِ پیر؛ الیت چالوس چگونه به نمادی از یک بحران ملی تبدیل شد؟

آتش‌سوزی جنگل‌های هیرکانی در الیت چالوس، به روایتی از بحران اقلیمی، فرسودگی مدیریت محیط‌زیست و شکاف عمیق اعتماد عمومی تبدیل شد؛ حادثه‌ای که از اشک جنگلبانان تا درخواست کمک هوایی از ترکیه، در مرکز توجه افکار عمومی قرار گرفت.