یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴

دیدگاه

بحران ونزوئلا؛ وقتی مردم قربانی دوگانه مادورو ـ آمریکا می‌شوند

سجاد زند

سجاد زند

سجاد زند روزنامه‌نگار و از اعضای شورای سردبیری نیماد است

وقتی به ونزوئلا نگاه می‌کنم، کشوری که هم‌اکنون افریته جنگ را بیش از هر زمان دیگری بیشتر حس می‌کند، نخستین چیزی که می‌بینم فقط یک بحران سیاسی-امنیتی نیست؛ بلکه فروپاشی آرام و در عین حال هولناکِ یک جامعه است؛ شهروندان از یک سو با مسائل اجتماعی-اقتصادی روبرو هستند و از سوی دیگر سایه جنگ را بالای سر خود می‌بینند.

ونزوئلا که روزگاری ثروتمندترین اقتصاد آمریکای لاتین بود، حالا با تورم سرسام‌آور، سقوط تولید نفت، و کمبود گسترده‌ غذا و دارو دست‌وپنجه نرم می‌کند. فقر شدید به واقعیت روزمره میلیون‌ها نفر تبدیل شده و خانواده‌ها برای بقا میان صف‌های طولانی، قطع برق، و آب جیره‌بندی‌شده سرگردان‌اند. آموزش و سلامت، دو ستون اصلی یک زندگی انسانی، چنان فرسوده شده‌اند که کودکان از کلاس درس دور می‌مانند و بیماری‌هایی که سال‌ها کنترل‌شده بودند دوباره شیوع پیدا کرده‌اند.

در این شرایط، برخی گمان می‌کنند که نقد علیه تجاوز احتمالی آمریکا به ونزوئلا، به معنی حمایت از نیکلاس مادورو است. چطور می‌شود از کسی حمایت کرد که هرگونه صدای آزادی را خفه می‌کند؟ انتقاد از ترامپ و قلدری‌ای که تنها با زبان سرکوب و حمله حرف می‌زند، ربطی به حمایت از یک حکومت اقتدارگرا ندارد.

سرکوب ساختاری و خشونت سیاسی این روزهای ونزوئلا ناشی از انسداد سیاسی حکومت مادوروست، حکومتی که هر انتقاد را تهدید می‌بیند و فضای عمومی را به منطقه‌ خطر تبدیل کرده است. بازداشت‌های خودسرانه، ربایش و ناپدیدسازی، شکنجه، و محدودیت شدید آزادی رسانه‌ها بازتاب خفقان سیاسی مادورو در ونزوئلاست.

 

پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۲۰۲۴، بیش از دو هزار نفر از جمله روزنامه‌نگاران، استادان دانشگاه، فعالان کارگری و دانشجویی توسط دولت مادورو بازداشت شده‌اند و ونزوئلا «چرخشی روشن به‌سوی اقتدارگرایی» داشته است.

پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۲۰۲۴، بیش از دو هزار نفر از جمله روزنامه‌نگاران، استادان دانشگاه، فعالان کارگری و دانشجویی توسط دولت مادورو بازداشت شده‌اند و ونزوئلا «چرخشی روشن به‌سوی اقتدارگرایی» داشته است. پس از آن، بخش قابل توجهی از چپ‌گرایان که پیش‌تر حامی دولت بودند، به منتقدان صریح او تبدیل شدند. از نگاه چپ‌گرایان، سیاست‌های اقتصادی مادورو، از خصوصی‌سازی پنهان تا واگذاری امتیازات به شرکت‌های خارجی، «نه سوسیالیستی است و نه در خدمت طبقهٔ کارگر».

از سوی دیگر، عملکرد اقتدارگرایانهٔ مادورو با انتقاد رسانه‌های بین‌المللی نیز همراه بوده است. مطابق گزارش‌های «صدای چپ»، رسانهٔ مارکسیستی مستقر در ایالات متحده، دولت مادورو در سال‌های گذشته بارها فعالان کارگری، گروه‌های چپ مستقل و سازمان‌های مارکسیستی منتقد را بازداشت و سرکوب کرده است. این رسانه می‌نویسد که دولت با تکیه بر عنوان «ضد امپریالیسم»، مطالبه‌گری صنفی و اجتماعی را خاموش می‌کند، و «دفاع از مردم ونزوئلا الزاماً به معنی دفاع از مادورو» نیست.

ابعاد اقتصادی و ژئوپولیتیک بحران نیز تصویر روشن‌تری از تنش‌های موجود ارائه می‌دهد. ونزوئلا با داشتن ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت، یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد؛ ذخایری که شش برابر ذخایر نفتی ایالات متحده است. این کشور تا اواسط دههٔ ۱۹۹۰ روزانه یک و نیم تا دو میلیون بشکه نفت به آمریکا صادر می‌کرد و یکی از منابع اصلی تأمین انرژی این کشور بود. اما با روی کار آمدن هوگو چاوز، این صادرات به‌تدریج کاهش یافت و در دوران مادورو تقریباً متوقف شد.

در مقابل، چین با سرمایه‌گذاری حدود ۶۰ میلیارد دلار، از استخراج نفت سنگین گرفته تا پروژه‌های برق، کشاورزی و حمل‌ونقل، عملاً به بازیگر اصلی اقتصاد ونزوئلا تبدیل شد. چین، که خود را رقیب قدرتمند امپریالیسم آمریکا می‌بیند، وارد منطقه‌ای شده که زمانی «حیاط خلوت آمریکا» نامیده می‌شد. این تغییر موازنهٔ ژئواستراتژیک، یکی از سرچشمه‌های اصلی تنش‌های امروز میان ایالات متحده و ونزوئلاست؛ کشوری که خود در چنبرهٔ بحران‌های حل‌نشدهٔ داخلی گرفتار است.

بحران ونزوئلا تنها سیاسی و ژئوپولیتیک نیست. حداقل حقوق در ونزوئلا در دوره‌هایی به کمتر از یک دلار در ماه سقوط کرده است و بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود با مشکل جدی روبه‌رو هستند.

اما چنان‌چه پیشتر هم اشاره کردم بحران ونزوئلا تنها سیاسی و ژئوپولیتیک نیست. بر اساس تحلیل‌های «دیدگاه بین‌المللی»، نشریهٔ وابسته به جریان‌های تروتسکیستی اروپا، حداقل حقوق در ونزوئلا در دوره‌هایی به کمتر از یک دلار در ماه سقوط کرده است و بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود با مشکل جدی روبه‌رو هستند.

کمک‌هزینه‌های دولتی نیز اغلب بی‌ثبات و گزینشی پرداخت می‌شود؛ اقدامی که «بیش از آن‌که حمایت اجتماعی باشد، ابزار کنترل» تلقی شده است. بحران خدمات عمومی، کمبود دارو و فروپاشی زیرساخت‌ها، فشار اقتصادی سنگینی را بر مردم تحمیل کرده است. فراموش نکنیم که در کنار ناکارآمدی و استبداد حکومت مادورو، تحریم‌ها هم اقتصاد ونزوئلا را به شدت تضعیف کرده است.

اقتصاد ونزوئلا در وضعیتی شکننده قرار دارد؛ اقتصادی که پس از فروپاشی‌های پیاپی، هنوز بسیار پایین‌تر از سطح پیش از بحران ایستاده و تنها نشانه‌هایی از «رشد آهسته» را نشان می‌دهد. با وجود اندکی افزایش تولید ناخالص داخلی و کاهش نسبی تورم، واقعیت زندگی روزمره مردم چیز دیگری‌ست: بیش از ۸۰ درصد جمعیت در فقر و ۵۳ درصد در فقر مطلق زندگی می‌کنند، و ارزش بولیوار همچنان در حال سقوط است. وابسته شدن اقتصاد به دلار هم هزینه‌های واردات و هم فشار بر دستمزدها را افزایش داده و درآمدهای نفتی به‌دلیل تحریم‌های آمریکا و کاهش ظرفیت تولید، بسیار محدود است. تورم اگرچه از دوران ابرتورم فاصله گرفته، اما همچنان یکی از بالاترین‌ها در جهان است؛ این آمار در سال ۲۰۲۴ بین ۴۷ تا ۶۰ درصد گزارش شده و در سال ۲۰۲۵ بین ۲۵۴ تا حتی ۵۰۰ درصد گمانه‌زنی می‌شود.

آمار رسمی بیکاری نیز تصویری واقعی از بازار کار ارائه نمی‌دهد. دولت می‌گوید نرخ بیکاری حدود ۵.۵ درصد است، اما این رقم در کشوری با چنین بحران‌هایی چنین گسترده، بیشتر یک عدد اداری است تا بازتاب واقعیت؛ چرا که تقریباً نیمی از جمعیت فعال یا از بازار کار کنار رفته‌اند یا در کارهای کاملاً غیررسمی و بی‌ثبات مشغول‌اند.  آمار غیر رسمی میزان احتمالی ۳۰ تا ۴۰ درصد را گمانه‌زنی می‌کند. دستمزدها نیز در حدی کم است که عملاً توان خرید را از کارگران گرفته؛ حداقل دستمزد رسمی حدود ۳ دلار و نیم در ماه است، آن هم در اقتصادی که قیمت‌ها به دلار محاسبه می‌شود.

از سال ۲۰۱۹، فرسودگی شبکهٔ برق خاموشی‌های گسترده ایجاد کرده و مردم روزانه ساعت‌ها از برق و آب آشامیدنی محروم‌اند. هم‌زمان، نبود آزادی‌های سیاسی و افزایش سرکوب، به ویژه در دو سال گذشته، بازداشت گستردهٔ فعالان سیاسی، کارگری، معلمان، وکلا و روزنامه‌نگاران را به دنبال داشته است.

سیاست خارجی ایالات متحده، به‌ویژه در دورهٔ ترامپ، بر تهدید نظامی، تحریم‌های شدید و مداخلهٔ سیاسی بنا شده است؛ سیاست‌هایی که فشار اصلی آن‌ها بر مردم عادی وارد می‌شود، نه بر ساختار قدرت.

این وضعیت به مهاجرتی بی‌سابقه انجامیده است: حدود ۷ میلیون ونزوئلایی کشور را ترک کرده‌اند؛ یعنی نزدیک به یک‌چهارم جمعیت؛ مردمی که میان ناامنی اقتصادی و خطرهای مسیرهای مهاجرت گرفتارند و در کشورهای میزبان نیز با تبعیض، استثمار و بی‌ثباتی روبه‌رو می‌شوند.به این ترتیب، آیا حکومت ونزوئلا قابل دفاع است؟

نقد آمریکا و سیاست‌های دولت ترامپ، هیچ‌گاه به معنای تأیید مادورو نیست. سیاست خارجی ایالات متحده، به‌ویژه در دورهٔ ترامپ، بر تهدید نظامی، تحریم‌های شدید و مداخلهٔ سیاسی بنا شده است؛ سیاست‌هایی که فشار اصلی آن‌ها بر مردم عادی وارد می‌شود، نه بر ساختار قدرت. تجربهٔ تاریخی آمریکای لاتین نشان داده است که مداخلهٔ خارجی نه به دموکراسی منجر شده و نه به بهبود وضعیت معیشت مردم.

می‌توان و باید با هر دو مخالفت کرد: هم با امپریالیسمی که با تحریم و تهدید سرنوشت ملت‌ها را مهندسی می‌کند، و هم با حکومتی که آزادی شهروندانش را محدود، مخالفان را سرکوب و جامعه را در فقر و بی‌ثباتی نگه می‌دارد. در نهایت، تنها موضع انسانی، ایستادن در کنار مردم ونزوئلاست، نه در کنار مادورو و نه در کنار ترامپ. انتخاب میان ترامپ یا مادورو، این دوگانهٔ ساختگی، رنج و ارادهٔ مردم را نادیده می‌گیرد.

ونزوئلا، همان‌طور که امروز ایستاده، آینه‌ای است از این‌که چگونه فروپاشی سیاسی و اقتصادی می‌تواند به یک بحران انسانی تمام‌عیار تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

دیدگاه

بحران ونزوئلا؛ وقتی مردم قربانی دوگانه مادورو ـ آمریکا می‌شوند

می‌توان و باید با هر دو مخالفت کرد: هم با امپریالیسمی که با تحریم و تهدید سرنوشت ملت‌ها را مهندسی می‌کند، و هم با حکومتی که آزادی شهروندانش را محدود، مخالفان را سرکوب و جامعه را در فقر و بی‌ثباتی نگه می‌دارد.