همزمان با نزدیک شدن به پایان مهلت آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا، روزنامه گاردین چاپ بریتانیا در سرمقاله خود با نگاهی فراتر از میدان نبرد، بر هزینههای اقتصادی این جنگ تمرکز کرده و هشدار میدهد که بار اصلی این بحران نه بر دوش دولتها، بلکه بر زندگی فقیرترین اقشار جهان سنگینی خواهد کرد. در ادامه برگردانی از این گزارش تحلیلی را میخوانید.
***
به گفته مقامهای ایرانی، از زمان آغاز جنگی که ایالات متحده و اسرائیل آغاز کردند، بیش از ۳۳۰۰ نفر در ایران کشته شدهاند؛ از جمله ۳۸۳ کودک.
دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره پایان مهلت آتشبس در روز چهارشنبه، ابتدا گفت انتظار دارد حملات از سر گرفته شود، اما سپس بهطور یکجانبه اعلام کرد این آتشبس را «تا زمان پایان مذاکرات» تمدید میکند.
صرفنظر از اینکه مذاکرات صلح میان ایران و آمریکا در اسلامآباد به کجا برسد، یا حتی برگزار شود یا نه، هزینههای این درگیری فاجعهبار همچنان افزایش خواهد یافت. تنها نقطه اشتراک طرفین این است که هر دو به صلح نیاز دارند، اما هر یک تصور میکند میتواند دیگری را به دادن امتیازهای مهم وادار کند.
ایران با استفاده از پهپادها و موشکهای خود ضربات سنگینی وارد کرده، اما میداند که سلاح اصلیاش فشار اقتصادی است؛ فشاری که عمدتا از طریق کنترل تنگه هرمز اعمال میشود. صندوق بینالمللی پول هفته گذشته هشدار داد که تشدید بیشتر تنشها میتواند اقتصاد جهان را وارد رکود کند. کریستالینا جورجیوا نیز پیشتر گفته بود که حتی اگر این بحران بهسرعت پایان یابد، همچنان تهدیدی برای اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند.
هزینهها با گذشت زمان افزایش مییابد. اما اگرچه این فشارها بهطور گسترده توزیع میشوند، بههیچوجه بهطور برابر تقسیم نمیشوند. افزایش قیمت انرژی، مواد غذایی و کودهای شیمیایی، بیش از همه کشورهای فقیر و وابسته به واردات را تحت فشار قرار خواهد داد.
اقتصاد ایران پیش از این نیز، در نتیجه سالها تحریم و ناکارآمدی ساختاری، در وضعیت دشواری قرار داشت. با این حال، این نظام بهگونهای شکل گرفته که در برابر فشارها تابآوری داشته باشد و تاکنون از فشارهای نظامی و راهبردی جان سالم به در برده است. در عین حال، تهران میداند هزینه این جنگ برای آمریکا نیز بسیار سنگین است. کاخ سفید هفته گذشته از ارائه برآورد دقیق خودداری کرد، اما گزارشها حاکی است که پنتاگون هزینههای نظامی را تنها در شش روز نخست بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار اعلام کرده، رقمی که بسیاری آن را کمتر از واقع میدانند. لیندا بیلمز، استاد مالیه عمومی در دانشگاه هاروارد، برآورد میکند که با در نظر گرفتن عواملی مانند بهره بدهیها و هزینههای بلندمدت مربوط به کهنهسربازان، این جنگ در نهایت ممکن است تا یک تریلیون دلار برای آمریکا هزینه داشته باشد.
با این حال، هزینههای مستقیم تنها آغاز ماجراست. نوسانات شدید قیمت نفت به سود کسانی تمام شده که توانایی سرمایهگذاری در این بازار را دارند. اما مؤسسه آمریکن اینترپرایز برآورد کرده است که هزینه کلی این بحران برای هر خانوار آمریکایی، از جمله از طریق افزایش قیمت انرژی، معادل ۴۱۰ دلار خواهد بود. بنیاد سنتری نیز تأکید میکند که این «سموم اقتصادی» زمانی برای رأیدهندگان آمریکایی دشوارتر قابلتحمل میشود که این درگیری از نظر اخلاقی و راهبردی توجیهپذیر نباشد.
در بریتانیا نیز پیشبینی میشود هر خانوار سالانه حدود ۴۸۰ پوند فقیرتر شود. برنامه توسعه سازمان ملل متحد هشدار داده است که کشورهای عربی تنها در یک ماه نخست جنگ ممکن است با کاهش اقتصادی بین ۱۲۰ تا ۱۹۴ میلیارد دلار مواجه شوند. حتی چین که در ابتدا واکنشی نسبتا آرام داشت، اکنون بهنظر میرسد نسبت به پیامدهای این بحران نگرانتر شده است.
اما افزایش قیمت مواد غذایی، بیش از همه، فقیرترین اقشار را هدف قرار میدهد؛ کسانی که بخش بیشتری از درآمد خود را صرف تأمین نیازهای اولیه میکنند. برنامه جهانی غذا هشدار داده است که ۴۵ میلیون نفر دیگر، عمدتا در آسیا و آفریقا، ممکن است به ناامنی شدید غذایی دچار شوند.
در شرایطی که نیازها رو به افزایش است، بودجههای کمکهای بشردوستانه کاهش یافتهاند. به گفته تام فلچر، مسئول امور بشردوستانه سازمان ملل، هزینههایی که صرف جنگ و نابودی شده، میتوانست جان ۸۷ میلیون نفر را نجات دهد.
همچنین واقعیتی تلخ این است که پیامدهای اقتصادی این جنگ، جان انسانهای بیشتری را خواهد گرفت.
صلح حتی اگر همین فردا حاصل شود، نمیتواند این خسارتها را جبران کند. اما هرچه این جنگ طولانیتر شود، ابعاد ویرانی آن گستردهتر خواهد شد.







