تحریریه نیماد – کوبا بار دیگر در مرکز یکی از جدیترین بحرانهای سیاسی و انسانی خود پس از فروپاشی شوروی قرار گرفته است؛ بحرانی که از خاموشیهای طولانی و کمبود سوخت آغاز شده، اما اکنون به میدان تازهای از رویارویی میان هاوانا و واشینگتن بدل شده است. در روزهایی که بخشهایی از پایتخت و استانهای شرقی کوبا ساعتها و گاه بیش از یک شبانهروز در خاموشی ماندهاند، سفر کمسابقه جان رتکلیف، رئیس سازمان سیآیای، به هاوانا و پیشنهاد ۱۰۰ میلیون دلاری کمک بشردوستانه آمریکا، نشان میدهد که بحران انرژی در این جزیره کارائیب دیگر فقط مسئله برق و سوخت نیست؛ بلکه به آزمونی برای بقای سیاسی دولت کوبا و سنجش راهبرد تازه آمریکا در نیمکره غربی تبدیل شده است.
در تازهترین تحول، شبکه برق کوبا روز پنجشنبه ۱۴ مه دچار فروپاشی گسترده در استانهای شرقی شد؛ از گوانتانامو تا سیهگو د آویلا بخشهایی از کشور در تاریکی فرو رفتند و شرکت برق دولتی کوبا زمان مشخصی برای بازگشت کامل برق اعلام نکرد. همزمان، خاموشیها در هاوانا نیز به ۲۰ تا ۲۴ ساعت در روز رسیده و اعتراضهای خیابانی با کوبیدن قابلمهها، بستن خیابانها و آتش زدن زبالهها شکل گرفته است.
ریشه بحران امروز کوبا در ترکیبی از چند عامل است: فرسودگی مزمن نیروگاهها، بحران اقتصادی طولانی، کمبود ارز، کاهش توان واردات، و وابستگی شدید به سوخت خارجی. کوبا بنا بر گزارش آسوشیتدپرس تنها حدود ۴۰ درصد سوخت مورد نیاز اقتصاد خود را تولید میکند و برای ادامه کار نیروگاهها، حملونقل، خدمات درمانی و زنجیره غذایی به واردات نفت و فرآوردههای نفتی وابسته است. این وابستگی در سالهای گذشته با کاهش کمکهای ونزوئلا و محدودیتهای تازه آمریکا به نقطه بحرانی رسیده است.
وزیر انرژی کوبا، ویسنته دلا او لوی، در تلویزیون دولتی اعلام کرده که کشور «عملاً هیچ نفت کوره و هیچ دیزلی» در ذخایر خود ندارد. همین جمله، عمق بحران را روشن میکند: خاموشیها فقط نتیجه خرابی شبکه نیستند، بلکه نشانه تمام شدن سوختی هستند که باید نیروگاهها، بیمارستانها، پمپهای آب، حملونقل عمومی و زنجیره توزیع غذا را زنده نگه دارد. گزارشها میگویند برخی عملهای جراحی در بیمارستانها لغو شده، مدارس و ادارهها تعطیل شدهاند و فساد مواد غذایی به دلیل از کار افتادن یخچالها به معضل روزمره خانوادهها بدل شده است.
نقش آمریکا در این بحران محل مناقشه اصلی است. دولت کوبا میگوید واشینگتن با تشدید تحریمها و تهدید کشورهایی که به کوبا نفت میرسانند، عملاً یک «محاصره انرژی» علیه جزیره ایجاد کرده است. گزارشهای رویترز و گاردین نیز میگویند فشارهای دولت دونالد ترامپ، از جمله تهدید تعرفهای علیه کشورهایی که به هاوانا سوخت میفرستند، باعث کاهش یا توقف ارسال نفت از سوی تأمینکنندگان سنتی مانند ونزوئلا و مکزیک شده است.
با این حال، تقلیل بحران کوبا به تحریم آمریکا نیز تصویر کاملی به دست نمیدهد. دولت کوبا سالهاست با ناکارآمدی اقتصادی، ضعف سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی، نظام اداری بسته، و ناتوانی در جذب منابع پایدار روبهروست. به بیان دیگر، فشار آمریکا بحران را به نقطه انفجار رسانده، اما این انفجار بر زمینی رخ داده که از پیش فرسوده، کمرمق و آسیبپذیر بود. همین نکته برای مخاطب ایرانی مهم است: کوبا هم قربانی فشار خارجی است و هم گرفتار ساختاری داخلی که توان تابآوری جامعه را کاهش داده است.
در چنین شرایطی، آمریکا پیشنهاد ۱۰۰ میلیون دلار کمک مستقیم بشردوستانه به مردم کوبا را مطرح کرده است؛ اما این کمک بیشرط نیست. وزارت خارجه آمریکا گفته این کمک باید با هماهنگی کلیسای کاتولیک و نهادهای مستقل بشردوستانه توزیع شود، نه از مسیر دولت کوبا. واشینگتن میگوید هدفش رساندن کمک به مردم است، اما در همان بیانیه بر ضرورت «اصلاحات معنادار» در نظام کوبا نیز تأکید کرده است.
هاوانا در پاسخ، اصل کمک را رد نکرده است. میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، گفته اگر کمک آمریکا مطابق قواعد شناختهشده بینالمللی و بدون مانعتراشی سیاسی ارائه شود، کوبا با آن مخالفت نخواهد کرد. اما او همزمان تأکید کرده که اگر واشینگتن واقعاً قصد کاهش رنج مردم کوبا را دارد، راه سریعتر و مؤثرتر آن لغو یا کاهش تحریمهاست. از نگاه دولت کوبا، آمریکا ابتدا بحران را تشدید کرده و سپس کمک مشروط را به عنوان ابزار فشار سیاسی عرضه میکند.
سفر جان رتکلیف، رئیس سیآیای، به هاوانا اهمیت ماجرا را چند برابر کرده است. به گزارش رویترز، این سفر یکی از معدود دیدارهای رسمی در این سطح از زمان انقلاب ۱۹۵۹ کوباست. رتکلیف با مقامهای ارشد کوبایی از جمله رائول رودریگز کاسترو، نوه رائول کاسترو، وزیر کشور و رئیس دستگاه اطلاعاتی کوبا دیدار کرده و پیام ترامپ را منتقل کرده است: آمریکا آماده گفتوگو درباره اقتصاد و امنیت است، اما تنها در صورتی که کوبا «تغییرات بنیادین» انجام دهد.
همین ترکیب، یعنی «کمک بشردوستانه»، «دیدار امنیتی» و «شرط اصلاحات»، تصویر پیچیدهای از سیاست آمریکا ارائه میدهد. واشینگتن از یک سو میخواهد خود را در جایگاه ناجی مردم کوبا نشان دهد؛ از سوی دیگر، کمک را از مسیر دولت رسمی هاوانا عبور نمیدهد و آن را به تغییرات سیاسی پیوند میزند. این رویکرد برای دولت کوبا تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی تلقی میشود، اما برای آمریکا ابزاری است برای فشار بر حکومتی که آن را مسئول سرکوب، فقر و فروپاشی خدمات عمومی میداند.
در خیابانهای هاوانا اما مسئله روزمرهتر و فوریتر است. مردم نه با زبان ژئوپلیتیک، بلکه با تجربه گرما، تاریکی، غذای فاسد، صفهای طولانی و بیخوابی بحران را لمس میکنند. رویترز از معترضان در هاوانا نقل کرده که میگویند میدانند کشور در وضعیتی آشفته است، اما کودکان، کار، زندگی و خواب نیاز به برق دارند. این خشم اجتماعی، حتی اگر هنوز به جنبشی سازمانیافته تبدیل نشده باشد، نشان میدهد که بحران انرژی میتواند به سرعت به بحران مشروعیت سیاسی بدل شود.
از منظر منطقهای نیز کوبا تنها یک جزیره گرفتار خاموشی نیست. واشینگتن در ماههای گذشته راهبرد فشار بر دولتهای مخالف خود در نیمکره غربی را تشدید کرده و کوبا را در کنار ونزوئلا به عنوان بخشی از معادله امنیتی خود تعریف کرده است. گزارشها نشان میدهد دولت ترامپ کوبا را نه فقط مسئلهای انسانی یا اقتصادی، بلکه بخشی از رقابت نفوذ در کارائیب و آمریکای لاتین میبیند؛ جایی که روسیه، چین و ونزوئلا نیز در محاسبات امنیتی آمریکا حضور دارند.
برای ایران، ماجرای کوبا از چند جهت قابل فهم و قابل تأمل است. نخست، تجربه کشوری که زیر فشار تحریم و کمبود انرژی، همزمان با فرسودگی زیرساخت و ضعف مدیریتی، به نقطه بحران اجتماعی رسیده است. دوم، استفاده آمریکا از کمک بشردوستانه به عنوان اهرم سیاسی؛ کمکی که میتواند واقعی و ضروری باشد، اما همزمان بخشی از مهندسی فشار نیز هست. سوم، خطر تبدیل نیازهای اولیه مردم—برق، غذا، دارو و سوخت—به میدان نبرد مشروعیت میان حکومت و قدرت خارجی.
اکنون کوبا در لحظهای ایستاده که هر گزینهای برای آن پرهزینه است. پذیرش کمک آمریکا میتواند بخشی از فشار فوری بر مردم را کاهش دهد، اما ممکن است از نگاه حکومت به معنای باز شدن مسیر نفوذ سیاسی واشینگتن باشد. رد کمک نیز دولت را در برابر افکار عمومی داخلی آسیبپذیرتر میکند و میتواند آمریکا را در موقعیت تبلیغاتی قویتری قرار دهد. در همین حال، ادامه خاموشیها، کمبود سوخت و فروپاشی خدمات عمومی میتواند اعتراضهای پراکنده را به بحرانی عمیقتر تبدیل کند.
به این ترتیب، بحران کوبا فقط داستان خاموشی نیست؛ داستان کشوری است که میان تحریم خارجی، فرسودگی داخلی و فشار اجتماعی گرفتار شده است. آمریکا میگوید میخواهد به مردم کوبا کمک کند، اما کمک را به اصلاحات سیاسی گره میزند. دولت کوبا میگوید قربانی محاصره است، اما نمیتواند به شهروندان خود برق، غذا و خدمات پایدار بدهد. میان این دو روایت، مردم کوبا در تاریکی زندگی میکنند؛ تاریکیای که هم واقعی است و هم استعارهای از بنبستی سیاسی که هنوز راه خروج روشنی ندارد.





