سفر دونالد ترامپ به پکن و دیدار پرتنش اما حسابشده او با شی جینپینگ، تنها یک نشست دوجانبه میان دو قدرت اقتصادی جهان نبود؛ این دیدار اکنون به نقطهای حساس در بازتعریف همزمان چند بحران جهانی تبدیل شده است: رقابت راهبردی آمریکا و چین، مسئله تایوان، جنگ و آتشبس شکننده ایران، امنیت انرژی جهانی، و شکافهای روبهگسترش در نظم بینالمللی.
در حالی که رسانههای رسمی چین و آمریکا هر یک تلاش کردند روایت مطلوب خود را از این دیدار برجسته کنند، آنچه از مجموعه مواضع، بیانیهها و تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر برمیآید، نشان میدهد تهران یکی از مهمترین موضوعات پشتپرده این مذاکرات بوده است؛ هرچند هر دو طرف کوشیدهاند آن را در قالبی کنترلشده و مدیریتپذیر نمایش دهند.
ایران؛ نقطه تلاقی رقابت و همکاری وایشنگتن و پکن
دونالد ترامپ پس از دیدار با شی جینپینگ گفت دو طرف توافق دارند که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و تنگه هرمز باید باز بماند. او همزمان تاکید کرد که «چین احتمالاً توانایی اثرگذاری بر ایران را دارد»؛ جملهای که بیش از هر چیز نشان میدهد واشینگتن اکنون نقش پکن را در مدیریت بحران ایران به رسمیت شناخته است.
این موضع در شرایطی مطرح میشود که چین طی دو دهه اخیر به مهمترین شریک اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، در گفتوگو با الجزیره یادآور شده که زمانی آلمان بزرگترین شریک تجاری ایران بود، اما اکنون چین نهتنها بزرگترین خریدار نفت ایران است، بلکه بخش عمده تجهیزات صنعتی و حتی برخی زیرساختهای دفاعی ایران را نیز تامین میکند.
به گفته او، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران به چین میرود؛ وابستگیای که در عین حال، برای پکن نیز اهمیت حیاتی دارد، زیرا امنیت انرژی چین به ثبات نسبی در خلیج فارس و باز ماندن مسیرهای دریایی وابسته است.
در همین چارچوب، سفر اخیر عباس عراقچی به پکن نیز معنادار تلقی میشود. بسیاری از ناظران معتقدند تهران در پی آن بوده که اطمینان یابد چین در روند احتمالی معاملههای بزرگتر خود با آمریکا، ایران را قربانی نخواهد کرد.
ترامپ؛ میان فشار، معامله و ابهام
مواضع ترامپ درباره ایران در روزهای اخیر ترکیبی از تهدید، انعطاف و ابهام بوده است. او بار دیگر هشدار داده که «صبرش زیاد دوام نخواهد آورد» و تهران باید توافق کند، اما همزمان سخنانی مطرح کرده که از تعدیل برخی خطوط سختگیرانه پیشین آمریکا حکایت دارد.
ترامپ در گفتوگوی خود با فاکسنیوز حتی گفت بازگرداندن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران «بیشتر جنبه روابط عمومی دارد تا ضرورت امنیتی». او همچنین اعلام کرد با تعلیق ۲۰ ساله برنامه هستهای ایران، در صورت «تعهد واقعی» تهران، مشکلی ندارد.
این اظهارات برای بسیاری از تحلیلگران نشانهای از تغییر تدریجی اولویتهای واشینگتن تلقی شده است؛ تغییری که شاید بیش از هر چیز ناشی از هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ اخیر باشد. جنگی که نهتنها به بحران انرژی جهانی دامن زد، بلکه در داخل آمریکا نیز با استقبال محدودی مواجه شد.
در مقابل، تهران همچنان با بدبینی شدید به مذاکرات مینگرد. عباس عراقچی در دهلی نو تاکید کرد ایران «هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد» و تنها در صورتی به گفتوگو ادامه خواهد داد که واشینگتن «جدیت واقعی» نشان دهد. او گفت پیامهای متناقض آمریکا باعث شده ایران نسبت به نیت واقعی مذاکرات تردید داشته باشد.
با این حال، عراقچی همزمان تاکید کرد تهران تلاش میکند آتشبس حفظ شود تا «به دیپلماسی فرصت داده شود».
تنگه هرمز؛ جغرافیای شکننده نظم جهانی
در قلب این بحران، تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه ژئوپولیتیک جهان باقی مانده است. ایران اعلام کرده عبور کشتیها تنها در صورتی ممکن است که با نیروی دریایی ایران هماهنگ شوند و کشتیهای متعلق به «کشورهای در حال جنگ با ایران» اجازه عبور نخواهند داشت.
همزمان گزارشهایی درباره توقیف یک کشتی در نزدیکی امارات منتشر شد؛ رخدادی که بار دیگر شکنندگی امنیت دریایی منطقه را آشکار کرد.
برای چین، باز ماندن هرمز یک ضرورت اقتصادی است. برای آمریکا، مسئله به اعتبار نظم دریایی جهانی و کنترل بازار انرژی گره خورده است. و برای ایران، هرمز همچنان یکی از معدود ابزارهای موثر فشار ژئوپولیتیک باقی مانده است.
در همین حال، هند – که بهشدت از اختلال در انتقال انرژی آسیب دیده – تلاش کرده روابط امنیتی و انرژی خود با امارات را تعمیق کند. توافقهای تازه دهلی و ابوظبی درباره ذخایر راهبردی نفت، همکاری دفاعی و امنیت دریایی، بخشی از بازآرایی وسیعتر منطقهای در واکنش به بحران جاری ارزیابی میشود.
تایوان؛ بحران بزرگتر در پسزمینه
با وجود محوریت ایران، مسئلهای که بیشترین حساسیت را در دیدار ترامپ و شی برانگیخت، تایوان بود.
شی جینپینگ هشدار داد سوءمدیریت اختلافات درباره تایوان میتواند روابط دو کشور را به «وضعیتی خطرناک» بکشاند. رسانههای چینی تاکید کردند مسئله تایوان «مهمترین موضوع» در روابط دو کشور است.
در مقابل، کاخ سفید ترجیح داد بر همکاری اقتصادی، خرید محصولات کشاورزی آمریکا توسط چین و امنیت تنگه هرمز تمرکز کند.
اما اختلاف بنیادین پابرجاست: آمریکا فروش تسلیحات به تایوان را بخشی از سیاست بازدارندگی میداند، در حالی که چین آن را اقدامی تهاجمی تلقی میکند. ترامپ نیز بهطور مبهم گفت هنوز درباره فروش تسلیحات جدید به تایوان تصمیم نگرفته است.
در این میان، برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که اگر واشینگتن بخواهد برای جلب همکاری چین درباره ایران یا مسائل اقتصادی، در موضوع تایوان انعطاف نشان دهد، این امر میتواند نگرانیهای عمیقی هم در تایپه هم میان سایر متحدان آمریکا از جمله ژاپن ایجاد کند.
«تله توسیدید»؛ سایه یک استعاره تاریخی
یکی از قابلتوجهترین بخشهای دیدار پکن، اشاره شی جینپینگ به مفهوم مشهور «تله توسیدید» بود؛ اصطلاحی که در سالهای اخیر به یکی از استعارههای اصلی برای توضیح رقابت چین و آمریکا تبدیل شده است.
این مفهوم از روایت توسیدید، مورخ یونانی، درباره جنگ پلوپونزی میان آتن و اسپارت گرفته شده است. در آن روایت، صعود قدرت آتن و نگرانی اسپارت از برهم خوردن توازن قدرت، یکی از زمینههای اصلی جنگی شد که نزدیک به سه دهه جهان یونانی را درگیر کرد. در کاربرد امروزی، «تله توسیدید» به وضعیتی اشاره دارد که در آن، قدرت مسلط از ظهور یک قدرت تازه احساس تهدید میکند و همین ترس متقابل، دو طرف را به سوی رقابتی میبرد که ممکن است حتی برخلاف میل اولیهشان به درگیری مستقیم منتهی شود.
اشاره شی به این مفهوم در برابر ترامپ، صرفاً یک ارجاع تاریخی نبود؛ پیامی سیاسی بود. او میخواست بگوید چین خود را قدرتی در حال ظهور نمیبیند که باید مهار شود، بلکه بازیگری میداند که خواهان بازتعریف جایگاه خود در نظم جهانی است. از نگاه پکن، اگر واشینگتن با منطق مهار، فشار تعرفهای، محدودیت فناوری و حمایت نظامی از تایوان با چین برخورد کند، رقابت دو کشور میتواند از مدیریتشده به خطرناک تبدیل شود.
در همین چارچوب، هشدار شی درباره تایوان نیز معنای روشنتری پیدا میکند. او با تأکید بر اینکه سوءمدیریت مسئله تایوان میتواند روابط دو کشور را به «جایی خطرناک» بکشاند، عملاً این جزیره را خط قرمز اصلی چین در برابر آمریکا معرفی کرد. پیام پکن این بود که رقابت اقتصادی و تکنولوژیک شاید قابل مذاکره باشد، اما تایوان از نظر چین مسئلهای مربوط به حاکمیت ملی و مشروعیت سیاسی حزب کمونیست است.
از سوی دیگر، ترامپ تلاش کرد تصویر متفاوتی ارائه دهد: اینکه روابط دو کشور میتواند با معامله، خرید محصولات کشاورزی آمریکا، مدیریت تعرفهها و همکاری بر سر ایران و تنگه هرمز تثبیت شود. اما همین تفاوت در روایتها نشان میدهد که دو طرف از یک نشست واحد، دو دستور کار متفاوت بیرون کشیدهاند: چین بر خطوط قرمز امنیتی و جایگاه تاریخی خود تأکید دارد؛ آمریکا بر معامله، کنترل بحرانها و حفظ اهرمهای فشار.
بنابراین، اشاره به «تله توسیدید» در این دیدار بیش از آنکه یک بحث نظری باشد، نشانه اضطراب ساختاری در روابط چین و آمریکاست؛ اضطرابی که هم در مسئله تایوان دیده میشود، هم در رقابت فناوری و تعرفهای، و هم در پرونده ایران. در عمل، هم بحران تایوان و هم پرونده ایران نشان میدهند دو کشور هنوز در حال آزمودن مرزهای نفوذ، قدرت و مصالحهاند.
شکاف در بریکس؛ ایران و محدودیتهای «جنوب جهانی»
نشست وزیران خارجه بریکس در دهلی نو نیز تصویری از همین پیچیدگیها ارائه داد. اعضای این بلوک نتوانستند درباره بحران ایران به بیانیه مشترک برسند و هند ناچار شد تنها «بیانیه رئیس نشست» را منتشر کند.
ایران خواستار محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل بود، اما اختلاف نظر میان اعضا – بهویژه امارات – مانع اجماع شد.
این اتفاق نشان داد که برخلاف تصور رایج، بریکس هنوز فاصله زیادی تا تبدیل شدن به یک بلوک ژئوپولیتیک منسجم دارد. اعضای آن اگرچه در انتقاد از تحریمهای غرب و حمایت از نظم چندقطبی اشتراک دارند، اما در بحرانهای امنیتی منطقهای همچنان منافع متفاوت و حتی متعارضی دنبال میکنند.
چشمانداز مذاکرات؛ مدیریت بحران، نه حل آن
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد واشینگتن، پکن و تهران فعلاً بیش از آنکه در پی حل نهایی بحران باشند، در تلاشاند آن را مدیریت کنند.
آمریکا میخواهد از گسترش جنگ و جهش بیشتر قیمت انرژی جلوگیری کند، بدون آنکه بهطور کامل از سیاست فشار عقبنشینی کند. چین خواهان ثباتی است که تجارت و امنیت انرژیاش را تهدید نکند، اما نمیخواهد روابط راهبردی خود با ایران را قربانی معامله با آمریکا سازد. و ایران نیز میکوشد ضمن حفظ بازدارندگی و اهرمهای منطقهای خود، از بازگشت به جنگی تمامعیار جلوگیری کند.
در چنین وضعیتی، آتشبس فعلی بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، نوعی تعلیق موقت در میانه بازآرایی بزرگتر نظم منطقهای و جهانی به نظر میرسد؛ نظمی که در آن، از پکن تا تنگه هرمز و از تایوان تا بریکس، همه پروندهها بهطرزی فزاینده به یکدیگر گره خوردهاند.








