شنبه، ۹ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاه

اسرائیل و جمهوری‌های آسیای میانه؛ وقتی تل‌آویو خلاء مسکو را پر کرد

اتابک فتح‌الله‌زاده

اتابک فتح‌الله‌زاده

تاریخ‌نگار و فعال سیاسی

نقشه آسیای میانه

این متن پیوستی بر مقاله پیشین اتابک فتح‌الله‌زاده در نیماد است که در آن تحلیلی از چگونگی نفوذ اسرائیل در جمهوری آذربایجان به دنبال سقوط شوروی ارائه داده بود. نویسنده این بار شمه‌ای کلی از استراتژی اسرائیل در جمهوری‌های آسیای میانه ارائه داده که به گفته او، بر سیاست ایران در این منطقه پیشی گرفته و باعث همکاری‌های امنیتی گسترده تل‌آویو و  این جمهوری‌ها شده است.

اتابک فتح‌الله‌زاده  از فعالان شناخته‌شده چپ ایران در دهه پنجاه است که پس از شروع روند حذف احزاب و گروه‌های چپ در آغاز دهه شصت، به همراه گروهی از همفکران خود از ایران به شوروی سابق گریخت. او یکی از بهترین راویان مصائب چندنسل از فعالان چپ ایرانی است که به امید تحقق عدالت و برابری، خاک میهن را ترک کرده و اسیر هزارتوی پر پیچ و خم زندگی در شوروی سابق شدند. خانه دایی یوسف، اجاق سرد همسایه و در ماگادان کسی پیر نمی‌شود، سه کتاب تحسین‌شده هستند که به همت فتح‌الله زاده در اختیار مخاطبان فارسی‌زبان قرار گرفته است.

 

***

 

همین که رهبران حزب کمونیست جمهوری‌های شوروی در آسیای میانه یک ‌شبه به فرمانروایی رسیدند، پای اسرائیل نیز به این جمهوری‌های رهاشده از سوی مسکو باز شد. در واقع استقلالی در کار نبود. رهبران سرسپرده حزب کمونیست این جمهوری‌ها حتی در خواب خود نیز نمی‌دیدند جدا از سیطره مسکو به پادشاهی مطلق برسند.

اولین اقدام اسرائیل پس از فروپاشی شوروی در آسیای میانه، سازماندهی مهاجرت یهودیان به اسرائیل بود. دولت اسرائیل توانست یک و نیم میلیون یهودی را به اسرائیل ببرد. یکی از اهداف اسرائیل، بر هم زدن ترکیب جمعیتی به نفع خود و اسکان آنان در مناطق اشغالی فلسطین بود.

پس از اسرائیل، بیشترین جمعیت یهودی، در جمهوری‌های شوروی بود. جمعیت گسترده یهودیان شوروی همواره در مرکز توجه اسرائیل قرار داشت. نگاه، سازماندهی و کارکرد دولت اسرائیل در رابطه با یهودیان خارج از اسرائیل، شباهت عجیبی با تشکیلات کمینترن دارد. کمینترن در واقع سازمان انترناسیونالیستی کمونیستی بود که مرکز آن در مسکو قرار داشت، منتها کمینترنِ یهودیان مرکزش در تل‌آویو است که پس از تشکیل دولت اسرائیل، به شکل مدرن همواره برقرار بوده و از یهودیان جهان به طور سازمان‌یافته و شبکه‌ای بهره‌برداری سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌کند. در این کار، پیوندهای فرهنگی و مذهبی و اصولا یهودیت به عنوان پل ارتباطی بین کشور اسرائیل و یهودیان خارج از اسرائیل عمل می‌کند.

در هنگامه فروپاشی شوروی، سازماندهی مهاجرت یهودی‌ها به اسرائیل در جمهوری‌های مسلمان‌نشین به طور پوشیده انجام می‌شد. اکیپ‌هایی از اسرائیل با تشکیل هسته‌های اولیه از خود یهودیان ساکن جمهوری‌ها، یهودیان را پیدا کرده و آنان را برای رفتن به سرزمین موعود خود تشویق می‌کردند. شرایط زندگی پس از فروپاشی بسیار اسفناک بود. پیشنهاد رفتن به اسرائیل در این اوضاع و احوال، در واقع دادن کلید بهشت بود.

یکی از دوستانم که توده‌ای بود و سن و سالی در حد پدر من داشت، در آستانه جنگ داخلی تاجیکستان خود را به در و دیوار می‌زد تا از شوروی خارج شود. دوست صمیمی او که یهودی بود، هنگام خداحافظی فاش می‌کند که عازم اسرائیل است. دوستم که خود را در گرداب می‌دید، نمی‌دانست با زندگی خود، دختر و نوه دو و سه ساله‌اش چه کند. ناگهان به یاد آورد همسرش که ۲۵ سال پیش فوت کرده بود، یهودی بوده است. او بی‌درنگ شناسنامه همسرش را پیدا کرده و آن را در اختیار دخترش قرار می‌دهد و به دخترش می‌گوید: «با این شناسنامه مادرت به این آدرس برو و بگو مادرم یهودی بود.» سپس اضافه می‌کند: «من این آدرس را از دوستم گرفته‌ام.» در شوروی یهودی بودن در شناسنامه‌ها به عنوان ملیت قید می‌شد.

دوستم به من شرح می‌داد هرج‌ومرج در تاجیکستان حرف اول و آخر را می‌زد و تاجیکستان در آستانه جنگ داخلی بود. می‌گفت: «فکر می‌کردم خوب یا بد، زندگی من دیگر سپری شده است، اما دختر و نوه‌ام باید نجات پیدا کنند.» دخترش به او می‌گوید: «من بدون تو جایی نمی‌روم.» او پاسخ می‌دهد: «تو غلط می‌کنی؛ تو به خاطر دخترت هم شده، باید بروی. حالا برو، ببین اصلا قبول می‌کنند. با شناسنامه مادرت به این آدرس مراجعه کن.» دخترش با غرولند و بی‌میلی می‌رود، اما وقتی برمی‌گردد، چهره‌اش غرق در شادی بوده است. او بدون این که به من فرصت سؤال بدهد، سریع می‌گوید: «بابا، ما هر سه به اسرائیل می‌رویم.» دو خانواده دیگر، یکی توده‌ای و دیگری فرقه چی نیز دقیقا بدین شکل به اسرائیل کوچ کردند.

 

اسرائیل و جمهوری آذربایجان؛ روایتی از نفوذ موساد در مرزهای ایران با خطای تهران

 

درست است اولویت دولت اسرائیل کوچ یهودیان به اسرائیل بود، اما هم‌زمان با کوچ یهودیان، اسرائیل ایجاد روابط دیپلماتیک، اقتصادی و تجاری با کشورهای آسیای میانه را آغاز کرد. پیش‌بینی و هوشیاری اسرائیل در زمانه فروپاشی در قبال جمهوری‌های جنوب روسیه و ایران تحسین‌برانگیز است. اسرائیل از همان اول به طور حساب‌شده جای پای خود را در این منطقه باز کرد.

ویژگی ازبکستان برای اسرائیل، جمعیت یهودیان این کشور بود و اهمیت ترکمنستان نیز به داشتن مرزهای طولانی با ایران بازمی‌گشت.

یک سال پس از فروپاشی شوروی، اسرائیل با قزاقستان به عنوان قدرت هسته‌ای روابط دیپلماتیک برقرار کرد و در پی آن همکاری‌های اقتصادی، تجاری و در حوزه نفت و انرژی با قزاقستان گسترش یافت.

یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست خارجی اسرائیل در آسیای میانه و قفقاز، تلاش برای محاصره و کاهش قدرت ایران در حوزه برنامه هسته‌ای و نیز مهار اسلام‌گرایی در آسیای میانه و قفقاز بود. قزاقستان دارای ۲۵ درصد اورانیوم جهان است. بعدها یکی از موارد اختلاف اسرائیل با قزاقستان، موضوع اورانیوم بود. مقامات قزاقستان ادعاهای مقامات اسرائیل درباره فروش اورانیوم به ایران را رد کردند.

ایران در آسیای میانه هم به جای استفاده از مشترکات تاریخی و فرهنگی، با ریش و تسبیح و تبلیغات مذهبی و با روانه کردن حاج‌بازاری‌های عقب‌مانده و مورد حمایت نظام جمهوری اسلامی به جمهوری‌های قفقاز و آسیای میانه، متوجه این موضوع نشد که حاکمان جمهوری‌های جنوب روسیه با خلق ‌و خوی نظام سوسیالیسم شوروی تربیت یافته بودند. در عوض، اسرائیل با گام‌های سنجیده اقتصادی، سیاسی و با کمک‌گیری از یهودیان ساکن این جمهوری‌ها از فرصت‌ها بهره‌برداری کرد.

یکی از اهداف اسرائیل، مهار اسلام‌گرایی در آسیای میانه و قفقاز بود. سیاست اسرائیل در این موضوع با آمریکا و اروپا همسو بود. پس از فروپاشی شوروی، فقر و نابسامانی در این جمهوری‌ها بدتر از گذشته شد و همان دبیر اول‌های حزب کمونیست این جمهوری‌ها که تابع و سرسپرده مسکو بودند، به معنای واقعی یک‌ شبه قدرت سیاسی را در این جمهوری‌ها به دست گرفتند و بدتر از حکومت شوروی، به شکل حکومت‌های عقب‌مانده، چپاولگر و دزد تمام‌عیار عمل کردند. هیچ حزب و گروهی قدرت را کنترل نمی‌کرد. تمام تلاش حاکمان این جمهوری‌ها این بود که هیچ اپوزیسیونی شکل نگیرد. به همین سبب، تنها واکنش مردمان آسیای میانه به شکل شورش کور بروز می‌کرد.

در ازبکستان، اسلام کریموف، دبیر اول حزب کمونیست پس از فروپاشی شوروی فرمانروای مطلق ازبکستان شد. روابط اسرائیل در دوره کریموف به لحاظ اقتصادی و امنیتی گسترش یافت. اسرائیل به آموزش و نوسازی ارتش و پلیس ازبکستان کمک رساند و افزون بر این، دستگاه‌های کاربر جاسوسی را که ابزار کنترلی و نظارتی هستند، در ازبکستان پیاده کرد. اوضاع اقتصادی و خودسری‌ها به تمام معنا در ازبکستان رو به وخامت بود. خانواده و دارودسته کریموف در سرکوب و غارت به سیم آخر زده بودند. پیش از اعتراض و قیام مردم اندیجان در ازبکستان، کشاورزان ازبک به امید دادخواهی از آمریکا در مقابل سفارت آمریکا اعتراض کردند، اما تظاهرکنندگان با سرکوب وحشیانه پلیس ازبکستان مواجه شدند.

سرانجام در قیام و اعتراض مردم اندیجان، ۱۵۰۰ نفر از مردم معترض به بهانه اسلام‌گرایی به بی‌رحمانه‌ترین شکل قتل‌عام شدند، در حالی که مطالبات مردم کاملا اقتصادی بود. در آن مقطع آمریکا در ازبکستان پایگاه نظامی داشت. سفارتخانه‌های غربی در ازبکستان به عینه ددمنشی و غارت حاکمان ازبکستان و دیگر جمهوری‌ها را می‌دیدند و متوجه بودند که حاکمان این جمهوری‌ها به بهانه اسلام‌گرایی دست به سرکوب می‌زنند، اما در همان سال‌های اول سکوت چندش‌آور اختیار کردند.

در تمام این مدت اسرائیل دستگاه‌های کاربر جاسوسی را که ابزار نظارتی هستند توسط شرکت‌های اسرائیلی در ازبکستان و قزاقستان آموزش داده و به کار گرفت. این جاسوس‌افزارها قادر به دسترسی مخفیانه به پیام‌ها، تماس‌ها و عملکرد افراد هستند. پس از شورش‌ها در ازبکستان و قزاقستان، حکومت‌ها با همین دستگاه‌های نظارتی، کار روزنامه‌نگاران، فعالان و اعضای جامعه مدنی را کنترل و سرکوب کردند. اپوزیسیون ازبکستان، طی بیانیه‌ای دولت اسرائیل را به حمایت از اسلام کریموف در کشتار مردم بی‌دفاع محکوم کرد.

وقتی اسرائیل در اوایل کار در ازبکستان چنین نقشی داشت، با توجه به دشمنی‌اش با ایران، تصور کنید در جمهوری آذربایجان چه کارهایی می‌تواند انجام دهد.

 

*یادداشت‌های منتشرشده در بخش دیدگاه‌ها، الزاما بازتاب‌دهنده نظرات رسانه نیماد نیست.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

اسرائیل و جمهوری آذربایجان؛ روایتی از نفوذ موساد در مرزهای ایران با خطای تهران

با روی کار آمدن الهام علی‌یف، سطح و سرعت همکاری‌های نظامی و امنیتی اسرائیل و جمهوری آذربایجان  افزایش یافت. در آن زمان گزارش‌هایی منتشر می‌شد که نشان می‌داد اسرائیل در آموزش سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری آذربایجان نقش دارد و در مناقق مرزی ایران و در امتداد دریای خزر، زیرساخت‌های شنود و فعالیت‌های سایبری و کنترل ارتباطات ایجاد کرده است.

دیدگاه

اسرائیل و جمهوری‌های آسیای میانه؛ وقتی تل‌آویو خلاء مسکو را پر کرد

همین که رهبران حزب کمونیست جمهوری‌های شوروی در آسیای میانه یک ‌شبه به فرمانروایی رسیدند، پای اسرائیل نیز به این جمهوری‌های رهاشده از سوی مسکو باز شد. در واقع استقلالی در کار نبود. رهبران سرسپرده حزب کمونیست این جمهوری‌ها حتی در خواب خود نیز نمی‌دیدند جدا از سیطره مسکو به پادشاهی مطلق برسند.