تحریریه نیماد- تصرف قلعه بوفور توسط نیروهای اسرائیلی در روزهای اخیر، بار دیگر توجهها را به این دژ تاریخی جلب کرده است؛ مکانی که با وجود قدمت ۹۰۰ سالهاش، همچنان در معادلات نظامی جنوب لبنان نقش دارد. اگرچه حزبالله میگوید هنگام ورود نیروهای اسرائیلی هیچ نیرویی در این قلعه مستقر نبوده و حتی نیروهای اسرائیلی در تثبیت موقعیت خود در اطراف آن با دشواری روبهرو شدهاند، اما بازگشت پرچم اسرائیل به یکی از نمادینترین ارتفاعات جنوب لبنان، بیتردید ابعاد سیاسی، روانی و راهبردی قابل توجهی دارد.
برای بسیاری از لبنانیها، بوفور تنها یک بنای تاریخی نیست؛ نماد سالهای اشغال جنوب این کشور است. قلعهای که حضورش در حافظه جمعی منطقه با اشغال، جنگ و دیدهبانی دائمی از فراز تپهای مشرف به جنوب لبنان گره خورده و هنوز هم هر بار نامش مطرح میشود، گذشتهای زنده را دوباره وارد میدان سیاست امروز میکند.
قلعه بوفور یا «قلعه الشقیف» بر فراز صخرهای عظیم در جنوب لبنان ایستاده است؛ دژی سنگی که در قرن دوازدهم میلادی توسط صلیبیون ساخته شد و بعدها میان قدرتهایی چون صلاحالدین ایوبی، شوالیههای معبد، ممالیک و عثمانیها دست به دست شد. همین تداوم تاریخی نشان میدهد که اهمیت بوفور نه در یک دوره خاص، بلکه در جایگاه جغرافیایی آن ریشه دارد؛ جایی که همواره برای کنترل جنوب لبنان و مسیرهای ارتباطی منطقه حیاتی بوده است.
تداوم حملات در جنوب لبنان همزمان با آتشبس محدود؛ ایران تهدید به بستن بابالمندب کرد
بر فراز دره لیتانی و با چشماندازی گسترده به جنوب لبنان، بخشهایی از الجلیل شمالی و حتی بلندیهای جولان، این قلعه یکی از مهمترین نقاط دیدهبانی طبیعی منطقه محسوب میشود. به همین دلیل، حتی در جنگهای مدرن نیز ارزش نظامی خود را از دست نداده است. همانطور که یک تحلیلگر امنیتی در گزارشهای بینالمللی اشاره کرده، «اهمیت این موقعیت با گذشت زمان کاهش نیافته و هنوز هم در عملیات زمینی حیاتی است.»
در دهه ۱۹۷۰، نیروهای فلسطینی از این دژ به عنوان پایگاه استفاده میکردند. سپس در جریان حمله گسترده اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، بوفور به یکی از نخستین اهداف ارتش اسرائیل تبدیل شد و پس از تصرف، برای نزدیک به دو دهه به یکی از مراکز اصلی حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان بدل شد؛ حضوری که تا عقبنشینی سال ۲۰۰۰ ادامه یافت.
در آن دوره، قلعه به نمادی آشکار از اشغال تبدیل شد. پرچم اسرائیل از فراز آن بر منطقه سایه میانداخت و برای بسیاری از ساکنان جنوب لبنان، نشانهای دائمی از حضور نظامی بود. پس از خروج اسرائیل، همین مکان به نقطه مقابل تبدیل شد؛ پرچم زرد حزبالله بر فراز بوفور به یکی از نمادهای اصلی روایت «پیروزی مقاومت» بدل شد.
اکنون، در بازگشت دوباره اسرائیل به این ارتفاعات، همان موقعیت تاریخی بار دیگر فعال شده است. ارتش اسرائیل میگوید هدف از این اقدام، ایجاد عمق امنیتی در مرزهای شمالی و مقابله با زیرساختهای حزبالله است. منابع نظامی تأکید میکنند که این منطقه همچنان امکان دیدهبانی گسترده بر جنوب لبنان را فراهم میکند و از نظر تاکتیکی یک نقطه کلیدی است.
با این حال، بُعد نمادین این بازگشت کمتر از بُعد نظامی آن نیست. مقامات اسرائیلی از این اقدام به عنوان بازگشت به یک موضع تاریخی یاد میکنند؛ جایی که در گذشته نیز در اختیار ارتش این کشور بوده است. در مقابل، حزبالله تأکید میکند که هنگام ورود نیروهای اسرائیلی، هیچ حضور نظامی در داخل قلعه وجود نداشته است، هرچند درگیریها و تنشها در اطراف منطقه ادامه داشته است.
«همه از تو متنفرند»؛ فریادهای ترامپ بر سر نتانیاهو در پی تشدید جنگ در لبنان
گزارشهای بینالمللی نیز تصویر پیچیدهتری از این تحولات ارائه میدهند. بر اساس گزارش رویترز، اسرائیل با تصرف بوفور عملاً به پایگاهی بازگشته است که پیشتر در بازه ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ در اختیار داشت؛ دورهای که نهایتاً با فشار حملات حزبالله به عقبنشینی اسرائیل ختم شد. این بازگشت در حالی رخ میدهد که جنگ کنونی با حزبالله، بار دیگر جنوب لبنان را به صحنه درگیری گسترده تبدیل کرده و موجب آوارگی صدها هزار نفر شده است.
همین گزارشها همچنین به واکنشهای سیاسی در اسرائیل اشاره دارند. نخستوزیر این کشور تصرف بوفور را یادآور «نبردی تاریخی» و در عین حال نشانهای از «وحدت و قدرت» توصیف کرده است. در مقابل، برخی تحلیلگران اسرائیلی نیز یادآور شدهاند که این قلعه همواره برای اسرائیل نماد دوگانهای داشته است: هم نشانهای از قدرت نظامی و هم یادآور دشواری و فرسایش جنگ در لبنان.
در سطح منطقهای، بوفور امروز بیش از هر زمان دیگری به یک نقطه تلاقی تاریخی تبدیل شده است؛ جایی که جنگهای صلیبی، امپراتوریهای کلاسیک، نبردهای فلسطینیان، اشغال اسرائیل و ظهور حزبالله در یک جغرافیا به هم میرسند. به همین دلیل، این دژ ۹۰۰ ساله نه فقط یک موقعیت نظامی، بلکه یک نشانه سیاسی زنده است؛ نشانهای از اینکه در خاورمیانه، گذشته هرگز کاملاً گذشته نیست و میتواند دوباره به شکل سلاح، پرچم یا خاکریز بازگردد.






