شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

نگاه جهان

نخست‌وزیر سابق اسرائیل: دولت ما در حال پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت در کرانه باختری است

مرد فلسطینی در میان خودروهایی که در حمله شهرک‌نشینان اسرائیلی در حوارا، کرانه باختری، سوخته‌اند

با ادامه خشونت‌ها در کرانه باختری اشغالی، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل، در یادداشتی بی‌سابقه، دولت این کشور را به «پاکسازی قومی» فلسطینیان در این منطقه متهم کرد و نسبت به آن‌چه «تروریسم یهودی» خوانده است، هشدار داد.

آقای اولمرت که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ نخست‌وزیری اسرائیل را برعهده داشت، خود در این یادداشت که روزنامه هاآرتص منتشرش کرده اعتراف می‌کند این‌ها اتهامات بی‌سابقه و تندی علیه دولت اسرائیل و نهادهای نظامی و امنیتی آن است که یک نخست‌وزیر سابق مطرح می‌کند، اما «پس از سال‌ها خویشتن‌داری»، چاره‌ای جز بیانشان نداشته است.

طبق آخرین آمار دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در روز ۲۱ خرداد، تعداد حملات شهرک‌نشینان طی سال جاری میلادی که منجر به تلفات جانی یا خسارات مالی در کرانه باختری شده است، از هزار مورد فراتر رفته و در نتیجه آن طی پنج ماه، بیش از ۲ هزار و ۲۰۰ فلسطینی آواره شده‌اند.

ایهود اولمرت اگرچه در یادداشت خود اتهام «نسل‌کشی» در غزه را رد می‌کند، اما می‌گوید که اعتقاد دارد آنجا نیز «جنایات جنگی» رخ داده است. با این حال تمرکزش در این یادداشت بیشتر بر وقایع کرانه باختری اشغالی است.

ترجمه کامل این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» وبسایت نیماد می‌خوانید:

 

***

 

مبارزه با تروریسم یهودی در کرانه باختری باید به سطح بالاتری برسد و با قاطعیت بیشتری دنبال شود. تروریسم روزمره‌ای که دولت اسرائیل آن را مدیریت، هدایت، تشویق و حمایت می‌کند، دیگر قابل تحمل نیست.

آنچه امروز در سراسر کرانه باختری رخ می‌دهد، کار «۷۰ نوجوان… از خانواده‌های ازهم‌پاشیده» نیست؛ آن‌طور که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، زمانی به شکل سالوسانه‌ای ادعا کرده بود. این‌ها همچنین جنایات اقلیتی کوچک و استثنایی در میان ساکنان شهرک‌ها نیستند، آن‌طور که برخی از رهبران جنبش شهرک‌سازی اغلب ادعا می‌کنند.

امروز باید به صراحت گفت که دولت اسرائیل در حال اجرای کارزاری سازمان‌یافته، سیستماتیک و با بودجه دولتی برای پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت است. نه در نوار غزه، نه در جنوب لبنان و نه در سوریه؛ بلکه در مناطقی از کرانه باختری که تحت کنترل امنیتی انحصاری دولت و دستگاه‌های امنیتی و اجرای قانون آن قرار دارد.

در خط مقدم این کارزار، البته نخست‌وزیر، وزیر دفاع (یسرائیل کاتس) و بقیه اعضای کابینه قرار دارند. محرک این اقدامات هم اظهارات و رفتارهای وزرای ارشدی است که به دنبال الحاق کامل کرانه باختری بدون باقی ماندن ساکنان فلسطینی آن هستند. منظور من به‌طور مشخص ایتامار بن‌گویر، بتسلئیل اسموتریچ و دیگر وزرایی است که با گفتار و کردار خود، از سیاست‌هایی حمایت می‌کنند که عملا به معنای اخراج ساکنان فلسطینی است.

این‌ها کلمات تندی هستند. هرگز پیش از این چنین اتهامات شدیدی علیه یک دولت اسرائیلی و کل نهادهای دفاعی مطرح نشده است، قطعا نه از جانب کسی که زمانی مسئولیت امنیت اسرائیل را بر عهده داشته است. اما پس از سال‌ها خویشتن‌داری که برایم دردناک هم بوده است، چاره‌ای جز بیان صریح و کامل این مسائل وجود ندارد.

هیچ چیز نمی‌تواند چشم‌پوشی بر آنچه را که روزانه در روستاهای فلسطینی در سراسر کرانه باختری می‌گذرد توجیه کند، از جمله پوگروم‌ها (کشتار و سرکوب سازمان‌یافته)، مجروح شدن کودکان و بزرگسالان در داخل و خارج از خانه‌هایشان، به آتش کشیدن مزارع و دارایی‌ها، و سرقت در مقیاس وسیع – به‌ویژه سرقت گاو و گوسفند که منبع اصلی معیشت بسیاری از ساکنان است. آدم وقتی این‌ها را می‌بیند، نمی‌تواند آرام باقی بماند و تمایلی برای مجازات عاملان، حامیان و رهبران آنها نداشته باشد.

طی دو سال گذشته، اسرائیل تقریبا در تمام مجامع بین‌المللی – از جمله توسط کشورهای دوستی که به هنگامه جنگ و بحران در کنار آن ایستاده‌اند – به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم شده است. من در هر فرصتی گفته‌ام که اسرائیل نه مرتکب نسل‌کشی در نوار غزه شده و نه قصد انجام آن را داشته است.

درست است، اسرائیل جنگی را که پس از قتل‌عام وحشتناک ۷ اکتبر توسط حماس آغاز شد، با خشونت و گاهی از طریق اقداماتی پیش برد که تنها می‌توان آنها را به عنوان جنایات جنگی توصیف کرد. همه می‌دانیم که چنین اتفاقاتی رخ داده است، حتی اگر تمایلی به اعتراف آن نداشته باشیم. اما دولت سیاست نسل‌کشی را دنبال نکرد و به‌طور آگاهانه و سیستماتیک از اقداماتی که با تعریف قانونی نسل‌کشی مطابقت دارد، حمایت ننمود.

من در چندین نوبت، از جمله در هاآرتص، اعتراف کردم که جنایات جنگی واقعا رخ داده است. رسانه‌های خارجی مشتاق بودند بشنوند که من دولت را مسئول این جنایات بدانم و ادعا کنم که این اقدامات با آگاهی و رضایت رهبران آن انجام شده است، اما در برابر این تفسیر مقاومت کردم و از آن پشیمان نیستم. می‌دانم بسیاری از کسانی که در غزه جنگیدند و در برخی از تلخ‌ترین اتفاقات آن شرکت داشتند، همچنان با احساس گناه ناشی از اقدامات خود یا گروهان‌هایشان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بسیاری از خلبانان نیز با بار عاطفی عملیاتی که منجر به کشته شدن غیرنظامیان بی‌گناه شده است، کلنجار می‌روند. برخی از آنها خودشان این را به من گفته‌اند.

اما نیروهای نظامی اسرائیل – چه در نیروی هوایی، توپخانه، زرهی یا پیاده‌نظام – کسانی نبودند که اهداف را تعیین می‌کردند یا مأموریت‌ها را مشخص می‌نمودند. آنها دستورات را اجرا کردند. آن دستورات گاهی بی‌پروا یا بدون بررسی کافی صادر می‌شدند و اغلب بدون در نظر گرفتن احتمال تلفات غیرنظام ابلاغ می‌شدند. اما هیچ تصمیم آگاهانه و سیاست عمدی از سوی دولت یا هیچ‌یک از اعضای آن برای مجاز شمردن اقداماتی که هدف از آنها کشتار جمعی باشد، وجود نداشت.

بنابراین، حتی اگر جنایاتی در غزه رخ داده باشد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت یا انکار کرد، هیچ سیاست دولتی پشت آنها نبوده و به همین دلیل هیچ توجیهی برای صدور حکم بازداشت علیه نخست‌وزیر، وزیر دفاع یا فرماندهان ارشد نظامی وجود نداشت. این چیزی است که من در آن زمان به آن باور داشتم و امروز نیز به آن باور دارم.

اما این نتایج در مورد آنچه در سال‌های اخیر، و به‌ویژه در ماه‌های اخیر در کرانه باختری رخ داده است، صدق نمی‌کند.

در اینجا، من بی‌هیچ تردیدی مسئولیت مستقیم جنایات جنگی و پاکسازی قومی هدایت‌شده علیه صدها هزار فلسطینی را که هیچ نقشی در تروریسم، مستقیم یا غیرمستقیم، ندارند، متوجه دولت می‌دانم.

هزاران شهرک‌نشینی که در این جنایات دست دارند، نمی‌توانستند بدون کمک، حفاظت، پشتیبانی و بودجه‌ای که آژانس‌های دولتی در هر دو سطح محلی و ملی به آن اختصاص می‌دهند، دست به اقدام بزنند. جنایاتی در این مقیاس – از جمله سوءاستفاده‌های جنسی شدید، حتی اگر دقیقا به همان صورتی نباشد که نیکلاس کریستوف در نیویورک تایمز توصیف کرده است – بدون حمایت در هر مرحله ممکن نبود.

پلیس اسرائیل، در عمل، شریک اتفاقاتی است که در کرانه باختری رخ می‌دهد. آنها با وجود وظیفه‌ای که دارند، هیچ تلاشی برای جلوگیری از این اقدامات نمی‌کنند. در بسیاری از موارد، نیروهای امنیتی به طور فعال به تروریست‌های یهودی کمک می‌کنند – و به طرز شگفت‌آوری، تقریبا همیشه این قربانیان فلسطینی هستند که دستگیر می‌شوند، نه عاملان جنایت.

مستندات بسیار زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد سربازان ارتش اسرائیل، چه سربازان وظیفه و چه نیروهای ذخیره، در حملات علیه فلسطینی‌ها دست داشته‌اند. سخنگوی ارتش معمولا ادعا می‌کند که چنین حوادثی منعکس‌کننده ارزش‌ها یا سیاست‌های ارتش نیست. اما این ادعا پوچ و بی‌معنی است. واقعیت این است که سربازان در مکان‌های مختلف همچنان در حملات خشونت‌آمیز و گاه حتی مرگبار علیه ساکنان فلسطینی مشارکت دارند.

همچنین نمی‌توان ناکامی‌های شین بت (سازمان امنیت داخلی اسرائیل) را در پیشگیری و افشای تروریسم یهودی نادیده گرفت. عملکرد آژانس اطلاعات داخلی، مانند ارتش، برایم بسیار مهم است. طی سالیان متمادی، من از نزدیک با فرماندهان و ماموران آن کار کرده‌ام و از فداکاری، شجاعت و حرفه‌ای بودن آنها آگاهی دارم. اما در عین حال از توانایی‌های آنها نیز خبر دارم. هیچ توجیه قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که چرا شین بت از ابزارهایی که در اختیار دارد برای مقابله با تروریسم مهارگسیخته یهودی در کرانه باختری استفاده نمی‌کند. این آژانس مسئولیت پیشگیری از تروریسم را بر عهده دارد، چه تروریسم فلسطینی – مأموریتی که آن را با موفقیت چشمگیری انجام می‌دهد – و چه تروریسم یهودی.

این ناکامی‌ها تحت مدیریت رئیس کنونی شین بت آغاز نشده است، و این تلاشی برای بی‌اعتبار کردن او در بحبوحه بحث‌های مشروع پیرامون انتصابش نیست. این‌ها ناکامی‌های دیرینه هستند و هیچ دلیلی وجود ندارد که آنها را اجتناب‌ناپذیر بپذیریم.

مقامات مجری قانون اسرائیل وظیفه دارند اقدامات لازم را برای متوقف کردن آنچه یهودیان در کرانه باختری انجام می‌دهند، اتخاذ کنند. اما با توجه به این امر آشکار و قطعی که دولت اقدامی نخواهد کرد، وزیر دفاع همچنان از صدور دستورات بازداشت مظنونان یهودی خودداری خواهد کرد، پلیس به همکاری با عاملان جنایت ادامه خواهد داد و ارتش به نادیده گرفتن موضوع ادامه می‌دهد، این احتمال وجود دارد که جامعه بین‌المللی اقدامات بسیار قاطعانه‌تری را علیه افراد، سازمان‌ها و دولتی که مسئول این جنایات هستند، آغاز کند.

دولت ایالات متحده و دولت‌های اروپایی – با هماهنگی سیستم‌های تحقیقاتی و قضایی خود – ممکن است در نهایت کاری را انجام دهند که مقامات اسرائیلی تاکنون در انجام آن ناتوان بوده‌اند: اقدام علیه تروریسمی که اسرائیل همچنان در اراضی تحت کنترل و مسئولیت خود اجازه وقوع آن را می‌دهد. همچنین احتمال دارد که دیوان کیفری بین‌المللی در لاهه اقدامات هدفمندتر و قاطعانه‌تری را علیه رهبران و عاملان این جنایات که بسیاری از آنها به خوبی شناخته شده و قابل شناسایی هستند، اتخاذ کند تا این جنایات مهار شود.

پاسخ غریزی تروریست‌های یهودی و حامیان آنها – و گاهی اوقات، بسیاری از اسرائیلی‌های شریف و خوش‌نیت – این است که انتقادها، خصومت‌ها علیه اسرائیلی‌ها در خارج از کشور، یا اقدامات علیه نهادهای اسرائیلی و یهودی را به عنوان یهودی‌ستیزی رد کنند. یهودی‌ستیزی بدون شک وجود دارد و در سال‌های اخیر تشدید شده است. این پدیده یکی از ویژگی‌های ثابت تاریخ یهود بوده است. اما نباید آن را با محکومیت اقدامات دولت اسرائیل یا مخالفت با سیاست‌ها و اقداماتی که به نام اسرائیل انجام می‌شود، اشتباه گرفت.

آیا کسی واقعا باور دارد خشونتی را که اسرائیلی‌ها علیه فلسطینی‌ها اعمال می‌کنند را می‌توان به‌سادگی نادیده گرفت؟ و اینکه مردم در سراسر جهان، که ویرانی، نفرت، آزار و اذیت، آتش‌سوزی و وحشیگری اسرائیلی‌ها را می‌بینند، چشمان خود را روی آن خواهند بست، همان‌طور که بسیاری از ما در اینجا این کار را می‌کنیم؟

زمان آن فرارسیده است که خودحق‌پنداری، ریاکاری و این نمایش مضحک را متوقف کنیم و با دشمنان درونی روبرو شویم.

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

سردبیر میدل‌ایست آی: چرخش ترامپ در قبال ایران به رویای اسرائیل برای خاورمیانه پایان داد

وبسایت میدل‌ایست آی در یادداشتی به قلم دیوید هرست، سردبیر این رسانه، چرخش ناگهانی دونالد ترامپ در قبال ایران و توافق کنونی را به معنای پایان رویای بنیامین نتانیاهو برای بازمهندسی خاورمیانه و ایجاد «اسرائیل بزرگ» دانسته است.

«اسرائیل: چه چیزی اشتباه پیش رفت؟»؛ از «آرمان‌شهر» تا «دولت مطرود»

حمله اسرائیل به ایران تنها تازه‌ترین نمونه از روند انحطاط این کشور در دهه‌های اخیر است؛ روندی که اشغال غیرقانونی سرزمین‌های فلسطینی، پاکسازی قومی در کرانه باختری، نسل‌کشی در غزه، حمله به سوریه و بمباران بی‌وقفه لبنان را نیز در بر می‌گیرد. پیوستن آمریکا به این جنگ غیرقانونی، برای بسیاری در منطقه تأییدی بود بر آنچه سال‌ها ظن آن را داشتند: اینکه اسرائیل پایگاهی از امپریالیسم غرب در خاورمیانه است.

نگاه جهان

نخست‌وزیر سابق اسرائیل: دولت ما در حال پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت در کرانه باختری است

با ادامه خشونت‌ها در کرانه باختری اشغالی، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل، در یادداشتی بی‌سابقه، دولت این کشور را به «پاکسازی قومی» فلسطینیان در این منطقه متهم کرد و نسبت به آن‌چه «تروریسم یهودی» خوانده است، هشدار داد.