گروهی از روشنفکران، استادان دانشگاه، فعالان سیاسی و زندانیان سیاسی سابق و کنونی، در نامهای سرگشاده با اعلام همبستگی با زندانیان سیاسی ایران، از جمهوری اسلامی خواستهاند به اعدامها و حبس مخالفان پایان دهد. آنان همزمان جنگ، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تحریمها علیه این کشور را محکوم کردهاند.
این نامه با عنوان «خطاب به زندانیان سیاسی ایران، گرفتار میان دو تیغه قیچی» در روزنامه گاردین منتشر شده و چهرههایی چون انجلا دیویس، جودیت باتلر، آلبرتو توسکانو، مایکل لووی، روث ویلسون گیلمور، مومیا ابوجمال، کیانگا یاماتا تیلور، ژائروس باناجی و یاسین الحاج صالح آن را امضا کردهاند.
نویسندگان، ماه اوت را یادآور دو رویداد مهم در تاریخ معاصر ایران دانستهاند: اعدام گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق که با سازماندهی بریتانیا و آمریکا انجام شد. به نوشته آنان، افزایش کنونی صدور و اجرای احکام اعدام در ایران، خاطره کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را زنده میکند.
امضاکنندگان خطاب به فعالان، دانشجویان، متفکران، کارگران، هنرمندان و دیگر زندانیان عقیدتی در ایران نوشتهاند که از شکنجه، محرومیتهای سازمانیافته، خاموشکردن اجباری صداها، محاکمههای نمایشی و اعدامهایی که زندانیان با آن روبهرو هستند، آگاهی دارند.
در این نامه، وضعیت زندانیان سیاسی ایران قرارگرفتن در نقطه تلاقی دو منبع سرکوب توصیف شده است. نویسندگان از تعبیر «دو تیغه قیچی» استفاده کردهاند: یک تیغه، جمهوری اسلامی است که از آغاز استقرار خود، بر پایهٔ ایدئولوژیای انحصارطلب و طردکننده کنترل مطلق اجتماعی و سیاسی را اعمال کرده است؛ تیغه دیگر، نیروهای امپریالیستی و صهیونیستیاند که به ادعای دفاع از آزادی، مردم و زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار میدهند.
نامه تأکید میکند که جمهوری اسلامی اگرچه مدعی مقابله با قدرتهای امپریالیستی است، خود از همان منطق سلطه بهره میگیرد و نظام زندان، شکنجه و اعدام را برای کنترل جامعه به کار میبندد. از سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل نیز با جنگافروزی، تخریب زیرساختهای غیرنظامی و کشتن مردم بیگناه، آنان را به قربانیان سیاست خود برای سلطه منطقهای تبدیل میکنند.
نویسندگان در این ارتباط به حمله ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ اسرائیل به زندان اوین اشاره کردهاند؛ حملهای که بخشهایی از جمله بیمارستان، بند زندانیان ترنس و مرکز ملاقات زندان را ویران کرد. آنان به نقل از زندانیان نوشتهاند که خود را «میان دو تیغه قیچی» میبینند: حکومتی که آنان را زندانی و شکنجه میکند و نیرویی خارجی که به نام آزادی بر سرشان بمب میریزد.
در بخش دیگری از نامه، به موج بازداشتهای خودسرانه و اعدامهای دولتی، جرمانگاری فزاینده فقر، بیکاری و اعتراضات کارگری، سرکوب کردها، عربها و بلوچها و نیز قربانیسازی مهاجران افغان اشاره شده است. به اعتقاد امضاکنندگان، دولتهای مبتنی بر زندان و سرکوب، هنگامی که قادر به حل بحرانهای اجتماعی نیستند، خود مردمی را که با این بحرانها روبهرو هستند مجرم جلوه میدهند یا میکوشند آنان را از جامعه حذف کنند.
نویسندگان سپس وضعیت ایران را به دیگر نظامهای بازداشت و سرکوب در جهان پیوند دادهاند. آنان از بازداشت اداری فلسطینیان بدون طرح اتهام، تصویب قوانینی برای اعدام زندانیان سیاسی فلسطینی، بازداشتگاههای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا و سابقه طولانی زندانیکردن مبارزان سیاهپوست، بومی، پورتوریکویی و دیگر فعالان ضد استعمار در ایالات متحده نام بردهاند.
نامه همچنین مدعی است که میان این نظامهای سرکوب ارتباط و تبادل تجربه وجود دارد. نویسندگان به زندان فوق امنیتی ماریون در ایالت ایلینوی آمریکا اشاره کردهاند که در دهه ۱۹۶۰ به الگویی برای ساخت زندانهایی در ایران و اسرائیل تبدیل شد. به نوشته آنان، دیوارهای مرزی و دروازههای زندان، با وجود تفاوت ظاهری، هدف مشترکی دارند: ساکتکردن مردم از طریق ترس، سلطه و انزوا.
بیش از ۱۰۰ دیپلمات سابق خواستار اقدام فوری علیه اسرائیل شدند
امضاکنندگان با رد دوگانه «امپریالیسم» و «ضدامپریالیسم توخالی»، از جامعه مدنی جهانی و نیروهای ضدامپریالیست خواستهاند بدون قیدوشرط از زندانیان سیاسی حمایت کنند، با آنان ارتباط برقرار کنند، صدایشان را بازتاب دهند و روایت جمهوری اسلامی را به چالش بکشند.
این نامه با دو مطالبه مشخص پایان مییابد: مقامهای جمهوری اسلامی باید فوراً به اعدام و زندانیکردن مخالفان پایان دهند و همه زندانیان سیاسی را آزاد کنند؛ آمریکا و اسرائیل نیز باید به جنگها و تحریمهایی که زندگی مردم و جوامع منطقه را ویران میکنند، خاتمه دهند.





