
از میز مذاکره تا میدان جنگ، و برعکس
این یادداشت با فاصله گرفتن از تمرکز رایج بر جزئیات اختلافات در مذاکرات ایران و آمریکا، بر نقش تعیینکننده «ادراک» بازیگران از قدرت، محدودیتها و توازن قوا تأکید میکند. با ارجاع به منطق کلاوزویتسی، استدلال میشود که بازگشت به مذاکره نه صرفاً نشانه تمایل به صلح، بلکه حاصل بازنگری در امکانپذیری اهداف از مسیر جنگ است. تحلیل نشان میدهد که بنبست عملیاتی و هزینههای فزاینده، چارچوبی جدید برای چانهزنی ایجاد کرده که در آن سقف مطالبات پیشاپیش تعدیل شده است.









