تحریریه نیماد – همزمان با نزدیک شدن به پایان آتشبس دوهفتهای میان ایران و آمریکا، تحرکات دیپلماتیک برای توافق و افزایش فشارهای نظامی همزمان پیش میرود. تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که دیپلماسی پیرامون جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل وارد فازی فعالتر اما بهمراتب پیچیدهتر شده است؛ فازی که در آن، تلاش برای بازگرداندن مذاکرات به مسیر، با افزایش چانهزنی و گسترش تنش در جبهههای دیگر منطقه همزمان پیش میرود. این درحالیست که اعلام آتش بس در لبنان از سوی دونالد ترامپ بار دیگر نقش جبهه لبنان در چشمانداز توافق پیشرو را پررنگتر از پیش کرده است.
***
ورود عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به پایتخت ایران در شرایطی انجام شده که دور پیشین مذاکرات در اسلامآباد بدون نتیجه مشخص پایان یافته بود. مقامهای پاکستانی از آمادگی دو طرف برای ادامه گفتوگو سخن میگویند، اما هنوز زمانی برای دور بعدی تعیین نشده است. این سفر در تهران بهعنوان تلاشی برای احیای مسیر مذاکرات و همزمان ایجاد زمینه برای تمدید آتشبس تلقی میشود، هرچند منابع نزدیک به گفتوگوها تأکید دارند که اختلافها همچنان عمیق و حلنشده باقی مانده است.
برخی از مقامهای نظامی ایران از جمله محسن رضایی میگویند ادامهی آتشبس پیش از حصول توافق نهایی به ضرر ایران است. وزارت امورخارجه نیز موافقت ایران با تمدید آتش بس را تا کنون رد کرده. وزارت خارجه پاکستان نیز گفته هنوز هیچ زمان مشخصی برای برگزاری دور جدید مذاکرات تعیین نشده است. همزمان رویترز گزارش داده ایران در چارچوب مذاکرات با آمریکا پیشنهاد داده است در صورت دستیابی به توافق، کشتیها بتوانند از مسیر آبهای عمان در تنگه هرمز بدون خطر حمله عبور کنند.
در ادامه تلاشهای دیپلماتیک روسیه ادعا کرده از نظر فنی و لجستیکی آماده دریافت اورانیوم غنیشده از ایران بود و تهران نیز با این فرآیند موافقت کرده بود، اما طرف آمریکایی با این گزینه مخالفت کرد. گزارشها حاکیست تهران دربرابر درخواست آمریکا مبنی بر رقیق کردن ارانیوم غنیشده موافقت کرده اما گفته میخواهد خود در داخل این کار را انجام دهد نه در کشور خارجی و همین یکی از محلهای مورد منازعه است.
در همین حال، نشانههایی از تغییر در چارچوب مذاکرات دیده میشود. گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایران و آمریکا ابتدا قصد دارند برای مهار بحران یک توافق موقتی انجام دهند و بعد طی شصت روز زمینه را برای یک توافق نهایی و جامع آماده کنند، اما هیچ یک از طرفین به طور مستقل این ادعاها را تآیید نکردهاند. با این حال، گرههای اصلی همچنان پابرجاست: سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا، مدت و دامنه محدودسازی غنیسازی، و نحوه رفع تحریمها. فاصله میان خواستههای دو طرف، از تعلیق بلندمدت مورد نظر واشینگتن تا دوره کوتاهتر پیشنهادی تهران، نشان میدهد که حتی رسیدن به یک توافق موقت نیز آسان نخواهد بود.
در سوی مقابل، ایالات متحده در حال تشدید همزمان فشار نظامی و اقتصادی است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هشدار داده که اگر ایران با یک توافق موافقت نکند، نیروهای آمریکایی آماده ازسرگیری عملیات نظامی هستند. همزمان، واشینگتن مرحله جدیدی از فشار را با عنوان «فشار اقتصادی حداکثری» یا آنچه در محافل نظامی «Economic Fury» خوانده میشود، پیش میبرد؛ راهبردی که بر تشدید محاصره دریایی و کنترل مسیرهای کشتیرانی متمرکز است.
گزارشها حاکی از آن است که در این چارچوب، کشتیهایی که به مقصد ایران حرکت میکنند، ممکن است با خطر بازرسی یا حتی مواجهه با نیروی نظامی آمریکا روبهرو شوند. این وضعیت، بهویژه در تنگه هرمز، به شکلگیری نوعی «دوگانگی حاکمیتی» انجامیده است: کشتیهایی که از نظر ایران مجاز به عبورند، ممکن است از سوی آمریکا هدف قرار گیرند و بالعکس. همین وضعیت، نگرانیها درباره امنیت انرژی و تجارت جهانی را افزایش داده و واکنش قدرتهای دیگر را نیز برانگیخته است.
در همین زمینه، وزیر خارجه چین خواستار بازگرداندن فوری ایران و آمریکا به میز مذاکرات شده و هشدار داده که ادامه درگیریها تأثیرات جدی بر امنیت انرژی و مسیرهای کشتیرانی، بهویژه در تنگه هرمز، داشته است. این موضعگیری نشان میدهد که جنگ، بیش از پیش به یک مسئله بینالمللی با پیامدهای اقتصادی گسترده تبدیل شده است.
در این میان، جبهه لبنان بهطور مستقیم به یکی از نقاط تعیینکننده در مسیر دیپلماسی تبدیل شده است. در حالی که حملات در جنوب لبنان ادامه دارد، دونالد ترامپ اعلام کرده که اسرائیل و لبنان برای آغاز یک آتشبس ۱۰روزه به توافق رسیدهاند و این روند را بخشی از تلاش برای رسیدن به «صلح پایدار» توصیف کرده است. او همچنین از قصد خود برای دعوت از بنیامین نتانیاهو و جوزف عون به کاخ سفید برای «گفتوگوهای معنادار» خبر داده و این توافق را نتیجه تماسهای مستقیم با رهبران دو طرف توصیف کرده است. همزمان، گزارشهایی از منابع منطقهای از جمله شبکه المیادین حاکی از آن است که برقراری آتشبس در لبنان یکی از شروط اصلی ایران در تحولات اخیر بوده؛ موضوعی که در صورت تثبیت، میتواند بهعنوان نشانهای از تأثیرگذاری تهران بر مسیر دیپلماسی تعبیر شود.
در مجموع، آنچه از تحولات اخیر برمیآید، نه یک حرکت خطی بهسوی توافق، بلکه شکلگیری یک وضعیت چندلایه و پرتنش است که در آن دیپلماسی، فشار نظامی، و تحولات میدانی بهطور همزمان در حال اثرگذاری بر یکدیگرند. مذاکرات فعالتر شده و نقش میانجیها پررنگتر است، اما همزمان تهدید به بازگشت درگیری و گسترش بحران به دیگر جبههها نیز افزایش یافته است.
در چنین شرایطی، سرنوشت این روند بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا طرفها میتوانند پیش از پایان مهلت آتشبس، بر سر حداقلی از اختلافها، چه در پرونده هستهای و چه در دامنه منطقهای بحران، به توافق برسند یا نه؛ توافقی که اگرچه ممکن است موقت باشد، اما میتواند مسیر جنگ و دیپلماسی را بهطور معناداری تغییر دهد.







