تحریریه نیماد – همزمان با نزدیک شدن به پایان آتشبس دوهفتهای میان ایران و ایالات متحده، تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که دیپلماسی پیرامون جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، نشانههای پیشرفت در مذاکرات با تشدید همزمان فشارهای نظامی و گسترش تنش در جبهههای منطقهای در هم تنیده است. در این میان، اعلام آتشبس ۱۰روزه در لبنان از سوی دونالد ترامپ، بار دیگر نقش این جبهه را در معادله کلی مذاکرات پررنگتر کرده و بر پیچیدگی مسیر پیشرو افزوده است.
***
تازهترین اظهارات دونالد ترامپ نشان میدهد که روایت مذاکرات وارد فازی متفاوت شده است. رئیسجمهور آمریکا میگوید ایران «تقریباً با همه چیز موافقت کرده» و دو طرف «بسیار به توافق نزدیک» شدهاند. او همچنین مدعی شده تهران پذیرفته برای بیش از ۲۰ سال به سمت سلاح هستهای نرود و حتی احتمال داده که در صورت نهایی شدن توافق، شخصاً در روند مذاکرات حضور پیدا کند. با این حال، او همزمان هشدار داده که در صورت شکست گفتوگوها، درگیریها میتواند از سر گرفته شود. مقامهای رسمی ایران تاکنون واکنشی به این اظهارات نشان ندادهاند؛ سکوتی که در کنار لحن خوشبینانه واشینگتن، به ابهام در ارزیابی وضعیت واقعی مذاکرات افزوده است.
در همین حال، میانجیگری پاکستان بهعنوان یکی از مسیرهای اصلی بازگشت به میز مذاکره در حال پیگیری است. سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران پس از آن انجام شد که دور پیشین گفتوگوها در اسلامآباد بدون نتیجه مشخص پایان یافت. مقامهای پاکستانی از آمادگی دو طرف برای ادامه مذاکرات سخن میگویند، اما هنوز زمان مشخصی برای دور بعدی تعیین نشده است. این سفر در تهران بهعنوان تلاشی برای احیای مسیر گفتوگوها و همزمان بررسی امکان تمدید آتشبس تلقی میشود، هرچند منابع نزدیک به مذاکرات تأکید دارند که اختلافها همچنان عمیق و حلنشده باقی مانده است.
در داخل ایران نیز نشانههایی از احتیاط و حتی تردید نسبت به ادامه آتشبس بدون توافق دیده میشود. برخی مقامهای نظامی از جمله محسن رضایی گفتهاند ادامه آتشبس پیش از دستیابی به توافق نهایی میتواند به ضرر ایران باشد. همزمان، وزارت امور خارجه ایران نیز تاکنون با تمدید آتشبس موافقت نکرده است. در سطح عملیاتی، گزارشها حاکی از آن است که تهران در مذاکرات پیشنهاد داده در صورت دستیابی به توافق، عبور کشتیها از مسیر آبهای عمان در تنگه هرمز بدون خطر حمله تضمین شود؛ پیشنهادی که نشان میدهد امنیت کشتیرانی به یکی از محورهای کلیدی گفتوگوها تبدیل شده است.
در همین چارچوب، اختلاف بر سر نحوه مدیریت برنامه هستهای همچنان یکی از مهمترین موانع باقی مانده است. روسیه اعلام کرده از نظر فنی آماده دریافت اورانیوم غنیشده از ایران بوده و تهران نیز با این گزینه موافقت کرده، اما ایالات متحده با آن مخالفت کرده است. در مقابل، گزارشها نشان میدهد ایران با اصل کاهش سطح غنیسازی موافقت کرده، اما بر انجام این فرآیند در داخل کشور تأکید دارد—نقطهای که همچنان محل منازعه باقی مانده است.
در کنار این اختلافها، گمانهزنیها درباره حرکت به سمت یک توافق موقت نیز افزایش یافته است؛ توافقی که هدف آن مهار بحران در کوتاهمدت و ایجاد فرصت برای دستیابی به یک توافق جامع در بازهای حدود دو ماهه عنوان میشود. با این حال، هیچیک از طرفها این سناریو را بهطور رسمی تأیید نکردهاند و فاصله میان خواستههای دو طرف—از توقف بلندمدت مورد نظر واشینگتن تا دوره کوتاهتر مدنظر تهران—نشان میدهد که حتی این مسیر نیز با چالشهای جدی روبهروست.
در سوی دیگر، ایالات متحده همزمان با پیشبرد مذاکرات، فشارهای نظامی و اقتصادی را افزایش داده است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هشدار داده که در صورت عدم دستیابی به توافق، نیروهای آمریکایی آماده ازسرگیری عملیات هستند. همزمان، واشینگتن مرحله جدیدی از فشار را با تمرکز بر محاصره دریایی و کنترل مسیرهای کشتیرانی دنبال میکند؛ راهبردی که در محافل نظامی با عنوان «Economic Fury» شناخته میشود.
این سیاست بهویژه در تنگه هرمز به شکلگیری وضعیتی پیچیده انجامیده است؛ جایی که کشتیهای مورد تأیید ایران ممکن است با محدودیتهای آمریکا روبهرو شوند و بالعکس. چنین وضعیتی، که برخی آن را نوعی «دوگانگی حاکمیتی» توصیف میکنند، نگرانیها درباره امنیت انرژی و تجارت جهانی را افزایش داده و واکنش قدرتهایی مانند چین را نیز بهدنبال داشته است. وزیر خارجه چین در همین راستا خواستار بازگشت فوری ایران و آمریکا به مذاکرات شده و نسبت به پیامدهای ادامه درگیریها برای امنیت انرژی هشدار داده است.
در این میان، تحولات لبنان بهطور فزایندهای به یکی از متغیرهای تعیینکننده در مسیر دیپلماسی تبدیل شده است. در حالی که حملات در جنوب لبنان ادامه دارد، ترامپ اعلام کرده اسرائیل و لبنان برای آغاز یک آتشبس ۱۰روزه به توافق رسیدهاند و این توافق را گامی در مسیر «صلح پایدار» توصیف کرده است. او همچنین از برنامه خود برای دعوت از بنیامین نتانیاهو و جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، به کاخ سفید برای برگزاری گفتوگوهای مستقیم خبر داده است. همزمان، گزارشهایی از منابع منطقهای حاکی از آن است که برقراری آتشبس در لبنان یکی از شروط اصلی ایران در روند تحولات اخیر بوده؛ موضوعی که در صورت تثبیت، میتواند بهعنوان نشانهای از تأثیرگذاری تهران بر مسیر مذاکرات تعبیر شود.
بنیامین نتانیاهو نیز آتشبس ده روزه با لبنان را تأیید کرده اما ضمن امیدواری به یک «توافق تاریخی» اعلام کرده اصلیترین خواسته اسرائیل «مضحمل شدن» حزبالله است. او همچنین گفته دونالد ترامپ به او اطمینان داده محاصره تنگه هرمز تا «از بین بردن توان هستهای ایران» ادامه خواهد داشت.
در مجموع، آنچه اکنون در حال شکلگیری است، نه یک مسیر خطی بهسوی توافق، بلکه نوعی تعادل ناپایدار میان دیپلماسی و فشار است؛ جایی که نشانههای پیشرفت در گفتوگوها با تداوم تهدید نظامی و گسترش تنشهای منطقهای همراه شده است. در چنین شرایطی، سرنوشت این روند بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا طرفها میتوانند پیش از پایان مهلت آتشبس، بر سر حداقلی از اختلافها—چه در پرونده هستهای و چه در دامنه منطقهای بحران—به توافق برسند یا نه؛ توافقی که حتی اگر موقت باشد، میتواند مسیر جنگ و دیپلماسی را بهطور معناداری تغییر دهد.








