تحریریه نیماد – همزمان با ورود مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به مرحلهای حساس، مجموعهای از نشانههای متناقض فضای سیاسی و امنیتی منطقه را در وضعیتی معلق نگه داشته است: از یکسو گزارشها از تبادل متنهای تازه، میانجیگری فعال پاکستان و احتمال نزدیک شدن دو طرف به یک چارچوب تفاهم حکایت دارد؛ از سوی دیگر، اختلافهای بنیادین بر سر برنامه هستهای ایران، سرنوشت اورانیوم غنیشده، تضمینهای امنیتی، آینده تنگه هرمز و نقش اسرائیل همچنان مانع اصلی پایان قطعی جنگ است.
بر اساس گزارشهای تازه، تهران در حال بررسی پاسخ اخیر واشنگتن به چارچوب پیشنهادی آتشبس است؛ چارچوبی که پس از چند دور پیامرسانی غیرمستقیم و با میانجیگری پاکستان در حال بررسی است. سفر گزارششده عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران نیز در همین زمینه معنا پیدا میکند؛ سفری که بسیاری از ناظران آن را تلاشی برای انتقال پیامهای نهایی و جلوگیری از بازگشت جنگ میدانند.
العربیه روز چهارشنبه، ۳۰ اردیبهشت، با استناد به منابع خود گزارش داده بود که تلاشها برای نهایی کردن متن توافق میان واشنگتن و تهران در جریان است و ممکن است نسخه نهایی ظرف چند ساعت اعلام شود. این گزارش همچنین احتمال داده بود که فرمانده ارتش پاکستان روز پنجشنبه به تهران سفر کند تا نسخه نهایی توافق را اعلام کند. با این حال، تحولات روز پنجشنبه نشان داد که این خوشبینی هنوز با موانع جدی روبهروست.
مهمترین مانع تازه، موضع سختتر تهران درباره ذخایر اورانیوم غنیشده است. رویترز به نقل از دو منبع ارشد ایرانی گزارش داده که رهبر جمهوری اسلامی دستور داده ذخایر اورانیوم نزدیک به سطح تسلیحاتی نباید از ایران خارج شود؛ خواستهای که دقیقا در نقطه مقابل یکی از مطالبات اصلی آمریکا و اسرائیل قرار دارد. به گفته این منابع، مقامهای ارشد ایران معتقدند انتقال این ذخایر به خارج، کشور را در برابر حملات احتمالی بعدی آسیبپذیرتر میکند.
این مسئله از آن جهت کلیدی است که بنیامین نتانیاهو پایان جنگ را به خروج اورانیوم غنیشده از ایران، توقف حمایت تهران از نیروهای نیابتی و محدود شدن توان موشکی ایران مشروط کرده است. در مقابل، تهران میگوید پیش از ورود به مذاکرات تفصیلی هستهای، باید پایان دائمی جنگ و تضمین معتبر در برابر حملات دوباره آمریکا و اسرائیل روشن شود.
اما همزمان با ادامه تبادل پیامها، لحن واشینگتن نیز در ساعات اخیر بهطور محسوسی تندتر شده است؛ موضوعی که میتواند نشانهای از تلاش آمریکا برای افزایش فشار در آستانه تصمیمگیری نهایی تلقی شود.
استیون میلر، معاون رئیس دفتر کاخ سفید، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز هشدار داد که حکومت ایران اکنون با «یک انتخاب» روبهروست: یا توافقی را بپذیرد که برای آمریکا رضایتبخش باشد یا با «مجازاتی نظامی مواجه شود که نمونه آن در تاریخ معاصر دیده نشده است.» این موضع در ادامه اظهارات اخیر دونالد ترامپ مطرح شد که گفته بود واشینگتن در صورت شکست دیپلماسی آماده اقدام دوباره است، هر چند هنوز چند روز به روند مذاکرات فرصت میدهد.
با این حال، این موضعگیریها در تهران نه لزوما بهعنوان نشانه برتری آمریکا، بلکه از سوی برخی محافل بهعنوان بخشی از همان الگوی آشنای «چانهزنی تحت فشار» تفسیر میشود؛ تلاشی برای آنکه پیش از ورود به مرحله نهایی توافق، دامنه امتیازهای قابل دریافت از ایران افزایش پیدا کند.
تنگه هرمز، اما، اکنون به همان اندازه برنامه هستهای به محور مذاکرات تبدیل شده است. سلطان الجابر، رئیس شرکت ملی نفت امارات، گفته حتی اگر جنگ همین امروز پایان یابد، بازگشت کامل جریان نفت از هرمز پیش از سهماهه اول یا دوم سال ۲۰۲۷ ممکن نخواهد بود. او هشدار داده که انسداد عملی هرمز نه فقط یک بحران اقتصادی، بلکه «سابقهای خطرناک» برای آزادی کشتیرانی در جهان است. این ارزیابی، از بدبینانهترین برآوردهای ارائهشده از سوی مدیران ارشد صنعت انرژی است و نشان میدهد آثار جنگ، حتی در صورت توافق سیاسی، بهسرعت از میان نخواهد رفت.
در همین حال، ایران ظاهراً میکوشد کنترل خود بر تنگه هرمز را به اهرمی ساختاری در مذاکرات تبدیل کند. برخی گزارشها از ایجاد سازوکارهای بازرسی، اخذ مجوز و حتی دریافت هزینه در مسیر عبور کشتیها حکایت دارند. تهران همچنین خواهان آن است که نوعی حق اعمال کنترل بر هرمز در چارچوب توافق به رسمیت شناخته شود؛ مطالبهای که برای آمریکا و متحدان منطقهای آن بسیار پرهزینه و حساس است.
بازارهای جهانی نیز همچنان به این وضعیت واکنش نشان میدهند. پس از دو روز کاهش، قیمت نفت بار دیگر افزایش یافت و بهای نفت برنت از ۱۰۵ دلار عبور کرد؛ نشانهای از اینکه حتی بدون بازگشت رسمی جنگ، تردید درباره آینده هرمز و پایداری آتشبس همچنان به یکی از مهمترین عوامل فشار بر اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
در سوی مقابل، واشینگتن خواهان بستهای فوری و همزمان است: پایان جنگ، بازگشایی هرمز، محدودیتهای هستهای سنگین، توقف غنیسازی و سازوکار اجرایی یکمرحلهای. ایران اما خواستار روندی مرحلهای است: ابتدا توقف جنگ و تضمینهای امنیتی، سپس گشایش در هرمز و در نهایت مذاکرات هستهای و اقتصادی. همین اختلاف بر سر ترتیب اجرا، یکی از گرههای اصلی گفتوگوهاست. رویترز پیشتر گزارش داده بود که چارچوب مورد بحث میتواند شامل سه مرحله باشد: پایان رسمی جنگ، حل بحران هرمز و آغاز یک دوره ۳۰ روزه برای مذاکره بر سر توافق گستردهتر.
روسیه نیز در این میان موضعی محتاط اما روشن گرفته است. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، گفته بحران ایران فقط از مسیر دیپلماسی و با در نظر گرفتن منافع ایران قابل حل است و سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران باید توسط خود تهران تعیین شود. این موضع، در عمل، به تقویت موقعیت چانهزنی ایران کمک میکند، هر چند بعید است بهتنهایی بتواند شکاف تهران و واشینگتن را پر کند.
در سطح امنیتی نیز فضای مذاکرات شکنندهتر شده است. سیانان گزارش داده که ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد ایران بخشی از تولید پهپادی خود را در دوره آتشبس از سر گرفته و بازسازی توان نظامی این کشور سریعتر از پیشبینیهای اولیه در حال انجام است. رویترز گفته نتوانسته این گزارش را بهطور مستقلا تأیید کند، اما همزمان دونالد ترامپ هشدار داده آمریکا در صورت نرسیدن به توافق آماده حملات تازه است، هرچند میتواند چند روز برای «دریافت پاسخ درست» صبر کند.
همزمان، نشانههایی نیز از تلاش تهران برای حفظ یا بازسازی ظرفیت بازدارندگی خود دیده میشود. علاوه بر گزارشهایی که از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا درباره ازسرگیری بخشی از تولید پهپادی ایران حکایت دارند، یک منبع نظامی ایرانی نیز در گفتوگو با رسانههای روسی مدعی شده ایران به تسلیحات پیشرفتهای دست یافته که هنوز در میدان به کار گرفته نشدهاند و در صورت حمله تازه آمریکا، این بار قصد «خویشتنداری» ندارد.
فارغ از میزان اعتبار عملی این ادعاها، اهمیت سیاسی این پیامها در آن است که تهران میکوشد نشان دهد آتشبس الزاما به معنای فرسایش توان بازدارندگی ایران نبوده و گزینه بازگشت به تقابل همچنان روی میز باقی مانده است.
در نتیجه، مذاکرات ایران و آمریکا در وضعیتی دوگانه قرار گرفته است: هیچیک از طرفها ظاهرا خواهان بازگشت فوری به جنگ نیست، اما هر دو میکوشند نشان دهند که از آن نمیترسند. ایران تصور میکند با کنترل هرمز، بازسازی بخشی از توان نظامی و مقاومت بر سر اورانیوم، دست بالاتری در مذاکرات پیدا کرده است؛ آمریکا نیز تلاش میکند با تهدید نظامی، فشار اقتصادی و هماهنگی با اسرائیل، تهران را به پذیرش توافقی سختتر و سریعتر وادار کند.
به همین دلیل، خوشبینی دیروز درباره نهایی شدن متن توافق هنوز زودهنگام به نظر میرسد. مسیر دیپلماسی باز است، اما توافق نهایی نه نزدیک به معنای قطعی کلمه است و نه ناممکن. واقعیت این است که دو طرف اکنون نه بر سر اصل مذاکره، بلکه بر سر معنای پایان جنگ اختلاف دارند: برای واشینگتن، پایان جنگ یعنی مهار فوری برنامه هستهای و بازگشت آزادانه جریان انرژی از هرمز؛ برای تهران، پایان جنگ یعنی تضمین امنیت، حفظ بخشی از اهرمهای راهبردی و جلوگیری از تبدیل آتشبس به مقدمه حملهای تازه.








