یکشنبه، ۲۷ مهر ۱۴۰۴

نگاه جهان

چگونه راست افراطی اروپا اقتصاد را تهدید می‌کند

اکونومیست می‌نویسد که راست افراطی اروپا با وعده‌های عوام‌پسندانه‌ حمایت از مردم و مخالفت با اصلاحات اقتصادی، به تهدیدی جدی برای ثبات مالی قاره بدل شده است. این رسانه هشدار می‌دهد که اگر این جریان در کشورهایی که نزدیک به نیمی از تولید ناخالص داخلی اروپا را دارند به قدرت برسد، نتیجه می‌تواند رکود یا حتی بحران بازار اوراق قرضه باشد. در حالی‌که احزاب راست افراطی از خروج از اتحادیه اروپا فاصله گرفته‌اند، سیاست‌های حمایت‌گرایانه، ضد‌رقابتی و ولخرجانه‌شان رشد اقتصادی را خفه می‌کند و خطر ازهم‌پاشی نظم مالی را افزایش می‌دهد. ترجمه این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.

 

یاغیانی که می‌خواهند سیستم را در هم بشکنند، اغلب سرانجام خود مسئول آن می‌شوند. برای راست افراطی اروپا، چنین سرنوشتی هم‌اکنون در افق پدیدار شده است. آن‌ها در نظرسنجی‌ها در بریتانیا، فرانسه و آلمان جلوتر یا در همان حدود هستند. در ایتالیا در قدرت‌اند، در هلند مدتی کوتاه رهبری ائتلاف را به دست گرفتند، و در لهستان در ماه ژوئن، نامزد ریاست‌جمهوری‌شان بر کاندیدای مرکز پیروز شد. تا سال ۲۰۲۷، راست افراطی می‌تواند در اقتصاد‌هایی به قدرت برسد که در مجموع نزدیک به نیمی از تولید ناخالص داخلی اروپا را تشکیل می‌دهند.

این ضربه‌ای سنگین بر رفاه اروپا خواهد بود. تهدید مستقیم در استفاده راست افراطی از قدرت نهفته است. آن‌ها به مدیریت فن‌سالارانه می‌خندند، قول می‌دهند که رأی‌دهندگان را از رقابت و ویران‌سازی خلاق محافظت کنند، و به‌جایش ترکیبی اغواگر از یارانه‌ها و کاهش مالیات عرضه می‌کنند. موفقیت کامل انتخاباتی به معنای رکود اقتصادی بیشتر یا حتی بحران‌های پی‌درپی در بازار اوراق خواهد بود. تهدید غیرمستقیم این است که در برخی کشور‌ها، احزاب جریان اصلی پیشاپیش در برابر شورش پوپولیستی به عقب نشسته‌اند، از اصلاحات دشوار گریخته‌اند و سیاست‌های افراطی‌ها را تقلید می‌کنند، شیوه‌ای از حکومت‌داری که خطر پیروزی همان راست افراطی را که می‌خواهند مانعش شوند، بیشتر می‌کند.

تهدید مستقیم در استفاده راست افراطی از قدرت نهفته است. آن‌ها به مدیریت فن‌سالارانه می‌خندند، قول می‌دهند که رأی‌دهندگان را از رقابت و ویران‌سازی خلاق محافظت کنند، و به‌جایش ترکیبی اغواگر از یارانه‌ها و کاهش مالیات عرضه می‌کنند.

اقتصاد اروپا در سال‌های اخیر به‌هیچ‌وجه خوب اداره نشده است. رشد سالانه تولید ناخالص داخلی تنها ۱ درصد است. بازده اوراق ۳۰ ساله بریتانیا در سپتامبر ۲ام به ۵. ۷ درصد رسید، بالاترین میزان در بیش از یک‌چهارم قرن. پس از آن‌که فرانسوا بایرو، نخست‌وزیر فرانسه، رأی اعتماد به دولت خود را برای سپتامبر ۸ام اعلام کرد، بازده اوراق ۳۰ ساله این کشور به ۴. ۴۶ درصد رسید، بالاترین حد از ۲۰۰۸. آلمان، که زمانی موتور اقتصادی قاره بود، از ۲۰۱۹ تاکنون به‌سختی رشد کرده است.

شاید فکر کنید چنین کارنامه تیره‌ای تنها استدلال راست افراطی را تقویت می‌کند که اروپا نیازمند رویکردی تازه است. چنین است، اما نه آن تغییری که آنان پیشنهاد می‌کنند. در واقع، اروپا به‌هیچ‌وجه تاب دوره‌ای از مدیریت اقتصادی بدتر را ندارد.

ارزش دارد روشن کنیم خطر دقیقاً کجاست. همان‌گونه که گزارش داده‌ایم، احزاب راست افراطی در مسیر نزدیک شدن به قدرت، معمولاً میانه‌روتر شده‌اند. پیشنهاد‌هایی برای کنار گذاشتن یورو یا خروج از اتحادیه اروپا، اکنون عمدتاً نمادین است، هرچند آلترناتیو برای آلمان هنوز با «دگزیت» بازی می‌کند،. با شناخت این‌که اروپا رو به سالخوردگی می‌رود، اکنون به‌جای بستن کامل مرز‌ها، از طرح‌های کارگران مهمان برای تأمین نیروی کار تازه دفاع می‌کنند. مهم‌تر از همه، آن‌ها می‌خواهند از هر نوع اختلال اقتصادی که رأی‌دهندگان را می‌ترساند پرهیز کنند.

اما همین مقاومت در برابر تغییر، آنان را به خفه‌کنندگان رشد بدل می‌کند. در ایتالیا، جورجیا ملونی نسبتاً میانه‌رو بوده است، از جمله در قبال اروپا، اما او از اصلاحات تقویت‌کننده رشد که رأی‌دهندگانش را میرنجاند، پرهیز کرده است. در آمریکا، جنبش «مگا» یک جناح طرفدار فناوری و مقررات‌زدایی دارد که توجه رئیس‌جمهور را با نوستالژی بسیاری از هواداران ترامپ به رقابت می‌کشاند. در اروپا، در عوض، پوپولیسم تماماً به حفظ گذشته‌ای خیالی مربوط است. موفقیت راست افراطی، غیرمولدترین ویژگی‌های اروپا را تثبیت خواهد کرد: انتقال منابع به گروه‌های برگزیده، حمایت‌گرایی و دشمنی با رقابت.

در اروپا پوپولیسم تماماً به حفظ گذشته‌ای خیالی مربوط است. موفقیت راست افراطی، غیرمولدترین ویژگی‌های اروپا را تثبیت خواهد کرد: انتقال منابع به گروه‌های برگزیده، حمایت‌گرایی و دشمنی با رقابت.

مشکل بزرگ‌تر، ولخرجی مالی راست افراطی است. تقریباً همه احزاب پوپولیستی ترکیبی از کاهش مالیات همراه با سخاوت برای بازنشستگان و والدین کودکان خردسال را تبلیغ می‌کنند، برای افزایش نرخ زاد و ولد بومی. آن‌ها ادعا می‌کنند که کسری بودجه را با صرفه‌جویی عظیم از طریق کاهش هزینه‌های مربوط به مهاجران، بیکاران، اسراف بخش عمومی و بروکسل جبران می‌کنند. حزب «رفرم یوکی» وعده بخشش‌هایی به ارزش حدود ۲۰۰ میلیارد پوند، ۲۶۶ میلیارد دلار، معادل ۵ درصد تولید ناخالص داخلی بریتانیا داده است، بر پایه ۱۰۰ میلیارد پوند صرفه‌جویی خارق‌العاده، از جمله کاهش نامشخص ۵ درصدی در کل دولت. این حزب گمان می‌کند می‌تواند ۴۲ میلیارد پوند با کاهش مهاجرت و ۱۰ میلیارد پوند از مدیریت بهتر صندوق‌های بازنشستگی بخش عمومی ذخیره کند.

بازار اوراق قرضه بی‌شک چنین توهماتی را خواهد ترکاند. در واقع، ترکیب رشد پایین و بی‌انضباطی بودجه‌ای، ناگزیر به سوی بحران مالی می‌رود. در بهترین حالت، این بحران سطحی از عقلانیت را تحمیل خواهد کرد. در ایتالیا، جایی که خاطرات بحران یورو هنوز تازه است و دولت برای دسترسی به حمایت بانک مرکزی اروپا نیازمند تأیید بودجه در سطح اتحادیه است، خانم ملونی کشتی مالی را سختگیرانه هدایت می‌کند.

اما در صورت بحران یورو، پوپولیسم خطر را دوچندان می‌کند. امروز بانک مرکزی اروپا عملاً وام‌دهنده نهایی دولت‌هاست. بازار‌ها به سوگند ماریو دراگی، رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، که «هر کاری لازم باشد» برای حفظ یورو انجام خواهد داد، اعتماد ضمنی دارند، به شرطی که دولت‌ها آنچه را یک مقام سابق «عقلانیت کلان اقتصادی» نامیده است، نشان دهند. وقتی همه‌گیری کووید-۱۹ ضربه زد، اتحادیه به قدر کافی متحد بود که صندوق بازیابی مالی را به‌عنوان بیمه مالی شکل دهد.

آیا چنین چیزی هنوز درست خواهد بود اگر مارین لوپن یا جردن باردلا رئیس‌جمهور و رهبر دولت «مجمع ملی» در فرانسه باشند؟ در بحران یورو، دولت‌های ملی باید با یکدیگر و بانک مرکزی اروپا در نشست‌های شبانه همکاری کنند. بازار‌ها هر نوع دودلی یا اختلاف را بی‌رحمانه مجازات خواهند کرد. برای دهه‌ها، پاسخ به هر بحران «اروپای بیشتر» بوده است. بحران‌های اخیر به نظارت مشترک بانکی و صدور اوراق قرضه مشترک انجامید. چنین راه‌حل‌هایی برای احزابی که به رأی‌دهندگانشان «اروپای کمتر» وعده داده‌اند، غیرقابل‌تحمل خواهد بود. لازم نیست جورج سوروس باشید تا پیش‌بینی کنید سرمایه‌گذاران اوراق قرضه انسجام منطقه یورو را در صورت انتخاب «مجمع ملی» آزمایش خواهند کرد.

سیاستمداران اروپا در تنگنا هستند. تغییر، آنان را نامحبوب می‌کند، ریاضت، وعده‌های افراطی راست را پررنگ‌تر خواهد کرد، و احتیاط، هرچند وسوسه‌انگیز، پوسیدگی‌ای را که اعتماد رأی‌دهندگان به سیاست را می‌خورد، تداوم می‌بخشد.

درگیر بین صخره و زمین سفت؛ گرفتاری میان دو وضعیت سخت

شاید همه این‌ها گمانه‌زنی به نظر برسد. اما سایه‌اش همین امروز هم بر اقتصاد افتاده است، چراکه بسیاری از سیاستمداران جریان اصلی تمایلی یا توانایی انجام اصلاحات ندارند، از ترس این‌که به رقیبانشان سلاح بدهند. پارسال، آقای دراگی مجموعه‌ای از پیشنهاد‌ها را برای تقویت اقتصاد اروپا معرفی کرد، از جمله یکپارچه‌سازی بازار‌های مالی قاره و راه‌های متعدد برای کاهش بوروکراسی. این پیشنهاد‌ها دقیقاً به هیچ‌جا نرسیده‌اند.

سیاستمداران اروپا در تنگنا هستند. تغییر، آنان را نامحبوب می‌کند، ریاضت، وعده‌های افراطی راست را پررنگ‌تر خواهد کرد، و احتیاط، هرچند وسوسه‌انگیز، پوسیدگی‌ای را که اعتماد رأی‌دهندگان به سیاست را می‌خورد، تداوم می‌بخشد. اکونومیست شجاعتی را که برای پیگیری تغییر جسورانه لازم است، دست‌کم نمی‌گیرد. اما بدیل، یعنی تسلیم شدن به راست افراطی، گزینه‌ای غم‌بار و شکست‌طلبانه است.

منبع:

اکونومیست

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

نگاه جهان

چگونه راست افراطی اروپا اقتصاد را تهدید می‌کند

اکونومیست: در بهترین حالت، قاره سبز باید انتظار رکود را داشته باشد، در بدترین حالت، سقوط بازار اوراق قرضه