در روز برگزاری مراسم بیست و هفتمین سالگرد قتل «پروانه و داریوش فروهر»، جمعی گسترده از دوستداران، فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در منزل این دو چهره ملی جمع شده بودند.
از همان بدو ورود، حضور نیروهای امنیتی در اطراف و درون کوچه محسوس بود و آنان از شرکتکنندگان تصویربرداری میکردند. با وجود این فضای سنگین، جمعیت فراوانی با حضور زنان، جوانان، و چهرههای سیاسی از طیفهای گوناگون گرد هم آمده بودند.
در میانه مراسم، پرستو فروهر بیانیهای را به مناسبت این سالگرد قرائت کرد. در بخشهایی از این بیانیه به مساله پیگیری دادخوهی جنایت «قتلهای زنجیرهای» از حاکمیت اشاره کرد که: «بر ماست که دادخواهی ناتمام این جنایتهای حکومتی را همچنان یادآوری و پیگیری کنیم و بیشتر تلاش کنیم تا در مغاک فاجعه این دوران به مدد پایداری و جسارت خویش “زندگی” بسازیم».
در بخش دیگری از بیانیه، پرستو فروهر که در مواضع و سخنان اخیر خود در میانه جنگ۱۲ روزه ایران و اسراییل به تبیین شجاعانه تفکیک میان «دادخواهی» از «خونخواهی» پرداخته بود و مسیر دادخواهی را از چرخه خشونت بیپایان و انتقامجویی جدا کرده بود با صدایی لرزان و بغضآلود به بداخلاقیهای سیاسی این روزها در حق پدرش اشاره کرد و ادامه داد: «در بیست و هفتمین سال پس از قتل او، جماعتی دریده سربرآورده که برای انتقامگیری از پنجاه و هفتیها وعده نبش قبر میدهد تا استخوانهایش را بسوزاند. کینهتوزی و دریدگی و جهل، آدم را در بهت فرو میبرد و من امسال تا عمق جان شرمسار او هستم که پس از عمری جاننثاری برای آزادی و آبادی ایران، پس از مرگی چنان فجیع و دردناک، جسدش هم نمیتواند در خاک میهنش آرام بگیرد.»
در پایان بیانیه، حاضران با شعار «زن، زندگی، آزادی» و اجرای سرود ملی «ای ایران» یاد و راه مادر و پدر او را گرامی داشتند.
در حیاط خانه، درختی چشمگیر دیده میشد که پرستو فروهر آن را با نوشتههایی در پیوند با جنبش «زن، زندگی، آزادی» آراسته بود؛ نشانی نمادین از پیوند میان حافظه تاریخی آن قتلهای سیاسی و خواستهای زنده جامعه امروز برای «آزادی، زندگی و کرامت انسانی».
بیستوهفتمین سالگرد قتل پروانه و داریوش فروهر نه تنها یادآور تلخترین فصل تاریخ معاصر ایران بود، بلکه بار دیگر نشان داد که حافظه جمعی، حتی در برابر فشار و محدودیت، همچنان زنده میماند و صدای دادخواهی خاموشی ندارد.





