نشریه اکونومیست در یادداشت تازهای به پیچیدگی روابط میان ایران و ایالات متحده در موقعیت کنونی پرداخت و گفت که فعلا نباید روی مرتب شدن اوضاع حساب باز کرد.
این یادداشت که به قلم «دالیا داسا کی»، استاد پیشین روابط بینالملل در دانشگاه جورج واشنگتن و متخصص خاورمیانه نگاشته شده است، استدلال میکند که رهبران ایران پس از حمله نظامی ایالات متحده دیگر تمایلی به معامله با «شیطان بزرگ» ندارند و سابقه تاریخی و سیاستهای متناقض دولت آمریکا نیز شانس هر گونه موفقیت دیپلماتیک دوجانبه را به شدت کاهش داده است.
وعده مذاکره، حمله نظامی
یادداشت نویسنده اکونومیست با اشاره به تناقض فاحش در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران آغاز میشود. سال جاری با امید به مذاکره شروع شد و با میانجیگری عمان و پنج دور مذاکرات بین آمریکا و ایران انجام گرفت، اما این امید در ماه ژوئن و زمانی از بین رفت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به نیروهای مسلح کشورش دستور داد تا به کارزار نظامی اسرائیل علیه ایران بپیوندند و با بمبافکنهای بی۲ تاسیسات هستهای ایران را بمباران کنند.
اما طولی نکشید که ترامپ دوباره لحن صلحجویانه در پیش گرفت و در ماه اکتبر اعلام کرد که «دست دوستی و همکاری به سوی ایران دراز کرده است». او چندی پیش نیز در حاشیه نشستی با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، تاکید کرد که ایرانیها «به شدت دنبال توافق هستند» و او هم «آمادگی کامل» دارد.
چرا شانس توافق کم است؟
نویسنده تأکید میکند که «آرزومندی» برای ایجاد گشایش واقعی در موقعیتهای بنبست کافی نیست، بهویژه زمانی که دشمنان تاریخچهای طولانی از خصومت دارند. سابقه تلاشهای شکستخورده آمریکا از دولت رونالد ریگان تا جو بایدن، نشان میدهد که اقدامات خصمانه مستمر ایران و ذهنیت ضدایرانی در آمریکا، تغییر مسیر سیاستگذاران را دشوار کرده است. حتی توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) نیز آنگونه که انتظار میرفت، تحولآفرین نبود.
اکونومیست مینویسد که دلایلی وجود دارد تا باور داشته باشیم این بار نیز اوضاع متفاوت نخواهد بود، از جمله فقدان شدید اعتماد. بر اساس این یادداشت، سابقه اقدامات ترامپ شامل خروج از برجام، سیاستهای «فشار حداکثری»، حمله منجر به ترور قاسم سلیمانی در دور اول ریاست جمهوری وی و حمایت کامل از حملات ژوئن، اعتماد را بین طرفین از بین برده است.
دلیل دوم نیز از نگاه نویسنده این مطلب، پیامهای متناقض آمریکاست. او مینویسد، ترامپ همزمان که از تمایل به توافق سخن میگوید، از تحریمهای سختتر از جمله حمایت از بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران حمایت میکند. موضع دولت او در قبال شرایط هستهای از پذیرش سطوح پایین غنیسازی به موضع حداکثری «غنیسازی صفر» رسیده، که این خط قرمز ایران و مانع اصلی در مذاکرات پیشین بوده است.
انگیزههای متضاد در تهران
برخی تحلیلگران معتقدند ایران تضعیفشده چارهای جز بازگشت به میز مذاکره با دست ضعیفتر ندارد. نگرانی اصلی رهبران ایران بقا و جلوگیری از حملات مجدد است. بحران وخیم اقتصادی، کمبود آب و انرژی و فشارهای اجتماعی ممکن است ایران را به سمت دادن امتیازات هستهای برای لغو تحریمها سوق دهد. همچنین، ایران نمیخواهد با افزایش انزوای خود و ناتوانی متحدانی چون چین و روسیه در محافظت از آن (مانند حمله ژوئن)، روابط رو به بهبود خود با کشورهای عربی خلیج فارس را به خطر اندازد.
اما اکونومیست یادآور میشود که همه رهبران ایران مشتاق معامله نیستند. پس از حمله ژوئن، ایران همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را کاهش داده، به توسعه برنامه موشکی خود ادامه میدهد و بر حق خود برای غنیسازی اورانیوم اصرار دارد. حملات ژوئن حتی ممکن است بحثهای داخلی را به سمت قویتر کردن گزینه هستهای سوق داده باشد. ایران بر بازدارندگی نظامی به همان اندازه دیپلماسی تکیه میکند و رهبران آن بارها هشدار دادهاند که در صورت حمله دوباره اسرائیل، پاسخ ایران ویرانکنندهتر خواهد بود.
چشمانداز توافق بزرگ نیست
اکونومیست مینویسد که تعهد ترامپ به دیپلماسی ممکن است ضعیف باشد. اگر چشمانداز توافقی وجود نداشته باشد، او میتواند به راحتی به سیاست اعمال زور بازگردد. تلاشها برای بیثبات کردن حاکمیت ایران تاکنون شکست خوردهاند، اما جاهطلبیهای آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی همچنان باقیست و «جنگ در سایه» اسرائیل و ایران (شامل خرابکاری و حملات سایبری متقابل) نیز ادامه دارد.
توازن قدرت و شرایط موجود چشماندازی برای دستیابی به توافقی بزرگ که به راست و ریس کردن روابط ایران و آمریکا بینجامد، به دست نمیدهد. در بهترین حالت، ممکن است توافقاتی جزئی و محدود (اعمال محدودیتهای هستهای محدود در ازای لغو تحریمهای محدود) شکل بگیرد که از درگیری نظامی جلوگیری کند. اما تحولات بنیادینی که بتواند آمریکا و ایران را از مسیر تقابل دور کند، انتظاری غیرواقعگرایانه است.








