جمعه، ۱ خرداد ۱۴۰۵

نگاه جهان

آیا حزب جمهوری‌خواه هنوز «حزب آمریکا»ست یا «حزب ترامپ»؟

در آستانهٔ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، شکاف‌های درون حزب جمهوری‌خواه بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ شکافی که دیگر صرفاً بر سر سیاست‌های اقتصادی، مهاجرت یا جنگ فرهنگی نیست، بلکه به پرسشی بنیادی‌تر بازمی‌گردد: وفاداری به قانون اساسی و سنت‌های سیاسی آمریکا یا وفاداری به شخص دونالد ترامپ؟ توماس فریدمن، ستون‌نویس باسابقهٔ نیویورک‌تایمز، در این یادداشت استدلال می‌کند که حذف تدریجی جمهوری‌خواهان منتقد ترامپ و گسترش سیاست‌های مبتنی بر شخص‌محوری، نشانهٔ بحرانی عمیق‌تر در ساختار سیاسی آمریکا است؛ بحرانی که به باور او می‌تواند مرز میان رقابت حزبی و فرسایش قواعد دموکراتیک را از میان بردارد. در ادامه برگردان این یادداشت را می خوانید:

***

در حالی که دونالد ترامپ و دولت او به انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک می‌شوند، اکنون به‌روشنی می‌توان دید که حزب جمهوری‌خواه به سه اردوگاه تقسیم شده است: جمهوری‌خواهان «هرگز ترامپ»؛ کسانی که حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی به این مرد ــ که از نظر آنان فاقد معیارهای اخلاقی است ــ رأی دهند؛ جمهوری‌خواهان «اول آمریکا»؛ کسانی که با بسیاری از سیاست‌های ترامپ همراه‌اند اما حاضر نیستند تخریب هنجارها و قوانین آمریکا را بپذیرند؛ و سرانجام جمهوری‌خواهان «اول ترامپ»؛ کسانی که معتقدند فرمان ترامپ مقدم بر قانون اساسی و سنت‌های سیاسی آمریکاست.

نگران‌کننده‌ترین اتفاق امروز آمریکا این است که جمهوری‌خواهان «اول ترامپ» به دستور خود او در حال پاکسازی همان معدود جمهوری‌خواهان «اول آمریکا» هستند. اگر جمهوری‌خواهان بتوانند در انتخابات میان‌دوره‌ای کنترل مجلس نمایندگان و سنا را حفظ کنند، عملاً هیچ ترمز سیاسی در برابر این حزب و این رئیس‌جمهور باقی نخواهد ماند. حتی احتمال تلاش برای باز کردن مسیر دورهٔ سوم ریاست‌جمهوری ترامپ را نیز نمی‌توان کاملاً منتفی دانست. آمریکا به سمت مسیر خطرناکی حرکت می‌کند.

فقط به روند نگاه کنید.

جمهوری‌خواهان «هرگز ترامپ» ــ چهره‌هایی چون لیز چنی، جان مک‌کین و میت رامنی ــ نه به خود ترامپ باور داشتند و نه به بسیاری از ایده‌هایش. از نگاه آنان، ترامپ هم به قانون اساسی بی‌احترامی می‌کرد و هم به اصول سنتی محافظه‌کاری. اما مک‌کین درگذشت، چنی از حزب کنار زده شد و رامنی نیز سیاست را ترک کرد.

جمهوری‌خواهان «اول آمریکا» حاضر بودند با بسیاری از سیاست‌های ترامپ همراه شوند؛ از کاهش مالیات گرفته تا محدود کردن مهاجرت یا مقابله با جریان «ووک». اما وقتی انتخاب میان پیشبرد این سیاست‌ها و تضعیف دموکراسی مطرح شد، خط قرمزی برای خود تعریف کردند. از نگاه آنان، آمریکا باید در اولویت باشد، نه شخص ترامپ.

منظورم کسانی مانند مایک پنس، معاون پیشین رئیس‌جمهور، بیل کسیدی سناتور ایالت لوئیزیانا و همچنین برخی قانون‌گذاران ایالتی در ایندیانا و کارولینای جنوبی است؛ کسانی که حاضر نشدند با پروژهٔ بحث‌برانگیز تغییر خارج از موعد حوزه‌های انتخاباتی همراه شوند؛ اقدامی که هدفش افزایش شانس جمهوری‌خواهان برای حفظ اکثریت مجلس نمایندگان بود. اما اکنون همین افراد نیز در حال رانده شدن از حزب هستند.

بیل کسیدی، سناتور جمهوری‌خواهی که دو دوره در سنا حضور داشت و در دادگاه استیضاح سال ۲۰۲۱ به محکومیت ترامپ رأی داده بود، به‌تازگی در انتخابات درون‌حزبی از نامزدی شکست خورد که آشکارا به اردوگاه «اول ترامپ» تعلق داشت.

سخنان او پس از شکست معنادار بود:

«بگذارید یک نکته را روشن کنم؛ کشور ما متعلق به یک فرد نیست. این کشور دربارهٔ رفاه همهٔ آمریکایی‌ها و دربارهٔ قانون اساسی ماست. اگر کسی این را نفهمد و بخواهد از ابزار قدرت برای کنترل دیگران استفاده کند، در واقع در خدمت خودش است، نه مردم. و چنین فردی صلاحیت رهبری ندارد.»

پاسخ ترامپ مستقیم‌تر و از جهاتی افشاگرانه‌تر بود. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت:

«بی‌وفایی او به مردی که باعث انتخاب شدنش شد، حالا افسانه شده و خوشحالم که دوران سیاسی‌اش تمام شد.»

روی این جمله مکث کنید: «بی‌وفایی به آن مرد» ــ نه بی‌وفایی به قانون اساسی ــ دلیل شکست او معرفی می‌شود. این یعنی «اول ترامپ».

سناتور لیندزی گراهام ــ که از نگاه منتقدانش برای حفظ نزدیکی به ترامپ حاضر است تقریباً از هر اصلی عبور کند ــ پس از شکست کسیدی گفت:

«می‌توانید با رئیس‌جمهور ترامپ اختلاف داشته باشید، اما اگر بخواهید او را نابود کنید، شکست خواهید خورد؛ چون این حزب، حزب دونالد ترامپ است.»

باز هم دقت کنید: نه «حزب جمهوری‌خواه»، بلکه «حزب دونالد ترامپ». یعنی حزب همان چیزی است که ترامپ تعیین می‌کند.

و بخش معنادارتر جمله این بود: «اگر بخواهید او را نابود کنید…»

ترجمهٔ سیاسی این حرف از نگاه نویسنده چنین است: اگر مانند کسیدی پس از وقایع حمله به کنگره به محکومیت ترامپ رأی دهید، دیگر از قانون اساسی دفاع نکرده‌اید؛ بلکه متهم می‌شوید که در حال «نابود کردن ترامپ» هستید.

از این منظر، دفاع از قانون اساسی مساوی با حمله به یک فرد تلقی می‌شود؛ حتی اگر همان فرد متهم باشد که اصل بنیادین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از طریق انتخابات را به چالش کشیده است.

با این حال، کسیدی تنها نیست.

دیوید فرنچ، همکار نویسنده، اخیراً دربارهٔ شین مَسی، رهبر اکثریت جمهوری‌خواه در سنای ایالت کارولینای جنوبی نوشت؛ کسی که توضیح داد چرا حاضر نیست از درخواست شخصی ترامپ برای بازترسیم میان‌دوره‌ای حوزه‌های انتخاباتی حمایت کند؛ اقدامی که می‌توانست تنها حوزهٔ انتخابیهٔ تحت کنترل دموکرات‌ها در این ایالت را حذف کند.

طبق قانون اساسی آمریکا، هر ده سال سرشماری انجام می‌شود و بر اساس تغییرات جمعیتی، کرسی‌های مجلس میان ایالت‌ها بازتوزیع می‌شود. اما قانون اساسی زمان بازترسیم مرزهای انتخاباتی را مشخص نکرده است. با این حال، عرف سیاسی این بوده که این کار تنها پس از سرشماری انجام شود.

از نگاه نویسنده، اینکه ترامپ از ایالت‌های جمهوری‌خواه بخواهد صرفاً برای تغییر نتیجهٔ انتخابات و جلوگیری از شکست احتمالی حزب در ماه نوامبر حوزه‌ها را دوباره طراحی کنند، شاید از نظر حقوقی قابل دفاع باشد، اما از نظر سیاسی چیزی جز تقلب نیست.

شین مَسی با این رویکرد همراه نشد. او گفت:

«می‌ترسم روزی برسد که خودمان را قانع کنیم تنها راه حفظ جمهوری این است که سیاست‌هایی اجرا کنیم که با بنیان‌های همان جمهوری در تضاد است.»

در ایندیانا نیز چند قانون‌گذار جمهوری‌خواه که حاضر نشدند از خواستهٔ ترامپ تبعیت کنند، در انتخابات درون‌حزبی شکست خوردند.

اسپنسر دیری، یکی از معدود مخالفانی که دوام آورد، گفت:

«هیچ‌وقت از اینکه به رأی‌دهندگان گوش دادم و کار درست را انجام دادم پشیمان نخواهم شد.»

نویسنده در پایان تأکید می‌کند که از نگاه او، این موضوع از جنس رقابت معمول حزبی نیست.

او معتقد است تغییر حوزه‌های انتخاباتی به خواست ترامپ، سیاست عادی نیست؛ تقلب است. همان‌طور که صندوق مالی تازه‌ای که برای جبران خسارتِ قربانیانِ به‌اصطلاح «پیگرد سیاسی دولت بایدن» ایجاد شده، از نگاه او استفادهٔ سیاسی از منابع عمومی است.

شاید دموکرات‌ها همچنان بتوانند با مشارکت بالا بر این روند غلبه کنند. اما اگر نتیجه برعکس شود ــ اگر همین شیوه‌ها باعث شود اکثریت مجلس را از دست ندهند، حتی با وجود شکست در آرای مردمی ــ نویسنده هشدار می‌دهد که جامعه آمریکا به‌سادگی از کنار آن عبور نخواهد کرد.

و در پایان می‌نویسد:

«نگران آیندهٔ جمهوری آمریکا هستم. فشار می‌آورید، باز هم فشار می‌آورید، و هیچ‌وقت نمی‌دانید دقیقاً چه زمانی از آخرین خط قرمز عبور کرده‌اید؛ چه زمانی آخرین هنجار را از میان برده‌اید و کل نظام حکمرانی شروع به فروپاشی می‌کند.

از نگاه من، ترامپ و جمهوری‌خواهانِ “اول ترامپ” آمریکا را به همان نقطه می‌برند.»

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

تیراندازی در نزدیکی ضیافت خبرنگاران کاخ سفید؛ ترامپ به‌سرعت از محل خارج شد

در پی وقوع یک حادثه تیراندازی در نزدیکی محل برگزاری ضیافت سالانه خبرنگاران کاخ سفید، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به همراه بانوی اول به‌سرعت از محل خارج شدند. این حادثه شامگاه شنبه در اطراف هتل واشینگتن هیلتون، محل برگزاری این رویداد، رخ داد و موجب ایجاد فضای وحشت و سردرگمی در میان صدها خبرنگار، مقام دولتی و مهمانان حاضر شد.

از «متمم ۲۵» تا «جنایت جنگی»؛ واکنش‌های تند و کم‌سابقه به تهدید تازه ترامپ علیه ایران

پست تازه دونالد ترامپ درباره ایران در صبح عید پاک، موجی از واکنش‌های تند سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا برانگیخت. منتقدان او، از برنی سندرز و کریس مورفی تا چاک شومر و دیگر چهره‌ها، نه‌فقط محتوای تهدیدآمیز این پیام، بلکه صلاحیت روانی و سیاسی ترامپ برای ادامه رهبری جنگ را نیز زیر سؤال بردند.

«نه به پادشاه»؛ میلیون‌ها آمریکایی در اعتراض به سیاست‌های ترامپ و جنگ علیه ایران به خیابان آمدند‎

هزاران شهر در سراسر ایالات متحده روز شنبه ۸ فروردین صحنه اعتراض به دولت دونالد ترامپ خواهد بود و از جمله محورهای این اعتراضات، نیز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران است، جنگی که طبق نظرسنجی‌ها اکثریت جامعه آمریکا از آن حمایت نمی‌کنند.

نگاه جهان

آیا حزب جمهوری‌خواه هنوز «حزب آمریکا»ست یا «حزب ترامپ»؟

توماس فریدمن در یادداشتی برای نیویورک‌تایمز استدلال می‌کند که حزب جمهوری‌خواه در حال عبور از رقابت سیاسی متعارف و حرکت به سوی نوعی وفاداری شخصی به دونالد ترامپ است؛ روندی که به باور او می‌تواند هنجارهای تثبیت‌شدهٔ دموکراسی آمریکایی را با چالشی جدی روبه‌رو کند.